Sleepy Hollow

Sleepy Hollow

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Sleepy Hollow S04E05 HDTV x264-FLEET
Sleepy Hollow S04E05 720p HDTV x264-FLEET
Sleepy Hollow S04E05 720p HDTV x264-AVS
Sleepy Hollow S04E05 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Sleepy Hollow S04E05 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by StarTak
►♣ WwW.Show-Time.iNFO ♣◄

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
x265
HEVC
2CH
Published on: 2017-02-07
Downloads: 50
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در "سلیپی هالو" گذشت...

‫اون ارتباطش رو با دنیامون، از دست داده

‫یه همدم نیاز داره

‫- مامان؟ ‫- مردی که کشیدی رو میشناسی، آقای کرین؟

‫اگه الآن بخوای چیزی بهش بگی، چی میگی؟

‫هیچ وقت ناامید نشو

‫امید...

‫چی شنیدی؟

‫صدای مالی رو

‫من روحم رو به شیطان فروختم

‫تکنیکی ــه که خیلی از آدمای ‫منصب دار استفاده میکنن

‫عجیب غریب بازی دربیار ‫و قصد واقعی ات رو مخفی کن

‫من نقشه ی "خطوط لای" رو پیدا کردم

‫سرچشمه هایی که نیروهاشون درش جمع میشن

‫یه نفر داره آثار باستانی جادویی جمع میکنه

‫پیدا کردنِ طلسم بعدی به کجا رسید؟

‫هنوز دنبالشم

‫این تیکه های پازل دوست داشتنی

‫میخواین درد تموم شه؟

‫میخواین گناهانی که بر اون صندلی ‫روتون سنگینی میکنن، رو پاک کنین؟

‫برادر، همه ی این بارهایی که رو دوشت ‫سنگینی میکنن توسط "سنگِ جاویدان" برداشته میشن

‫بله، بله

‫خدای من

‫میتونم پاهام رو حس کنم

‫به یاد داشته باشین،

‫تنها اونایی که میبخشن، و ‫سخاوتمندانه هم میبخشن

‫به دست میارن

‫ستایش از خداوند است!

‫زودباش

‫یه قرار دارم

‫این واقعاً یه معجزه است

‫یکم غرقِ احساس شدن و یکم بغل کردن، نه؟

‫کار کرد، درست نمیگم؟

‫نمایش بعدی ساعت 9 ــه

‫دوباره دیر نکنی

‫اصلاً متوجه نیستی چی دستته، نه؟

‫تو...تو نباید اینجا باشی

‫تعطیلیم

‫فانی ها...اونقدر غرقِ آرزو های ناچیزشون هستن

‫که هیچ وقت...تصویر بزرگتر رو نمیبینن

‫بکش کنار، رفیق

‫هیچ وقت نمیفهمن که در ‫حضورِ...یه قدرت واقعی هستن

‫میتونم تایید تون رو داشته باشم؟

‫قدرت میتونه تا قرن ها مفقود بشه ‫و بعد تو جاهایی که خیلی بعیده، ظاهر بشه

‫ولی در نهایت...

‫قدرت هرگز پنهان نمیمونه

‫نه واسه اونایی که لایق داشتنش هستن

‫تو لایقش نیستی!

‫مالکوم، طلسم سومی رو گرفتم

‫صبح میبینمت

‫"با درد نجنگ."

‫"تسلیمش شو."

‫قبلاً اینو بهم گفته بودی

‫یادت هست؟

‫از تو و دوستات تو جهنم خیلی چیزا یاد گرفتم

‫وقتشه از چیزایی که یاد گرفتم، استفاده کنم

‫"سلت" های قرن سوم، ترسناکترین ‫و خونخوارترین جنگجویان کل بریتانیا بودند ‫(یک گروه از قبایل هندواروپایی جنگ‌جوی چادرنشین که در اروپای مرکزی ساکن ‫شدند و در طول قرن چهارم قبل از میلاد، از بریتانیا تا آسیای کوچک گسترش یافتند.)

‫با قلب های وحشی و بربری شان، همه ی کسانی ‫که آن ها را به مبارزه میطلبیدند را نابود میکردند

‫از جمله شاهزاده ی دانمارکی ایی که آنقدر نادان ‫بود که قصد داشت از "دیوار هادریان" عبور کند ‫(دیواری باستانی که به دستور هادریان، امپراتور روم در سدهٔ دوم میلادی ساخته شد ‫تا مرزهای شمالی امپراتوری روم را در برابر حملات قبایل سلت محافظت نماید.)

‫البته اون شکست خورد...

‫و سرش بُریده شد

‫روسای قبیله ی سلت به افرادشان اجازه دادند تا ‫سرش را برای لذت، محکم به اطراف پرتاب کنند

‫و از این اصل و ریشه های ‫وحشتناک، تلاش ورزشی ایی

‫که شما جنگجویانِ حالِ حاضر به آن ‫"فوتبال" تلقی میکنید، شکل گرفت

‫- چه باحال! ‫- ممنون

‫خب بعدش با سر، چیکار میکردن؟

‫قبل از اینکه باهاش بازی کنن ‫مغزش رو خالی میکردن؟

‫و چشماش چی؟

‫وقتی سرش رو شوت میکردن ‫چشماش میزد بیرون؟

‫- به احتمال زیاد ‫- خیلی خب، دیگه

‫حرفای تشویق کننده از طرف دوستمون، بسه!

‫بگین "ممنون آقای کرین."

‫ممنون آقای کرین.

‫به امیدِ پیروزی سریع تیمِ "بامبلبی"

‫خب مسابقه ی پرانرژی و هیجانی ایی بود

‫نه به اندازه ی پرانرژی بودنِ تشویق هات!

‫چی داد میزدی؟

‫- "کریپ کریپ"؟ ‫- کویپ کویپ!

‫صدای پرنده ی "کمرکولی سینه سفید" ‫موقعِ "پرستش بهار" تو دوره ی استعمار ــه ‫(نوعی پرنده ی آوازخوان - یک باله و کنسرت ارکسترال)

‫اصطلاحیه که معمولاً واسه ‫تشویق ازش استفاده میکنم

‫گمونم این هنوز عوض نشده

‫و ما هممون بهش نیاز داریم

‫ سلام آقای کرین

‫خانم مالی واقعاً حریفی ــه

‫نسبت به هم تیمی هاش، ماهرترینه

‫آره اون همیشه اهلِ ورزش بوده

‫اون تو مهدکودک، منظم ترین بچه بوده

‫بخاطر اینه که اون شاهده؟

‫آه نه نه

‫اینجوریا هم نیست

‫شاهد بودن، به فرد، قدرت یا ‫مهارت های خاص نمیده

‫شاهد با آدمای دیگه فرق نداره

‫جز اینکه جذب کننده ی هیولا است

‫خب دقیقاً نه

‫در جنگِ بین خیر و شر،

‫شاهد ها همیشه به ‫صحنه ی جنگ کشیده میشن

‫برای اینکه...شاهدش باشن

‫کاری که تو اون جنگ میکنیم ‫کاملاً برعهده ی ما است

‫من و ستوان تصمیم گرفتیم ‫که با نیرو های تاریکی، بجنگیم

‫خانم مالی...

‫ممکنه راه کاملاً متفاوتی رو پیش بگیرن

‫ولی برای اینکار، اول ‫باید بدونه که کیه

‫میدونم

‫فقط هنوز نمیدونم چجوری بهش بگم

‫من هیچ وقت، فرصت اینکه پدری ‫واسه پسرم باشم رو نداشتم

‫اینکه باهاش بشینم و... دقایقی ‫رو با صداقت بگذرونم

‫طی آخرین حادثه ایی که داشتم ‫این بهم یادآوری شد

‫و بازم احساس پشیمونی، وجودم رو فرا گرفت

‫مالکوم درایفس

‫تو 15 سالگی در دانشگاه استنفورد ثبت نام کرده

‫اخراج میشه و یه کاری رو ‫تو گاراژ پدرمادرش شروع میکنه

‫تو سن 30 سالگی، شروع ‫به میلیاردر شدن میکنه

‫یه نابغه ی شناخته شده است

‫هر برخورد فراطبیعی ایی که داشتیم ‫آخرش به درایفس برمیگرده

‫یادبود لینکلن

‫شرکت "درایفس اینترپرایزز" قراردادی واسه برگردوندن ‫مجسمه، قبل از اینکه سرش کنده بشه، بسته بوده

‫خونه ی دایر ها

‫درایفس درخواست داده بوده که اجازه ی ‫خشک کردن باتلاق های اطراف خونه رو بگیره

‫به علاوه اون کاغذ بنکر رو داشت ‫که به خیابون ج هدایت مون کرد،

‫جایی که موجودِ نومیدی توش گیر افتاده بود

‫پس اون همه ی اینکارا رو میکنه تا ‫آثار باستانی جادویی به دست بیاره؟

‫که چیکارشون کنه؟

‫این چیزیه که باید بفهمیم

‫آقای ولز،

‫گفتی دیدی اون مردی که باهاشه ‫یه چیزی رو از اسمیتسونین برمیداره

‫آه "برداشتن" مودبانه ترین کلمه ایی ــه ‫که میشه واسه سوزوندن یه نگهبان

‫و به طرز شیطان وار، وارد انبار شدن، گفت

‫اون نگهبان رسماً یه شخص مفقود حساب میشه

‫که بهمون اجازه میده از درایفس بازجویی کنیم

‫خیلی خوبه. منم یه فرصتی واسه

‫شناختن بهتر این مرد نیاز دارم

‫تا وقتی که من و مامور توماس یه گپ ‫و گفتی با آقای درایفس خواهیم داشت،

‫شاید شما هم بتونین بفهمین که اون چیزی ‫که از اسمیتسونین برداشت، چی بوده

‫هرچی هست تو متخصصِ آثار باستانی مون هستی

‫نمیگم متخصص ولی...

‫داشت به من میگفت

‫آره میدونستم

‫آقای درایفس درحال آماده سازی سخنرانی ‫برای "برنامه کارآفرینان جوان" مون هستن

‫ارائه شون خیلی الهام بخشه

‫این...آه...انسل ‫انسل، دارم بهت میگم

‫منویِ پایینی ــه صفحه ی دو ‫همش کرش میکنه،

‫همش...

‫میشه دوربین رو یه لحظه کنار بذاری ‫و کمکم کنی؟ کمکم کن

‫- اینجا، کمک، کمک ‫- برنامه رو با کد I-D-E اجرا کن

‫رفیق، اشکال یاب فعاله

‫درست همونجایی که کُد متوقف میشه،

‫و اشکال از اونجا نیست ‫اشکال میبینی؟

‫- باید همش رو خراب کنیم ‫- آروم باش، اینم مثل همون موقعیه

‫که حافظه ی خواندنی(ROM) ــه ‫بازی آرکید رو هَک میکردیم ‫(دستگاه بازی سکه ای در اماکن عمومی)

‫کدِ G-D-B رو امتحان کردی؟

‫- میبینی؟ ‫- تو...

‫- این... ‫- انجامش دادی رفیق

‫ما انجامش دادیم!

‫متشکرم

‫اینی که میبینین، این...

‫همون لحظه ایی بود که ‫شرکتم متولد شد

‫و تو اون لحظه من همه ی ‫مهارت ها و دانش هایی که

‫برای موفقیت نیاز بود رو داشتم، ولی...

‫به انسل هم نیاز داشتم تا نشونم ‫بده چجوری ازشون بهره ببرم

‫میدونین از زمان بچگی...

‫اون همیشه اعتمادبه نفس داشت

‫از اول هم فکر انسل ‫بود که فیلمِ اینارو بگیریم

‫حتی اون موقع هم باور داشت ‫که ما داریم...تاریخ میسازیم

‫و انسل...

‫انسل هر روز بهم درس یاد میده

‫اون بهم یادآوری میکنه که عمرمون در اینجا ‫همیشه ممکنه به طرز تراژدی ایی، کوتاه بشه

‫هیچکدوممون نمیدونیم که این ‫سواری(عمر) کی تموم میشه

‫درسته؟

‫خب...من اینجام تا از تک تک تون این رو...بپرسم

‫شما تو این سواری چیکار میکنین؟

‫ممنون که اومدین

‫به درایفس اینترپرایزز خوش آمدید

‫لطفاً تمام راه را طی کنید

‫آه ببخشید،

‫شما رو تو لیست نمیبینم

‫ببخشید قربان

‫هی

‫مشکلی هست؟

‫واحد اعزامی، از بخشِ بارگیری...

‫رفیق، کمکم کن

‫خب این میتونه به خیلی ‫چیزا دلالت داشته باشه

‫تو چی کمکت کنم؟

‫رفیق حتی همستر هم ‫زودتر از تو یاد میگیره

‫اون علاقه ایی بهت نداره

‫خب بخاطر اینه که...

‫اون من رو نمیشناسه

‫ولی اگه یه نفر راه رو برام هموار کنه...

‫اگه یه نفر بهش بگه که من چقدر باحالم...

‫خب تو پیدا کردن اون یه نفر موفق باشی!

‫ناهارِ واسه بقیه ی ماه

‫و جا پارکت

‫حله. حله

‫فهرست موزه هایی که ‫میخواستی رو گیر آوردم،

‫ولی هیچطور نمیشه فهمید که ‫درایفس چی ازشون برداشته

‫فقط از فهرست که نمیشه ‫فهمید، ولی اگه با

‫رسید های بارگیری ماهِ گذشته، تطابقش بدیم

‫میشه فهمید که چی تحویل داده شده...

‫و بعدش هم فهمید که چی ‫اونجا نیست. به به

‫زیرکانه است

‫باید پایگاه داده ی همه ی حامل هایی که به ‫اسمیتسونین چیزی تحویل میدن رو هک کنی

More Farsi Persian subtitles for Sleepy Hollow

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left