The first 198 lines.
فالانژ
...فالانژ
یک آرایش متراکم تشکیل شده از نیزهداران"
".که در یونان باستان از آن استفاده میشد
...نیمه شب یواشکی بیای بیرون
.یکم مشکوکه
.فقط داشتم تحقیق میکردم
،آخر شب حموم کردن عیبی نداره
!ولی اینجوری منُ نترسون
.به تپش انداختن قلب تو یکی از وظایف منه
!من که تا حالا نشنیده بودم
.فردا یه نبرد مهم درپیش داریم
پس یکم استراحت کن، باشه؟
.چون که تو پیشوای ما هستی
.میدونم
.گمونم یکم استراحت کنم
واقعا... این تنها چیزیه که نسبت .به دنیای من عوض نشده
"عهد جام شراب"
".عهد جام شراب"
هی، اون نیزهها آهنین؟
!غیرممکنه
!اوضاع به نفع ما تغییر کرد
!دست میزاد، برادر
.کارت بهعنوان فرمانده فوقالعاده بود
...آرایش جنگی فالانژ
.اون فکر خودم نبود
.باید اعتبارش رو به اسکندر کبیر و اودا نوبوناگا بدیم
اسکنـ...؟
.من دارم تقلب میکنم
!خب، دشمن دیگه در مرز شکسته
!بیاین تمومش کنیم
!پرچمها بالا
!همه نیروها، حمله کنید
.دو سال از زمانی که به ایگدراسیل احضار شدم میگذره
،ایگدراسیل یا یگدراسیل درخت جهان در اساطیر اسکاندیناوی .که شاخههای آن تکیهگاه مرکزی کیهان به شمار میرفت
.توی این دنیا، مردم بخاطر یک تکه زمین بیشتر کشته میشن
.ضعیفها غارت و زیر پا له میشن
،ناگهان دست عجیب سرنوشت ،در جایی که حتی زبونشون رو هم نمیفهمیدم
.من به عنوان پیشوای قبیله گرگها انتخاب شدم
مقامی که در اون کوچکترین دستور من .میتونه مرگ یا زندگی افراد رو تعیین کنه
!برادر
!ممنون، فلیشیا
.مثل همیشه اینهریرت خیلی قویه
.مثل اینکه از اونجا اومده بود
!اینهریر قبیله شاخها
.وای من، بازم دارن میان
...بیخیال
!بسپرش به من
زخمی که نشدی؟
.مثل همیشه مهارت کار با شلاقت فوقالعاده است
.تو ملکهی بزرگی میشی
تو پادشاهی، درسته، برادر؟
نکنه، میخوای باهام ازدواج کنی؟
.اه، منظورم از "ملکه" چیز دیگهای بود
.از دست تو، برادر
.خب، این بخشت هم جذابه
،بههرحال، نبرد تا اینجا هم کشیده شده
.جنگیدن توی خط مقدم باید خیلی سختتر باشه
رونه حالش خوبه، نه؟
.فکر نکنم نیازی به نگرانی باشه
.اون قویترین گرگ، ماناگرامره
...فکر کنم دیگه وقتشه
!جنگجوی گرگ، فرمانده قبیله شاخها رو شکست داد
!همونطور که فکرش رو میکردم! رونه از پسش بر اومد
!آره
!پدر
حالتون خوبه؟
صدمه که ندیدید؟
.اگه توی خط مقدم نباشم، صدمه هم نمیبینم
خودت چی، رونه؟ خوبی؟
.نگران نباشید
.با رحمت الههمون، من کاملا خوبم
.حتی یه خراش هم بر نداشتم
.خسته نباشی
برای پاداش چی میخوای؟
.هرچی بخوای بهت میدم
هرچی بخوام؟
.اگه در حد توانم باشه
...پـ-پس... امم
میشه... میشه سرم رو نوازش کنید؟
چی؟ فقط همین؟
!برای من، این بزرگترین پاداشیه که میتونم بگیرم
...خب، اگه اصرار میکنی
.رونه، واقعا شبیه یه سگ وفادار میمونی
پدر، چیز خندهداری هست؟
.نه، هیچی
راستی، رونه، با پیشوای قبیله شاخ که اسیر شد، چیکار کردی؟
.تحویل سربازا دادمش
.خب، چادرها رو برای مذاکره برپا کنین
این دختر پیشوای قبیله شاخه؟
.بله
.اسمش لینئاست
...اون که هنوز بچه است
!خودتم همچین بزرگتر از من نیستی
.گمونم اول با معارفه شروع کنیم
.من یوتو هستم
.پیشوای قبیلهی گرگ
،من از حرفای الکی خوشم نمیاد
:پس مستقیم میرم سر اصل مطلب
فرزند من میشی؟
!رد میکنم
چرا قبیلهی شاخ قدرت مند باید به سگهای پست خدمت کنه؟
!توی خواب ببینی
.فکر کنم این تویی که توی خواب به سر میبره
!الآن چی گفتی؟
،درسته، شاید قبلا سگ بوده باشیم
...ولی، به لطف پیشوامون از نو بهعنوان
!گرگهای قوی و شجاع واقعی متولد شدیم
مگه یه پسر بدردنخور مثل این چقدر میتونه با خودش قدرت بیاره؟
.حرف دهنت رو بفهم
.اجازه نمیدم به پیشوا توهین کنی
.خودتون رو کنترل کنین
.بی توجه به وضع الآنش، اون پیشوای قبیلهی شاخه
!باید بهش احترام بذارین
!بله
.بخاطر بیادبیشون عذر میخوام
.نه، منم عذر میخوام که سگ صداتون کردم
،وقتی کسی از طریق ترس و تهدید عذاب دیده باشه"
".کسایی رو که بهش پیشنهاد کمک میدن خیلی راحت تر قبول میکنه
.روش مذاکرهای که توی کتاب خوندم، خیلی خوب جواب میده
.خب، برگردیم سر کار خودمون
کجا بودیم؟
.درسته، ازت خواستم فرزندم بشی
!و منم گفتم نه
پس، چطوره خواهرم بشی؟
خواهرت؟
.این تنها مصالحهایه که حاضرم بپذیرم
پرعکس فرزند، خواهر یا برادر
.مجبور به خدمت بی چون و چرا نیست
...ولی ما، قبیلهی شاخ
.که اینطور. پس چارهای برام نذاشتی
!شهر شما هم به سرنوشت شهر وَن دچار میشه
تمام مردم رو سلاخی میکنی و کل شهر رو میسوزونی؟
!اگه جام شراب من رو پس بزنی، آره
.زود تصمیمت رو بگیر
.من آدم صبوری نیستم
.باشه
.من خواهرت میشم
!ولی فرزندت نمیشم
!فقط خواهرت میشم
.همین کافیه
حـ_حالتون خوبه، پدر؟
احساس ضعف میکنید؟
.نه، فقط خسته شدم
...خدا رو شکر
اصلا شبیه مردی که شهر ون رو با آتش کشید .به نظر نمیاد
.معلومه
.پدر همچین کاری نکرده
.من به هیچ وجه نمیپذیرم
...تو واقعا آدم مهربونی هستی، پدر
.من مهربون نیستم
.فقط بیتجربه و سادهام
بعضی وقتها، وجود همچین داستانهایی .از شروع جنگهای بیهوده جلوگیری میکنه
.به نظر من این ساده بودنت چیز ارزشمندیه
.زیاد به خودت سخت نگیر
.فلیشیا، مثل همیشه ممنون
.نیازی به تشکر نیست
،بهعنوان کسی که به این دنیا احضارت کرده .حداقل کاریه که میتونم انجام بدم
!مـ-منم با تمام وجود بهت احترام میذارم، پدر
!آره، از تو هم ممنونم رونه
!بله
!خب، برگردیم خونه
!به شهرمون، ایارنویز
القاب: رئیس شورای، گرگ دانا
سخن: تعمید، خادب بیچهره
مهارتها: همه فن حریف
همه کاره و هیچکاره)، عضوی از قبیله گرگها)
رابطهاش با یوتو: خواهر قسم خورده او کسی بود که یوتو را به ایگدراسیل احضار کرد اون از همان اول با قدرت و نفوذ خود از یوتو حمایت کرد، او همیشه یوتو را قاصد پیروزی دانسته و به او احترام میگذاشت. حال او معاون اوست با احساساتی .قویتر از گذشته
!زنده باد پیشوا! زنده باد پیشوا
.مثل همیشه خیلی محبوبی، برادر
برادر؟
بـ-بله؟ چی شده؟
چرا جوابشون رو نمیدی؟
.د-درست میگی
...بالاخره رسیدیم
.خوش آمدید، یوتو دونو
.تبریک میگم .شنیدم پیروزی شکوهمندی بوده
.ممنونم
آنگروبودا: یکی از اساطیر اسکاندیناوی
.ما برای پیروزیتون به درگاه الهه آنگروبودا دعا کردیم
میخوان بگن بخاطر دعای اونا پیروز شدیم؟
.ببخشید، من یکم عجله دارم
.بعدن حرف میزنیم
فکر نمیکنید این طرز برخورد با عموهاتون نامناسب باشه، یوتو دونو؟
.ما برادرهای پیشوای قبلی هستیم
.ادب حکم میکنه که به ما احترام بذارید
رابطه شکل گرفته از طریق جام شراب .بر همه چیز ارجحیت داره
...من عجله دارم، لعنتی
...این رسم از زمان باستان بوده
.من خوشحال میشم به حرفاتون گوش کنم
!ممنون، فلیشیا
...باید بیشتر بذارمش توی آفتاب
!اومد
!الو؟
!خدا رو شکر که سالمی، یو کون
.شرمنده، میدونم نگران بودی
.ولی حالم خوبه
.خوبه. واقعا خوشحالم که سالمی
No comments yet. Be the first to leave one.