Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Loot 2022 S03E08 720p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-27
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫وقتی ساعت سه صبح از خواب بیدار میشم،

‫ساعت جادوگری خیلی قویه.

‫مثل یه جادوگر، میدونم به معجونم نیاز دارم.

‫ایناهاش، رئیس جدید دفتر من.

‫رئیس دفتر. خیلی خفن به نظر میرسه.

‫ولی ایمیل من رو درباره اینکه ممکنه عنوانم رو ‫به تاپ تاپ یا سرورت تغییر بدم دریافت کردی؟

‫من ایمیل نمیخونم.

‫این وظیفه تاپ تاپ جدیدمه.

‫نیکلاس، خوش اومدی.

‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

‫وای خدای من، دختر.

‫بیا اینجا، مامان.

‫- این دیگه کدوم خریه؟ ‫- ماریسول.

‫وای خدای من. ‫خیلی دلم برات تنگ شده بود، کاروسل.

‫- باید بعداً با هم حرف بزنیم، شیطون. ‫- آره، حتماً.

‫به هر حال...

‫وقتی من کره بودم، ‫تو واقعاً ترکوندی.

‫منظورم اینه که این چیزهای ‫ملت مالی همه جا هست.

‫تو همه جای تیک تاک هستی،

‫همه درگ کوئین ها توی وِهو ‫کلاه گیس های کوتاه و کُند میذارن،

‫و مگان فاکس توی "به باباش زنگ بزن" رفت، ‫و تو رو یه "برتری طلب زنانه" نامید.

‫هیچکدوم از اینا مثبته؟

‫آره، هست! همش هست! فوق‌ العاده‌ست!

‫پروفایل تو الان خیلی بالاست.

‫تو تازه به جشن دسترسی به عدالت دعوت شدی،

‫و موضوع امسال اینه :

‫"عصر بی‌ خیالی."

‫وای خدای من. این خیلی عالیه ‫چون من اصلاً نمیدونم یعنی چی.

‫آره، منم همینطور. ‫ولی بیا قول بدیم هیچ وقت دنبالش نگردیم.

‫ولی بهترین بخشش اینه که من تازه ‫توسط امانوئل ویندوز-پوند پینگ شدم!

‫خدایا، دلم برای این مزخرفات ‫پر انرژی تنگ شده بود.

‫- اون کیه؟ ‫- وای خدای من.

‫اون دقیقاً مثل جذاب ترین طراح جوون الانه.

‫اون تازه ادیسون ری رو توی شاخه درخت ‫برای لیست ۱۰۰ نفره "بازار فخر فروشی" گذاشت.

‫و حالا اون حاضره تو رو بپوشونه.

‫فوق‌ العاده‌ست. من هستم! بزن بریم!

‫خیلی خب، عالیه.

‫خب، باید اسم همراهت رو الان بهشون بدم یا...

‫آره. حتماً، حتماً.

‫آرتور.

‫آره، عالیه. آره، البته. ‫من حدس زدم. من فقط...

‫- شما دو تا الان توی وضعیت بهتری هستید؟ ‫- آره، آره.

‫فکر کنم.

‫داریم صحبت میکنیم.

‫اوضاع خوبه.

‫هر دومون داریم تلاش میکنیم.

‫باشه، ولی چرا همه چی رو ‫مثل یه سوال جواب میدی؟

‫اینطور نیست؟

‫یا هست؟ نمیدونم؟

‫شاید دیگه تمومش کنم؟ ‫باشه، همین الان تمومش میکنم؟

‫وایسا، نمیتونم تمومش کنم؟ ‫ترسیدم؟ نیکلاس، کمکم کن؟

‫باشه.

!کاروسل

‫ممنونم.

‫این خوبه.

‫- خوشحالم که اینجایی. ‫- آره، منم همینطور.

‫خوشحالم که داریم مشکلات رو حل میکنیم.

‫خب، شرط می‌بندم داری ‫فکر میکنی زیر اون پارچه چیه.

‫راستش اینقدر توی این اتاق حواسم پرت بود ‫که اصلاً متوجهش نشدم

‫این یه سالاد نیست؟

‫خب، من و تو به جشن ‫دسترسی به عدالت دعوت شدیم.

‫یه جورایی مثل یه رویداد مد روز با تمه.

‫طراح خواسته که به هر دومون ‫لباس بده، و این لباس توئه.

‫اوه، خدا. نه.

‫میدونم. یکم زیاده رویه، مگه نه؟

‫آره، منظورم اینه، پیراهنش کجاست؟

‫سینه هام بیرون میاد.

‫آره، ولی برای عدالت بیرون میان.

‫اون کلمه کوچیکی که روی شنل ‫بارها و بارها نوشته شده چیه؟

‫اون کلمه؟

‫اون کلمه میگه...

‫پروفری؟

‫ک*ص. نوشته ک*ص.

‫کلمه ک*ص. ده هزار بار.

.آها

‫آره...

‫میتونیم الان فراک کنیم؟

‫نمیدونم. یه شام مفصل خوردیم.

‫نه، نه، نه. فراک کردن یعنی... ‫یعنی ارتباط آزاد و باز.

‫آره، من نیمه اول یه پادکست ‫در موردش گوش دادم.

‫- باشه. فراک کن. ‫- باشه.

‫من نمیخوام به گالا برم.

‫احساس ناراحتی میکنم.

‫فضاش متشنج میشه و دعوامون میشه.

‫ولی تو باید بری.

‫از اینکه احساساتت رو بهم میگی قدردانی میکنم.

‫فکر میکنم این خیلی سالمه.

‫آره. راستش من حس خیلی خوبی دارم.

‫یه جورایی فراک کردن رو دوست دارم.

‫یه جور صداقت رادیکاله.

‫صداقت رادیکال.

‫آره. آره. باشه. ‫بذار من امتحان کنم.

‫باشه.

‫فکر میکنم کاهو باید مجانی باشه. ‫هیچی نیست.

‫عالیه.

‫وقتی میرم موهام رو کوتاه کنم، ‫عکس میت رامنی رو نشونشون میدم.

‫باشه.

‫من مشکلی با استفاده از پرورش دهنده سگ ندارم، ‫چون نمیخوام یه سگ زشت داشته باشم.

‫نمیدونم چطوری کلمه اغراق رو تلفظ کنم.

‫تا حالا پام رو توی یه رستوران پنکیک نذاشتم.

‫من با مخمل کبریتی بیش از حد تحریک میشم.

‫یه شیرجه توی استخر، ‫برای من حکم دوش رو داره.

‫اولین نعوظ من به خاطر دیزی داک بود.

‫خیلی خب، دیگه این اداها بسه.

‫دستینی؟

‫میتونم اتاق کنفرانس رو ‫برای ساعت ۳:۳۰ رزرو کنم؟

‫آره، البته که میتونی، اینزلی.

‫خب، همه چی حاضره.

‫باید یه ایمیل تاییدیه دریافت کنی.

‫و بعدش یه یادآوری متنی از طرف من ‫۱۵ دقیقه قبلش میگیری.

‫- حالت خوبه؟ ‫- خوب به نظر میام، کلم پیچ؟

‫من توی کارم خوبم، و این خسته کننده‌ست

‫نمیفهمم.

‫پس فقط لبخند میزنم و پلک میزنم.

‫هاوارد، دیگه نمیتونم این کار رو انجام بدم.

‫این راهی نیست که انسان ها ‫برای زندگی کردن طراحی شدن.

‫ما کاشفیم، ما زامبی های صفحه نمایش ‫نشسته روی صندلی نیستیم.

‫آره، آره. کاملاً. ‫منظورم اینه که من از این چیز متنفرم.

‫متنفرم وقتی پنج تا زمرد رو ردیف میکنم، ‫و اون صدای مخصوص رو میده.

‫و این همه نوشابه انگور هل دار صنعتی رایگان.

‫- شرم. ‫- اینجا مثل یه زندانه.

‫دقیقاً. من به یه تغییر نیاز دارم.

‫باید فرار کنیم مثل...

‫مثل ال چاپو یا مارتا استوارت.

‫خب، باشه. تو خوشحال نیستی، ‫منم خوشحال نیستم، عزیزم.

‫ما یه تیمیم.

‫ولی، بازم، این کارمونه، مگه نه؟

‫آره.

‫ولی یه فکری دارم.

‫- اوهوم؟ ‫- بیا بریم.

‫چی؟ گفت نه؟ ‫به تو؟ به فشن؟

‫من اون مادر به خطای تمو گرگ کینیر رو ‫از وسط نصف میکنم.

‫نیکلاس، لطفاً.

‫در واقع یه مکالمه خیلی عالی بود.

‫منظورم اینه، من واقعاً میخوام ‫بدونم آرتور به چی فکر میکنه.

‫آه، برادر. ‫من دقیقاً میدونم آرتور به چی فکر میکنه.

‫اون یه مرد سفید پوست معمولیه، باشه؟

‫این پهپادهاست! دکس شپرد!

‫من میخوام پرل جم رو پایین ‫رد راکز با استیو ببینم.

‫اوه، حمق نباش. ‫اون فقط نمیخواست به یه رویداد بره.

‫و راستش رو بخوای، ‫زندگی من میتونه خیلی زیاد باشه.

‫من میتونم خیلی زیاد باشم.

‫منظورم اینه، چند نفر رو میشناسی که ‫یه پناهگاه کفش با تهویه مطبوع دارن؟

‫نه، نه، نه، نه. گوش کن، ‫من آرتور رو دوست دارم، واقعاً دوست دارم.

‫ولی بعضی وقتا فکر میکنم اون داره در برابر خیلی ‫از چیزهایی که تو رو، تو میکنه مقاومت میکنه.

‫نمیدونم. شاید.

‫خانم مالی، یه نفر دم دره.

‫خب، نمیتونی بری در رو باز کنی؟ ‫ما وسط یه کاریم.

‫میرفتم، ولی باور کن، ‫خودت باید این آشغال رو ببینی.

‫فحش داد. برو، برو، برو.

‫یه دعوت نامه برای یه چیزی به اسم ‫"اجلاس تغییر دهندگان بازی" برام اومده؟

‫- اجلاس تغییر دهندگان بازی! ‫- بینگو! آره!

‫جای درستی اومدی. بشین.

‫آماده ای، سوفیا؟

‫- بند ویژه شما. ‫- آره.

‫پذیرشگر. از ریشه لاتین receptacle میاد،

‫که یعنی سطل آشغال.

‫من سطل آشغال نیستم.

‫باشه.

‫استعدادهای دستینی اینجا داره هدر میره.

‫اون یه ارتباط گره، یه خوش مشرب، ‫یه دلقک که حقیقت رو به پادشاه میگه.

‫بچه ها، من یه جلسه درباره ابتکار ‫ضد میلیاردرمون رو به خاطر این به تعویق انداختم.

‫و این یه تصمیم عالی بود.

‫این پیشنهاد ماست.

‫ما با یه ون سفارشی توی کشور سفر میکنیم،

‫بنیاد ولز رو تبلیغ میکنیم، ‫و پیام مالی رو پخش میکنیم.

‫دقیقاً!

‫ما باید میلیاردرهای حریص رو خجالت زده کنیم،

‫با روشن کردن مشکلات آمریکا ‫از طریق سفر با ون هشتگ دارمون.

‫تنها چیزی که نیاز داریم، ‫یه مقدار پول اولیه برای خرید ونه.

‫و ما قبلاً یه دونه با یه قیمت ‫خیلی خوب پیدا کردیم.

‫آقایی که صاحبش بود همین الان ‫به خاطر قتل به خلیج پلیکان رفت.

‫پس دیگه به این زودی ها رانندگی نمیکنه. ‫این هوشمندانه نیست؟

‫خیلی خب. باید در موردش فکر کنم.

‫ببخشید، چی؟ ‫دیگه فکر کردن داره؟

‫مشکلاتش چیه؟ ‫معایبش چیه؟

‫نظرتون چیه که هر دوتون احمقید،

‫و احتمالاً یه کاری میکنید که ‫باعث خجالت مالی و من بشه،

‫و همه کسایی که اینجا کار میکنن.

‫منصفانه‌ست. این منصفانه‌ست.

‫باید پذیرای انتقاد باشیم.

‫میشه بند آویزت رو بذاری؟

‫ای مامان سلست شیرین!

‫سالارم درد میکنه.

‫ایشون آقای مارو گُلد هستن.

‫سلام، چطورید؟

‫داشتم با هیدروفویل از کنار ‫ساحل شما پایین میومدم،

‫که به یه تیکه صخره بد خوردم، ‫نصف انگشت کوچیکه پام رو از دست دادم.

‫میشه اون رو داشته باشم؟ ‫منظورم اینه، حالت خوبه؟

‫آره، آره. وای خدای من. ‫دوباره در میاد.

‫من پایین ساحل زندگی میکنم، ‫میخواستم پیاده برم خونه،

‫ولی بعدش گفتم "آخ."

‫و بعدش گفتم "خونه."

‫خب، اینم من.

‫باید به یه دکتر خیلی خوش شانس زنگ بزنیم ‫که یه نگاهی بهت بندازه؟

‫نه، نه، نه، نه. نه، نه، نه.

‫خودمون ازش مراقبت میکنیم، ‫با لمس کردنش با انگشت هامون.

‫خب، باید دیدن فیلم "فلاکت" ‫قبل از خواب رو بس کنیم.

‫من جعبه کمک های اولیه رو میارم. من در واقع ‫یه تکنسین فوریت های پزشکی توی ارتش بودم.

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left