The first 200 lines.
نظرتون چیه که مارک و
اسکاتی اینجا با ما زندگی کنن؟
عالیه
... آنچه در معشوقه ها گذشت
من ممنون میشم اگه لحن صدات رو تنظیم کنی
من تمام روز از کونت می خورم اگه تو تصمیم بگیری که زن من ارزش این رو داره که جونش رو نجات بدی
چرا می خوای این کار رو برام بکنی؟
می خوام مفید باشم. می خوام
به یه چیزی باور داشته باشم
من دوست دارم. و می دونم که می خوام باهات باشم اما نه الان
این هری باید خیلی خاص باشه
آره
شما هری دیویس هستید؟
من خیلی در مورد شما شنیدم
©.:: ارائه اي ديگر از مرجان .::©
©.:: معشوقه ها .::© ©.:: فصل سوم - قسمت سوم .::©
لوسی، ما پنج دقیقه دیگه می ریم! زود باش
من وقتی آماده بشم آماده هستم
مارک. مارک
بلند شو
اسکاتی
اسکاتی
باید این رو روشن کنم، مارک، من ساعت بیدار باش تو نیستم
من سه روزه که دارم بیدارت می کنم
این مسئولیت تو هست که اسکاتی رو
به موقع برسونی مدرسه، نه من
من صبح ها سخت بیدار میشم
من همونطور که گفتی خیلی پیشرفت نداشتم در این زمینه
من فکر می کنم که الان زمان خوبیه که
در مورد یه برنامه بازی حرف بزنیم
میراندا برای چند وقت کلاً نیست؟ سه ماه
ممکنه الان بهترین زمان باشه که
تو دنبال یه کاری بگردی
یه چیزی که تو رو از خونه بیرون بکشه
و یه نظم و ساختاری به برنامه روزانه ات بده؟
ساختار - درسته -
این حتی می تونه تمام وقت هم نباشه
فقط یه چیزی که یه شکلی به روزت بده
فهمیدم .. من .. الان هم این رو دارم
این روند هرجایی بین 4 تا 6 ساعت طول میکشه
خون از دست راست تو کشیده میشه
و میره تو یه دستگاه گریز از مرکز اینجا
که در واقع سلول های ریشه
رو از خونت جدا می کنه
من این مرحله رو خوندم، الک
پس نیازی نیست که تو هم بگی
خون دوباره از دست چپت وارد بدنت میشه، بدون سلول ریشه
تو احتمالا تو روز احساس خستگی و کسلی خواهی داشت
و احتمالا تو این مراحل کمی هم درد داری
اما ما می تونیم بهت تیلونول بدیم
.. نمی تونیم تو رو به - چرا این کار رو می کنی؟ -
چی کار؟ - کاری که برای آروم کردن مریضها می کنن -
که تو داری انجام میدی
تو یادته که من یه دکترم، نه؟
روانشناس ها دقیقا مثل
دکترها نیستن، درسته؟
پرستار اونها رو ازت می گیره
اون ور می بینمت
تو آماده ای؟
آره، بذار اول یه چیزی رو برای خوندن بردارم
ببخشید. باید هر دو تا دستت صاف باشه
اما می تونم تلویزیون ببینم
ما فقط چند تا کانال داریم
اما فکر می کنم بتونی قاضی جودی رو ببینی
نه، ممنون
خیلی خب
اگه چیزی خواستی این دکمه رو فشار بده
سلام ویل
این دختر کوچولوی ماست که آماده شده یه دوری بزنه؟
من ویل سون هستم
من و تو، ما هنوز به جایی نرسیدیم که به اختصار هم رو صدا کنیم
مشکلی نیست، ویلسونیانا
دیدی چی کار کردم؟
من طولانی ترش کردم - راهی نیست -
که کالیستا امروز با تو بچرخه، باشه؟
اون داره خودش رو برای فشن بهاره فردا جلوی کن داونینگ آماده میکنه
خب، اون امروز صبح به من پیام داد که ... ما با هم اینکار رو می کنیم، خب
کن داوینینگ
مدیر نیمان مارکوس؟
واو؟
واو چیزی هست که تو وقتی بابا و مامانت
اجاره می دن تو سوار یه اسب کوچولو بشی می گی
آقای داونینگ فقط یه آزمایش کننده فشن هست
خیلی خب، راهروی امروز، راه واقعی فردا
نه، هیچ عذری برای این وجود نداره
این یعنی که من باید برم
نه، تو نیازی نیست به من بگی که یازده ساعت هست
من کاملا واقعیت رو می دونم
می دونی چیه؟ می دونی چیه، اد؟
این عذر و توجیه هست
و این یه عذر بدتر از گناهه
می دونی چیه؟ من دیگه خسته شدم
من خسته شدم. تو اخراجی
ما فکر می کردیم می ریم گشت و گذار
لعنتی! من خیلی معذرت می خوام - نه، نه، نه نگران نباش -
تو معلومه سرت شلوغه
اما اگه این حالت رو بهتر نمی کنه
این لباس انقدر قشنگه که من می خوام گریه کنم
ممنون
اما کسی نیست که این رو ببینه
چرا نه؟
ابله بودن برنامه ریز مناسبت های من
اون اصلا حوادث رو پیش بینی نمی کنه برای همین یه دبلیو که بیوفته
و ما از دور خارج میشیم و من داغون می شم
الو؟ منم برنامه ریز هستم
این چیزها برای من کار عادی هست
من .. اینجا یه میلیون آدم دارم که به من مدیون هستن
فقط بذار به چند جا زنگ بزنم
جدی؟ - آره -
تو استخدامی - تو مجبور نیستی به من پول بدی، کالیستا -
من خوشحال میشم به عنوان دوستت این کار رو بکنم
نه، تو ... تو حق نداری
.. چی ؟ کاری که - تو هیچ وقت نباید مجانی کار کنی -
زمان تو باارزشترین چیزی هست که داری
مخصوصا وقتی داری یه کار جدید راه می ندازی، فهمیدی؟
گوش کن، اگه این رو جدی بگیری
همه چی خودش درست میشه
خیلی خب، پس
من به توصیه حکیمانه تو توجه می کنم
.. و .. و من باهات حساب می کنم
دقیقا بعد از اینکه جواب هری رو بدم -
هری؟
از کی ما با هری صحبت می کنی؟
از وقتی که اونشب به من زنگ زد
ما .. ما .. هم رو ندیدیم. فقط به هم پیام می دیم
و حرف می زنیم
چیه؟ تو فکر می کنی که من نباید این کار رو بکنم؟
می دونی، چیزی که من فکر می کنم اهمیتی نداره
... اوا، تو کارت تموم شد. می تونی
برو لباس رو بده به ویلسون. اون تو اون یکی اتاقه
ببین، تو کسی هستی که گفتی به زمان نیاز داری
قبل از اینکه بری پیش هری
من فقط چیزی رو که بهم گفتی رو تکرار کردم
... خب
یعنی، این چیزی هست که من گفتم می خوام
اما بعد، ما یه جورایی به هم برگشتیم
می دونی، همونطوری که قبلا بودیم، برای اینکه اون بهترین دوست منه
من حتی یادم نمیاد چرا الان با هم نیستیم
خب؛ برای اینکه در مورد سوی احساس گناه می کنی
و می خواستی این رابطه یه انتخاب باشه
بیشتر از یه عکس العمل نسبت به عروسی که تو نمی خواستی
راست می گی
من این رو گفتم
این یعنی دیگه حرف زدن نباشه
پیام و اس ام اس نباشه. اگه تو یه فاصله می خوای، پس یه فاصله واقعی داشته باش
این تنها راه مطمئن شدن هست
راست می گی
دوباره
اوکی، عالیه
خیلی خب، حالا، لطفا بیا در مورد برنامه صحبت کنیم
در واقع
دو دقیقه به من وقت بده. ببینیم چی شده
ببخشید. من امروز یه کم دیر باز کردم
صبح شلوغی بود
چیز خاصی می خواید؟
نه، خانوم مالوی. من برای خرید نیومدم
من از شرکت بیمه عمر وسترن مجستیک اومدم
ما اخیرا توسط اف بی آی متوجه شدیم که شوهر شما، پائول
واقعا تو سال 2010 تو حادثه
تصادف قایق نمرده بوده
بنابراین مبلغ 200 هزار دلار سود
که ما به شما تو سال 2012 دادیم
باطل و بی اعتبار هست
شما 30 روز وقت دارید که اون رو برگردونید
کارت من هم بهش پیوست شده
اگه هر سئوالی داشتید با من تماس بگیرید
چطوری اونها از من انتظار دارن
دویست هزار دلار رو اینطوری برگردونم؟
ببخشید .. تو .. تو راحتی؟
آره
اما شما دو تا نیازی نیست بالا سر من نق نق کنید
عزیزم، الان وقتشه که نازت رو بکشیم
بعد از اون کار جادویی که کردی، برای شش ساعت برای نجات یه انسان خون دادی
که واقعا عجیبه
مطمئنی پتوی اضافه نمی خوای؟
من خوبم
حالا، به من بگو این زن بیمه ایه بهت چی گفت
اف بی آی بهشون گفته
که پائول تو تصادف قایق نمرده بوده
.. و حالا اونها می خوان پول رو برگردونم
پایان داستان
اونها یه فصل از داستان رو جا انداختن
اون الان کجا مرده و کی اون رو کشته؟
اونها باید بیشتر بهت پول بدن، نه اینکه ازت پسش بگیرن
دقیقا
من وقتی که فکر می کردم پائول مرده اون پول رو خرج کردم
و همه زندگیم از هم پاشید
من نمی تونم اون یه سال و نیم زندگیم رو برگردونم
اما اونها می خوان پولشون برگرده؟
اونها اهمیتی نمی دن که من
گریه های دخترم رو هر شب تحمل می کنم تا اون خوابش ببره
که من هنوز دارم بلاهایی که اون سر لوسی
و من آورد رو درست می کنم
بشین. باشه
بیا اینجا
من خوشحال می شم که بهت یه وام بدم
ن .. نه
من نمی تونم که این کار رو با دوستیمون بکنم، اما ممنونم
خب، این خیلی بده من نمی تونم از کالیستا وام بگیرم
برای اینکه اون مسئوله
No comments yet. Be the first to leave one.