The first 200 lines.
فصل هشتم - قسمت 6
... آنچــــــه گـــــذشـــت
نيروهاي امنيتي حسن توي جمهوري اسلامي
پايتخت رو زيرپاشون گذاشتن و دارن سران مخالفين رو دستگير مي کنن
و اگه ادامه بده، ممکنه معاهده صلح رو بي اعتبار کنه
اگه شما التزامات حقوق بشري تون رو ناديده بگيريد
من نمي تونم جايي ضمانت کنم که شما به دنبال اصلاحات هستيد
برادرم سعي کرد منو بکشه
با کمک عناصري از درون دولت خودم
ظاهرا کشتن رييس جمهور حسن فقط بخشي از نقشه ي برادرش بوده
فکر مي کنه که، حالا CTU
اون در تلاشه به اورانيوم تسليحاتي هم دست پيدا کنه
من کِي مي تونم ميله ها رو در اختيار داشته باشم؟
همين که پول به دستمون برسه
يه دکتر پيدا کردم که مي تونه درمانش کنه - از دکتر خبري نيست -
سازمانهاي مسئول از مواد هسته اي خبر دارن
گذاشتن "اولگ" توي کلينيک اونا رو مستقيم مي رسونه به ما
دکتر لوين - چطوري اومديد داخل؟ -
برادرم مريضه
براتون زنگ مي زنم آمبولانس - نه -
هيچکس نبايد خبردار بشه
نه، نه
از جون من چي مي خواي؟
هستي CTU تو آناليزور اطلاعاتِ
به همه جور چيزاي خوب دسترسي داري
آره، ولي دسترسي نامحدود نه
درآمدش بايد حداقل شيش رقمي باشه
تو نزديک به دو سال پيش اين مافياي روس براي ما جاسوسي مي کردي
دارين ازم مي خواين برگردم داخلشون؟
ولاديمير ليتنين کاملا از نظر روحي درگير "رنه" بوده
به خشونت کشيده شده
بهش تجاوز کرده؟
به نظر مياد چند بار سعي کرده اين کارو بکنه
حالا ميشه راجع به معامله حرف بزنيم؟ - کاش به همين سادگي بود -
ببندينش - چي؟ -
ببين، داري اشتباه مي کني اين يه فرصت بي نظيره
عمليات تموم شده ولاديمير توي تله نيفتاد
رنه، منم جک، مي دونم مي توني صدامو بشنوي
منم دارم ميام
نمي خواي اين معامله رو بکني
پس همون بهتر که بکشي و راحتم کني چون اين معامله تنها چيزيه که من دارم
بزن
ماشه رو بکش
بايد مطمئن مي شدم
جک، هستي؟ چي شده؟
واردشون شد
داستانش رو باور کردن
اين وقايع در ساعات 9 تا 10 شب روي داده است
رنه، من تو رو توي ديد دارم
يه دقيقه مي خوام گوشي رو قطع کنم
حالت خوبه؟
اوبراين CTU - کلويي، منم جک -
مي خوام گوشي رنه رو کنترل کني من بايد با هستينگز صحبت کنم
باشه، وصلت مي کنم
من هستم جک، بگو
بايد همين الان رنه واکر رو بيرون بکشيم
بر چه اساسي؟
چون اون براي خودش و اين ماموريت خطرناکه
ده دقيقه پيش ليتنين تهديد کرد که اونو بکشه
رنه هم گفت از زندگي خسته شده و دوست داره بميره، جدي هم مي گفت
حتما داشته بازيش مي داده
نه، رنه اصلا مهم نيست چه اتفاقي براش بيفته براي همين هم خطرناکه
مثل بمبيه که هر لحظه ممکنه منفجر بشه
بايد قبل از اينکه اين اتفاق بيفته بکشيمش بيرون
ببين، من نگراني تو رو درک مي کنم ولي ما نمي تونيم قبل از
پيدا شدن اون ميله هاي هسته اي همينطوري عمليات رو تعطيل کنيم
مي تونيم ليتتن رو دستگير کنيم اگه اون بدونه
چطوري ميشه ميله ها رو پيدا کرد من به حرف ميارمش
اگه داري همون چيزي رو ميگي که من فکر مي کنم ما ديگه اون کارو نمي کنيم
پس همونکاري رو بکنيد که خوب بلديد
بهش پيشنهاد مصونيت و اين چيزا بديد
اينا اتحاديه روس هستن
خيلي رازدار هستن و از همديگه حفاظت مي کنن
خيلي بعيده که ليتنن همکاري کنه
پس بهتره يه راه ديگه پيدا کنين چون من نمي ذارم رنه
CTU به خاطر اينکه کارش رو بد انجام داده، بميره
من نمي ذارم اين اتفاق بيفته مي فهمي چي ميگم؟
جک، اگه راهي به ذهنت ميرسه، گوش ميدم
ولي در حال حاضر، رنه تنها اميد ما براي خنثي کردن اين تهديده
و به دستور من توي بازي مي مونه
جک؟
يه راهي پيدا مي کنم که
وقتي به عنوان خريدار وارد شدم رنه رو بيرون بکشم
من به جاش جاسوسي مي کنم
قبوله؟
اگه بتوني بدون به خطر انداختن عمليات اينکارو بکني، باشه
بهت قول ميدم
مامور اورتيز با يه تيم عملياتي در محل شروع عمليات مي بينتت
هرچيزي براي پوششت لازم داشتي باشي، همراهشه
وايسا، دارن حرکت مي کنن
بايد دوباره گوشي رو وصل کنم
برمي گرديم مغازه ام و راجع به اين خريدارت صحبت مي کنيم
... دينا
شروع کن به فرستادن گزارش هاي وضعيت ماموريت براي
"تيم اورژانس هسته اي توي "فورت هميلتون
مي خوام به محض اينکه ما اين
ميله هاي هسته اي رو پيدا کرديم اونا آماده ي عمل باشن
انجامش ميدم قربان
بله ؟
منم، يه چيزي گير آوردم
لامصب کارت خيلي سريعه خب، وايسا
خب، بگو بگو ببينم چي داري
محل قرنطينه ي مستندات پليس نيويورکه
با توجه به ليست موجودي ها تازه يه ذخيره از
پول مواد مخدر يه گروه خلاف محلي ضبط شده
تا 48 ساعت بعدي قراره اونجا نگهداري بشه
چقدر؟
صد و بيست هزارتا
خيلي خب، نقشه چيه؟
ميرين داخل و برش مي دارين
يعني چي؟ دزدکي بريم توي کلانتري؟ چيه؟ قاطي کردي؟
کلانتري نيست، انباره
بيشتر حفاظتش خودکاره من مي تونم از اينجا دستکاريش کنين
راحت ميريد داخل، و با پول نقد ميايد بيرون منم با حرفام راهنماييتون مي کنم
بايد به رمز هاي حفاظتي شون دسترسي پيدا کنم
يه کليد کارت جور کنم که شما رو واردِ انبار کنم
چقدر طول مي کشه؟ - مي بينمت CTU نيم ساعت ديگه بيرون -
مساله اي که داشتي رو حل کردي؟
مساله؟
همون موضوع مرموزي که مجبور شدي براش کار رو ترک کني
ها، آره، حل شد
چي مي خواي، آرلو؟
ABS سيستم کنترل هواپيماهاي بدون سرنشينم پنج درصد تاخير دارن
با اين همه چيزايي که داره اتفاق ميفته به نظرم سيستمم داغ کرده
باشه، حتما يه مقدار از فضاي حافظه رو توي سرورهاي کمکي آزاد مي کنم
ممنون
ببين اگه چيزي اذيتت مي کنه
هميشه شونه ي من هست که بياي روش گريه کني
بقيه ي اعضاي بدنم هم همينطور
اين توي ذهنم مي مونه
ولي فعلا تو بهتره بري روي پشتيباني هوايي براي واکر و باور تمرکز کني
باشه
لوگو، تو استراحت کن
مي خوام تنها باش حرف بزنم
خيلي خب گوش ميدم
راجع به اين خريدار بهم بگو
اسمش ارنست مه يره قاچاقچي اسلحه ي آلماني
تا حالا اسمشو نشنيدم - بيشتر کاراشو توي آسيا انجام ميده -
تازه شروع کرده به شاحه زدن توي آمريکاي شمالي
چي مي خواد بخره؟ - اورانيوم تسليحاتي -
جدي حرف مي زني؟ - خيلي -
يه نفر توي اتحاديه روس ميله هاي سوختي رو از اوکراين قاچاق کرده
نقشه دارن توي بازار آزاد بفروشنش
من، اصلا از چيزي که داري ميگي خبر ندارم
واقعا ندارم، رنه
ولي مي توني بفهمي ارتباطاتِ خيلي خوبي داري
من هميشه جاه طلبي تو رو تحسين کردم ولي داري پا رو دُمِ شير مي ذاري
معامله کلا
زياد براي کسي مهم نيست
ولي مواد هسته اي؟
ولي سودش ارزششو داره
پول لازم داري؟ ها؟
هر وقت بخواي مي توني بياي براي من کار کني
نه، من دارم اينکارو مي کنم که ديگه هيچوقت لازم نباشه براي کسي کار کنم
بشين
اگه بتونم بفهمم
چقدر ارزش داره؟
سي درصد معامله
لازم نيست بهت بگم که پولش بيشتر از اونيه
که اصلا بتوني بفهمي باش چيکار مي خواي بکني
ببين، مه ير ميگه اين ميله ها قراره به زودي فروخته بشن
پس اگه بخوايم پيشنهاد خريد بالاتر بديم، بايد سريع کار کنيم
اگه چيزي نمي دوني بهم بگو که بتونم برم يه جاي ديگه
چقدر اين آدمو مي شناسي؟ بهش اعتماد داري؟
به هيچکس بيشتر از اون اعتماد ندارم
دو ساله که باهاش هستم
يعني چي "باهاش" ؟
رابطه ي کاريه
مي توني کمکمون کني يا نه؟
چند تا زنگ مي زنم ببينم چي مي تونم پيدا کنم
ولي
بايد اين مه ير رو ببينم
و پيشاپيش بايد به نشونه ي حسن نيت يه پولي بگيرم
چقدر؟ - پنج ميليون -
پول زياديه، ولاد
من فقط همين که زنگ مي زنم دارم ريسک بزرگي مي کنم
تازه، پنج ميليون در مقايسه با چيزي که خريدارت
بايد براي ميله هاي سوختي هسته اي پرداخت کنه، هيچي نيست
باشه
ازش مي پرسم ولي نمي تونم قولي بدم
اگه کمکِ منو مي خواد قيمتِ ورودي من اينه
باشه
يه پارکينگ سر پيچ خيابون دوازدهم و خيابون "مارکت" هست
يه نفر روي پشتِ بوم اونجا مي بينتش
وقتي پول توي حسابمون باشه
ميارنش همينجا با هم حرف مي زنيم
بهش زنگ مي زنم
خوشحالم که مي بينمت
تو دوباره کم کم خواب رو ازم مي گيري
هرچي مه ير گفت بهت ميگم
منم به افرادم ميگم
براي تماست تنهات مي ذارم
جک، داشتي گوش مي دادي؟
آره، آماده ايم که پول رو به حسابش منتقل کنيم
کي مي توني اونجا باشي؟
همينکه آماده شدنم براي داستان پوششي تموم بشه
ديگه تقريبا رسيدم به محل شروع عمليات
حداکثر 30 دقيقه
اوضات چطوره؟
با اين حرومزاده توي يه اتاق بودن، سخته
No comments yet. Be the first to leave one.