The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
خواهر اندریا.
من پدر رودریگو کاتاگاسم.
من از جماعت اموزه ایمان هستم
اگرچه از لهجه تشخیص میدید
من درواقع اهل بروکلینم
۱۲ مایل از اینجا.
ایشون پدر بیلی هستن جاناتون تولی از
رهبانیت تقدیس خانوادگی
و پدر استفانو که یادداشت برداری میکنن.
خواهر ، ما چندین شکایت از
زوال جسمی و روحی شما دریافت کردیم
و ما اینجاییم تا درخواست کنیم بازنشست بشید
حالا توایالت نیویورک یک عقب نشینی خاموش وجود داره که
فکر میکنیم مناسب شما باشه
تنها کاری که باید بکنید اینه که این سند
بازنشستگیو امضا کنید
سوالی دارید؟
خیر.
فقط باید اینجارو امضا کنید
خیر.
خواهر، میخوام روشن باشه که این یه
کار اداری برای محافظت از کلیساست
جدا؟ شما گفتید یه درخواسته منم گفتم خیر
پس من اشتباه گفتم این یه درخواست نیست
که راجب زوال روحی وجسمیم شکایت کرده؟
ما قول دادیم که هویت هارو محرمانه نگه داریم
اما مهمان محله اخیرا دچار
یه سوختگی درجه دو شده که شما چایو روش ریختید
و تازگی مشاهده شده که
شما با افرادی که وجود ندارن صحبت میکنید
- حالا میخوام که بدونید… - پدر,
به عنوان یه عضو از ائتلاف ملی این حقو دارم که
قبل از بازنشستگی اجباری
از راهبه های امریکایی بخواید تحقیق کنن
خواهر شما شیاطینو میبینید؟
بله.
الان تواین اتاق شیطانی هست؟
بله.
کجا؟
شما میدونید کجاست
من درخواست دارم که توسط یک شورای روحانی سه نفره قضاوت بشم
فقط در این صورت بازنشست میشم
این حقشه؟
هست
اون همچنین یه جلسه روانشناسی
برای تجزیه وتحلیل وضعیتشو قبول کرده
-من میتونم انجامش بدم - نه.
این باید توسط یه روانپزشک خارجی اداره بشه
به نام پدر، پسر، و روح القدس
منو ببخشید پدر، چون من گناه کردم
از اخرین اعترافم یکماهه گذشته
این ها گناهان منن
درواقع همین الان یه گناه کردم
من به بهونه های واهی اینجام.
میدونستم که شما کشیش شنیدن اعترافات میشید
- چرا مهمه؟ - من در دوهفته اخیر
نامه نوشتم و ده بار با محله تماس گرفتم
و اونها گفتن که ارزیابا سرشون برای
بررسی پرونده من شلوغه
این واقعا مناسب نیست…
پدر.
ضرب المثل زن مصر و میدونید؟
حتا قاضی فاسد سرانجام عدالتو به اون داد
چون اون مدام میومد
وخودشو تحریک کننده میکرد
خب، من ممکنه خوب یا مقدس نباشم پدر،
اما من مصرم.
دارم گوش میدم.
خب، کی؟ البته
اره من فقط یدیقه میخوام وسایلمو جمع کنم
باشه به زودی میبینمت، خدافظ
- شکار شیطان بیشتر مامان؟ - اره.
من فقط باید یه چوبو تیز کنم یکم سیر بخرم
مامان، خانم کاندرینگ فکر میکنه ما راجب شغلت دروغ گفتیم
خب، خانم کاندرینگ کیه و ما بهش چی بگیم؟
اون معلم سلامته
همه باید شغل والدینشونو بهش بگن
پس منم بهش گفتم بابا کوهنورده
وتوام شکارچی شیطانی.
خب شاید بهتره بگیم
بابات صاحب تجارته ومنم روانشناسم
چرا میخای حوصله سر بر باشی مامان؟
نه حوصله سر بر نیستم
فقط عادیم
- اما عادی بودن خسته کنندست - تونمیخای ما خسته کننده باشیم
دارم میام!
سلام.
- مامان! - ایشون کیه؟
این یه یوتیوبره
صبرکن، اون ازفروشگاه مواد غذایی دنبالمون اومد. یالا
اون سر یه ثانیه میاد
همین الان طبقه بالا
- بزنش مامان. بزنش - چی میخوای؟
میخواستم معذرت خواهی کنم
باید از اینجا بری یا به پلیس زنگ میزنم
نه.
- اول یه معذرت خواهی - کونش بزار!
لیلا.
دفعه قبل غافل گیرم کردی
پس بیا ببینیم وقتی جفتمون اماده ایم چیکار میکنی
اوه خدای من، چنسالته؟
میدونی، کتک خورت ملسه.
- اره باید کونش میزاشتم - توخیلی عوضی هستی
خب دخترا همین الان برید بالا
اوه خدای من!
- شوخیت گرفته؟ - باید درو میبستم.
اگه میخای برم باید معذرت خواهی کنی
- اون اینکارو کرد؟؟ - هیششش!
چیه؟ چیشده؟
مامان معذرت خواهی کرد
اوه عزیزم، باهاش کنار میام
توبرو به تکالفیت برس
چرا پسرا هرکار بخوان میکنن اما دخترا نمیتونن؟
-فک نمیکنم این درست باشه - هست
اون یارو هرچی از دهنش درومدگفت
و هرکاری دلش خواست کرد
خب من اشتباه کردم که زدمش
فک نمیکنم که اشتباه کرده باشی
معامله چیه؟ پوشه نیست؟
به عنوان یه لطف انجام دادم
اوه، الان اینکارو میکنیم؟
- درمواقع لزوم - پدر.
- سلام، خوش اومدی - سلام ژاکلین
اه اینا یکی دیگه از ارزیابان، کریستن و بن
ببخشید، ما تو مسیر پرواز جان اف کندی هستیم
سلام.
گفتی مشکلت با همسرت بود؟
اره همین الان برگشتم اینجا
اون تو ۸ مارس ازیه مسافرت طولانی برگشت
و همون ادم قبلی نبود
چطور مگه؟
من نیمه شبا بیدار میشم
و اونو میبینم که روبروی دیوار زمزمه میکنه
"برو گمشو. دست از دنبال کردنم بردار."
اوه،توخواب راه میره
نه. قبلا اینطور نبود
جیسون،مردم از کلیسا اینجان
اون توماشینه؟
- الان اونجا خوابیده - چرا؟
میترسه بهم صدمه بزنه
چطور صدمه بزنه؟
وقتی سعی کردم بیدارش کنم، اون منو زد
جیسون!
سلام عزیزم داشتم بیدار میشدم
یچیزی میارم بخوری
میتونه چند دقیقه با این ادما حرف بزنی؟
میخای بیای بیرون جیسون؟
ترجیح میدم نیام
پس ما بیایم؟
اونجا اتاق هست؟
ببین این هیچ ربطی به دین نداره
من فقط...
وقتی راننده مسافتای طولانی باشی شبای
خوب و بدی داری
پس من برای بهبودی یه مرخصی یه ماهه میگیرم
بهبودی از...
من تو l_95 بودم، یه مسیریه که قبلا نرفته بودم
اوممم.
شب بود، و دیدم یچیزی داره دنبالم میکنه
سعی کردم رد بشم
یچیز تاریک،توارتفاع پایین پرواز میکرد
حدود ۵۰ مایل درساعت حرکت میکرد
مثل پهپاد؟
خب، اول همین فکرو کردم اما صدای پهپاد نمیداد
و مثل پهپاد حرکت نمیکرد
کشیدم کنار، اما پشت سرم موند
ندیدم چیه اما نمیرفت
پس به راهم ادامه دادم،و دیدم کسی اونجا نشسته
کی؟
نمیدونم یه مرد، یه سایه
وقتی بهش نگاه کردم، اون رفت
- خسته بودی؟ خوابت میومد؟ - نه.
من به رانندگی ادامه دادم، اما همون موقع فراموشم شد
چون هشت ساعت بعدشو یادم نمیاد
- منظورت چیه؟ - من به ویکتوریا ویل رسیدم،
نزدیک مونترال، و هیچنمیدونستم چجوری به اونجا رسیدم
۵۰۰ مایل رانندگی کردم و هیچی ازش یادم نمیاد
- این تو هشتم مارس بود؟ - اره.
برای غذا خوردن نگه داشتی؟
نه . فقط مستقیم رانندگی کردم
همم، دابل کیو چی؟
نمیدونم
رسید روز هشتم مارسو نشون میده
اینم یادت نمیاد؟
- نه. - یه نفر روش نوشته
"مراقب باش،سالم به خونه برگردی تراسی."
یادت نمیادش؟
نه.
خب نظرتون چیه؟
همم بنظر میاد پهپاد بوده
چی؟
ببین.
هممم.
نمیدونم فک کنم فقط یه نمودار مداریه
احتمالا از گرم کننده باتری ماشین
خب چرا روبرچسبه؟
وقتی مدارارو عوض میکنن
به این ترتیب اونارو به روز رسانی میکنن
ببین.
No comments yet. Be the first to leave one.