Release info

[AnimWorld] Jahy-sama wa Kujikenai! - 18
A Commentary by Yasin_Max
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه King alone

Tags

other
Published on: 2022-01-21
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 176 lines.

ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه

یه صدایی میشنوم

دارم سرشار....از قدرت میشم

!بدبختی را ریشه کن،کن

...چه

چه اتفاقی برام افتاد!؟

!حالا بی خیالش

نمیدونم این چه قدرتیه

و نمی دونم از کجا اومدش

حسام خیلی بهتر شدن

میتونم به راحتی محل کریستالای مانا رو تشخیص بدم

!با این قدرت،میتونم جاهی رو شکست بدم

!فقط منتظر باش جاهی

جاهی بزرگ شکست نخواهد خورد!

جاهی بزرگ شکست نخواهد خورد!

جاهی بزرگ شکست نخواهد خورد!

جاهی بزرگ شکست نخواهد خورد!

جاهی بزرگ شکست نخواهد خورد!

جاهی بزرگ شکست نخواهد خورد!

18 شمازه بازگردانی نقشه سائوروا شکست نمی خوره!

!بالاخره اینجا پیدات کردم

!امروز وقتشه،جاهی!روزی که من بهت پایان میدم

نکنه از فرم قدرتم زبونت بند اومده؟

تو دیگه کدوم خری هستی؟

...نگو که منو فراموش کردی

داری میگی همدیگرو میشناسیم؟

...فکر کنم کسی مثل تورو نمیشناسم

!چر-چرت و پرت تحویل من نده !قشنگ فکر کن

زودباش،زودباش

آه،خودشه،تو همون افسردهه هستی

!که توی پارک یه بار تشویقش کردم

!!!اون بچه فسقلی اون موقعیه ای تو بودی

!چه تصادفی

خب،حالت بهتره از اون موقع!؟

من

!یه دقیقه صبر کن

حرفای کوتاه بسه

!اما این چیزی نیست که باید به یاد بیاری

زودباش!لباسام تورو یاد چیزی نمیندازه؟

!اوه،می دونستم

...لباسات

خیلی عجیب و غریبه

!یکی اینو باید به خودت بگه

می دونم دقیقا چیه

بهش کاسپلی میگن،مگه نه؟

!نه خیرم

خدا لعنت کنه این چیزایی که از دنیای انسان ها یاد گرفتی

لعنت بهش!لعنت بهش!لعنت بهش!لعنت بهش!لعنت بهش!

الان که دقیق تر نگاه میکنم صورتت برام خیلی آشناس

بالاخره به یادت اومد؟

من

صبرکن،نوک زبونمه الان میگم

الانه که یادم بیاد

داره یادم میاد،پس هیچی نگو

...سا...ئورو

...یادم باشه

...قلمرو تاریکی...بزار ببینم

!زودباش،به یاد بیار!به یاد بیار

!سائوروا باشکوه رو به یاد بیار !کسی که برای مقامت دندون تیز کرده

...درست یادم باشه با...س

...سا

!گفتم،اصلا یادم نمیاد

چی شد!؟

کی هستی اصن؟

...هم اون موقع توی قلمرو تاریکی

...و هم اینجا توی دنیا انسان ها

!بخاطر جاهی،خیلی اتفاقای بدی برام افتاد

معنیش اینه که حتی هیچ وقت یادش نمیاد من هم اونجا بودم!؟

!نفرین بر تو،جاهی

چقدر میخوای منو تحقیر کنی تا راضی بشی!؟

!اسم من سائوروا عه

اومدم که تورو شکست بدم و تبدیل به نفر دوم توی !قلمرو تاریکی بشم

!باهام بجنگ

...داری گریه میکنی

!!گریه نمی کنم

تقاص تمام دفعه هایی که منو تحقیر کردی پس میدی

...چونکه

...من

!قدرتمند شدم

تورو شکست میدم و به قلمرو تاریکی حکومت میکنم

این نور دیگه چیه؟

مگه تو از اهالی قلمرو تاریکی نیستی؟

درست میگی

سومین فرد قدرتمند قلمرو تاریکی سائوروا

...اما الان

!فکر کنم یه جنگجوی نور هستم،شوالیه نور

نور؟

نکنه،در مورد قدرتی که دختر جادویی هم داره حرف میزنی!؟

لعنتی!چجوری این قدرت رو به دست آوردی؟

رابطت یا دختر جادویی چیه؟

کی و کجا همدیگرو ملاقات کردین؟

حتی الانم،نمیخوای متوجه من بشی!؟

میخوای بدونی؟

...پس

.اگه میخوای بهت بگم، باید منُ شکست بدی

چطوره؟ حرکاتم؟

...ا_این

.سفتی شونه‌هام از بین رفته

!مگه میشه، مگه داریم؟

.اون دست گرمی بود

!از الان به بعد دیگه جدی میشم

چـ-چطور بود...؟

.خارشم گرفته

!چــــــــــــــــــی؟

هیچیش نشد؟

خیر سرم فکر میکردم حسابی !قوی شدم

!اَهــهه، میخاره! میخــاره

...شاید بخاطر باز شدنِ رَگامه

اون صدا نور نوریه، گفته بود بهم قدرت میده، مگه نه؟

!پشمم بهم نداده که

پس اصلا اون چی بود؟

اون نوره که ازم رد شد؟

...پس یعنی که این شمشیره هم

دِکوریه؟...

یه ذره هم حس نکردم که .چیزی رو بریده باشم

واسه چی اصلا لباسام عوض شدن؟

!اساسا این الان یه لباس عوض شدنِ معمولی نیست؟

!واسه چی آخه؟

...خیال میکردم قدرت بهم رسیده...و...قوی تر شدم

...چیزه

!داره جواب میده! داره جواب میده

احتمالا همینه نه؟

من اینجا کُلی سنگِ جادویی جمع کردمُ .تونستم دوباره قدرتمُ احیا کنم

...در واقع، الان از وقتی که

.تو قلمروع تاریکی بودم، قوی ترم...

.پس لازم نیست بابتش ناراحت باشی، ساروا

!و_وایسا

هنوز چند تا سوال راجب !منشاء اون نور دارم

!اینُ یادت باشه، جــــــــــــــاهــــــــــــی

...نوره

.ناپدید شد...

...بهت...بهت...بهت

!قدرت میدمُ کـــــوفت...

!یه ذره هم با قبل فرق نکردم که

!هــهه؟

...آخرش، بازم مثل قبل شد

!نه وایسا بینم

...با اینکه اسممُ بلد نبود

!مجبورش کردم یادش بگیره...

شما؟

.ساروا

!این یه پیشرفته پشم‌ریزونه

!دفعه‌ی دیگه، حتما با قدرت خودم شکستش میدم

.ساروا، یه جورایی تونست خودشُ جمعُ‌جور کنه

!فرق نکردم کـــه

!هــهه؟

!کوکورو

مدرستون تموم شده؟

!بیا تا موقع شیفتم بازی کنیم

...کوکورو! نمیای باهم

کـ-کوکورو؟

.کوکورو بهم بی محلی میکنه

هاه؟

.بگو پس، تعجب کرده بودم چقد حرف گوش کن شدی

پس قضیه این بود، ها؟

!این یه موقعیت اضطراریه

بازم ناخواسته چرتُ پرت بهش نگفتی احیانا؟

...فکر نکنم

.احتمالا باعث شده ازت متنفر بشه

!کوکورو هیچوقت ازم متنفر نمیشه

مطمئنی؟

،اصلا این کوکورویی که میگی کیه تو میشه؟

.اولین باره که اسمشُ میشنوم

که اینطور، گمونم تا حالا راجبش بهت نگفته بودم نه؟

...کوکورو

هاه؟

...اون

نشنیدم؟

...دوستمه

!چیش خنده داره؟

!هیچی. فقط همین که توعم دوست پیدا کردی

،همیشه "زیر دست"، "زیردست" میکردی .وای ایندفعه جدی دوست صداش زدی

.د-درسته

.بهله. اون نوکرمه

...ولی

.کوکورو دَرکم میکنه...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left