The Door

The Door (Die Tür)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

720p
A Commentary by rohekhabis
امیدوارم لذت ببرید من تمام تلاشمو کردم برای ترجمه اش و تنها زیرنویس موجوده

Tags

720p
720
Published on: 2016-03-01
Downloads: 58
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

منتظر چی هستی ، بابا ؟

منتظر چی هستی ، بابا ؟

ما داریم میریم پروانه شکار کنیم !

- مامان الاناس که بیاد خونه ! - خواهش میکنم ! خواهش میکنم ! بابا !

- لئونی من باید یه چیزی بردارم بعد بریم بازی ، باشه ؟

ساکت ! خواب بعد ظهره !

نترس ، آقای پروانه .

کل این هفته کجا بودی ؟

داشتم واسه یه نمایشگاه کار می کردم .

فک کردم رفتی .

من در طول روز می خوابم .

جیا ...

ما فقط چن دفه سکس داشتیم با هم همین .

بیخیال

من فک نمی کردم که این یه چیز عادی میشه .

کله خر !

لئونی ؟

٥ سال بعد

مایا ؟

می تونم ... ؟ - نه نمیتونی . بهت هشدار داده بودم !

مایا ، لطفا !

چی می خوای ؟

چی می خوای بشنوی ؟

" بخشیدمت دیوید ؟ "

اینجوری خوبه واست ؟

نه ...

نه ؟

" من بخشیدمت به خاطر مرگ دخترمون چون تو داشتی با دختر همسایه سکس میکردی ؟ " درسته ؟

الان بهتر شدی ؟

حالا از زندگیم برو بیرون . - مایا ، لطفا ...

چرا فقط نمیتونی تنهاش بزاری ؟

تو هم دوسش داری ! آره !

" شما با ادگار و مایا تماس ما ما الان خونه نیستیم

لطفا بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید "

مایا ...

دیگه مزاحمت نمیشم .

نه میام ببینمت . نه زنگ میزنم .

و من ...

آره ... من خیلی متأسفم .

منتظر چی هستی ، بابا ؟

منتظر چی هستی ، بابا ؟

دیگه هیچی .

بابا !

نفس بکش !

نفس بکش !

مَکس ، اینجا چیکار میکنی ؟

مایا بهم زنگ زد .

نگران شده بود .

تو امشب تو اتاق مهمون میمونی . - نه ، ممنونم .

این یه سوال نبود . مظلوم نماییت رو من تاثیر نداره . آندرناک .

خانواده ات چطورن ؟

بچه ها رو تو یه باشگاه فوتبال ثبت نام کردم .

دیوونه اس . بچه های سه-چهار ساله فوتبال بازی می کنن ، دیدنیه !

بیست و دو تا کوتوله تو یه زمین .

و دو برابر پدر و مادر بیرون قلبشون واسه بچه هاشون میزنه بیرون .

ساکت ! خواب بعد ظهره !

صدمه دیدی ؟

به مامان چیزی نگو !

اون گفته بود که بنده کفشمو ببندم .

نه ...

نه ، نه ، نه !

بابا ؟

برو تو اتاقت ، لئونی .

چی بازی میکنی ؟ - برو تو اتاقت !

دختر خوبی باش .

الو ؟ - منم .

مایا ؟ - کجا بودی ؟ یکم قبل تر زنگ زدم ...

ما تو حیاط بازی می کردیم .

من نتونستم از دست این مرد هرزه تو داروسازی خلاص بشم . دیر تر میام .

کِی ؟ - خیلی زود هر وقت که کارم تموم بشه .

می تونی جمعه هم مراقب لئونی باشی ؟ تو داروخونه بهم احتیاج دارن .

اگه واست زیاد نیست ... - نه ، نه .

من اینجا میمونم .

باشه ، بعدا میبینمت .

می بینمت .

همه چی خوبه ؟

آره ، فقط دارم به تو نگاه می کنم .

لئونی طبقه بالاس ؟

می تونی بری بیاریش ؟

ما مهمون داریم .

اون جلوی سوپرمارکت وایساده بود و نمیتونست پول آبجوش رو پرداخت کنه .

یه لیوان ؟ - نه ، ممنون .

اندازه شد بگو بسه . - بسه !

ازش متنفر بودن .

من بهشون گفتم که با دیوید آندرناکِ معروف درس خوندم . تحت تاثیر قرار نگرفتن .

نگران نباش . تو نمایشگاه آخر اون

فروشنده کار هاش منو به اسم " زن اون " صدا کرد .

اون نتونست اسم منو به خاطر بیاره . ما سایه توئیم .

مزخرفه . - خورشید بگو !

چه اتفاقی افتاد ؟ - اون از رو موتور افتاد زمین .

بابات باید برات یه کلاه ایمنی بخره . - اون بابای من نیست .

خطرناک نیس . - دوباره بگو !

تا ١٥ سالگیش صبر کن .

عزیزم ، راجب زخمت بگو .

کی این اتفاق واست افتاد ؟

دردم میکنه ؟

سرگیجه هم داری ؟

بیا فردا راجبش حرف بزنیم .

اگه آماده بودی .

حتی اگه از دست بابات عصبانی بودی اون حرفارو بهش نزن ، باشه ؟

خوب ، هنوز تموم نشده .

از کی نقاشی هاتو توجیه میکنی ؟

نمیدونم .

راجب اتفاقی که امروز افتاده متأسفم . باید بهت می گفتم .

خُب چه اتفاقی افتاد ؟

من باهاش اوقات تلخی کردم .

چون بند کفششو اشتباهی بسته بود .

بعدش داد میزد ، می خواست تلویزیون نگاه کنه .

و من بهش اجازه ندادم .

چرا اون باید همچین چیزی بگه ؟

نمیدونم . حتما از دستم خیلی عصبی بوده . تو اخلاقشو میشناسی .

من سرش داد زدم . متأسفم .

ما ر روز با هم دعوا میکنیم .

خودتم میدونی .

و لئونی اینو میفهمه .

من فکر میکنم

ما خوب بودیم . - از کی ؟

تو چن تا از عشق بازیای قدیمیتو قبول کردی و همه چی خوب شد ؟

آره .

من شماره زن گـِـرِگور رو می خوام . می خوام شنبه دعوتش کنم .

شنبه ؟

پارتی جشن تولدت .

درسته . آره .

تو گوشی موبایلته .

باید یه جایی همین دور و ور باشه .

پیداش میکنم ، باشه ؟

ساکت ! خواب بعد ظهره !

فقط شوخی بود .

تو امروز بعد از ظهر منو ترسوندی . برخورد سَرت با اون کامیونت .

ترجیح میدی حرف نزنی ؟

اوه خوبه ،

با خودم حرف میزنم ، آره خوبه ،

درسته ، همزاد ؟

حتما ، همزاد .

به سلامتی .

نه . کادو نیارید ، لطفأ . شنبه می بینمت . سیائو .

دیوید ؟

می خواستی بهم یه شماره بدی . - من نتونستم موبایلمو پیدا کنم .

الو ؟

شــُـــما ؟

شــُـــما ؟

شما دارید از موبایل همسر من استفاده می کنید .

یه لحظه .

من به موبایلت زنگ زدم .

آندرناک ؟

تو دیروز یه چیزی رو جا گذاشتی .

شــُــما ؟

درو باز کن و دست تکون بده .

هنوز به همسرت نگفتم .

بیا اینجا .

ساعت سه ؟ آره . خوبه . و ممنون .

تو پیاده روی بیرون گالری بود . باهاش تو شهر قرار گذاشتم .

زود اومدی . - آره .

یه چیزایی راجع به تو فرق کرده .

مردم عوض میشن . - تو ٢٤ ساعت ؟

آره . موبایل ؟

متشکرم .

کجا میری ؟ - خونه - صبر کن !

پس ما چی ؟ - من یه خونواده دارم .

و تو نمی خوای بهشون لطمه بخوره . - دقیقأ .

با من بخواب !

بهت گفته بودم ... - با من بخواب !

ما روحمون یکیه . حس نمی کنی ؟ - نه .

با من بخواب !

یا به زنت می گم .

چی گفتی ؟ - چجوری می خوای جلومو بگیری ؟

بگو .

چی بگم ؟ - بگو با من میخوابی .

حالا .

نه .

پس چرا هنوز اینجایی ؟

برو و بگو ممنونم .

ممنونم .

مامان ، بگیر .

میشه من برم ؟

میشه یه قهوه بهم بدید ؟

حتما ، واست درست میکنم . با شیر ، یا قهوه یخ ؟

اون قهوه یخی های خیلی خوبی درست میکنه . - باورم نمیشه .

تو هم یکی میخوای ، مامان ؟ - آره .

اگه انقد زیاد ازت خوشم نمی اومد ، با کف گرگی میزدم تو صورتت .

من به مایا خیانت نمی کنم . - پس چرا جلوی در اون خونه میپلکی ؟

می تونی یه راز رو تو دلت نگه داری ؟ - داستان های موقع خوابتو واسه خودت نگه دار .

مـَـکس ، می تونی یه راز رو تو دلت نگه داری ؟

نمیدونم از کجا شروع کنم . کل این قضیه دیوونه اس .

دیوید قبلی با اون زنه می پـَـرید .

و دیوید جدید چی ؟

من اون دیویدی که تو می شناسی نیستم .

من پنج سال پیرتر شدم .

پریروز تو سال ٢٠٠٨

من یه تونل پیدا کردم که به یه در می رسید .

و پشت اون در ... اینجاس .

همه چی روبراه بود . لئونی زنده بود ، و مایا ...

از اینکه همیشه مست باشی لذت می بری ؟ - صادق باش ، مکس ! به من نگاه کن .

من پنج سال پیرتر شدم . موهامو رنگ میکنم . نگام کن .

و دیوید جوون تر کجاست ؟

اون یه اتفاق بود .

تو اونو باغچه دفنش کردم .

دیگه کجا ؟

گوش کن .

یه کله خر باش ، خونوادتو نابود کن ، اما این مذخرفاتو به من نگو .

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left