The first 200 lines.
پیش از این در قهرمانان
اون خطاکاره، پارکمن
اگه میخوای ازدواجت پابرجا باشه یه راهی باید براش پیدا کنی
پدر رقاص، ساعت 9
من فقط یه کلمه فهمیدم، سایلار
من این اسلحه رو بر میدارم میزارم تو اون شیار
و تو مغزتو متلاشی میکنی
تو میدونی اون به من صدمه نمیزنه
دعوا نکنید برای خودت خوبه
!میکا
نمیشه به من اعتماد کرد
میتونم کمکتون کنم، خانوم آره، میتونی دستگیرم کنی، برای قتل
تو میگی آدمایی هستن که میخوان به من آسیب برسونن
فکر میکنم اونا زک و لایل رو گرفتن
فقط جایی که هستی بمون تو به زودی خوب میشی
من برای پدرت کار میکنم
اون منو فرستاد تا کار کنم فراموش کنی
به من بگو کلیر، میتونی یه رازو نگه داری؟
این آدم 1800 کوری تشعشع داره
بدون اینکه با مواد هسته ای تماس داشته باشه
تد، اون فرار کرده
نیتن، اینجا چیکار میکنی؟
تو باید یه قهرمان باشی، نه؟
من باید اون بمب رو متوقف کنم من باید همه رو نجات بدم
!پیتر؟ پیتر
همش تقصیر منه
هنوز حافظه ات سرِ جاش نیومده ،نیکی ؟
اگر دستِ من باشه ،چند هفته دیگه ،تو رو . این داخل نگه میدارم
. حتی حیوانهایی مثلِ تو ،نباید وکیل بگیرن
سعی کن آروم باشی ،می شنوی ؟
. خیلی آروم
. دستهات رو بگیر بالا
. زود باش ،بگیرش بالا
. زود باش
. حرکت کن
...دبیرستانِ یونیون وِلز ،بعد از کشته شدنِ
...دخترِ16 ساله ،جکی ویلکاکس ،که دو هفته قبل
. اتفاق افتاد ،امروز بازگشایی می شود
معلمان و دانش آموزان ،در تلاشِ این هستن ... که با برگشتن به دبیرستان
. مجلسِ یادبودی برایِ مقتول بگیرن
. من ،آنجلینا برامستد از شبکه5 خبر هستم
. به اون خبرنگارها نگاه کن
. نیازی نیست نگرانِ رسانه ها باشی
. به اونا اجازه داده نمیشه که به محیطِ مدرسه بیان
. من بیشتر نگرانِ بقیه بچه ها هستم
. اونا حتماازم سئوال می کنن
...خوب
. مجبور نیستی جوابشون رو بدی
. خوب ،چیزِ زیادی هم یادم نمیاد
می دونم که ممکنه به خاطرِ استرسِ بعد از ... اون ضربه روحی باشه
ولی چرا هیچ چیزی یادم نمیاد ؟
این ممکنه ؟
. حافظه ،یه چیزِ مضحکه
. فکر کنم لطف خدا بوده که چیزی یادت نمیاد
منو کجا پیدا کردی ؟
منظورت چیه ؟
. شبی که جکی کشته شد
تو گفتی که منو کنارِ استادیوم پیدا کردی ؟
. تا حدِ مرگ ،ترسیده بودی
. دچارِ شوک شده بودی
. می خواستی بری خونه
. یادم نمیاد
. ممنونم
. فکر کنم بهتره برم
فکر کنم دیگه خیلی خطرناک نیستی ، درسته آقایِ سایلار ؟
...ما تمامِ لایه هایِ کُد رو بررسی کردیم
. سعی کردیم که استعدادهاش رو مشخص کنیم
. به غیر از قدرتِ حرکتِ اجسام ،چیزی متوجه نشدیم
آیا به گلایسیمایرین عکس العمل نشون داد ؟
. به قدری بهش دادیم که می تونه یه فیل رو بکشه
. هیچی
. حتی نزدیک هم نشدیم
. اگر به همین ترتیب پیش بره ،تا فردا می میره
. بعد از بلایی که سرِاِدِن آورد ،حقشه که بمیره
. متاسفانه ،این اجازه رو نمیدن
. اون زنده می مونه
. باید یه کمی بیشتر روش کار کنی
. بهتره که در این مورد درست گفته باشی ،پارکمن
. برو ،برو ،برو
. بریم ،زود باشید
. زود باشید ،زود باشید ،حرکت کنید
. ما تمامِ این محل رو بازرسی کردیم
. هیچ چیزی به غیر از کاغذ نیست
آیا انبار رو بررسی کردید ؟- . آره-
پلکانها چطور ؟
. همه جا ،کاغذه
اون کجاست ؟
اون کجاست ؟سایلار کجاست ؟
. نمی دونم درباره چی داری حرف میزنی
. اون اینجا نیست ،پارکمن
. کارِت عالی بود
...تیراناسورها خیلی بزرگ و گوشتخوار بودند
که در دوره کِرتاسه ،حدود65 تا85 ... میلیون سال قبل
. زندگی می کردند
. مراقب باش
...اگر می تونستیم به اون زمان برگردیم
...مطمئنابا شگفتی هایِ بیشتری روبرو می شدیم
. ای کاش میشد
تمامِ کتابهایی که خوندم ،میگه که . شمشیر همینجاست
...خوب که چی ؟ما بالاخره به نیویورک رسیدیم
. و تنها چیزی که برات مهمه ،یه شمشیره
پس ماموریتت چی میشه ؟
. من نیاز به قدرتم دارم تا ماموریت رو انجام بدم
. ولی بمب قراره هشتم نوامبر منفجر بشه
. ما فقط سه هفته وقت داریم
...می دونم ،ولی از وقتی که چارلی رو از دست دادم
. قدرتم ،ضعیف و ضعیفتر شده
. شمشیرم ،قدرتِ منو بر می گردونه
. اون شمشیر ،متعلق به تو نیست
. پیداش کردیم
. داره می سوزه
. تبِ ناشناخته در برابرِ استرسه
. معنیش اینه که اونا نمی دونن علتش چیه
...بهترین دکترهایِ دنیا
...به چهار زبانِ مختلف
. بهم گفتن نمی دونن مشکل چیه
...قلبشه
. اونا نمی دونن چقدر دیگه می تونه دوام بیاره
یه شخصِ26 ساله ،قراره از حمله قلبی بمیره ؟
. اون قرار نیست بمیره ،مامان
. خوب ،اگه کاری نکنیم ،می میره
چرا این کار رو به عهده دکترها نمیذاری ؟
. ای کاش می دونستم چه اتفاقی براش افتاده
...قبل از اینکه بیهوش بشه ،گفت که
. قدرتهایِ زیادی رو جذب کرده
. پیتر می خواست اون نقاشی رو ببینه
...من بهت گفتم نذار بفهمه. تو می دونستی
که اون می خواست طبقِ اون نقاشی ، . به تگزاس بره
...اون برادرمه و دوستش دارم
. ولی هر دومون می دونیم که نباید اونجا می رفت
. خیلی براش مهم بود
تو واقعاًاین مزخرفات رو باور داری ؟
به نقاشیهایِ آینده ؟
به پایانِ دنیا ؟
. می دونم که اون اعتقاد داره
. و من هم به پیتر اعتقاد دارم
. خوبه
. پس بهم ثابت کن
من دو هفته اس که تویِ این بیمارستانِ ... لعنتی هستم
. و هر لحظه منتظرم یه اتفاقی بیفته
. افتضاح تر اینه که اینجا بشینم و شاهد مرگش باشم
. منو پیش اون نقاش ببر
. می خوام ببینم چه خبره
. دوستت دارم ،مَرد
. بیا
خیلی خوب ،اولین باره اشتباه می کنی ؟
. هرگز نباید بادوم زمینیِ کَره ای رو تویِ یخچال بذاری
. مامان همیشه اونو تویِ دمایِ اتاق می گذاشت
. خوب ،پدرت شیوه مخصوص به خودش رو داره
. دارم می بینم
. هنوز مزه اش خوبه
چی شده ؟
امروز تویِ مدرسه دعوا کردی ؟
. چیزی نیست
. یه درگیریِ کوچیک بود
بگو چه اتفاقی افتاده ؟
. پدر ،اونا به مامان گفتن قاتلِ روانی
. می تونی برام سخنرانی کنی که دعوا نکنم
...نه ،نه
. می دونم زندگی بدونِ اون ،چقدر برات مشکله
. و امیدوارم بتونی باهاش کنار بیایی
. ما می تونیم از پسش بر بیائیم
. تو اونو بخور
. الان بر می گردم
. مطمئنم منتظرم بودی
. اسمِ من مالسکیه
. آرون مالسکی
. شنیدم که اینجاست
آیا اتهامات علیه من ،رفع شده ؟
. بیشترش رو همسرت اعتراف کرده
اون به محلِ دفنِ اجساد اشاره کرد که . کمکِ زیادی به این موضوع کرد
به خاطرِ اتهاماتِ دیگه ،شما می تونی خودت ... رو آزاد بدونی
. آقایِ هاوکینز
یعنی دیگه نیازی نیست فرار کنم ؟
. فکر نکنم نیازی باشه
پس تموم شد ؟
لیندرمن ،من و خانواده ام رو تنها میذاره ؟
. نمی تونم مطمئن بگم
. ولی ما معامله کردیم
. تو داری2 میلیون دلار رو بهش بر می گردونی
...ما هیچ معامله ای نکردیم ،آقایِ هاوکینز
. مگر اینکه آقایِ لیندرمن ،چیزِ دیگه ای بگه
. تو اموالش رو برده بودی
. و اون بهت اجازه داد که خودت برگردونی
. حرفم رو باور کن
...تو اولین نفر خواهی بود که می فهمی
. نظرِ آقایِ لیندرمن در این مورد چیه
. روز خوشی داشته باشی
. تاکزو کنزایی
پدرم همیشه داستانش رو قبل از اینکه . بخوابم ،برام تعریف می کرد
. اون یه جنگجویِ اصیل ،با قدرتِ فوق العاده بود
. تمامِ کشورِ ژاپن ،ازش می ترسیدن
...تا اینکه یک روز
یه شمشیرِ مقدسی که تویِ برف یخ زده بود . رو پیدا کرد
...از لحظه ای که کنزایی اونو به دست گرفت
. تمامِ قدرتش رو می تونست متمرکز کنه
. می گفت که اون شمشیر ،قدرتش رو کنترل می کرد
. و بعد از اون ،یه رهبرِ قدرتمند شد
. یه قهرمان
. اون نشانی که اونجاست
No comments yet. Be the first to leave one.