The first 181 lines.
Anime Lord جهت دانلود دیگر انیمه ها به صورت رایگان دنبال کنید anime_lord_ir مارا در تلگرام به آدرس
خیلی خب، با دقت گوش بده اسپورت مکس
توی زمین، شبیه نسبت آب به خشکی هفت قسمت به سه
روح موجودات زنده یه مقدار کامل داره
حفظ تعادلشون خیلی مهمه
با افزایش جمعیت زمین، این تصور اشتباهی نیست
مطابق با اون تعداد رو به افزایشه
همین مقدار از موجودات زنده در حال نابودین .
به نظر می رسه تعداد ارواحی که به طور کامل وجود دارن ثابت ثابته.
اما اجازه بده یه تئوری رو برات بگم
چی میشد اگه یه نفر میتونست چند موردو با هم داشته باشه
یا شاید حتی هزاران روح دیگه به طور همزمان؟
به نظر تو همچین کسی قدرت دیدن چه چیزی رو داره؟
آینده اون شخص چی میشه ؟ و چه قدر زود همه چی به واقعیت تبدیل میشه؟
خب، من اصلا هیچ ایده ای ندارم.
اما، قطعاً تصور به حقیقت پیوستن یه مفهوم جذابه
پس، اوه، دقیقاً چی کار می کنی ؟
خب، حداکثر ورزش.
درخواست من از تو مربوط به این استخون خاص منه
من ازت می خوام که از قدرتت برای تغییر وضعیت این موضوع استفاده کنی.
فکر می کنی می تونی این استخوانو بگیری و دوباره زنده کنی؟
مال کیه؟ از بدن انسانه؟ یا چیز دیگس؟
این به تو ربطی نداره
فکر کن اونو از یه دوست قدیمی گرفتم
اما این تنها یه تیکه از کل ماجراس.
چطوری میتونم زندش کنم؟
تو ذخیره ای از تموم استخوانای مختلفش داری؟
میشه چیزی رو فقط با یه استخون زنده کرد؟
دیو.
این تنها استخون اونه که مونده .
بقیه گرد و خاک و پراکنده شدن
مثل خاکستر روی باد، دیگه از این دنیا نیست.
تو باید این کار و برای من انجام بدی، اسپورت مکس.
اما اگه توانایی اونو نداری، خب،
من مجبور میشم قدرتی رو که قبلاً بهت داده بودم کامل پس بگیرم.
باور کن! میفهمم، متوجه هستم، درک میکنم.
اما نگران نباش، چون قبلاً این کار رو کردم.
هااا؟
درسته! من قبلاً انجامش دادم خواهش میکنم!
این دیگه چه کوفتیه؟
استخون، ها؟ کجا رفت؟
همین الان حرف بزن!
کجاست؟
با استخون چیکار کردی احمق؟
ازت می پرسم استخونش کجا رفته؟ بهتره به من جواب بدی!
قسم می خورم که نمی دونم.
منظورم اینه که ما مطمئنیم که واقعا مال دیوه؟
با قدرتم نمیتونم کنترلش کنم من به اندازه کافی قوی نیستم.
تصور اینکه به تنهایی حرکت کنه، عجیبه، اما…
اوه
اره، اینجاهاست. من می تونم حسش کنم.
من واقعاً می توانم حرکتشو داخل دیوارای این اتاق احساس کنم
پیداش کن! همین الان بگرد!
آه! نه. هنوز نه! یه دقیقه صبر کن، اسپورت مکس
هااا؟
این فقط می تونه به این معنی باشه که تموم مدت حق با من بود.
که راه بهشت انو مدام منو وسوسه می کرد
در واقع وجود داره، و این ثابتش می کنه.
بعدا میگردیم اما فعلا وست نگه دار.
کاملا مشخصه. ما باید اجازه بدیم که مسیرشو مشخص کنه.
اونو اونو میبینیم بعد اونو با خاطرات جوتارو کوجو ترکیب می کنم
برای اینکه همه یه بار برای همیشه حقیقت واقعی رو ببینن
من می تونم حضور استخوانو احساس کنم
در شعبه انضباطی حداکثر امنیت، درست همینه که صحبت می کنیم.
به نظر می رسه که ممکنه کسی اونو برداشته باشه.
چیزی که دیدی خاطرات اسپورت مکس بود.
که ارمس به طور اتفاقی پیدا کرد.
البته جولین هم اینو دیده .
چی؟ جولین موفق شد تا بتونه به سلول انضباط بره
فقط برای پیدا کردن همون استخون متعلق به دیو؟
آره ولی خیلی احمقه
مار رنگ پریده قطعا تموم تلاششو می کنه تا جولین رو برای همیشه از بین ببره.
مخصوصاً حالا که خاطرات اسپورت ماکسیموم کشف شده .
اگه جولین تنها اونجا بمونه، تموم میشه .
تنها دلیل زنده بودن من در حال حاضر جولینه، همین
اما حالا نمی دونم چیکاری باید انجام بکنم.
راهی نیست که بتونی کمکم کنی؟
وای نه! حتی پیش بینی آب و هوا هم الان توی بخش پزشکی داره تازه ردیف میشه
نمی تونم بروم اونجا.
من واقعاً می خوام به نوعی کمک کنم . ولی…
سلول انضباط سختگیر جدا شده توی جناح انضباطی حداکثر امنیته
سمت جنوب شرقی بال مردانه.
برای رسیدن به اونجا، باید سوار وسیله نقلیه حمل و نقل زندانیا بشی،
هیچ میانبر یا دور زدنی نیست .
حتی با وجود این که می دونستم، هرگز اونجا نبودم.
به همین دلیله که نمی تونم از جولین محافظت کنم.
این تنها کاریخ که می خوام انجام بدم اما نمی دونم چطوری.
من ازت نمی خوام ازش محافظت کنی.
تنها چیزی که ازت میخوام اینه که منو به اون ساختمان پایین پایین ببری
هی، کریس کراس! برای کمک به ما هستی؟
آناستازیا رو فراموش کن! نمی تونی به اون تکیه کنی.
چرا که نه؟ اون یه استند کاربره، اینطور نیست؟
هی با این قدرت به دنیا اومدی ؟
اوه
می بینی؟ مثل اینکه بهت گفتم، آناستازیا ارزششو نداره.
اون مرد هرگز همکاری نمیکنه ، مهم نیست.
چطورب؟
به این خاطره که…
اگه تو به ما کمک کنی من هر کاری می کنم.
اگه منو به ساختمون سلول انضباط برسونی،
من قسم می خورم که ارزش زمانتو داشته باشه. چی میگی رفیق این چطوره؟
صبرکن، اف اف. ولش کن!
مهربونی و سخاوت جزئی از شخصیتش نیست.
هااا؟ -یعنی اوم…
صبرکن، پس اسم آناستازیا رو نشنیدی؟
اون یه قاتل خونسرده.
در واقع اسم کاملش نارسیسو آناستازیاست.
نمی دونم چه چیزی ممکنه باعثش شده باشه،
اما از بچگی یه عادت عجیب داشت.
نه،این یه عادت نیست، یه سندرمه.
یکی که اونو وادار می کنه هر چیزی دو که لمس می کنه جدا کنه.
به ظاهر هیچ محدودیتی برای چیزی که اون از بین میبره نداره .
وقتی ده سالش بود، پورشه همسایهاش رو جدا کرد،
و شش ماه توی بیمارستان بستری بود.
اون حتی یه تیر تلفن ولتاژ بالا رو جدا کرده .
و یه بار، زمانی که 21 ساله بود، رفت دیدن دوست دختر اون زمانش
اخرای اون شب بیخبر ظاهر شد
وقتی در رو باز کرد، اونو توی رختخواب با مرد دیگه ای دید .
اون می خواست مطمئن بشه که اونا دیگه باهم نیستن، پس اونارو از هم جدا کرد
به ده ها قطعه جبران ناپذیر.
اون دستگیر شد و تحت معاینه روانپزشکی قرار گرفت.
نتایج طبیعی بود.
و به همین خاطره که اون به اینجا توی آکواریوم ختم شد.
نمی شه گفت که اون چیکار میکنه
اگه پیش بینی آب و هوا اونو ایمن نگه نمی داشت.
اون واقعاً همینه.
پس لطفا فراموشش کن!
لعنتی! اما من باید به جولین برسم. نمیتونم تنهایی از پسش بربیام.
من نیاز به تقویت دارم
منظورم اینه که اگه بتونم یه نسخه پشتیبان کامل بگیرم، میشه.
اما عجیبه.
این احساس…
اگه خوب پرسیدن جواب نمی ده،
من اجازه می دم اف اف گلوله ها حرف می زنن
اونا متقاعد کنندن.
لعنتی! هر چند این موضع اونه.
احتمال خیلی خوبی وجود داره که اولین شوت من عالی باشه.
اصلاً قراره کجا رو هدف بگیرم؟
من باید برم تو، مثل اینکه این شلیک کشتاره در غیر این صورت حتی منو تصدیق نمی کنه
خیلی کمتر از من اطاعت کن. ناراحت کنندس، اما باید این کارو انجام بدم.
تموم دلیل اومدن من به اینجا همینه
باشه کمکت میکنم
اگه واقعاً می خوای،
من از جولین کوجو محافظت میکنم .
هاااا؟ -به قول تو همکاری میکنم .
اگه اون دنبال استخون یا هرچیزی باشه
که به نظر می سه اینطوریه
بعد، من به پیدا کردنش کمک میکنم.
ما باید بریم.
اون ممکنه مورد حمله قرار بگیره، حتی زمانی که ما صحبت می کنیم.
آه، صبر کن آناستازیا!
تو نقشه ای داری ؟
من؟ نقشه کشی؟
نه، همین طوریه که گفتم.
با هر قدرتی که دارم ازش محافظت میکنم.
اما، اما تو…
راستش رو بخوای، من اونو دوست دارم،
همه چیز در موردش از نگاه اول من
به عنوان مثال، من به عزم اون برای رفتن به سلول انضباط برای پدرش احترام میذارم.
اون دست کم قابل تحسینه.
اگه از این طریق مراقبش باشم پس قصد دارم اونو عروس کنم.
شرط همینه.
گرفتی؟
تو اف افی، درسته؟
گفتی هر کاری میکنی ، نه؟
خب پس،به ما برکت بده.
هیچ ازدواجی بدون ازدواج رسمی نیست.
هااا؟ اون همون چیزی که فکر میکنم گفت؟
اینجا دارم دیوونه میشم؟ اون می خواهد با جولین ازدواج کنه؟
درایو غواص!
اون چه کوفتی بود؟
اگه متوجه شدیم که تو بمبی رو اونجا منفجر کردی، مردی.
پس… پس با تاخیر زمانی توی دیواره.
بله، این استند آناستازیاست. اون قدرت درایو رو داره.
برکاتتو به ما بده
اسم استند: استاد ایستاده بازمانده: گوکیو
هی، فقط از روی کنجکاوی، دیو.
از بین تموم کسایی که تا الان با اونا برخورد کردی
ضعیف ترین قدرت ایستاده چی بود؟
دوست دارم بدونم.
فرقی نمی کنه یکی باشه
No comments yet. Be the first to leave one.