The first 200 lines.
m.a
محمد آذرنيا
"ندامتگاه اتحادي "بِندواتِر" : "کُلورادو
رِي" ؟ حواست به من هست؟" آره
جک" فردا ميخواد دَخلتو بياره"
زنگ دوم
فکر کردم بهت بدهکارم
هي ... شنيدي چي گفتم ؟
شنيدم
ممنون
همه بخوابيد رو زمين همين حالا
بخواب رو زمين
تو،زنداني بخواب رو زمين
همين حالا
بخواب رو زمين شنيدي چي گفتيم ؟
بخواب رو اون زمين لعنتي
-: نقشهِ فرار :--
"واحد امنيت ، زندان اتحادي "بِندواتِر قسمت جداسازي
نوبت توئه
به سمت چپت
روي خط وايسا
يه قدم بيا سمت راست
بريم
دستات
حالشو ببر
رو به ديوار
بريم
وقته ناهاره ، زنداني سبزيجاتِتو نوش جون کن
آماده رفتن شو
هي "رُگ"؟
بله؟ ساعت داري؟
واسه توِ لعنتي چه اهميتي داره که ساعت چنده؟ قرار ملاقات داري؟
نه
ممکنه تو ، خواهري يا پسر عمويي داشته باشي که باهام قرار داشته باشه
عقلتو از دست دادي؟
نه ، من خوبم
ساعت 5:04 است
اون کونتو سر عقل بيار
هي ، کيک ميوه اي ، بزن بريم
1...2...3...4...5...6...7...8...9...
295...296...297 298...
299..
چي شد ؟
تو خوبي؟
همه افرادو دارم ، هم افرادو دارم
تو اين خرابشُده چه خبره؟ ما تو واحد "بي 2" آتش سوزي داريم
همه زنداني هارو به سلولشون برگردون دريافت شد
لعنتي
اينجا يه فراري داريم،تکرار مي کنم
زنداني فراري ، "رِي" هستش
ظاهر خوبيه
فکر "هاش" بود
درسته
اينجا چطوره آقاي رئيس؟
اينجا خوبه ، نگراني من درمورد تو بود
ميدوني،اگه زود بيرون نميومدي ، به زور ميومدم تو زندان اون مادرجنده ها و تو و اون کونتو از اونجا مي کشيدم بيرون
تنها محکوم به اعدامي هستي که من ميشناسم که فرا ميکنه و ميخواد دوباره به زندان برگرده
"ولي من نگفتم "ميخواد" ، گفتم "ميرفتم
يه تفاوتي اين وسط هست
همه شو يه جا خرج نکن
ما يک فراري از ندامتگاه "بِندواتِر" داريم
با دستاي بالا از اطاقک تلفن خارج شو
وقت نمايشه
دستا بالا ، همين حالا
دستا بالا
دستاتو بزار پشت سرت ، انگشتاتو بهم قفل کن
بي حرکت
چه روز زيبايي
تو اين قبرستون چه خبره؟ آروم باش رئيس
من "لِستر کلارک" هستم
مدير اجراييِ امنيتِ اروپاي مرکزي و شرقي
ممکنه درباره ي ما شنيده باشي؟
نه؟
اشکال نداره ، خوب ... ما يک هيئت امنيتي خود مختار و مستقل هستيم
اجير شده توسط دايره ي اتحادي زندان
براي امتحان کردن بي عيب بودن... ساختمان هاي فوق امنيتيشون
...اين "رِي برِزلين" هستش ، همکار من و
"و ساکن "هوديني
رئيس
حالا ، در هفت سال اخير "ري" داخل دونه به دونه ي اين مَحبَس هاي فوق امنيتي افتاده داخل اين سيستم
اون اونجاس تا ثابت کنه که دونه به دونه ي سلول ها ، صد در صد ضد فرار هستن * ثابت کنه که هيچ کسي نميتونه از اون سلول ها فرار کنه *
و ظاهرا ، زندان شما اينطور نبوده
و اون فرار کرده
اوکي ، خوبه
گمان ميکنم که ميخواي به من بگي که چطور اين کار رو کردي؟
تو فکر ميکني اون ميخواد بدونه؟ اينطور به نظر نميرسه
ري" نوبت توئه"
رئيس ، بيا از اول شروع کنيم
:هر فرار نيازمند سه چيزه
،دونستن نقشه و طرح بندي ساختمون ،فهميدن جريانات عادي روزانه * فهميدن کارهاي روزانه ي پرسنل زندان *
کمک از خارج از ناحيه ي زندان
اگه نقشه و طرح بندي ساختمون رو بوني ، نقطه ضعف آشکار ميشه
مثلا در ساختمان "بندواتر" اين نقطه ضعف ، در واحد امنيتيه
اونم با 17 ميليون دلار که دولت براي ساخت اين تاسيسات خرج کرده
اوج هنر طراحان
...تنها مشکل
کنار سازمان آتش نشاني نا امن قرار گرفته
اول لازم بود که داخل اونجا بشم
بنابر اين براي خودم چند تا دشمن درست کردم
وقتي که داخل شدم ، کاملا آشکار بود که شما کسري پرسنل دارين * کمبود کارکنان زندان *
راهنماي فدرال پيشنهاد ميکنه که وقتي در حال انتقال زنداني هاي پر خطر هستين دو نگهبان حاضر باشن
شما فقط از يک نگهبان استفاده مي کنين
دونستن رفتار و کارهاي عادي و روزانه نگهبانا ، قدم بعدي بود
تو اون 30 ثانيه زمان که منو به سلول بر ميگردوندن افسر نگهبان من يه سيگاري ميکشيد و استراحت ميکرد
7دقيقه در هر روز هيچ کس به من توجهي نداشت
2...3
،بعد اين که رفتار روزانه ي پرسنل رو فهميدم همه ي کاري که بايد مي کردم اين بود که تاريخ يک روز رو انتخاب کنم
و يک حواس پرتي رو جلوي در ورودي ترتيب بدم دقيقا در ساعت 4 بعد از ظهر
،اما هنوز تو اين نقطه ي داستان تو توي يک محفظه ي فولادين محبوسي
براي خارج شدن از اون ، مجبور بودي که رمز عبور رو داشته باشي
...شما شير کاکائو ها خيلي خوبين
جعبه ي مقوايي نگهدارنده ي شير کاکائو ، يک لايه ي نازک مومي شکل داره
اونو روي دکمه ي شماره ها خوابوندم تا از روي اون شماره ها وارد بشن تا بفهمم کدوم چهار تا شماره فشار داده ميشن
با 4 عدد اين فقط يک بازي اعداده که بايد ترتيب صحيح اعداد تشخيص داده بشه
فقط لازم بود تا دستم به کيبرد ورود اون اعداد برسه
بعدش ، بايد آثاري که از خودم بود رو پوشش ميدادم * با دستکاري فيلم سلولش *
يک دقيقه وقت داشتم تا خودمو به آتش نشاني برسونم
قبل از اينکه تيم آتش نشاني اين کارو بکنه
ميدونستم که محافظاي زندان هنوز روي پشت بوم هستن و سرشون به کار خودشون گرمه ، اين کارشون اتلاف وقت بود
قبل از اينکه بفهمين ، من دقيقا جايي هستم که ميخوام باشم
درست سر وقت ، براي گرفتن سواري
و آدماي شما منو با ماشينشون درست به خارج از اونجا بردن
شما سوالي دارين؟
آره ، يدونه
چه نوع آدمي انتخاب ميکرد که بيشتر زندگيشو توي زندان بگذرونه؟
مسئله رو شخصي نکن رئيس
طي چندين سال ، "ري" از 14 سازمان ديگه مثل اينجا فرار کرده
،بعضي از مردم تو نقاشي کردن استعداد دارن بعضيا تو ترانه سُرايي
استعداد من؟ آواز ميخونم
ري بريزلر" ، اون يه سري مهارت هاي خاص داره که" ميتونه از زندان ها فرار کنه
از هر زنداني که به دست انسان ساخته بشه
اين بيرون دختر خوبي بودي؟
آره، تو چي ؟ اون تو پسر خوبي بودي؟
خوب ، البته که بودم اوکي
اون قضيه با اون يارو چطور پيش ميره؟
کدوم يارو؟ کدوم يارو
وقتي که منو بردن ، درمورد اينکه يه شخصي هست عصباني بودي
يه دوست؟ آها ، بله ، اون دوست خيلي زود فراموش شد
اينم ضررش آره ، همشون آب زيره کاهَن
من اين قضيه رو چند بار بهت گفتم؟
ميخواي يه چيزي بگيري بخوري تا زمانيکه مخفيانه بيروني؟
مشکلي هست؟
تو يه آشپز مخوف هستي
....عاليه ، خوب
ميتوني صبح بري از دستم شکايت کني
اوهو
صبح بخير آقا ، چطور ميتونم کمکتون کنم؟
اوه ، آقاي "برزلين" ، متاسفم که نشناختم ، من "جولز" هستم
مشکلي نيست
تو اينجا جديد اومدي؟
نه جناب ، من 5 ماهه اينجام
5ماهه؟ بله جناب
برام چي داري؟
بررسيش کن
خوبه
خيلي هوشمندانه است همه شو خودت انجام دادي؟
تحت تاثير قرار گرفتم نابغه
...تو باهوشي اما
متاسفم، اما به اندازه ي کافي باهوش نيستي
حالا ناراحت نباش
آقاي " برزلين" ، ما آماده ايم
صبح بخير بچه ها ، "اَبي"؟
جسيکا مِيِر" ، و اين يک افتخاره که شما رو ملاقات مي کنم"
کارتون تو اين زمينه پر درآمده *اسم کتاب:به خطر انداختن امنيت موسسه ي تاديبي نوشته ي ري برزلين*
کاري که شما به پايان رسوندين قابل توجهه
!قابل توجهه
ممنون و ... شما اينجايين براي؟
...اون از آژانسه ، مثل يک
آژانس اطلاعات مرکزي * آژانس جاسوسي مرکزي يا سي آي اِي *
تو يه جاسوسي؟ بدتر... من وکيل دادگستري هستم
ري" ، گوش ميدي؟"
اون آدم قانونه
من خودم فرا خوندمشون
خوبه ، من فقط گوش ميدم ، ادامه بده
آقاي "برزلين" ، بعد از پايان تحويل اين کار فوق العاده آژانس به دنبال موقعيت هاي متناوب ميگرده براي زنداني کردن
اين نوع آدم هايي که مرتکب اعمال تحقير کننده اي ميشن ...که بهترين هم هستن ، خوب
چطوري ميتونم مطرحش کنم؟ حذف شده؟
ناپديد شده
...ما در حال حاضر در حال آزمايش کردن نمونه ي اوليه اي هستيم
براي سرو کار داشتن با مردمي که دولت نميخواد تو کتاباش باشن
...اما اول و در درجه ي نخست
مردمي که در اين کار سرمايه گذاري ميکنن بايد بدونن که اين تاسيسات ضد فرار هستن
قبل از اينکه کل سيستم در سرتاسر جهان آنلاين بشه
چيزي که در حقيقت داره ميگه اينه که هيچ کدوم از اين حرفا توسط هيچ کسي تاييد رسمي نشده
...نزديک شدين ، چيزي که من دارم ميگم ، خانم "راس" ، اينه که اين تاسيسات
به صورت محرمانه سرماي گذاري شده و اداره ميشه
پس کلمه ي "رسما" که تو جملتون به کار بردين در اينجا صدق نميکنه
،خوب ، اگه همه چيز خراب شه چيزي به سمتتون بر ميگرده تا کونتونو گاز بگيره؟ * هيچ چيزي براتون باقي نميمونه *
هي هي هي ، اين باعث نگراني تو نيست هي ، من به اون بده کارم
به تو بده کار نيستم
شغل من اينه که مطمئن بشم که ايالات متحده در سَمت امن باشه
خوب ، ميتونيم اين چرنديات رو تموم کنيم و همون طور که هست ازش نام ببريم؟
اين موسسات در خارج از شبکه هستن و هيچ ردپايي از خودشون به جا نميزارن
هيچ محکوميتي وجود نداره اين مردم فقط ناپديد شدن
و تو ازش ميخواي که بره اون تو و امتحانش کنه ؟
...احتمالا الان اين فرصت براي منه که وارد بحثي بشم که اونا پيشنهاد کردند دستمزدتو دوبرابر کن
اين 5 ميليونه "ري" و الان تو راهه * پول داره مياد سمتت ، بگيرش *
خوب ، تو دوسش داري؟
"ببين ... من آدم اعداد و ارقامم ، تو يک صنعتگري "ري
و از همون نقطه ي ايستادگي مالي اين قضيه ، ازش خوشم مياد خيلي ازش خوشم مياد
No comments yet. Be the first to leave one.