The first 200 lines.
دوست دختر من روباهه
قسمت 11
می هو
یکم سودا بخور بعد تمرین کن
چه کار می کنی؟
!یکی افتاد پایین
چطوری این اتفاق افتاد؟
چی شده؟
چه اتفاقی افتاد؟
!اونجا!اونجا
!برید کنار!می هو
خانم می هو، حالت خوبه؟
نونا،دیوانه شدی؟
نکنه اون بود؟
!زود زنگ بزن آمبولانس
!بله
!می هو! می هو
!عجله کنید
!می هو! می هو
می هو، حالت خوبه؟
!می هو! بیدار شو
حالت خوبه؟
!می هو! بیدار شو
!می هو
!می هو! بیدار شو
!می هو
پس آمبولانس چی شد!؟
...آمبولانس_ بیونگ سو_
نیازی نیست بگی آمبولانس بیاد
من خودم ازش مراقبت میکنم
چطوری میتونی؟
اون از همچین جای بلندی افتاده و بیهوش شده
حتما بدجوری افتاده
منظورت چیه نیازی نیست بره بیمارستان؟
می هو بخاطر سقوطش آسیب ندیده
من بهتر از وضعیتش با خبرم اون نیازی نداره بره بیمارستان
با این حال هنوزم باید معاینه بشه
!کارگردان
چی شده؟
چه اتفاقی داره میوفته؟؟
...می هو
تو کی هستی؟
کاری که کردی خیلی احمقانه بود
....کار تو باعث شد مهره ترک بخوره برای همین
اون میخواد بکشتت
چی؟
اگه میخوای زنده بمونی فرار کن
!می هو
اون دیگه کی بود؟
...تو
چی کار می کنی؟
بمیر
!می هو، تو نمیتونی این کارو بکنی
اینجوری نباش
!برو کنار
بمیر
تو نمیتونی، می هو
متاسفم، می هو
متاسفم
ازونجایی که زبون آدمیزاد سرت نمیشه
از راهی که میفهمی بهت هشدار میدم
اگه یه بار دیگه همچین کار احمقانه ای ازت سر بزنه
این دفعه، خودم میکشمت
این کارت فقط به خاطر حسادت و حرصت بود
و همه امید و انتظارات اونو نابود کردی
تو خیلی خوش شانسی
خانم ایون هه این
بازم میبینمت
مهره خوبه؟ دقیق بررسیش کن
نشکسته
فقط یکم آسیب دیده
ترک که برنداشته؟
هیچ راهی برای فهمیدنش نداریم
تو هم صدمه دیدی
بخاطر من،آسیب دیدی
نه بخاطر تو نیست
بخاطر خودمه
وونگ
امروز من،تقریبا داشتم میکشتمش
شاید حتی تو هم کشته میشدی
همونطور که اون گفت
من یه هیولای نفرت انگیز و ترسناکم
نه می هو تو هیولا نیستی
تو اصلا ترسناک نیستی
من تا حالا گفتم از بودن با تو تنفر دارم؟
و تو هم از من خوشت نمیاد
دائه وونگ
اون زن فرار کرد چون از من ترسیده بود
و تو هم چون از احساس من به خودت ترسیده بودی فرار کردی
جفتش یکی نیست؟
من خلق و خویمو فراموش کرده بودم
و همش دنبال تو بودم
وونگ، تو باید واقعا ترسیده باشی
من... فکر می کنم که ترسناکترم
همیشه فراموش میکنم و همیشه اجازه میدم بیای پیشم
من ترسناک ترم
دائه وونگ
...اون عصبانی بود چون
فهمیده بود حلقه قبلا مال اون بوده
پس بخاطر تو نبود
همه این اتفاقا بخاطر من بود
حلقه
وونگ
متاسفم که بهت چسبیدم
اما احتمالا نمیتونم سریعا ترکت کنم
بخاطر اون هم متاسفم
چرا میگی متاسفی؟
!این که تو تبدیل به چیزی شدی که نباید بخاطر اشتباه تو نبوده
آدما هم همینجورن
اگه فکر کنن دوست پسرشون داشته معاشقه میکرده
اونا هم تبدیل به هیولا میشن
خیلی طبیعیه عصبانی بشن و مشکل درست کنن
تو فقط کاریو کردی که هر دوست دختری انجام میده
اینجا بمون
من میرم...و حلقه اتو پیدا میکنم
کجا انداختمش؟
دائه وونگ! می هو حالش خوبه؟
چه بلایی سرت اومده؟
اتفاقی اینجوری شد
آه، بیونگ سو
من یه حلقه درست مثل این گم کردم
کمک کن پیداش کنم
تو باید اول به زخم خودت برسی
الان این مهم نیست
الان قلبش خیلی شکسته
باید اول اونو درمان کنم
برای همین باید حلقه رو زود پیدا کنم
من گذاشتم دائه وونگ چهره ترسناکمو ببینه
برای چا دائه وونگ که هویت تو رو میدونه
مهم نیست چقدر شبیه انسانها رفتار کنی یا حتی به انسان تبدیل بشی
اون آخرش تو رو گومیهو میبینه
حتی اگه گومیهو باشم
حتی اگه متفاوت باشم
هنوزم امیدوارم که دوستم داشته باشه
اگر من واقعا، واقعا دوستش داشتم
امیدوار بودم منو هم دوست داشته باشه
ولی اینجور نشد
اگه از کسی انتظار نداشته باشی صدمه نمیبینی
انتظار کاری که نشدنیه نداشته باش
بعد ازینکه صد روز تموم شد
واقعا مجبورم دائه وونگو ترک کنم؟
تا حالا بهش فکر نکرده بودم
تو مجبوری
از حالا شروع کن بدون چا دائه وونگ
برای زندگی جدیدت به عنوان انسان آماده شی
دائه وونگ
میخوان اینجا رو مرتب کنن باید بریم
یه دفعه دیگه دنبالش میگردیم
از حالا به بعد توانایی هات یکی یکی ناپدید میشن
همین الانم دارم حس میکنم
به خوبیه قبلا نمیتونم بشنوم یا بو کنم
باید همینم باشه
تو تقریبا نزدیک مرگ دومتی
اما چون مهره ات آسیب دیده نگرانم
میتونم تحملش کنم
برو استراحت کن
من می روم
سلام آقای چا دائه وونگ
ما قبلا همو دیدیم نه؟
من پارک دونگ جو هستم
دکتری که دفعه پیش دونگ جو رو مداوا کرد
تبدیل شده به معلم دونگ جو
از می هو شنیدم خیلی خوب باش رفتار میکنی
باید با می هو برم خونه
پس میرم
دفعه پیش،من میدونستم که تو چا دائه وونگی
بخاطر وانمود به نشناختنت، عذر میخوام
تو منو شناخته بودی؟
قبل ازینکه می هو رو برسونم خونه دیده بودمت
و خیلی هم از می هو دربارت شنیده بودم
شنیده ام تو دوست پسرشی
بله، من دوست پسرشم
خیلی درباره اش میدونی
بله، همه اشو شنیدم
شنیدم که شماها یه قرارداد عشق صد روزه دارید
آه باید وانمود میکردم هیچی دربارش نمیدونم؟
متاسفم
من اول میرم
چی... قرارداد عشقی؟
این دفعه خوب از آب درومده
خیلی هم مورد توجه بوده
همه دارن برای زندگی شدیدا کار میکنن
اما از وقتی به دنیای آدما اومدم
جز دوست داشتن دائه وونگ کار دیگه ای نکردم
از حالا به بعد باید زندگی بدون دائه وونگو تمرین کنم
قرارداد عشقی
من واقعا همچین چیزی گفتم
هی مگه نگفتم منتظر من بمون؟
چرا باز خودت تنهایی رفتی؟
اتوبوس اومد منم سوارش شدم
سر راهم یه سر به فروشگاه مرغ سوخاری زدم
حلقه رو پیدا کردی؟
نتونستم پیداش کنم
!فردا هرجوری هست پیداش میکنم
فراموشش کن،اگه پیداش هم نکردی مهم نیست
چی؟
اشکال نداره اگه تو هم حلقه اتو نندازی
قرارداد ما شامل مهره بود نه حلقه
در آینده دیگه نزار آسیب ببینه
از مهره ام محافظت کن
No comments yet. Be the first to leave one.