The first 200 lines.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «MeysaM/Unicorn»
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click
برادرزاده عزیز من...
به عنوان سرپرست و عموت
وظیفه منه که به اطلاعت برسونم
که زمان برای برگشتنت به بچوآنلند فرا رسیده.
برای استفاده از دانشی که بدست اوردی از زمانی که در انگلیس بودی
، برای تضمین پیشرفت مردم ما،
ملت ما
تو این جا رو به عنوان یه پسر ترک کردی حالا باید به عنوان یک مرد برگردی
زمینه سازی ها شرو شده
من سرشار از شادیم برای ملاقات دوبارمون و آیندمون
، پولا.
سرتسه، حالت خوبه؟ نشونش بده
میمون!
حواست نبود بهش
-اون یه مباره عادلانه نبود -تو خیلی قابل پیش بینی هستی
بیا، برا کلاس دیرمون میشه
میتونی لباسمو بکشی بالا؟
من تدی رو تو ایستگاه اتوبوس دیدم
خیلی حالش گرفته بود از وقتی که باهاش کات کردی
اوه، اون میدونه به صلاحمون بود این کار ما چیزهای متفاوتی میخواستیم
این چیزیه که امشب میپوشی؟
موریل، من نمیتونم به رقص مجمع مبلغین بیام
-اونا دوستای تو ان نه من -بیخیال
هندی ها به عنوان افراد ملکه شون به خواب میرند
و در یک روز جدید بیدار میشند
روز بعد بیدار میشند به امید این که هنوز ما اونجا رو اداره کنیم
خدا حافظ.
- بعدا میبینمت. - تو ام میری، روث؟
- بله پدر. - برای چی؟
اون منو همراهی میکنه
-خب حواستون به خودتون باشه -مبلغ نشید یه وقت
آه، موریل! ممنون ما امشب کم آدم داشتیم.
اه، من خواهرمو اوردم، روث
لطف کردید اومدید
آه!
- دوست دارید با من برقصید؟ - البته، آده.
این هیچوقت اتفاق نمی افته، بیهودس
پس خون و خونریزی میشه
یه مبارزه همیشه با خشونت نیست
ذهن امپریالیستی رو درک کن
و تو میتونی بر اون غلبه کنی
مگه ما بخاطر این اینجا نیستیم؟
یه آفریقا تو ذهنمه که فرقی بین سیاه و سفید نیست
یه آفریقا که وحدت و برابری داره
تو خیلی ایده آل فکر میکنی!
دوست داری برقصی؟
خیلی ممنون.
این آهنگ قراره چی باشه؟
نمیتونم، ولی دارن گند میزنند بهش
از وقتی شروع کردن میخوام ملودی رو بفهمم نمیشه
ببخشید من...
من عاشق موسیقی جازم، ولی هیچوقت به یه انگلیسی اعتماد نکردم برای نواختنش
دوست داری برقصی؟
خوب بود مگه نه؟
سرگرم کننده بود، اون مال کجاست؟
اوه، همه از سرتسه خوششون میاد.
اون از بچوآنلند اومده.
-چی میخونه؟ -حقوق، مثله بقیه
اینو ببین، یه اشتباه کوچیک اکگر میتونی دوباره انجامش بده
هووم.
یه بسته برات اونجا هست
آقای کاما کیه؟
اوه خدای من.
روث!
اون منو به یه رقص دعوت کرده.
اون میگه میتونه یه بلیط دیگه بگیره اگه میخوای منم بیام
نمیخوام تو رو ببرم
از وقتی کشورمو ترک کردم اینجوری نرقصیده بودم
پس خیلی خوشحالم که انجامش دادیم
خیلی خوشحالم که به یه رقص اومدم با مردی که هیچی ازش نمیدونم
آقای کاما شما کی هستید؟
خوب، من آه...
من با خواهر کوچیکم نلیدی بزرگ شدم
پدر مادرمون وقتی سه ساله بودم فوت کردند
اوه ...
نه نه نه... ما توسط عمومون بزرگ شدیم
اون مثله پدر بود برامون ما خیلی خوش شانس بودیم
شما چطور؟
اگه قرار بود ازت سوالی بپرسم که هیچوقت حدس نمیزدم؟
من و موریل به حومه شهر منتقل شدیم
من تحمل کسل کنندگی اونجا رو نداشتم
پس گفتم منو ببرن به فرودگاه فریستون
من براشون رانندگی آمبولانس میکردم
خلبانای جنگنده رو که زخمی شدن میبردم
من در مورد کشورت تحقیق کردم
اندازه فرانسه هست و 121000 نفر جمعیت داره.
و یکی از فقیرترین کشورهای جهانه.
اینجوریه؟
ما برای حمایت ملکه ویکتوریا درخواست دادیم
و در نهایت اون موافقت کرد
یا باید این کارو میکردیم، یا با حمله آفریقای جنوبی نژادپرست رو برو میشدیم
-اینگار هیچ چاره ای نداشتید - ضرب المثله رو شنیدی؟
مردی که ارباب خودش نباشه آزاد نیست
کاش میتونستیم ستاره ها رو ببینیم
اونا تو بچوآنلند نفستو بند میارن از قشنگی
همیشه منو مبهوت میکرد
سردته
ما باید جدا شیم اینجا
پدرم، خوشش نمیاد
من فقط دو خیابون اونورترم میتونیم بعدا این کارو بکنیم؟
منظورم ملاقاته
خیلی زیاده روی کردم؟
نه
- نه... - چی؟
ملکه ویکتوریا...
مردی که برای حفاظت از بچوآنلند مذاکره کرد
پدر بزرگ من بود
یه پادشاه.
من وارث اون هستم.
برای بیشتر از 20 سال عموی من به عنوان نایب السلطنه حکومت میکنه
منو برای حکومت آماده میکنه
تحصیلاتم الان تموم شده
و وقتش رسیده برگردم
اوه، که اینطور
ممنون که توضیح دادی
نه این که یهو غیبت بزنه
من کاملا درک میکنم
من عصر فوق العاده ای داشتم
روث.
نه، فکر نکنم منظورمو فهمیده باشی
نمیدونم امشب چی شد
ولی میدونم از این که ولت کنم امشب متنفرم
با دونستن این که دوباره نمیبینمت
پس باید ببینیم
یعنی باید منو دوباره ببینی
آه، آقای کاما؟
ممنون
بابا تا ببینتش ازش متنفر میشه
اون ازش باهوشتره، و سیاهه
- آه! - بله بله بله!
تا حالا عاشق شدی؟
نه
و بعدش روث ویلیامز اومد
ببینید! یه راکون!
یه شب از باغ وحش ولش کردند
- تفاله! - محل نزار بهش.
ببین کی حرف میزنه! جنده دو قرونی!
-بسه -آره؟
- سرتسه... - نکن!
- روث... - دستای سیاهتو از چیزی که مال ماست بردار
من مال شما نیستم!
بس کنید، ولش کنید
سرتسه...
حرومزاده سیاه!
برو عقب!
وحشی!
اوه، روث.
اونها یه مشت لات هستند. نباید بزاری روت تاثیر بزارن
من بهشون یه لحظه هم فکر نمیکنم
پس چی؟
یکم منو میترسونه
جوری که به اون حس دارم
روث، اون باید برگرده کشور خودش
میدونم
فقط بزار تا هست ازش لذت ببرم
- دیر کردم؟ - نه، نه، نه اصلا.
مشکلی هست؟
من در مورد مسئولیت هام فکر میکردم
در بچوآنلند.
خیلی کارا هست که باید اونجا بکنم
ولی میدونم به چیز قابل توجهی نمیرسم
اگه قلبمو اینجا جا بزارم
من تو همین لحظه جواب نمیخوام
تنها چیزی که میخوام اینه
بری و در موردش فکر کنی
چون خیلی چیزا هست که بهش فکر کنی
و...
لازم نیست بهش فکر کنم
من می دونم که تو رو دوست دارم.
و میدونم چی میخوای
معنیش چیه.
و بله.
بله.
بله، سرتسه، من باهات ازدواج میکنم.
سفید؟ انگلیسی؟ اوه، خدا.
و اون دختر یه فروشنده ست!
برام مهم نیست اگه مامانش تو بازار ماهی بفروشه! من عاشقشم!
مگه نباید تو رضایت عموتو بگیری
قبل از خواستگاریش؟
و مردمت چی؟
'عموی گرامی...
میدونم از این قضیه خشنود نمیشید
و شما و قبیله خوشتون نمیاد
من از یه زن انگلیسی خواستم که باهام ازدواج کنه
یه زن سفید
این اتفاق نمیوفته
میوفته
محض رضای خدا چت شده؟
حداقل موریل میخواد دینشونو عوض کنه
من گفتم بله
-اون شاید نظرشو عوض کنه جورج -اون نمیکنه
مامان، من مردی رو دیدم که میخوام بقیه عمرمو باهاش بگذرونم
No comments yet. Be the first to leave one.