The first 200 lines.
با همکاری: شرکت HHGROUND، شرکای سرمایهگذاری سنترال و سولیر پارتنرز LLC
محصول HIVE MEDIA CORP
با مشارکت تولیدی HHGROUND Co., Ltd
بابا!
پدرسوخته!
عوضی کثیف! چیه؟ چی شده؟
به این میگی رانندگی، عوضی؟
آره، همینجوری رانندگی میکنم، عوضی کثیف!
چی گفتی؟
آقا، یه بچه همراهته، راهتو بگیر برو، بیشرف!
حالا من بیخانمانم؟ میخوای چی کار کنی؟
یه کاری بکن! یالا! بیا بیرون!
عصبی شدی، حرومزاده! بیا بیرون!
یه کاری بکن، اسکل!
به آدم اشتباهی گیر دادی
بابا! این کارو نکن، تروخدا نکن!
بابا، بیا بریم!
بابا!
بابا! تروخدا! حرومزاده!
بابا، تروخدا بس کن!
بیا سمتم، حرومزاده!
بزن، یالا!
وای خدایا
اوه... وای خدای من!
یه دختر گیر افتاده!
یکی یه کاری کنه!
به ۹۱۱ زنگ بزنید! الان!
خون از کجا میاد؟ همینجا
چسب لازم داریم. چسب! چسب!
بیشتر. آره، بده اینجا
اینه
بیشتر بهم بده
بدو!
بدو!
همینه!
از سر راه برو کنار!
ول کن، ول کن!
بابا حتماً اومده خونه
اون اینجاست
جیسو کجاست؟
تو اتاق ورزششه. برای شام چی دوست داری؟
میشه برام رامیون درست کنی، لطفا؟
البته
خوش اومدی خونه. شام خوردی؟
من رامیون میخورم
همیشه رامیون
خدمتکارمون تو غذای سنتی کرهای تخصص داره
اون خیلی خوبه
تو باید غذا بخوری و دیگه ورزش نکنی
باید ۴ کیلو دیگه کم کنم
تو همین الانشم خیلی خوشگلی
چون ورزش میکنم
هه-یون، جایی میری؟
خونه عمو. شی-هو تو ریاضی کمک میخواد
فهمیدم
به نامادری گفتم
میشه این "نا" رو نگی؟
چرا؟
اگه دیر شد، از قبل زنگ میزنم
عزیزم
پول توجیبی داری؟
ممنون
باید هم ممنون باشی. هیچ خودپردازی مثل بابات نیست
من با کمال میل داوطلبم. خب، چقدر؟
روی میزت میذارم
رانندهای خشمگین که راننده دیگری را کشته بود، توسط پلیس دستگیر شد
آنها این حادثه را به عنوان حمله تلافیجویانه با خودرو بررسی خواهند کرد
گزارشگر میدانی ما این داستان را دارد
یک سدان قرمز به طرز خطرناکی
در ترافیک ایلسان، گیونگگی حرکت میکند
لحظهای بعد، یک SUV جلویش میایستد
قربانی که حدود ۳۰ سال داشت،
چوب بیسبالش را روی کاپوت میکوبد
در واکنش، راننده که حدود ۲۰ سال داشت، گاز میدهد
قربانی در دم جان باخت
و دختر ۸ سالهاش
به اورژانس منتقل شد
YTN، کیم سو-جین
پسر سوم گروه اوسونگ؟
مجبورم این کارو بکنم؟
چقدر؟
سلام
حالش چطوره؟
دکتر یانگ، بهم گفتن عمل جراحی خوب پیش رفته
ولی چرا هنوز حرف نمیزنه؟
احتمالاً به خاطر شوکه
هیچ آسیبی به مغزش وارد نشده
دکتر، آیا اون دوباره میتونه راه بره؟
راه میره، میدوه، میره مدرسه و هر کاری که بخواد میکنه
پدرش بازیکن بیسبال بود
راننده فکر میکرد اون یه اراذله
چون توی ماشینش چوب بیسبال و روی بازوش تتو داشت
ولی این یکی، اسم و جای پای دخترمونه
منم همین یکی رو دارم!
نمیخواستم تو بیمارستان گریه کنم
توی لابی یه نمازخونه هست. میتونی آزادانه اونجا گریه کنی
ممنون
اون همون دختره تو اخبار بود، نه؟
آره
حیفه.
باید دوباره جراحی بشه. حالشو چک کن و یه وقت بگیر.
ممکنه سخت باشه.
چرا؟
حسابداری میگه هنوز صورتحسابو پرداخت نکردن.
چقدر بیرحم.
بازم یه وقت بگیر، جون آدما در اولویته.
اگه دوباره مثل دفعه قبل دعوات کنن چی؟
میگم تو کردی.
لعنت بهش! بریم!
بنگ! باید دخل اون عوضی تو جاده رو بیاریم!
اینم چوب.
باید بزنه. بزنش.
بزنش. بزن دیگه.
عجله کن! برو!
بزنش!
لهش کن لعنتی!
اون رانندههای عوضی باید له بشن!
جدی مرد؟
بچهها، من تمام اعتبارمو خرج کردم تا این فیلمو براتون بیارم.
حتماً لایک و سابسکرایب کنید.
میخوای ویپ بکشی؟
دارمش.
من رسیدم خونه. خوش اومدی.
جِهوان برگشته؟ پسرم جِهوان.
جِهگیو هستم، پسر دکترت.
به جِهوان بگو بیاد خونه. باید شام بخوره.
چرا هی اسم اون پسر وکیل بیمصرف رو میاری؟
تو این سن بچه آورده، سرش گرم لالایی خوندنه.
من میرم.
باید شام جِهوان رو آماده کنم.
مادر، اینجا خونه شماست.
ای زنیکه دیوونه!
چطور جرئت میکنی جهوان رو گرسنگی بدی تا بمیره!
منو زندانی کرده.
مادر! مامان.
به من دست نزن، ای زنیکه عفریته!
مامان!
چیته؟
خانم، لطفاً دراز بکشید.
مادر چقدر پر انرژیه!
خانم، شما چقدر قوی هستید.
خوبی؟
آره.
دیگه عادت کردم.
به برادرت بگو تمام ارثش رو به من بده.
آره، باشه.
بیا دیگه.
نامادری ههیون زنگ زد.
چرا؟
برای شام دیگه.
میخواست یه وقت بذاره تا جِهوان میز رزرو کنه.
کلوب غذای لوکس راه انداخته؟
بازم کیک برنجیاش رو میاره؟
اون گل خمیر لوبیا خوب بود، نه؟
کیکهای برنجی همون کیک برنجین، فقط میخوان خودشونو باکلاس نشون بدن.
کلی مدرک هم داره.
ناخنکاری، پیلاتس، یوگا، گلآرایی... همه کاری میکنه.
شانس بهش رو کرد، وقتی داشت کیک برنجی میبرد دفتر وکالت چشمشو گرفت.
چه با ثباته!
از بچگی کیک برنجی دوست داشت.
حالا داره دختر کیک برنجی رو کتک میزنه.
سلام ههیون.
من دیگه میرم.
ههیون، ممنون از کمکت.
عزیزم، اون اومده بود به سیهو درس بده.
ممنون، ههیون.
داره سخت درس میخونه؟
بله، داره مشقهاشو انجام میده.
وایسادی چی رو نگاه میکنی؟ یه پولی بهش بده.
بله، حتماً.
ممنونم.
من پول نقد ندارم، تو داری؟
خیلی خجالتآوره.
صبر کن، شاید تو اتاقم داشته باشم.
من دیگه میرم.
لازم نیست با مادربزرگ خداحافظی کنی.
حتماً خیلی سخته سروکله زدن باهاش، خاله.
ههیون، نزدیک بود یادم بره.
باحال.
بفرما.
ممنون، خاله.
مفت نیستا، به عنوان پیشپرداخت حساب کن.
وقتی رفتی دانشگاه، بیا با هم داوطلب شیم.
حتماً.
عمو واقعاً داره وقتکشی میکنه.
طبق گزارش حادثه،
متوفی اول با یه اسلحه شما رو تهدید کرد، درسته؟
درسته.
احساس خطر جانی کردید.
و از ترس شدید فقط میخواستید از اونجا فرار کنید.
بله.
فکر نمیکردم اینقدر یهو حمله کنه.
دقیقاً همینه.
قصد دعوا نداشتید ولی اشتباه کردید.
در حین فرار کردن، این واقعیته.
به خاطر وحشتزده بودنتون فحش دادید.
تو فیلم دوربین امنیتی، شما اول دنده عقب رفتید.
داشتید فضا رو امن میکردید تا از کنارش رد شید.
بله.
ممکنه حافظهت یه کم گنگ باشه، ولی شهادتت باید یکسان باشه
No comments yet. Be the first to leave one.