Three on a Match

Three on a Match

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Three on a Match [1932] by Mervyn LeRoy
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
تقدیم به عزیزان، تبدیل و ویرایش , از روی نسخه هارد ساب (چسبیده) به اس آر تی

Tags

other
Published on: 2022-11-12
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

هی ماری، شرتت معلوم شده - برام مهم نیست -

ماری

من از شورت سیاه بدم میاد تو چی؟

مال تو چی رنگیه؟ - صورتی -

باب بیا یه چیزی میخوام بهت بگم

نرو بابی

اگه بری عصبی میشم - اوه آره -

باشه باب میبینمت، میدونی کجا

میدونم کاری کجا میری ماری

بچه ها بچه ها آروم آروم

حالا آماده

به جلو نگاه کن و نه پشت سر

حواسم جمع باشه و نه پرت

بالا رو نگاه میکنم نه پایین رو

و دستا رو روی میز

ویلی گولدبرگ، میشه ساکت بشی

ویلی گولدبرگ؟

اوه، فقط میخوام واسه دو دقیقه مادر تو باشم

باب بابا در موردش صحبت میکنم - آروم -

کسی ماری کیتون رو ندیده؟

امروز صبح اینجا بود

من مطمئنم تو حیاط دیدمش چند دقیقه پیش

چیزی میخوای بگی ویویان؟

چرا... نه خانوم بلازر

از کجا گرفتیشون مکس؟ - اوه، مامانم همش میکشه -

پسر، خیلی خوبه که خودش نمیپیچه

آره هست

بگو مکس، چیز خوبی اونجا داری

اره خوب چیزیه - لباس قشنگیه -

لباس قشنگی داری ویلی

دو تا شلوار جفت برای این لباس دارم - بگو، خوشت میاد از لباسم ویلی؟ -

خوبه - معلومه که خوبه -

نمیترسی؟ - چرا باید بترسم -

به نظرم واسه ماری ترسناک نیست - واسه اون خوبه -

من براش متاسفم - خوب من نمیفهمم که چرا -

ماری، به من نگاه کن

اگه بهت اجاره بدم که بری به بقیه همکلاسی هات برسی

قول میدی که دیگه حواست سر درس باشه؟

به حرف های مصرف گوش میدی؟ و کاری که ازت انتظار داره رو انجام بدی

بله آقا

باشه پس برو برس

ممنون آقای گیلمور مطمئنم که ماری ناامیدتون نمیکنه

اون دختر بدی نیست آقای گیلمور

اون فقط خیلی جدی نیست خیلی دنبال خوشگذرونیه

من آخرین کسی ام که خوشگذرونی رو منع میکنه

ولی وقت برای کار هم هست

سلام آقای گیلمور

اولین دیپلم امشب ميرسه به خانوم فیلیس فریزر

حالا، من باید افتخار فارغ التحصیل کردن پیامبر کلاس رو داشته باشم، ویلی گولدبرگ

چهار مرحله قبل و هفت سال پیش

وقتی که اجداد ما ما رو آوردن به این ملت جدید

حالا باید دیپلم یه دختر رو بدم

که بیشترین نمره رو تا حالا از توی مدرسه گرفته

وداع کلاس خانوم روس وستكوت

آخرین ولی تموم نشده

باید دیپلم یه دختر دیگه رو هم بدم

که محبوب ترین کلاس شده ویویان ریور

بلند شین

جلو رو نگاه کن و نه پشت سر رو

حواست جمع باشه و نه پرت

بالا رو نگاه کن نه پایین رو

و دستا رو میز

همه موفق باشین - ممنون آقای گیلمور -

اوه روس، میخوای الان چیکار کنی؟

میرم خونه - منظورم مدرسه اس -

میری به دبیرستان؟ - نمیتونم -

فکر کنم برم به موسسه تجاری تا یاد بگیرم کار کنم

تو میری به دبیرستان؟

اوه نه مادرم گفت میتونم برم به مدرسه شبانه روزی

خوب خوبه برام سواله که ماری چی میشه

اوه، اون احتمالا بره دارالتاديب

میشه یادم نندازی که من یه جای دیگه هم بودم؟

مشکل چیه ماری؟ از هتل کوچیک ما خوشت نمیاد؟

اوه فکر میکنم خوبه

تهویه اش عالیه اتاق من رو به منظره جنوبيه

نرخش هم خوبه

ولی خوب یکم جوش محدوده

نذار که ناراحتت کنه بچه

حداقل لازم نیست واسه یه کاسه سوپ مثل بیرون تو صف وایستیم

همش عصبی نباش عزیزم

تو فقط واسه یه شلوغی اومدی اینجا و واسه چی؟

تو الان اینجایی و قراره بمونی

تا وقتی که اون قانون ها عوض بشه

آره، من کارم حل میشه ولی به این معنی نیست که قراره خوشم بیاد

باهات شرط میبندم که یه کار یه اسکواش قبل از جنگه

یه مرد که تو رو فرستاده این تو

خوب لازم نیست این دور و بر به چیزای بد فکر کنی

تو هم همینکار رو میکردی اگه موسیلینی بودی

فقط خوب ذهنت رو آماده کن و دیگه با یه مرد در نیفت

هیچ مردی

دخترا نه و پنج دقه اس

اوه که اینطور خانوم دایانا ساعت من خوابیده

یادم بنداز که با جیمز قبل از ظهر بریم جواهرسازی

چراغا سه دقیقه دیگه خاموش میشه

اون آهنگ در مورد بهشت چی بود؟

یالا ویویان واسه مون یکم بیشتر بخون

گلوریا سعی کرد مقاومت کنه ولی بیهوده بود

تن صداش نور شیطانی تو چشاش

نفس گرمش روی گونه هاش تصمیمش رو کاملا از هم پاشید

فریبل گریه کرد که نه نه به سمت لباش نیاد ولی کامل به زبان نیاورد

و بازوهای سفتش بهش غلبه کرد

گرما با تپش تبدیل به درد شد

و بعد ناگهان او کاملا مطیع شد

و دهانش به سمت او رفت

او توی تب درد و لذت غرق شده بود

خوب این آخر فصل شیشه

واو، برام سواله که تو فصل 10 چی میشه

واسه امروز بسه دخترا دستاتون رو از میز بکشین

همه چی خوبه؟ - خدایا شبيه اختاپوس شدم -

چقدر دیگه باید پرواز کنم؟ - چند دقیقه دیگه کارت تمومه -

خدایا، چه تجربه جالبی بود امروز

یه بچه که ده سالی بود ندیده بودمش روس ویسکات

ما با هم میرفتیم به مدرسه 62

اونم توی کار نمایشه؟

نه فقط یه تندنویسه و احتمالا سه وعده تو رو میخوره

وقتی که من مجبورم توی این هوای داغ با این تهیه کننده ها باشم

ولی شانس تو این نمایش جدید باهاته مگه نه؟

اوه حتما، سه هفته تمرین و دو هفته کار، خوش شانسم

خانوم تو باجه کناری شنید که تو میگفتی

که میرفتی به مدرسه 62 ده سال پیش

میگه که اونم میرفته

بهم نگو که یه نفر دیگه رو هم میخوام ببینم

بهش بگو من ماری کیتونم بدترین دختر تو مدرسه

من رو یادش میاد

شبيه قديما شده

جالبه که دو نفر رو تو یه روز ببینی که ده ساله ندیدیشون

حس بچه دوباره بهم دست داده

امیدوارم که سرخک نگیرم - میگه که میشناست -

اون اسمش ویویان ریوره

اوه آره یادمه اون خوشگل کلاس بود

هنوزم خوشگله؟ - بدجور -

بهش بگو دوست دارم ببینمش - خوب باید اول صورتش رو درست کنم -

خیلی طول نمیکشه

ویویان یه شیطون کوچولو بود برام عجیب نیست که عوض شده باشه

خب خیلی خوبه که دوباره میبینمت

توی همین هفته ممکنه که دوباره ببینمت؟

شماره روس رو داری؟ - آره -

خب، اونم بیارش با هم یه ناهار میخوریم

آره حتما

میدونی من وقتی بچه بودی ازت خوشم نمیومد

نه؟ - نه -

شاید واسه این بود که شرت صورتی میپوشیدی

بلیزر پیر، معلم مون رو یادته؟ - اوه آره -

من عادت داشتم شبا به این فکر کنم که دارم گلوش رو میبرم

سه تا با یه کبریت - فرقش چیه -

چیز دیگه ای هم هست؟ - اگه بود به من چیزی نگو -

خب، من روز خیلی خوبی داشتم در واقع خیلی برام خارق العاده بود

من خیلی خوشحالم که اون کار توی نمایش رو گیر آوردی

و بهش یه غذای خوب میدن

ماری کارش خوب شده - من به جفت تون حسودی میکنم -

حالا ببین کی داره صحبت میکنه

اون ماشین پنجا فوتی دم در

با یه یارو شوفر روس رو دیدى؟

کاش میتونستم بی خیالش بشم اگه یه همچین ناهاری داشتم

حتما خیلی خوبه که هر چی میخواین رو دارین

اگه اینجويه من نداشتمش

اوه، من احتمالا باید خوشحال ترین زن توی دنیا باشم

خونه خوشگل، شوهر موفق و یه پسربچه، ولی

و هنوز هم جای کار داره نه؟

یه جورایی، چیزی که بقیه خوشحال شون میکنه من رو دلسرد میکنه

من فکر میکنم یه چیزی از قلم افتاده

فکر میکنم وقتی چیزا رو با اشتیاق به دست میارم بعدش دیگه علاقه ام رو از دست میدم

اگه چیزی میخوای که خوشحالت کنه فکر کنم باید چرخی بزنیم

شاید زندگی برات خیلی آسون بوده ویویان

برام عجیبه، ولی من به تو خیلی حسودی میکنم ماری

تو مستقلی با شجاعت خودت

اوه، من رفتم به بندر واسه تعمیر چند باری

من اولین مردی که خواست باهام ازدواج کنه رو قبول کردم

من به راحتی و امنیت فکر میکردم

و کارت خوبه

اون چیزی که توی انگشتته سر بطری نیست میدونی

ولی دوستش نداری ویویان - فکر میکردم دارم، شاید هنوزم دارم -

شاید هم تقصیر منه اوضاع برام تغییر کرده

خسته کننده و بیهوده

ولی تو بچه داری؟ - آره یه پسر -

سه سال و نیم

شوهرت چیکار میکنه؟

اون یه وکیله یکی از بهترین های شهر

ولی بیا در مورد تو صحبت کنیم روس تو چیکار میکنی؟

هیچ کاری نمیکنم اگه نرم به اون دفتر

یه ساعت و نیمه که اینجاییم

خب پس بریم

اوه یکی از شما دخترا کمک من میکنه لطفا؟

خب، خدافظ دخترا

خدافظ - خدافظ ویویان -

بعضی ها شانس بهشون رو میکنه - همینطوره -

مالي

مالی

پسر، پسر کجایی؟

وایسا، یه چیز بزرگ و سیاه اون بیرونه

چرت نگو برگرد به رخت خوابت

بهتره که نگاه کنی

بیا شنیدی؟

پسر احمق، این فقط شاخه است که داره دوباره میخوره به شیشه، میبینی؟

خوب شب بخیر دیگه

بیا اسب بازی کنیم اسب بازی

ما صبح اسب بازی میکنیم

حالا دراز میکشی و میگیری میخوابی

ولی نمیخوام بخوابم

اوہ لطفا سعی کن که بخوابی شب بخیر

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left