Rurouni Kenshin: Meiji Kenkaku Romantan

Rurouni Kenshin: Meiji Kenkaku Romantan

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Rurouni Kenshin (2023) - 16 [AioFilm com]
Rurouni-Kenshin-16-[AioFilm com]
Rurouni Kenshin 16 [AioFilm com]
Rurouni Kenshin 16 [AioFilm com]
Rurouni Kenshin 16 (2023) [AioFilm com]
Rurouni-Kenshin-Meiji-Kenkaku-Romantan-16-[AioFilm com]
Rurouni-Kenshin-16
A Commentary by AioFilm
🔷 Amir Cooper آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-10-21
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 178 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫به گمونم شما کونای ماکاوا ، ‫‫کاشف چتسیو ریو هستین ،

‫من میخوام شمارو به چالش دعوت بکنم ،

‫من رایجوتا ایتسوروگی هستم .

‫من خیلی نگران آینده هنر شمشیر زنی هستم ،

‫ چشم‌های ابری که نمی‌تونم درست ببینمشون

‫ولی اون قویه

‫پس تو از من چی میخوای ؟

‫به نظرت شمشیرزنی امروزه ‫‫باید چه جوری باشه ؟

‫فکر نمی‌کنی یکم ضعیف شده ؟

‫به نظرت یکم ظریف و شکننده نشده ؟

‫روش من شینکو ریو .

‫من قصد دارم که نام و هنر شمشیرزنی رو مثل قدیما دوباره با افتخار کنم ،

‫و می‌خوام ۵۰۰ تا سبک ‫‫شمشیرزنی مختلف را از بین ببرم ،

‫فهمیدم .

‫پس اگه اینجوریه من و تو ‫‫آبمون تو یه جوب نمیره ،

‫تو اصلاً برات مهم نیست ‫‫حتی اگه هنر شمشیرزنی ،

‫به طور کامل نیست و نابود بشه ،

‫من هیچی که نباشم حداقل ‫‫یه شمشیرزن هستم

‫من هم برای آینده این ‫‫هنر عزاداری می‌کنم ،

‫ولی اگه آینده یعنی اینکه شمشیرهای کشنده دوباره به قدرت برسند ،

‫پس من با افتخار این موضوع رو رد میکنم .

‫متوجهم .

‫پس تو با نقشه بزرگ من موافق نیستی ،

‫پس از این لحظه به بعد تو یه دشمن هستی .

Amir Cooper :مترجم

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

@AioSub | @AioFilmcom

‫قسمت ۱۵ ‫‫‫‫مرد ایده آل

‫این همون روشیه که باهاش ‫‫زمین باشگاه ماکاوا رو شکستی ،

‫شمشیر مخفی : ماتوی ایزونا !

‫این روشیه که من از کتاب‌های باستانی‌شمشیرزنی دوباره زنده کردم ،

‫ فوق العاده است ازتون همین انتظارو داشتم استاد

‫تو فقط با فرار کردن نمی‌تونی پیروز بشی ،

‫یه شمشیر با تیغه برعکس

‫همونطور که این شمشیر نشون میده من کشتن آدما رو برای خودم ممنوع کردم ،

‫حالا که تو رو به عنوان دشمنم ‫‫شناختم باید لهت کنم ،

‫فعلاً اوضاع آروم شده ،

‫بیاین بریم خونه ،

‫من هیچوقت شمارو نمیبخشم ،

‫خوب فهمیدیم عصبانی شدی ‫‫حالا انقدر حرص نخور بچه ،

‫به من دست نزن !

‫شما اونو خفت کردین و بستینش به درخت ؟

‫کار سانوسکه بود .

‫شنیدی ؟ مطمئن باشید که با ‫‫تکنیک مخفیم ، لهتون میکنم .

‫خفه شو دیگه ، سرمون درد گرفت !

‫چی ؟

‫اگه این همه انرژی واسه غر زدن داری ،

‫انقدر پشت سر اون گوریل گنده راه نرو به جاش بیا داخل باشگاه ما ،

‫اگه بیای خودم باهات مبارزه می‌کنم ،

‫ولی با شمشیر چوب بامبو !

‫همونطور که قول دادم اومدم .

‫مرتیکه . . . ساعت نگاه کردی ؟

‫تو نگفتی چه ساعتی بیام .

‫حالا منو به چالش دعوت کن !

‫حسابمو باهات صاف میکنم .

‫آماده باش !

‫هی کائورو میشه داور باشی ؟

‫پس ، اولین مبارزه .

‫یکم روحیه داشته باش .

‫من که اینطوری نمیتونم مبارزه کنم !

‫تو گوشم داد نزن !

‫بیدار شدی ، زنیکه ؟

‫آره بیدارم ببینم دوباره ‫‫بهم گفتی زنیکه ؟

‫شروع کن

‫گوش کن

‫آخه یه زنیکه زشت هستی !

‫کامیا کاشین ریو

‫اولین مبارزه !

‫خیلی خب بزن بریم !

‫اوه ؟

‫اورو ؟

‫به نظرت شمشیر بامبو ‫‫یکم عجیب دستت نگرفتی ؟

‫دست راستت باید بالای چپت باشه ،

‫و دست چپت هم باید پایین دسته رو بگیره ،

‫من فقط با شمشیر های واقعی تمرین میکنم .

‫برای همینه نمیدونم چجوری ‫‫شمشیر بامبو رو بگیرم دستم ،

‫درست مثل یه شمشیر ‫‫واقعی باید بگیری دستت ،

‫نکنه تو اصلا هیچوقت شمشیرزنی نکردی ؟

‫فهمیدم ، برای همین بلافاصله قبل خواب ‫‫اومدی ، تا بتونی راحت برنده بشی ،

‫دیگه رقابتی وجود نداره .

‫رایجوتا باهات تمرین نمیکنه ؟

‫کاریش نمیشه کرد ، ‫‫اون سرش گرمه گسترش شینکو ریو .

‫اون همیشه میگه که شینکو ریو ‫‫یه موضوع مهم برای ژاپنه،

‫پس من نباید خودخواه باشم و مزاحمش بشم ،

‫به گمونم کاریش نمیشه کرد .

‫کامیا کاشین ریو

‫خوب از اونجایی که این همه راه تا اینجا اومدی پس امروز خودم بهت آموزش میدم ،

‫ها ؟

‫خوب اولین کار اینه که چه جوری یه شمشیر بامبو بگیری دستت ،

‫ باید انگشت کوچیکه دست چپتو آروم ببری به سمت دسته شمشیر

‫چرا لپات سرخ شده ؟

‫خفه شو !

‫یاهیکو ، انقدر کرم نریز .

‫صورت ! صورت ! صورت ! صورت !

‫صورت !

‫درسته ! عجب روحیه ای داری .

‫کارت خوبه یوتارو .

‫جدی ؟

‫آره ، واقعا ، پتانسیلشو داری .

‫من خیلی خوشحالم .

‫از اونجا که از صبح تا حالا هیچکس هیچی نخورده بیاین یه استراحتی داشته باشیم،

‫یکم کوفته برنجی درست کردم ،

‫بیا ، یاهیکو .

‫آره .

‫کائورو لعنتی ، داره طرف اون میگیره .

‫بفرمایید ، خانم کائورو .

‫ممنون .

‫یاهیکو داره حسودی میکنه .

‫ها ؟

‫خدایا ، چقدر اون بچست .

‫یاهیکو !

‫چته ، زنیکه زشت ؟

‫چی ؟

‫بفرمایید ، آقای یوتارو .

‫من نمیخوام .

‫استاد گفت که تو دشمنش هستی ،

‫من از دست دشمن غذا نمیگیرم ،

‫انقدر لجبازی نکن .

‫ببین ، جنرال قدیمی ‫‫کنشین ایسگی ، توی دوره سنگوکو

‫برای دشمنش نمک میفرستاد ،

‫بفرما .

‫بدون اجازه کنار من نشین ،

‫چطوره ؟ ‫‫از شمشیر زنی بامبو خوشت میاد ؟

‫واسه شروع که فقط مثل بازی میمونه ‫‫و هر بازی هم سرگرم کنندست .

‫ولی من فقط با بازی نمیتونم قوی بشم ،

‫اورو ؟

‫من می‌خوام مثل استادم تبدیل به یک شمشیرزن شکست ناپذیر بشم و پدرمو شرمسار کنم ،

‫می‌خوای پدرتو شرمسار کنی ؟

‫آره

‫اون افتخار یه سامورایی بودن رو فروخت تا تبدیل به یه تاجر بشه ،

‫همیشه یه لبخند الکی روی ‫‫صورتشه و برای همه تا کمر خم میشه ،

‫تازه کلی هم روی فروختن این کاتاناها داره تلاش می‌کنه

‫روح سامورایی‌ها رو داره ‫‫می‌فرسته به اون طرف دریا ،

‫می‌خوام به زور اینو بهش بفهمونم که یه سامورایی به جز شمشیرش به هیچ چیز دیگه‌ای احتیاج نداره

‫اون درست مثل یاهیکو چون که از نژاد ساموراییه خیلی بهش افتخار می‌کنه

‫ ولی این آرزویی که برای قوی شدن داره مشخصه که از یه جای دیگه میاد

‫یوتارو اگه اشکالی نداره دلت می‌خواد تا یه مدت پیش ما تمرین بکنی ؟

‫چی ؟

‫بیا تا یه مدت این حس شرمسار کردن و زور گفتن به بقیه رو بذاریم کنار

‫برای اول کار که می‌خوای شمشیرزنی یاد بگیری باید احساساتتو بذاری کنار

‫اگه همینطور به مبارزه کردن با یاهیکو ‫‫ادامه بدی مطمئنم که قوی میشی

‫فهمیدم، آره این ایده خوبیه .

‫کنشین ، کائورو ! ‫‫شما دوتا چی فکر کردین ؟

‫اون شاگرد رایجوتا !

‫فهمیدم .

‫ها ؟

‫تو حتماً از اینکه من ازت ‫‫قوی‌تر قراره بشم می‌ترسی ،

‫احمق اصلاًم همچین چیزی نیست ،

‫امکان نداره من جلوی تو ببازم ،

‫زدم تو خال !

‫می‌خوای داخل باشگاه کامیا ثبت نام بکنی ؟

‫التماستون میکنم !

‫خب ، اشکالی نداره !

‫خیلی ازتون ممنونم .

‫میگن که اگه دشمنتو بشناسی ‫‫و بعد خودتو بشناسی

‫پس حتی از نتیجه صدها جنگ هم نباید بترسی

‫این استراتژی سان زو ( نویسنده کتاب هنر جنگ ) .

‫برو یکم با آموزش دشمن تجربه کسب کن .

‫بله ! خیلی ازتون ممنونم .

‫من اولین درسمو ازش یاد گرفتم

‫اون خیلی به من امید داره

رورونی کنشین

‫پس اون پسره الان هر روز داره میاد باشگاه؟

‫اون خیلی روحیه داره .

‫آره با یاهیکو هم یه ذره رفیق شده ،

‫به کی گفتی میمون کوچولو ‫‫با این چشمای گربه‌ایت ؟

‫تو خودت اولش داشتی می‌گفتی

‫که نمی‌خوای با شمشیر بامبو تمرین کنی ،

‫شمشیر های بامبو فقط برای بازی .

‫من اینجا به عنوان یه بازدید کننده برای مبارزه استادم با هیمورا کنشین هستم .

‫بازدید؟ اون که اصلاً مبارزه نمی‌کنه همیشه داره حمالیای خونه رو انجام میده ،

‫راست میگی منم خیلی غافلگیر شدم ،

‫یه همچین استاد هنرهای رزمی بره حمالی‌های خونه رو انجام بده ؟

‫پس نیا اینجا !

‫من یادم نمیاد گذاشته باشم ‫‫تو به من دستور بدی !

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left