A United Kingdom

A United Kingdom

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

A United Kingdom 2016 720p BluRay x264-DRONES
A United Kingdom 2016 1080p BluRay x264-DRONES
A United Kingdom 2016 BDRip x264-DRONES YTS AG
A United Kingdom 2016 720p BluRay H264 AAC-RARBG 1080p
A United Kingdom 2016 720p BluRay x264 ShAaNiG Goon to
A United Kingdom 2016 720p BluRay HEVC x265-RMTeam
A United Kingdom 2016 720p BRRip x264-MkvCage PSA
A United Kingdom 2016 720p BRRip x264 AAC-ETRG
A United Kingdom 2016 720p BluRay x264-NBY FOXM
A United Kingdom 2016 BRRip XViD-ETRG EVO
A Commentary by Cla30ic
.:::::: 30nama.click ::::::. MeysaM ترجمه و زیرنویس از

Tags

bdrip
bdr
x264
TS
BDR
YTS
Published on: 2017-04-08
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ارائه‌ایی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click

تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «MeysaM/Unicorn»

:تمامی فیلم‌ها و سریال‌ها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click

‫ برادرزاده عزیز من...

‫به عنوان سرپرست و عموت

‫وظیفه منه که به اطلاعت برسونم

‫که زمان برای برگشتنت به بچوآنلند فرا رسیده.

‫برای استفاده از دانشی که بدست اوردی ‫از زمانی که در انگلیس بودی

‫، برای تضمین پیشرفت مردم ما،

‫ملت ما

‫تو این جا رو به عنوان یه پسر ترک کردی ‫حالا باید به عنوان یک مرد برگردی

‫زمینه سازی ها شرو شده

‫من سرشار از شادیم برای ‫ملاقات دوبارمون و آیندمون

‫ ، پولا.

‫سرتسه، حالت خوبه؟ ‫نشونش بده

‫میمون!

‫حواست نبود بهش

‫-اون یه مباره عادلانه نبود ‫-تو خیلی قابل پیش بینی هستی

‫بیا، برا کلاس دیرمون میشه

‫میتونی لباسمو بکشی بالا؟

‫من تدی رو تو ایستگاه اتوبوس دیدم

‫خیلی حالش گرفته بود از وقتی ‫که باهاش کات کردی

‫اوه، اون میدونه به صلاحمون بود این کار ‫ما چیزهای متفاوتی میخواستیم

‫این چیزیه که امشب میپوشی؟

‫ موریل، من نمیتونم به رقص ‫مجمع مبلغین بیام

‫-اونا دوستای تو ان نه من ‫-بیخیال

‫هندی ها به عنوان افراد ‫ملکه شون به خواب میرند

‫و در یک روز جدید بیدار میشند

‫روز بعد بیدار میشند به امید این که ‫هنوز ما اونجا رو اداره کنیم

‫خدا حافظ.

‫- بعدا میبینمت. ‫- تو ام میری، روث؟

‫- بله پدر. ‫- برای چی؟

‫اون منو همراهی میکنه

‫-خب حواستون به خودتون باشه ‫-مبلغ نشید یه وقت

‫ آه، موریل! ممنون ‫ما امشب کم آدم داشتیم.

‫اه، من خواهرمو اوردم، روث

‫لطف کردید اومدید

‫ آه!

‫- دوست دارید با من برقصید؟ ‫- البته، آده.

‫این هیچوقت اتفاق نمی افته، بیهودس

‫پس خون و خونریزی میشه

‫یه مبارزه همیشه با خشونت نیست

‫ذهن امپریالیستی رو درک کن

‫و تو میتونی بر اون غلبه کنی

‫مگه ما بخاطر این اینجا نیستیم؟

‫یه آفریقا تو ذهنمه که فرقی ‫بین سیاه و سفید نیست

‫یه آفریقا که وحدت و برابری داره

‫تو خیلی ایده آل فکر میکنی!

‫دوست داری برقصی؟

‫خیلی ممنون.

‫این آهنگ قراره چی باشه؟

‫نمیتونم، ولی دارن گند میزنند بهش

‫از وقتی شروع کردن میخوام ‫ملودی رو بفهمم نمیشه

‫ببخشید من...

‫من عاشق موسیقی جازم، ولی هیچوقت ‫به یه انگلیسی اعتماد نکردم برای نواختنش

‫دوست داری برقصی؟

‫خوب بود مگه نه؟

‫سرگرم کننده بود، اون مال کجاست؟

‫ اوه، همه از سرتسه خوششون میاد.

‫اون از بچوآنلند اومده.

‫-چی میخونه؟ ‫-حقوق، مثله بقیه

‫اینو ببین، یه اشتباه کوچیک ‫اکگر میتونی دوباره انجامش بده

‫ هووم.

‫یه بسته برات اونجا هست

‫آقای کاما کیه؟

‫ اوه خدای من.

‫روث!

‫اون منو به یه رقص دعوت کرده.

‫اون میگه میتونه یه بلیط دیگه بگیره ‫اگه میخوای منم بیام

‫نمیخوام تو رو ببرم

‫از وقتی کشورمو ترک کردم ‫اینجوری نرقصیده بودم

‫پس خیلی خوشحالم که انجامش دادیم

‫خیلی خوشحالم که به یه رقص اومدم ‫با مردی که هیچی ازش نمیدونم

‫آقای کاما شما کی هستید؟

‫خوب، من آه...

‫من با خواهر کوچیکم نلیدی بزرگ شدم

‫پدر مادرمون وقتی سه ساله بودم ‫فوت کردند

‫اوه ...

‫نه نه نه... ‫ما توسط عمومون بزرگ شدیم

‫اون مثله پدر بود برامون ‫ما خیلی خوش شانس بودیم

‫شما چطور؟

‫اگه قرار بود ازت سوالی بپرسم که ‫هیچوقت حدس نمیزدم؟

‫من و موریل به حومه شهر منتقل شدیم

‫من تحمل کسل کنندگی اونجا رو نداشتم

‫پس گفتم منو ببرن به ‫فرودگاه فریستون

‫من براشون رانندگی آمبولانس میکردم

‫خلبانای جنگنده رو که زخمی شدن ‫میبردم

‫من در مورد کشورت تحقیق کردم

‫اندازه فرانسه هست و 121000 ‫نفر جمعیت داره.

‫و یکی از فقیرترین کشورهای جهانه.

‫اینجوریه؟

‫ما برای حمایت ملکه ویکتوریا ‫درخواست دادیم

‫و در نهایت اون موافقت کرد

‫یا باید این کارو میکردیم، یا با حمله ‫آفریقای جنوبی نژادپرست رو برو میشدیم

‫-اینگار هیچ چاره ای نداشتید ‫- ضرب المثله رو شنیدی؟

‫مردی که ارباب خودش نباشه ‫آزاد نیست

‫کاش میتونستیم ستاره ها رو ببینیم

‫اونا تو بچوآنلند نفستو بند میارن ‫از قشنگی

‫همیشه منو مبهوت میکرد

‫سردته

‫ما باید جدا شیم اینجا

‫پدرم، خوشش نمیاد

‫من فقط دو خیابون اونورترم ‫میتونیم بعدا این کارو بکنیم؟

‫منظورم ملاقاته

‫خیلی زیاده روی کردم؟

‫نه

‫ - نه... ‫- چی؟

‫ ملکه ویکتوریا...

‫ مردی که برای حفاظت از بچوآنلند مذاکره ‫کرد

‫پدر بزرگ من بود

‫ یه پادشاه.

‫ من وارث اون هستم.

‫برای بیشتر از 20 سال عموی من ‫به عنوان نایب السلطنه حکومت میکنه

‫منو برای حکومت آماده میکنه

‫تحصیلاتم الان تموم شده

‫و وقتش رسیده برگردم

‫اوه، که اینطور

‫ممنون که توضیح دادی

‫نه این که یهو غیبت بزنه

‫من کاملا درک میکنم

‫من عصر فوق العاده ای داشتم

‫روث.

‫نه، فکر نکنم منظورمو فهمیده باشی

‫نمیدونم امشب چی شد

‫ولی میدونم از این که ولت کنم امشب ‫متنفرم

‫با دونستن این که دوباره نمیبینمت

‫پس باید ببینیم

‫یعنی باید منو دوباره ببینی

‫ آه، آقای کاما؟

‫ممنون

‫بابا تا ببینتش ازش متنفر میشه

‫اون ازش باهوشتره، و سیاهه

‫- آه! ‫- بله بله بله!

‫تا حالا عاشق شدی؟

‫نه

‫و بعدش روث ویلیامز اومد

‫ببینید! یه راکون!

‫یه شب از باغ وحش ولش کردند

‫- تفاله! ‫- محل نزار بهش.

‫ببین کی حرف میزنه! ‫جنده دو قرونی!

‫-بسه ‫-آره؟

‫- سرتسه... ‫- نکن!

‫- روث... ‫- دستای سیاهتو از چیزی که مال ماست بردار

‫من مال شما نیستم!

‫بس کنید، ولش کنید

‫سرتسه...

‫حرومزاده سیاه!

‫برو عقب!

‫وحشی!

‫اوه، روث.

‫اونها یه مشت لات هستند. ‫نباید بزاری روت تاثیر بزارن

‫من بهشون یه لحظه هم ‫فکر نمیکنم

‫پس چی؟

‫یکم منو میترسونه

‫جوری که به اون حس دارم

‫ روث، اون باید برگرده کشور خودش

‫میدونم

‫فقط بزار تا هست ازش ‫لذت ببرم

‫- دیر کردم؟ ‫- نه، نه، نه اصلا.

‫ مشکلی هست؟

‫من در مورد مسئولیت هام فکر میکردم

‫ در بچوآنلند.

‫خیلی کارا هست که باید اونجا بکنم

‫ولی میدونم به چیز قابل توجهی ‫نمیرسم

‫اگه قلبمو اینجا جا بزارم

‫من تو همین لحظه جواب نمیخوام

‫تنها چیزی که میخوام اینه

‫بری و در موردش فکر کنی

‫چون خیلی چیزا هست که ‫بهش فکر کنی

‫ و...

‫لازم نیست بهش فکر کنم

‫ من می دونم که تو رو دوست دارم.

‫و میدونم چی میخوای

‫ معنیش چیه.

‫و بله.

‫بله.

‫بله، سرتسه، من باهات ازدواج میکنم.

‫ سفید؟ انگلیسی؟ اوه، خدا.

‫ و اون دختر یه فروشنده ست!

‫برام مهم نیست اگه مامانش تو بازار ‫ماهی بفروشه! من عاشقشم!

‫مگه نباید تو رضایت عموتو بگیری

‫ قبل از خواستگاریش؟

‫ و مردمت چی؟

‫ 'عموی گرامی...

‫میدونم از این قضیه خشنود نمیشید

‫و شما و قبیله خوشتون نمیاد

‫من از یه زن انگلیسی خواستم ‫که باهام ازدواج کنه

‫یه زن سفید

‫این اتفاق نمیوفته

‫میوفته

‫محض رضای خدا چت شده؟

‫حداقل موریل میخواد دینشونو ‫عوض کنه

‫من گفتم بله

‫-اون شاید نظرشو عوض کنه جورج ‫-اون نمیکنه

‫مامان، من مردی رو دیدم که میخوام ‫بقیه عمرمو باهاش بگذرونم

More Farsi Persian subtitles for A United Kingdom

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left