The first 200 lines.
"تقديم به نژاد پاک آريايي"
سلاحهاي من خيلي خوني هستن
اين ترس من رو بيشتر ميکنه
"جلودار لشگر"
وقتي که تقدير او رو به خونخواهي . دعوت کرد
من يک اسلحه داشتم
آخرين علامت از دنياي ماشيني
ولي اين مال 5سال پيشه
حالا تقدير به من مي خنده
هديه وحشي ها به ماست
فرار از مرگ
من مريد اون هستم
انسانهاي اوليه
اون گناهان من رو ميدونه . هر کرا که کردم رو مي دونه
قتل هاي آدم خوارها
از جنونه
آيا . خدا من رو مي بخشه ؟
من اسلحه هم رو از دست دادم
آيا به غير از اين دنيا . دنياي ديگري هم هست ؟
يا خدا من رو ول کرده به حال خودم
آيا براي همين من سالها در انتظار "حريم جبار"نشستم ؟ "منجي عالم بشريت"
اون گفت . مردي از شرق مي آيد
با نويد دنيايي بهتر
حالا . نمي فهمم که اصلا اون زنده مونده يا نه
نمي دونم اصلا چرا دارم براش صبر مي کنم
در زاد گاه . وحشي ها
من صداشون رو ميشنوم . حتي الان
ارتش ما تمام شرق رو به خاطر نفت غارت کرد
براي حفظ زندگي خودمون
بمبهاي ما مثل بارون از آسمون مي ريخت
و 2ميليارد شرقي کشته شدن
ارتش گفت شما بومي نيستيد
براي همين بايد در کنار شرقي ها بجنگي
حالا واقعا من مي فهمم چرا ؟
وقتي که نفت تموم شد . همه روي ما متمرکز شد
ما ها که مونده بوديم . به سرنوشتي بد تر از مرگ دچار شديم
مي دونم دارن ميان دنبالم
تا اينکه . تمام ارتش نابود شد
تو اول بايد بفهميشون
اين چيزي بود که به من ياد دادي
وحشي ها هم دارن ياد ميگيرن
من هم همين جور
اين جنگ چه حسي رو در دل من ايجاد کرده . پدر ؟
اين چه نيروييه که براي مرگ به دنبال من مياد . پدر ؟
آيا اين خداست ؟
آيا خدا يه نيروي نابود کننده است ؟
وقتي توي صحرا مي جنگيدي . خدا کنارت بود . پدر ؟
قبل از اينکه جنگ به خاطر خودش تو رو جلب کنه!
آيا اون تصميم ميگيره که ما زنده باشيم يا مرده ؟
نمي دونم چند نفر رو تو کشتي
آيا در مقابل دشمن سر سخت بودي . پدر ؟
من همون جور زندگي ميکنم که تو به من ياد دادي
من باز مانده يک خون ريزي بزرگم
من قربانيه انسان بودنم د اين خونريزي شدم
آيا اينقدر قوي هستم که تا آخرين نفس بجنگم ؟
من همونجور که هستن مجبورم ببينمشون . پدر!
به شکل وحشي نه به شکل يه انسان
در مقام يه دشمن
اونا نتيجه يه داروي اشتباه هستند
دارويي که نيمي از دنياي ما رو نابود کرد
ولي حالا اونا دارن رشد و نمو مي کنن
يعني ديگه همديگر رو نمي کشن
ديگه به ادراک تکيه نمي کنن
حالا شروع به ديدن کردن
و حالا من بايد باهاشون رو در رو بشم
مي دونم به زودي خيلي از اونا بهم حمله مي کنن
که اين شيطان رو بکشن
تا حالا منتظر "حريم" بودم "منظور همان امام زمان است"
ولي ديگه منتظر نيستم
آيا من توي اين جنگ برنده شدم يا نه ؟
بايد باور کنم که يه دنياي ديگه به غير از اين وجود داره
نمي خوام بهت آسيب بزنم
ميشنوي ؟ کاري باهات ندارم
من خيلي مهربان هستم . پدر
من مهربانم
کمپ زنداني ها
خيلي بده
آدم رو ديوانه مي کنه
همسرم رو مي بينم
چه بلاي سرت اومده ؟
تو کجايي ؟
من فرشته ها رو مي بينم
که دارن مرگ رو ميارن
مي خوام بميرم
ميخوام برم پيش همسرم
مي خوام ...
نزديک بشم ...
به پسرم
سلام
سلام
سلا..
هي
چه مدت هست که
کر شدي "ناشنوا"
زبان لب خواني بلدي ؟
"مکس"
ارتش داره مياد
اونا شهر ها رو کاملا از حيات پاک سازي کردن
مي فهمي ؟
فکر نمي کنم کسي در جنوب زنده مونده باشه
مهم نيست
مشکلي نيست
اين مورفينه . براي درد
بهش اعتقاد دراي
يا بايد بکشيش ؟
تو اينجا موندي . پي مردي
مي فهمي ؟
گوش کن . کثافت کر . تو مردي
تو نيروي پدرت رو داري
اون دلاور بود
تو مخلوق من هستي
مخلوق زيباي من
بايد به درون خودت خوب بنگري
خواهي فهميد
و ديگه نمي ترسي
نترس
گوش مي دي ؟
برو
برو
من بايد ايمان بيارم . پدر !!
چيه . چته ؟
يالا . بلند شو . يالا
يالا براي اينکار بعدأ وقت داريم
من خوبم . فقط يه لحظه بهم وقت بده
به خاطر مسيح بهشون شليک کن
گير کرده متاسفم
زاک . حالت خوبه؟ . زاک
شليک دوم از سمت تو نبود
خداي من اين چي بود زاک ؟
سرتو بدزد
اوه . لعنت
يه نفر تعقيب مي کنه
گفتم سرت پايين باشه
ديديش زاک ؟ ديديش ؟
مشه خفه شي ؟ بذار فکر کنم
نمي توني خفه شي . بذار فکر کنم
يالا
يالا
حالا بايد چيکار کنيم
زاک . بايد چيکار کنيم ؟
فکر کنم ديدمش
لعنت
بايد ادامه بديم . همينجور بريم
هميشه مطمئن شو - چي ؟ -
گفتم دارم شليک ميکنم . چت شده ؟
معذرت مي خوام
کلاه و لباست رو در بيار
زاک . نه
نمي خوام اينجوري تموم شه
فقط ادامه ده
ما مي تونيم ما مي تونيم
درشون بيار
گوش کن
هر اتفاقي افتاد تو فرار کن فهميدي؟ تو فرار کن
تو ارتش رو پيدا کن
مي خوامت...
لعنت به اين
من گذاشتم اون بياد جلو
جلوش رو نگرفتم
من بهش احتياج دارم . پدر !
اسلحه رو بذار پايين والا مي کشمش
گلوش رو مي برم
کار هيچ کدوممون خوب نيست
زاک . چرا وايسادي ؟
زاک .زاک
به من گوش کن دختر
اگه اون رو بکشي پاد زهر رو کشتي
نه . دروغ ميگي . پادزهري وجود نداره
تو عقلت نمي رسه
داري دروغ ميگي
دولت نمي خواد اون زنده باشه
برش دار برش دار
اون نميشنوه . اون کر
اين ترکيب از خون مکس و بيمار هاست
آثارش توشه
چه جوري بدونم . اين خونه اونه
زاک . نه !!
مي دوني اين کثافت . چيکار با خانواده من کرده ؟
زاک . اين کار رو نکن . صبر کن
دروغ ميگه . اون ما رو ميکشه
من نمي خوام شما رو بکشم
زاک . خواهش مي کنم
اسلحه رو بذار زمين
حالا
حالا . بچرخ و برو
بالا . کثافت آشغال
نشون بده
فقط انتظار داري ما قبولت کنيم ؟
چون اون مريض نشده . بهش مي گي پادزهر ؟
عوضي
پايين بمون و الا کله ات رو مي ترکونم
کجا مي بريش ؟
معلوم نيست
معنيش چيه ؟
اين يعني . من دستور مي دم که خنثي اش کني
خنثي کني ؟ اين ياروي کثافت رو
براي همين زنده مونده
من تو رو مي شناسم
من تو رو توي روياهاي زندانم ديدم
تو يه دانشمندي
No comments yet. Be the first to leave one.