The first 179 lines.
در زمانيکه ملت هاي جهان جنگ شديد اطلاعاتي دور از چشمي به راه انداخته بودند؛
دو کشور با يکديگر در تضاد بودند
اوستانيا در شرق
و وستاليس در غرب
به منظور تحت نظر گرفتن يک رهبر در دولت اوستانيا
وستاليس، عمليات استريکس رو اجرا کرد
مامور حرفه اي، توآيلايت کسي که مسئول انجام اين عمليات شده؛
:با موفقيت فاز اول رو طي کرد ساختن يک خانواده غيرواقعي
و تونست دخترشو به دانشکده معتبر ادن بفرسته
...پدر خانواده، يک جاسوس
...مادر خانواده، يک قاتل
...دختر خانواده، يک تله پات
ماموريتي که هر سه اينها در اون دخيل بودند
يعني پنهان کردن هويتشون از همديگه؛ همچنان ادامه داشت
و حالا پس به دست آوردن يکي از 8 استلاهاي
مورد نياز براي دانش آموز سلطنتي شدن؛
:ماموريت به فاز دوم رسيده
تلاش فوق ضروري براي شرکت در گردهمايي اجتماعي
،که در اون شخص هدف داناوان دزموند هم شرکت ميکنه
#مثل اينکه بالاخره فهميدم#
#که ميتونم اين روزاي خسته کننده رو بگيرم#
#و به فيلم تبديلشون کنم#
#رازشو فهميدم و فريبش دادم#
#زير اين آسموني که با هم کنار نمياييم#
#در قلبمو بستم و قفلش کردم#
#اين راهيه که تا الان باهاش زندگيمو گذروندم#
#و حالا ترانه ها روي هم ميافتن#
#يه نشونه ميخواستم، مهم نبود چه قدر کوچيک#
که بتونم باهاش بهتر از# #هر نور چراغ تو خيابون پيدات کنم
يه ربان روي هر چي که# #چشمم بهش بيفته ميکشم
و جاي سوغاتي جمعشون ميکنم# #تا بتونم راه خونه رو ادامه بدم
همه فصل ها سلام ميکنن# #و من اشک ميريزم و راهمو ادامه ميدم
چه زماني راجب راه خونه که# #تو نشونم دادي حرف بزنم؟
قدم ميزنم و قدم ميزنم# #و بعضي وقتا عجله ميکنم تا تورو ببينم
،ميدوم و ميدوم، صب کن# #بايد بازم قدم بزنم که بتونم بازم تو رو توي مسير ببينم
.:: ترجمه و هماهنگ سازي توسط ::. ::. The_Arcadian .::
خيلي خب، همه چي آماده است
بريم شروع کنيم
و حالا در خبر پيش رو
عصر ديروز سفير خارجه برانتز و همراهانش از وستاليس
به فرودگاه برلينت رسيده اند
و در کنفرانس وزارتي امشب
برنامه ريزي درباره شروع اجلاس ميان شرق و غرب انجام خواهد شد
حالت خوبه!؟
هي
آروم بگير بعد بخور
منون بابت غذا
!بابا، مامان، زود باشيد ديگه
بايد باهاش چيکار کنيم؟
خب، جاي تعجبي نيست که انقدر ذوق کرده
...چون امروز روزيه که
خيلي ذوق زده اي، آنيا خانوم
آقاي هاپو بادوم زميني هم ميخوره؟
احتمالا نبايد خيلي بهش بدي
بايد مطمئن بشيم به هاپو ها همون چيزي بديم که دوست دارن
گردش امروزمون در واقع به خاطر عمليات استريکس ـه
مقصدمون؛ فروشگاه حيوانات خانگي
رسيديم
به خاطر اينه که آنيا در ازاي به دست آوردن استلا؛ به عنوان جايزه يه سگ درخواست کرد
تا زمانيکه همه 8 استلاهارو بگيره که من بتونم وارد گردمهايي بشم؛
بايد انگيزه اش رو حفظ کنم- مهم نيست چه بهايي داره
!جايزه، جايزه-
خوش اومديد
خب، نظرتون چيه، قربان؟
من بهتون اطمينان ميدم که همه سگ هامون به خوبي آموزش ديده اند
اين فروشگاه با شرکت ما کار ميکنه و سگ هاي آموزش ديده جنگي ميفروشه
به اين نتيجه رسيدم که اگه ميخوايم سگ بگيريم
بايد بهترين سگ نگهبان باشه ...به خاطر حفظ امنيت؛ ولي
به نظرت همشون ناز و باهوش نيستن؟
آنيا؟
!اين يعني نه
مشخصاً هيچکدوم از اينارو نميخواد
من قوي ام-
چيزي نداري که يه کم کوچک تر- و حداقل يه خورده ناز باشه؟
ماهيچه هارو داشته باش-
همم...فک کنم بايد از پرورش دهنده اي- که ميشناسم بپرسم
آنيا هيچکدومشونو دوست نداره-
اوه، آره همشون به نظر يه کوچولو بدجنس ميان-
ظاهرا يه پناهگاه حيوانات همين الان يک رويداد اهدايي برگزار کرده
پس بايد همين الان بريم اونجا
يه ماموريت تازه؟
ميبخشيد، يهو دلم درد گرفت
شما از ايستگاه بريد به پناهگاه
من ميرم يه دستشويي پيدا کنم
هاه؟ حالت خوبه؟ ميتونيم همين جا منتظرت بمونيم
بابا وقتي ميخواد بره دستشويي پي پي کنه خيلي طولش ميده؛ پس بهتره بريم
واقعا؟
...خيلي خب
بايد مراقب حرف زدنت باشي خانم جوان
کمک خوبي بود ولي در عين حال...آره
صب کن تو بهم نگفتي که قراره اين همه راه تا مرکز فرماندهي بريم
اگه خيلي طول بکشه خانواده ام مشکوک ميشن
اگه مشکلي داري گزارش بده
اين يه ماموريت اضطراري ـه
توطئه براي ترور سفير خارجه برانتز؟
احتمالا همايش امشب رو هدف گرفتن
به نظر مياد يکي از اعضاي گروه جدايي طلب ها پشتش باشه
کسي که تو دانشگاه برلينت بوده
ظاهرا پليس مخفي تحت نظرشون داشته
يکي از اعضاشون که اطراف سفارت پرسه ميزد؛ دستگير کرديم
فعلا داره ازش بازجويي ميشه
ولي نه بهمون ميگه همدستاش کجان و نه چيز ديگه اي
براي همين من احضار شدم؟
همزمان بابا و مامور بودن؛ کنترلش بايد خيلي سخت باشه
پدر بودن جزئي از ماموريت ـه
ولي به گمونم زمونه داره عوض ميشه
کي فکرشو ميکرد يه بچه ميتونه تروريست بشه
هر چه قدر دوس داري بيا و برو من قرار نيس حرف بزنم
من همرزمام رو نميفروشم
اصلا اشکالي نداره چون تو ديگه به درد نميخوري
تونستيم سردسته تون رو بگيريم
کيث!؟
کار اون بود
همه اينارو اون برنامه ريزي کرده بود
مارو گول زده بود که کمکش کنيم
بايد حرفمو باور کنيد- من هيچکار اشتباهي نکردم
...اه، کيث، چي داري ميگـ-
هر چي بخواين بهتون ميگم- فقط بذاريد من برم
خفه شو و حرکت کن-
...اون
ميخواد همه چيزو بندازه گردن من؟
همرزم
خب اصلا اهميتي نداره که کدومتون سردسته گروهيد
براي ما فقط اوني مهمه که اطلاعاتي که لازم داريم رو بهمون ميده
خب، حالا با تو چيکار کنيم؟
صب کنيد، من نيستم اون سردسته است
...دروغ نميگم! خودشه اون کسي بود که نقشه اينارو کشيد
دوست دارم بيشتر بشنوم
کيث نقشه همه اينارو کشيد-
خدارو شکر که تونستيم- از فعاليت هاي گذشته کيث فيلم پيدا کنيم
من فقط همراهيش کردم-
هر چي کي بخوايد راجع به- بقيه اعضا هم بدونيد بهتون ميگم
اول از همه کرت که همزمان- با کيث تو يه برنامه بود
برام سخته که فقط از رو يه ويديو- کوتاه بتونم نقشمو بازي کنم
اگه با يه حرفه اي طرف بوديم ميتونست عليه مون ازش استفاده کنه
معمولا باهاشون حرف نميزنم- براي همين اسماشونو نميدونم
کوين و کيم هم از کلاس مهندسي بودند
اينا اونايي بودند که من ميشناختم
مخفيگاهمون يه انبار نزديک دانشگاه ـه
و طبقه دوم يک بار تو خيابون 11ام
دقيقا چطور ميخواستيد ترور رو انجام بديد؟
با سگ ها
...دقيق نميدونم چند تا بودن
ولي برنامه اين بود بمب هارو با بند به دوازده تا سگ يا همچين عددي ببنديم
و قرار بود سگها حرکت کنن تا به دام بندازنش
سگ هاي بمبي
خوب نيست، متوقف کردن سگ هاي آموزش ديده کار آسوني نيست
ولي غيرممکنه
اينکه به يه سگ آموزش جنگي مناسبي بدي
به ازاي هر سگ قدر يه موشک جنگي هزينه ميبره
نميتونم بپذيرم که يه دانش آموز از پس همچين هزينه اي بر بياد
يا يه نفر از دور حمايتشون ميکنه
يا يه قدرت سومي هست که به کارشون علاقه منده
همون طور که شنيديد با يه مشکل جدي رو به رو هستيم
براي اينکه جلوي ترور گرفته بشه بايد يه قدم از اونا جلوتر باشيم
نميشه همايش رو کنسل کنن؟
بعيد ميدونم، دولت شرقي بايد وجهه خودشو حفظ کنه
مطمئنم خلافش باعث تشنج ميشه
به طور اتفاقي اين اطلاعات به مجلس نشت کرده
مطمئنم اونا هم مايلن از دردسر اضافي دوري کنن
بله، خانوم
ميبخشيد ولي هنوزم به کمکتون احتياج داريم
متوجه ام
رابطه شرق و غرب رو يک تيغه نازک يخه
جدا از موفق بودن يا نبودن ترور؛
با عمومي شدن خبر؛ اين يخ شکسته ميشه
بايد به هر قيمتي شده متوقف شون کنيم
ميرم قهوه بگيرم
همينجا صبر کن
بهتره درست رفتار کنيد، توله ها
اين سگا بالاخره ياد گرفتن
حتي با اينکه چند ساله که تو باغ نيستن
!هي
!اگه اينجوري بدويي ميخوري زمين
!هي، لعنت بهش
هي، اين سگ از کجا اومد؟-
!نه! الان منو ميخوره-
واي، تابلو افتاد-
زهره ام رفت-
No comments yet. Be the first to leave one.