The first 200 lines.
«لوئر مریون» با اختلاف، باکلاسترین و مرفهترین مدرسه دولتی بود
توی کل ایالت، اونم با فاصله زیاد
و اگه این وضعیت عوض میشد، همه چیز به هم میریخت
جای خیلی باکلاسیه. واسه همین پر از وکیله
مامانم وکیله. بابام هم وکیل بود
همه جا وکیل ریخته
در واقع بهش میگن «لا-یر مریون» (مریونِ وکیلا)
رئیس هیئتامنای مدرسه هم خودش یه وکیل توی فیلادلفیاست
حفظ یه وجهه عالی، خیلی مهم بود
واسه کلِ اون جامعه
مردم فقط و فقط به خاطر مدرسههاش میاومدن لوئر مریون. خیلی ساده و واضح
و حالا، همه دنیا دارن
سیستم آموزشی لوئر مریون رو با عملیات جاسوسی یکی میدانند
اینکه بگم عصبانی بودیم، حق مطلب رو ادا نمیکنه
والدین میگن بعد از این رسواییِ وبکم
توی منطقه آموزشی، نگران افت قیمت خونههاشون هستن
قیمت خونهها پایین میآد
موقع فروش خونه، دیگه نداریم یه «برند» رو میفروشیم
مالیات بر املاک، بخش عمده
یعنی بیش از ۸۵ درصد بودجه منطقه رو در حال حاضر تامین میکنه
پول قلمبهای اونجا در جریانه
میلیونها و میلیونها دلار پشت این قضیهست
ارزش املاک بود که اجازه میداد دانشآموزامون بهترین آموزش رو ببینن
مگه این چه عیبی داره؟
منطقه آموزشی اشتباه کرد
اما اونها بیشتر نگران وجهه «لوئر مریون» بودن
واسه همین آخرش یه موسسه حقوقی بزرگ استخدام کردن
بهترین موسسه حقوقی فیلادلفیا: «بالارد اسپار»
حالا منطقه آموزشی استخدام کرده
همه دارن وکیل میگیرن. معلومه
یه وکیل خیلی سرشناس رو استخدام کرده
اون دادستان فدرال سابق بود. اسمش هنک هاکهایمر بود
اسم من هنک هاکهایمره
من یکی از شرکای موسسه «بالارد اسپار» هستم، یه موسسه حقوقی در فیلادلفیا
یه موسسه قدیمیه با اعتبار خیلی بالا توی جامعه
ما ۱۵ تا شعبه در سراسر کشور داریم
و من مدیریت گروه تحقیقات دولتی و جرایم یقهسفید رو بر عهده دارم
خب، من توی لوئر مریون زندگی میکنم
و به عنوان پدری که بچهاش توی اون منطقه درس میخونه
قطعا خیلی نگران این موضوع بودم
از نظر حرفهای، میدونستم که اونها به
یه جور تحقیق و تفحص درباره اتفاقات رخداده نیاز دارن
و کار ما همینه
منطقه آموزشی دنبال مشاور حقوقی بود
ما هم وارد گود شدیم و خوشبنتانه
برای انجام تحقیقات انتخاب شدیم
در واقع، اعتمادم به مدیریت جلب شده
فکر میکنم اونها خیلی حرفهای با این قضیه برخورد کردن
بخش زیادی از این ماجرا مربوط به بازسازی اعتماد
جامعه نسبت به منطقه آموزشی بود
هدف ما انجام یه تحقیق مستقل بود
تا با شفافیت کامل بفهمیم چه اتفاقی افتاده
جنبه دیگهاش که یه کم غیرمعمول بود
وکالتِ منطقه آموزشی در جریان پرونده شکایت «رابینز» بود
وقتی یکی از طرفین دعوا تحقیق میکنه
داره اون تحقیق رو به نفع خودش انجام میده
اونها قراره مطمئن بشن که
نتیجه تحقیق همونطوری که خودشون میخوان جهتدهی بشه
من قطعا درباره «مستقل بودن»
این به اصطلاح «تحقیق مستقل» سوالاتی داشتم
واضح بود که مستقل نیست
این مثل این میمونه که یه قاتل
خودش یه تیم تحقیق استخدام کنه تا روی جرمی که مرتکب شده تحقیق کنن
منطقه آموزشی وکیل گرفته و به شبکه ABC نیوز میگه
مطمئنه که توی دادگاه پیروز میشه
با این حال، افکار عمومی دو دسته شدن
یه نفر داره توی خونه خودت، به حریم خصوصیت تجاوز میکنه
مثل دنیای «برادر بزرگ» اوروله
فکر کنم فقط میخواستن یا از لپتاپ محافظت کنن
یا یه نقص فنی باعث شده این عکس گرفته بشه
واسه بلیک
میدونی، واسه ما که توی نشریه «مریونایت» کار میکردیم
حسمون این بود که: «هی، به نظرم دارن پیازداغش رو زیاد میکنن.»
و نمیتونستم باور کنم کسی واقعا بخواد از ما جاسوسی کنه
خیلی از والدین به قضیه نگاه کردن و گفتن:
«خب، این برای بچه من مشکلی ایجاد نمیکنه
چون بچه من توی اینترنت درباره موادفروشی حرف نمیزنه.»
امشب توی پرونده موسوم به «دوربین جاسوسی»، جنگ لفظی راه افتاده
فقط یادمه که بلیک رو اذیت میکردن
بچهها مسخرهاش میکردن که چرا پاش به رسانهها باز شده
و بخشی از این کل ماجراست
اونم تمام مدت قیافه آدمهای کلهشق رو میگرفت، انگار که براش مهم نیست
حس ناامنی بود که باعث میشد اینقدر مغرورانه رفتار کنه
بلیک بیشتر از هر کسی توی خانوادهمون تحت فشار بود
از پلهها پرتاش کردن پایین. نمیتونست توی جاهای عمومی ظاهر بشه
یه بار یه پسره زیر گوشم زمزمه کرد:
«آشغال کثافت، واسه اون شکایتی که کردی، یه تیکه لجن بیشتر نیستی» یا یه چیزی شبیه این
«دهنت رو سرویس میکنم.»
بیا بریم بیرون. نه، نه، نه
میخوای بریم بیرون؟ نه، نه
عجب بساطی شده. حسابی حالت رو جا میآرم
بلیک که اون موقع ۱۵ سالش بود
فقط داشت در برابر اون واکنشهای تند از خودش دفاع میکرد
اما بعد، اواسط آوریل، چند هفته بعد از شروع تحقیقات مستقل
این عدد سر و کلهاش پیدا شد
یه عدد خیلی بزرگ که به نظرم واقعا نگرانکننده بود
حالا داریم میفهمیم که تعداد عکسهای گرفته شده
ممکنه توی ابعاد هزارتایی باشه
ثبت مخفیانه ۵۶ هزار عکس با وبکم
اوه لعنت، شاید واقعا اوضاع همونقدر که خونواده «رابینز» میگفتن خراب باشه
امروز، «دیوید ابی»، رئیس هیئتامنای مدرسه لوئر مریون اعتراف کرد
که تعداد قابلتوجهی عکس وبکم وجود داره
دیوانهکنندهست. آدم فکر میکنه منطقه آموزشی
باید خیلی عاقلتر از این حرفها باشه
ما با یه شرکت بازرسی جرایم کامپیوتری همکاری کردیم
و تصمیم گرفتیم یافتههامون رو به اطلاع جامعه برسونیم
یادمه مردم از شنیدن این ارقام شوکه شده بودن
این قضیه دیر یا زود لو میرفت. آخه چرا
چرا باید عقب میانداختیمش؟
با خودم گفتم: «آخه اینجا چه خبره؟»
مثلا چرا باید ۵۶ هزارتا عکس باشه در حالی که فقط ۴۰۰ تاش مال بلیک توی اتاقشه؟
و اینها فقط همونهاییان که پیدا شدن
هزاران. حدود ۵۶ هزار عکس
شنیدن خبر شکایت یه جورایی مثل این بود که: «خب، مگه کی اهمیت میده؟»
اما شنیدن خبر جاسوسی
یه جورایی جالب به نظر میرسید
ولی وقتی فهمیدیم چند تا عکس گرفتن، همه گفتن: «یا خدا!»
انگار شده بود مثل فیلم «گنجینه ملی: کتاب اسرار»
«میخوام رئیسجمهور آمریکا رو بدزدم.»
اوه
هزار عکس، این قضیه رو از یه شکایتِ الکیِ ۵۶
یه آدم پولپرست، تبدیل کرد به یه چیز جدیتر
«یه لحظه صبر کن. انگار قضیه فراتر از این حرفهاست.»
این موضوع چقدر جدیه؟
پای چند تا خانواده دیگه ممکنه وسط باشه؟
با خودم گفتم: «خدا رو شکر که حقیقت داره برملا میشه.»
«خدا رو شکر که مردم میفهمن واقعا چه خبره.»
دیگه فقط بحث بلیک نبود. بیشتر از یه نفر بودن
وقتی اون عدد رو میشنوی، همه فکر میکنن خودشون هم جزوشونن
خیلی از دانشآموزها و والدینشون نگران اینن که
کی داره نگاه میکنه و به چی نگاه میکنه
و کی دارن نگاه میکنن
پس یعنی میتونید از راه دور روشنش کنید؟ و ما هم اصلا نفهمیم؟
همین الان یه ایمیل از دخترم گرفتم که خیلی ناراحته و میگه:
«مامان، اون لپتاپ توی اتاقم همیشه بازه.»
«حتی وقتی دارم لباسم رو عوض میکنم.»
میدونی، منم فورا نسبت بهش شکاک شدم، چون
دوست ندارم وقتی خوابم کسی بپادم
وبکم یه چراغ سبز میزد که یعنی دوربین داره استفاده میشه
اون چراغ سبز روشن میشه. همون چراغ سبزه
چراغ سبز. اینطوری میفهمی دارن نگاهت میکنن
همه داشتن روی وبکمهاشون رو میپوشوندن
از ریز تا درشت داشتن رو وبکمهاشون رو میپوشوندن
مامانِ منم داشت روی وبکماش رو میپوشوند
در حالی که اصلا لپتاپ مدرسه رو نداشت
اونها واقعا حس امنیت و اعتماد این بچهها رو زیر پا گذاشتن
بازار شایعه توی مدرسهمون خیلی داغ شده بود
میدونی، همه ترسیده بودن که نکنه از اونها هم عکس گرفته شده باشه
شایعه شده بود که کلی عکس لخت از بچهها وجود داره
شنیده بودم که میگفتن عکس دخترها با حوله موقع بیرون اومدن از حموم هم هست
اما واقعا چه اتفاقی افتاد؟
ادعای جاسوسی از طرف یک دانشآموز مطرح شده
اجتنابناپذیر به نظر میرسید که پای دانشآموزهای دیگه هم وسط باشه
ما سعی کردیم تمام موارد فعالسازی رو پیدا کنیم
یه گزارش ارائه دادیم
نرمافزار ردیابی روی این لپتاپها ۱۷۹ بار فعال شده بود
و مردم از شنیدنش شوکه شدن
میدونی، دلم واسه بلیک سوخت
نمیتونم تصور کنم خودش و خونوادهاش چه فشاری رو تحمل میکردن
«من، توی خونه خودم، توی اتاق خوابم.»
و حق با اون بود. بخش دیوانهوارش همینه
بلیک رابینز فقط یک نفر بود
به هزاران دانشآموز لپتاپ داده شده بود
و تقریبا
از ۴۰ تا دانشآموز توی خونههاشون عکس گرفته شده بود
واسه کسایی که از ماجرا خبر نداشتن شاید شوکهکننده بود
و میدانم شاید عجیب به نظر بیاید، اما این تنها بخش کوچکی از ماجرا بود
منظورم اینه که «بالارد اسپار» موسسه معتبریه
و مطمئنم کارشون رو دقیق انجام دادن
اما همیشه گوشه ذهنم این سوال بود که
«اصلا چقدر جدی دنبالش گشتن؟»
به نظر میرسید مقامات ردهبالای منطقه آموزشی
و قطعا خود هیئتامنای مدرسه، دقیقا نمیدونستن چه اتفاقی افتاده
ولی یه نفر بدجوری گند زده بود. توی گزارشِ «بالارد اسپار»
سعی کردن اون گندکاری رو فقط به یه بخش محدود کنن
بخش سیستمهای اطلاعاتی
گفتن که نظارت خیلی ضعیف بوده و برنامهریزی نداشتن
هیچ قانون و مقرراتی برای نحوه استفاده از این سیستم وجود نداشت
و خلاصه اوضاع یه کم شیر تو شیر بود
اما هیئتامنا، مدیر کل و مدیر مدرسه میگفتن:
«ما مشکلی نداریم. ردیفش میکنیم.»
بخش آیتی اون زمان یه جورایی مثل غرب وحشی بود
هیچ هدفگیری یا جاسوسی عمدیای در کار نبود
چون اصلا متوجهاش نشده بودن
همه چیز از بالا شروع میشه
پس باید انتظار داشته باشی که هیئتامنای منطقه آموزشی لوئر مریون
که از آدمهای خیلی کارکشته و وکلای کلهگنده تشکیل شده
حداقل بلد باشن که سوال بپرسن
چون اگه چیزی رو نمیفهمی، باید سوال بپرسی
سخت بود باور کنی که این سیستم فقط از روی بیگناهی یا ناشیگری استفاده شده
من قطعا مشکوک بودم که ممکنه کسی
عمدا از این تکنولوژی سوءاستفاده کرده باشه
آدم با یه تکنولوژی شروع میکنه که نیت خوبی پشتشه و عالی به نظر میرسه
و بعد از اینکه راه افتاد
مدیران مدرسه شروع میکنن به استفادههای دیگه ازش
چون مدیران فکر میکنن خارج از ساعات مدرسه
زمانیه که دانشآموزها بیشتر در معرض خطرن
و اون موقعست که واقعا باید بپاینشون که دارن چیکار میکنن
و وقتی این تکنولوژی رو به دست میآرن
و چیزهایی از کارهای دانشآموزها میبینن
No comments yet. Be the first to leave one.