The first 178 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
به گمونم شما کونای ماکاوا ، کاشف چتسیو ریو هستین ،
من میخوام شمارو به چالش دعوت بکنم ،
من رایجوتا ایتسوروگی هستم .
من خیلی نگران آینده هنر شمشیر زنی هستم ،
چشمهای ابری که نمیتونم درست ببینمشون
ولی اون قویه
پس تو از من چی میخوای ؟
به نظرت شمشیرزنی امروزه باید چه جوری باشه ؟
فکر نمیکنی یکم ضعیف شده ؟
به نظرت یکم ظریف و شکننده نشده ؟
روش من شینکو ریو .
من قصد دارم که نام و هنر شمشیرزنی رو مثل قدیما دوباره با افتخار کنم ،
و میخوام ۵۰۰ تا سبک شمشیرزنی مختلف را از بین ببرم ،
فهمیدم .
پس اگه اینجوریه من و تو آبمون تو یه جوب نمیره ،
تو اصلاً برات مهم نیست حتی اگه هنر شمشیرزنی ،
به طور کامل نیست و نابود بشه ،
من هیچی که نباشم حداقل یه شمشیرزن هستم
من هم برای آینده این هنر عزاداری میکنم ،
ولی اگه آینده یعنی اینکه شمشیرهای کشنده دوباره به قدرت برسند ،
پس من با افتخار این موضوع رو رد میکنم .
متوجهم .
پس تو با نقشه بزرگ من موافق نیستی ،
پس از این لحظه به بعد تو یه دشمن هستی .
Amir Cooper :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
قسمت ۱۵ مرد ایده آل
این همون روشیه که باهاش زمین باشگاه ماکاوا رو شکستی ،
شمشیر مخفی : ماتوی ایزونا !
این روشیه که من از کتابهای باستانیشمشیرزنی دوباره زنده کردم ،
فوق العاده است ازتون همین انتظارو داشتم استاد
تو فقط با فرار کردن نمیتونی پیروز بشی ،
یه شمشیر با تیغه برعکس
همونطور که این شمشیر نشون میده من کشتن آدما رو برای خودم ممنوع کردم ،
حالا که تو رو به عنوان دشمنم شناختم باید لهت کنم ،
فعلاً اوضاع آروم شده ،
بیاین بریم خونه ،
من هیچوقت شمارو نمیبخشم ،
خوب فهمیدیم عصبانی شدی حالا انقدر حرص نخور بچه ،
به من دست نزن !
شما اونو خفت کردین و بستینش به درخت ؟
کار سانوسکه بود .
شنیدی ؟ مطمئن باشید که با تکنیک مخفیم ، لهتون میکنم .
خفه شو دیگه ، سرمون درد گرفت !
چی ؟
اگه این همه انرژی واسه غر زدن داری ،
انقدر پشت سر اون گوریل گنده راه نرو به جاش بیا داخل باشگاه ما ،
اگه بیای خودم باهات مبارزه میکنم ،
ولی با شمشیر چوب بامبو !
همونطور که قول دادم اومدم .
مرتیکه . . . ساعت نگاه کردی ؟
تو نگفتی چه ساعتی بیام .
حالا منو به چالش دعوت کن !
حسابمو باهات صاف میکنم .
آماده باش !
هی کائورو میشه داور باشی ؟
پس ، اولین مبارزه .
یکم روحیه داشته باش .
من که اینطوری نمیتونم مبارزه کنم !
تو گوشم داد نزن !
بیدار شدی ، زنیکه ؟
آره بیدارم ببینم دوباره بهم گفتی زنیکه ؟
شروع کن
گوش کن
آخه یه زنیکه زشت هستی !
کامیا کاشین ریو
اولین مبارزه !
خیلی خب بزن بریم !
اوه ؟
اورو ؟
به نظرت شمشیر بامبو یکم عجیب دستت نگرفتی ؟
دست راستت باید بالای چپت باشه ،
و دست چپت هم باید پایین دسته رو بگیره ،
من فقط با شمشیر های واقعی تمرین میکنم .
برای همینه نمیدونم چجوری شمشیر بامبو رو بگیرم دستم ،
درست مثل یه شمشیر واقعی باید بگیری دستت ،
نکنه تو اصلا هیچوقت شمشیرزنی نکردی ؟
فهمیدم ، برای همین بلافاصله قبل خواب اومدی ، تا بتونی راحت برنده بشی ،
دیگه رقابتی وجود نداره .
رایجوتا باهات تمرین نمیکنه ؟
کاریش نمیشه کرد ، اون سرش گرمه گسترش شینکو ریو .
اون همیشه میگه که شینکو ریو یه موضوع مهم برای ژاپنه،
پس من نباید خودخواه باشم و مزاحمش بشم ،
به گمونم کاریش نمیشه کرد .
کامیا کاشین ریو
خوب از اونجایی که این همه راه تا اینجا اومدی پس امروز خودم بهت آموزش میدم ،
ها ؟
خوب اولین کار اینه که چه جوری یه شمشیر بامبو بگیری دستت ،
باید انگشت کوچیکه دست چپتو آروم ببری به سمت دسته شمشیر
چرا لپات سرخ شده ؟
خفه شو !
یاهیکو ، انقدر کرم نریز .
صورت ! صورت ! صورت ! صورت !
صورت !
درسته ! عجب روحیه ای داری .
کارت خوبه یوتارو .
جدی ؟
آره ، واقعا ، پتانسیلشو داری .
من خیلی خوشحالم .
از اونجا که از صبح تا حالا هیچکس هیچی نخورده بیاین یه استراحتی داشته باشیم،
یکم کوفته برنجی درست کردم ،
بیا ، یاهیکو .
آره .
کائورو لعنتی ، داره طرف اون میگیره .
بفرمایید ، خانم کائورو .
ممنون .
یاهیکو داره حسودی میکنه .
ها ؟
خدایا ، چقدر اون بچست .
یاهیکو !
چته ، زنیکه زشت ؟
چی ؟
بفرمایید ، آقای یوتارو .
من نمیخوام .
استاد گفت که تو دشمنش هستی ،
من از دست دشمن غذا نمیگیرم ،
انقدر لجبازی نکن .
ببین ، جنرال قدیمی کنشین ایسگی ، توی دوره سنگوکو
برای دشمنش نمک میفرستاد ،
بفرما .
بدون اجازه کنار من نشین ،
چطوره ؟ از شمشیر زنی بامبو خوشت میاد ؟
واسه شروع که فقط مثل بازی میمونه و هر بازی هم سرگرم کنندست .
ولی من فقط با بازی نمیتونم قوی بشم ،
اورو ؟
من میخوام مثل استادم تبدیل به یک شمشیرزن شکست ناپذیر بشم و پدرمو شرمسار کنم ،
میخوای پدرتو شرمسار کنی ؟
آره
اون افتخار یه سامورایی بودن رو فروخت تا تبدیل به یه تاجر بشه ،
همیشه یه لبخند الکی روی صورتشه و برای همه تا کمر خم میشه ،
تازه کلی هم روی فروختن این کاتاناها داره تلاش میکنه
روح ساموراییها رو داره میفرسته به اون طرف دریا ،
میخوام به زور اینو بهش بفهمونم که یه سامورایی به جز شمشیرش به هیچ چیز دیگهای احتیاج نداره
اون درست مثل یاهیکو چون که از نژاد ساموراییه خیلی بهش افتخار میکنه
ولی این آرزویی که برای قوی شدن داره مشخصه که از یه جای دیگه میاد
یوتارو اگه اشکالی نداره دلت میخواد تا یه مدت پیش ما تمرین بکنی ؟
چی ؟
بیا تا یه مدت این حس شرمسار کردن و زور گفتن به بقیه رو بذاریم کنار
برای اول کار که میخوای شمشیرزنی یاد بگیری باید احساساتتو بذاری کنار
اگه همینطور به مبارزه کردن با یاهیکو ادامه بدی مطمئنم که قوی میشی
فهمیدم، آره این ایده خوبیه .
کنشین ، کائورو ! شما دوتا چی فکر کردین ؟
اون شاگرد رایجوتا !
فهمیدم .
ها ؟
تو حتماً از اینکه من ازت قویتر قراره بشم میترسی ،
احمق اصلاًم همچین چیزی نیست ،
امکان نداره من جلوی تو ببازم ،
زدم تو خال !
میخوای داخل باشگاه کامیا ثبت نام بکنی ؟
التماستون میکنم !
خب ، اشکالی نداره !
خیلی ازتون ممنونم .
میگن که اگه دشمنتو بشناسی و بعد خودتو بشناسی
پس حتی از نتیجه صدها جنگ هم نباید بترسی
این استراتژی سان زو ( نویسنده کتاب هنر جنگ ) .
برو یکم با آموزش دشمن تجربه کسب کن .
بله ! خیلی ازتون ممنونم .
من اولین درسمو ازش یاد گرفتم
اون خیلی به من امید داره
رورونی کنشین
پس اون پسره الان هر روز داره میاد باشگاه؟
اون خیلی روحیه داره .
آره با یاهیکو هم یه ذره رفیق شده ،
به کی گفتی میمون کوچولو با این چشمای گربهایت ؟
تو خودت اولش داشتی میگفتی
که نمیخوای با شمشیر بامبو تمرین کنی ،
شمشیر های بامبو فقط برای بازی .
من اینجا به عنوان یه بازدید کننده برای مبارزه استادم با هیمورا کنشین هستم .
بازدید؟ اون که اصلاً مبارزه نمیکنه همیشه داره حمالیای خونه رو انجام میده ،
راست میگی منم خیلی غافلگیر شدم ،
یه همچین استاد هنرهای رزمی بره حمالیهای خونه رو انجام بده ؟
پس نیا اینجا !
من یادم نمیاد گذاشته باشم تو به من دستور بدی !
No comments yet. Be the first to leave one.