The Shannara Chronicles

The Shannara Chronicles

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Shannara Chronicles S01E10 PROPER 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
The Shannara Chronicles S01E10 PROPER 720p HDTV x264-KILLERS
The Shannara Chronicles S01E10 PROPER 480p HDTV x264-RMTeam
The Shannara Chronicles S01E10 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
The Shannara Chronicles S01E10 PROPER 480p HDTV x264-mSD
The Shannara Chronicles S01E10 PROPER HDTV XviD-AFG
The Shannara Chronicles S01E10 PROPER HDTV XviD-FUM
The Shannara Chronicles S01E10 HDTV x264-KILLERS
A Commentary by zirkhaki
IMDB-DL * Zirkhaki * iMovie-DL.Co

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
480p
480
2CH
Published on: 2016-03-02
Downloads: 72
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 176 lines.

...‏آنچه در "سرگذشت شنارا" گذشت

...‏ایلکریس دانه‌ای داره

.‏که باید به جایی به نام مأمن برده بشه

.‏آریون، پدرم، همه مُردن

.‏و حالا تو پادشاه هستی

.‏انگار توی سر من هستش

‏- کی؟ .‏- داگدامور

.‏باعث میشه یه کارهایی بکنم

‏اون موجودات، اینجا چیکار می‌کنن؟

،‏کوتوله‌ها واسه جنگ با ما نیومدن

‏اومدن برای جنگ با شیاطین .‏با ما متحد باشن

.‏اون آتش خونین ـه، باید برم داخلش

!‏اَمبرلی

.‏ایلکریس داره می‌میره

،‏وقتی برگ‌هاش بریزه ،‏یک ارتش شیطانی شکل می‌گیره

‏که داره برای انتشار شرارت .‏در دنیا آماده میشه

.‏اَمبرلی، وقتمون داره تموم میشه

.‏آخرین برگ در آربورلون افتاد

.‏باورم نمیشه که واقعاً تو باشی

...‏از وقتی بچه بودم

.‏به صدای تو گوش می‌دادم

.‏تو هیچوقت فقط یه دختربچه نبودی

،‏هر قدمی که برداشتی .‏به این منظور بوده که به اینجا برسی

.‏آتش خونین، نیروی حیاتِ زمین ـه

‏اونجا جایی هستش که گذشته، حال و آینده .‏با هم برخورد می‌کنن

.‏این سرنوشت توئه

.‏ولی نمی‌فهمم

‏چرا من؟

،‏تو عضو گروه برگزیده بودی .‏همونطور که من یه زمانی بودم

.‏سرنوشت، ما رو به ایلکریس پیوند داده

.‏با پایانِ کار من، تو آغاز میشی

‏پایان؟

.‏ولی می‌تونم نجاتت بدم، من این دانه رو دارم

.‏اَمبرلی، تو خودِ دانه هستی

Untranslated Line -

‏اِرتریا؟

.‏این کار رو با من نکن

.‏نمی‌تونم تو رو هم از دست بدم، نمی‌خوام

.‏نه....نه

...‏اَمبرلی

.‏وای خدای من

‏ویل، چی شد؟

.‏تو خونِ زیادی از دست دادی

...‏فکر کردم تو

.‏ولی سنگ‌ها تو رو برگردوندن

.‏فکر کنم بالاخره درمانگر شدی

‏اون کجاست؟

....‏اِ

.‏اون موفق نشد

.‏باید دوباره راه بندازیمش

!‏اَمبرلی

..."‏هشدار داده بودم که احساساتت نسبت به "ویل

.‏مانع از رسیدنِ تو به هدفت میشه

.‏باید اون رو رها کنی

.‏باید یه راه دیگه هم باشه

.‏فقط همین یک راه هست

.‏باید انتخاب کنی

.‏باید تصمیم بگیری که خودت رو فدا کنی

!‏گفتم نه

.‏متاسفم، نمی‌تونم، من نمی‌تونم

.‏پس همه‌ی ما رو به فنا میدی

.‏اَمبرلی

‏هی، اونجا چه اتفاقی افتاد؟

.‏توضیح دادنش سخته

‏تو که دانه رو داری؟

.‏ولی آخرین برگ در آربورلون افتاد

.‏داگدامور آزاد شده

.‏از امروز ما اونا رو مجازات می‌کنیم

.‏امروز به سمت اِلوین، لشگرکشی می‌کنیم

.‏فردا خونِ اونا رو می‌ریزیم

/‏شاهدخت از آتش خونین بیرون اومده

‏داره میاد خونه؟

.‏آره، ولی داگدامور از حضورش خبر داره

.‏پس باید آماده باشیم

.‏من به نگهبان‌ها خبر میدم

...‏مردم رو به سمت تونل‌ها ببر

.‏و ارتش رو راه بنداز

.‏اعلیحضرت، این تصمیم عاقلانه‌ای هستش

.‏هنوز عادت نکردم که بقیه من رو اونطوری صدا کنن

.‏فقط یه پادشاه می‌تونه فشار تاج رو درک کنه

.‏سی سال پیش

...‏من دقیقاً در همین شرایط بودم

.‏در کنار پدرت

‏واسه روحیه دادن بهش، حرفی هم گفتی؟

.‏شکست نخور

‏کسی می‌دونه چطوری باید از اینجا بیرون بریم؟

.‏دارم سعی می‌کنم

‏و وقتی بیرون رفتیم، چطوری به آربورلون برگردیم؟

.‏کسی نگفته که کار راحتی هستش

...‏ما موفق میشیم، فقط باید

!‏فرار کنید

.‏تعداد شیاطین هزار برابر ماست

،‏نمی‌تونیم توی میدونِ جنگ، اونا رو شکست بدیم

.‏یعنی ترمیم ایلکریس، تنها امید ماست

‏آلانون به من اطمینان داده که ...‏اَمبرلی، دانه رو داره

.‏و توی راهه

...‏اِسلانتر، افرادت یه دایره رو تشکیل میدن

.‏و در جنگل‌های اطراف مکان مقدس می‌مونن

...‏من و فرمانده تیلتون، ارتش اِلوین رو رهبری می‌کنیم

.‏و در مکان مقدس سنگربندی می‌کنیم

Untranslated Line -

‏ما آخرین خط دفاعی در مقابل .‏هر چیزی که وارد بشه هستیم

.‏ویل، بیا کمک کن

!‏باید بریم

!‏بریم

!‏کمک کن این چیز رو ببندیم

!‏گیر کرده

.‏بیخیالش بشین، می‌تونیم ازشون فاصله بگیریم

‏چیکار می‌کنی؟

!‏هی! نه

.‏اینطوری بیشتر فرصت دارین

.‏از این فرصت استفاده کنین

.‏نمی‌تونی این کار رو بکنی

.‏باید با هم برگردیم

.‏نه، شما باید برگردین

‏نمی‌فهمی؟

.‏هر کدوم از ما یه نقشی داریم

،‏من وظیفه‌ی خودم رو دارم انجام میدم .‏بقیه‌ش به شما بستگی داره

.‏ویل، کافیه

.‏نه، من بدونِ تو از اینجا نمیرم

.‏این دیوانگی ـه

.‏ویل، تصمیمش با تو نیست

.‏بهت قول میدم که میام دنبالت

!‏برین

!‏ویل

.‏ویل، باید بریم

.‏اون خواست که ما بریم

.‏هیچوقت نمی‌خواستم به تو صدمه بزنم

.‏چیزی نیست، اشکال نداره

‏چطور می‌تونم بهت کمک کنم؟

،‏می‌خوام من رو اینقدر از اینجا دور کنی

.‏که نتونم به کسی صدمه بزنم

.‏بَندون، نمی‌تونم

‏کاتانیا...به من اعتماد داری؟

.‏آره

.‏پس واسه جیغ کشیدن آماده شو

.‏کلیدها رو بده به من، وگرنه گردنش رو می‌شکنم

!‏حالا

.‏شمشیرت رو بنداز

.‏برگرد عقب

،‏فقط بذار بریم

.‏نمی‌خواد به تو صدمه‌ای بزنه

.‏به اون دست نزن

!‏نه

!‏نه

.‏بندون، بس کن

.‏بس کن، نه

!‏بس کن

.‏نباید به تو دست میزد

.‏از نگهبان‌ها هنوز خبری نرسیده

.‏باید بریم پایین

.‏سربازها حتماً می‌خوان تو رو ببینن

‏ما قرار بود ازدواج کنیم، یادته؟

.‏یه موقعی

.‏خب، من هیچوقت رسماً قبول نکردم

...‏متاسفم که تا آخر دنیا طول کشید

.‏تا فهمیدم که چه احمقی بودم

.‏وقتشه

.‏اول شما، فرمانده

...‏تا حالا از دیدن هیچ چیز توی زندگیم

.‏اینقدر خوشحال نشده بودم

...‏نه

.‏با اسب، نمی‌تونیم وارد بشیم

.‏اینطوری ما رو می‌بینن

.‏نه، باید یه راهی باشه

.‏باید به ایلکریس برسیم

.‏خب پس باید یه پوشش پیدا کنیم

‏باید یه جای امن پیدا کنیم .‏و تا شب منتظر بمونیم

.‏من یه جایی رو بلدم، بیا

.‏ممنون

...‏ویل

.‏زیاد طول نمی‌کشه

...‏می‌دونم، فقط

...‏می‌خواستم بهت بگم که

.‏دوست داشتم شرایط یه جور دیگه می‌بود

...‏می‌دونی، کاش می‌شد

More Farsi Persian subtitles for The Shannara Chronicles

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left