Intolerance: Love's Struggle Throughout the Ages

Intolerance: Love's Struggle Throughout the Ages

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Intolerance 1916 DVD 1080p
A Commentary by oranous
برگردان و زیرنویس از اورانــوس [email protected]

Tags

DVD
1080
Published on: 2014-11-17
Downloads: 42
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 157 lines.

نمایش ما از چهار داستان جداگانه ساخته شده برگرفته از رویدادهای تاریخی گوناگون . که هرکدام دارای شخصیتهای داستانی خود می باشد

هر داستان نمایانگر آنست که در تمام دوران ، چگونه کینه توزی و تعصب ، پدیدآورنده جنگ . میان عشق و نیکوکاری گشته است

بنابراین ، همانگونه که زمینه های مشترک در هر داستان آشکار می گردد ، شما ارتباط نمایش ما را از داستانی . به داستان دیگر ، درخواهید یافت

" خارج از جنبش بی پایان گهواره "

، جنبش بی پایان ، امروز نیز بمانند دیروز ، همان احساسات بشری ، همان لذت ها . و همان اندوه ها را بهمراه داشت

. داستان نخست ما ، خارج از گهواره کنونی ، ما درمی یابیم که در شهری غربی ، گروهی از زنان جاه طلب ، برای ارتقاء بشری . گرد هم جمع شده اند

. حتی جنبش اصلاحات نیازمند سرمایه است . شاید بتونیم سرمایه خانم " جنکینز " رو جذب کنیم

به " ماری تی جنکینز " ، خواهر مجرد ارباب بزرگِ . صنعت استبدادی ، وظیفه کوچکی محول میشود

. دیدن جوانی ، کششی است بسوی جوان شدن ، خانم جنکینز ، این حقیقت تلخ را درمی یابد که . مدتهاست که دیگر بخشی از دنیای جوانترها نیست

، دختر داستان ما ، خانه دار پدرش میباشد ، که در کارخانه جنکینز ، با روزی 2/75 دلار مشغول بکار است . با باغچه ای کوچک ، چند غاز . و تا اندازه ای شادی و خرسندی

. یک کوچولوی دوست داشتنی

، پسری که با کوچولوی دوست داشتنی غریبه است . بهمراه پدرش در همان کارخانه مشغول بکار میباشد

. در سن غرور جوانی و شادابی ، باکره های والا ، در دستیابی به دوشیزه جنکینز . برای جذب سرمایه وی ، موفق شدند

. ما باید قوانینی برای ایجاد ملتی خوب داشته باشیم

. دارن توی رستوران می رقصند

. داستان ملت باستانی از گهواره دیروز بیرون می آید ، هر چند باتوازن میان امیدها و سرگردانی هایشان . بدور از ما زندگی می کنند

،اورشلیم باستان ، شهری طلایی که مردمانش . آرمان های بزرگی به ما داده اند ،" از مغازه نجاری " بتلیهم ، مردِ مردان ، بزرگترین دشمن تعصب . برای ما فرستاده میشود

. " کنار دروازه شهر " جفا

." خانه ای در شهرقانا ، " جلیلیه

. بی شک ریاکاران در جمع " فریسی "ها هستند ـــــــــــــــــــــــ فریسی ها ، نامی بالقوه برای ، رایاکارانی است که یک فرقه دانای یهودی را . بدنام کرده اند

، زمانیکه فریسی ها به نیایش می پردازند . تمام کارها باید متوقف گردند

، خدایا ، تورا سپاس میگویم . که از دیگر مردمان بهترم

. آمین

، در روزگار پیشین ، در 1572 میلادی " و در دوران حکومت " کاترین دی مدیسی " و فرزندش ، " چارلز نهم . کشور فرانسه ، سرچشمه تعصب بود

، " چارلز نهم ، برادرش ، آقای " فرانس . دوک آنجو" را می پذیرد "

، وارث تخت ، آقای " فرانس " ، مردی زن صفت بود . که حیوانات و اسباب بازی ، از سرگرمی هایش محسوب می شد

، کاترین دی مدیسی ، ملکه مادر ، کسی است که سیاست افراطی خود را نسبت به ، هیوجِنِت " ها ، زیر خرقه آئین بزرگ کاتولیک " . پنهان میدارد "هیوجِنِت ها : آئین پروتستان در آن روزگار "

، رهبر بزرگ آئین پروتستان . دریادار " کُلینی " ، سردسته حزب هیوجنت

، چقدرعالی میشه اگر دریادار کلینی . فقط مثل ما فکر میکرد

، چقدر عالی میشه اگر پادشاه . فقط مثل ما فکر میکرد

، لطف پادشاه به کلینی . بر دشمنی حزب مخالف می افزاید

، جشن نامزدیِ " مارگریت والویس " خواهر پادشاه ، با " هنری ناوارِ " ، چاپلوس دربار . بمنظور تحکیم صلح در مهد تعصب

. مارگریت والویس

. هنری ناوارِ

، از اعضاء حزب هیوجنت او ." براون آیز " و معشوقه اش ، " پراسپر لاتور "

. براون آیز ، توجه سرباز مزدور را به خود جلب میکند

، با بازگشت به داستان امروز خودمان ، در میابیم که دوشیزه جنکینز ناکام ، خود را با " فریسی " های امروزی ، هم تراز می بیند و موافقت میکند که . در راه برنامه ارتقاء آنان ، همراهیشان کند

. دگرگونی کارگران کارخانه

، برای هر چیزی دلیلی وجود دارد . زمانی برای سوگواری و زمانی برای پایکوبی . خداوند به زیبایی هرچیزی را در زمان خودش آفریده است " انجیل حضرت سلیمان ، باب سوم "

. کوچولوی دوست داشتنی ، خود را سرگرم میکرد

نی من رو میخوای ؟

، دوشیزه جنکینز ، برای برنامه ارتقاء بشریت . یک برگ چک ، از برادرش دریافت میکند

، جنکینز ، رفتار های کارگران خویش را . مورد مطالعه قرار میدهد

، ساعت ده شد . اونا باید الآن خوابیده باشن تا بتونن فردا کار کنن

، و اکنون داستان چهارم ما . درباره کشمکش بین عشق و تعصب است ، آنهم در آن روزگاری که تمام ملل دنیا . بر روی ستون های شهر بابِل ، استوار بودند

در بیرون از شهر " ایمگوبل " دروازه بزرگ بابل . در دوران حکومت " بل شَصَر " 539 پیش از میلاد

بازرگانان ، کشاورزان ، هندیان شرقی با پرورش دهندگان فیل ، مصریان ، لیبیایی ها و ایرانیان جاه طلب . همگی در شهر به جاسوسی مشغول بودند بِل شَصَر ، آخرین پادشاه بابل بود

. دختر کوهستان ، از کوه های " سوئسیانا " پائین می آید

، دوره گرد یونانی ، جنگجوی شاعر . گماشته کاهن اعظم شهر ، بِل

، کاهن بِل مردوک ، خدای بزرگ بابل . با حسادت به تصویر الهه می نگرد

. ایشتار به معبد مقدس برده میشود

،ای عزیزترین ، من در باغچه حیاط پشتی خودم ، هفت تا زنبق کوچیک دارم که دارن پژمرده میشن . مگر اینکه کمترین ابراز علاقه ای به من نشون بدی

، ایشتار ، ای الهه عشق ، هفت بار تعظیم میکنم . بگذار که او از این بوسه لذت ببرد

. در پس دیوار بزرگ ـــــــــــــــــــــــــــــ ، شاهزاده بل شَصَر ، فرزند نابونیدوس . فرستاده بردباری و آزادی مذهب ــــــــــــــــــــــــــــ ، نمونه ای از دیوارهای دورتادور بابل ، به بلندای 300 فوت و به اندازه ای پهناور . که ارابه ها از آن گذر کنند

، دو مرد شمشیر بدست ، فدایی بل شَصَر . نمونه ای از دلیری و بی باکی

، کاهن تنگ نظرِ بِل ، در میابد که . با بالا رفتن ایشتار، قدرت مذهبی او کاهش میابد ، وی از روی خشم، مصمم میگردد تا خدای خویش را نیز . از نو برقرار سازد

، دروازه ایمگور بِل ، جایی که تاکنون . هیچ دشمنی نتوانسته است از آن عبور کند

، رقص دختران باکره . در پرستشگاه عشق و شادیِ ایشتار

، شاهدخت دلداده ، محبوب بل شَصَر ، در اتاقی با بوی عطر سِدر و پوشیده از طلای خالص . در حرمسرای شاهزاده

. یک شکوفه عشق از سوی بل شَصَر ــــــــــــــــــ ، حتی باوجود درخشش سفید . پژمردگی زیبایی وی ، آشکار است

، برادر دختر کوهستان ، که مشکل کوچکی با . روح بلندپرواز وی دارد . موضوع را به محکمه می بَرَد

. نخستین محکمه شناخته شده در جهان ، داوری کردن بابلی ها از روی نوشته های همورابی بود . که از ستمدیده در برابر ستمکار ، دفاع میکردند

، برادر دختر کوهستان به قاضی میگوید . که خواهرش اصلاح پذیر نیست

، نتیجه داوری برآن شد . تا برای وی همسری خوب بیابند

، جنبش های بی پایان گهواره . امروز و پس از این را ، به هم پیوند میدهد ـــــــــــــــــ . سروده ای از اندوه و شادی

. ادامه داستان امروز ما ـــــــــــــــــ ، کاهش سود کارخانه های جنکینز ، و افزایش درخواستهای انسان دوستانه دوشیزه جنکیز ، وی را از دست برادرش گله مند میسازد . تا آنجاکه این کمک ها ، او را وادار به واکنش میکند

. دستور بده تمام دستمزدها ، 10 درصد کاهش پیدا کنند

. پیامد آن ، اعتصابی بزرگ

اونا پولها رو از ما میگیرن ، بعد اعلام میکنند . که دارن برای بهتر شدن شرایط ما کار میکنند

یکی از گرسنگانی که انتظار میکشد . تا خانه اش را از وی بگیرند

. درست توضیح بده

. سرنوشت ، مرگ پدر آن پسرک را رقم میزند

. پس از مدتی همه خارج میشوند ، بخاطر دنبال کردن کارگران در هر نقطه ای ، بسیاری از قربانیان جنکینز ، مجبور به مهاجرت به شهرِ بزرگ مجاور میشوند . که درمیان آنان ، پسرک نیز دیده میشود

، بدون یار و تنها . نتیجه اعتصاب

. وهمینطور دخترک و پدرش

. سرنوشت همگی را به یک منطقه میکشاند

. پسرک نمی تواند کار پیدا کند ... و سرانجام

، بدبختی باعث میگردد که فرد تنها . به غریبه ها توجه کند

. و باز هم در بابِل

. بنگاه ازدواج ، پول های دریافت شده از خانم های زیباروی ، برای تهیه جهیزیه ، به زشت رویان ، پرداخت میگردد . از اینرو آنان دارای همسر وخوشبختی میشوند

. درخشش لبها با آب حنا . خط چشم با سُرمه ، به نوشته هرودوت ، افراد مشابه زنان خیابانی دوره ما ، برای سرپرستی در کلیسا و مراکز دولتی . گمارده می شدند

. حراج کننده

. هی ، هی ! اینجا جای خوردن پیاز نیست

، دختر باز میگردد . شاید روش جدید تفاوتی برای او نداشته باشد

.

، هر مردی با این رُز وحشی شیرین . خوشبخت خواهد شد . با این کبوتر عاشق

، اگه دست به دامن من بزنی . چشماتو در میارم

، طبیعت و زبان خشن رُز وحشی . نشون میده که بدون خار هم نیست

. بدین ترتیب ، او یک سوم سکۀ نقره می ارزه

شماها شِپِش هستین ! شماها موش کثیفین ! منو رد میکنین ؟ . عاشق ترین کبوتر در بابِل ، منم

. اکنون بل شَصَر ، فرمان پدرش را اجرا میکند

! ای خدای خدایان ، ای شاه شاهان ، ای خورشید سوزان میان روز . این جانوران منو بعنوان همسر نمیخرند . من افسرده شدم

، این نشان ، به تو این آزادی را میبخشد که ، ازدواج بکنی یا نکنی . میتوانی وقف الهه عشق شوی یا بدینگونه گزینش گردی

، سراینده سروده های حماسی در تلاش است تا کافران را به پرستش مجدد . بِل ، بازگرداند

، عطرهارو بذار کنار ، لباس های زنانه رو بذار کنار . مرد زن نما . من نباید عاشق کسی بشم بغیر از یک سرباز

، دختر کوهستان عاشقانه پیمان می بندد . که تا ابد به بل شَصَر وفادار بماند

، در معبد عشق . باکره های مقدس آتش زندگی برپامیدارند

، او قول میدهد که در سرزمینی دیگر . شهری به زیبایی تصورش ، برای وی بسازد

، راز اندام خوشبوی تو . فراتر از زندگیست

، بل شَصَر ، پادشاه بسیار جوان بابِل و شاهزاده دلداده اش . آشکارترین و نایابترین مرواریدش . عزیزترین شخص در رقص دختران

، آن کوچولوی دوست داشتنی ، مجبور شد در محیط جدید ، برخلاف میلش تحت نظارت جرکینز باشد . همان عشق و خیال قدیمی

. گل شمعدانی امیدواری

، دیگه میتونم مثل اون راه برم . شاید هم همه مثل من راه برن

، در همان همسایگی . باز هم یک بی یار

. هفت تیر کش محله های فاسد

، اکنون آن پسر از شرورهای خیابانی . و عضوی از باند هفت تیرکشان شده

. دخترک در خیابان تقلید راه رفتن می کند

، در مقابل دکه روزنامه فروشی . آغاز عملکرد واقعیش با یک نابینا . نخستین دیدار آنان

. با اولین گام به نتیجه میرسد

. ببین بچه ، تو باید بشی جوجۀ من

! طلب بخشش کن

، ناتوانی در پذیرش شرایط زندگی جدید . مرگ پدر کوچولوی دوست داشتنی را بهمراه دارد

... خارج از جنبش بی پایان گهواره . آرامبخش ، خارج از ناصریه

. ازدواجی در قانای جلیلیه ، صورت گرفت

. نخستین پیشکش برای عروس

. مانند دوکبوتر باهم باشید

. مردان تحقیر شده و مطرود

. مریمِ مادر

. کنجکاوان همیشگی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، شادمانی و خوشگذاری های بسیاری . در میان مردم پدید آمد

. عروس و داماد بیچاره ، بسیار تحقیر میشوند . شراب به پایان میرسد

. نخستین معجزه . تبدیل آب به شراب ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، باور بر آن بود که شراب پیشکشیست از سوی خدا . نوشیدن آن از رسوم آئینی یهودیان است

، اکنون برای یک لحظه عشق کوچک خداوند . کار خود را با قدرت انجام میدهد . و روز دیگر همچون امروز

، خانواده ی براون آیز در جهالتی که همچون تار ، آنهارا در بر گرفته . شادمانی میکنند

. عشق سکوت مرموزی است

. هوس ، مزدور را گستاخ کرده

. به هنگامه ی تابستانی دلپذیر گذشت روزگار جوانی ، باعث میگردد کوچولوی دوست داشتنی . زخمهای خویش را به فراموشی بسپارد

. " پایان روز در جزیره " کانی

برای شب بخیر کاری ندارم من معمولا" میرم داخل به دیدن دخترها

. کمکم کن تا بتونم حسابی رُک باشم

قبلا" بهت گفته بودم که من هم به خانم و هم به پدرم قول دادم که . پای هیچ مردی به این اتاق باز نشه

برای همین ، دیگه حاضر نیستم ببینمت

داشتم فکر میکردم که حالاکه قراره باهم ازدواج کنیم ، پس میتونم بیام تو

برای شب بخیر منو ببوس . تا موضوع حل بشه

، به جهت اینکه مداخله جویان متوجه شوند .پول هنگفتی توسط جنکینز فراهم شد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، اکنون ، در انجمن خیریه ، ارتقا دهندگان زندگی . بیشترین تأثیر قدرت را دارند

. همینطور تعصب ریاکارانه نسبت به نسلی دیگر

: فریسی ها میگویند ، انسانی را مشاهده کن ، پُرخور و میگسار . یار میکده ها و بزهکاران

. زنی به بدکارگی روی می آورد

، در اینمورد ، موسی به ما فرمان داده . که باید سنگسار انجام شود ولی تو چی چیزی برای گفتن داری ؟

، در میان شما ، کسی که گناهی نکرده . نخستین سنگ را او بسویش پرت کند

من نیز تو را محکوم میکنم . برو و بیش از این گناهی نکن

اکنون چگونه ما این نمونه مسیحیت را در داستان خود ، دریابیم ؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ . به گزارش کمیته هفده ، آنان شهر را پاکسازی کردند

... آرامشی است در

... بدونه رقص بیشتر

. وقتی شروع کردیم ، خودت با ما بودی

، زنان که بازداشت نشدند . انتخاب دوم خود را از اصلاحات عملی ساختند

: اما آنان اینگونه نتایج را گزارش نمی دهند

. هر کسی دستگاه عرق گیری خودش . بجای آبجو و شراب ملایم

پسرک بشدت احساسات کوچولوی دوست داشتنی را بعنوان . باور انسانی تحریک کرد . خودش را در قلب وی جا کرده بود

، پسرک به رئیس گفت که او دیگر نیازی به اسلحه ندارد . از روش های قدیمی استفاده می کند

برای عبرت دیگر افرار گروه هفت تیرکش به کمک افراد بالا دست خود .و دسیسه های آشنای قدیمی ، کار را به انجام میرساند

. حال و هوای نظمیه

، کالاهای گمشده به پسرک نسبت داده شد . و با سابقه بدی که داشت مدتی در دستان قانون اسیر میگردد

کو چولوی دوست داشتنی . تنها در آشیانه ی قلب شکسته

در همان زمان در خانه جنکینز ارتقا دهندگان زندگی موفقیت خود را در راستای اصلاح جهان جشن میگیرند . که سرشار از اشتباه میباشد

، دربابِل . اسقف اعظم بِل ، بیعت عمومی برپا میدارد

پیشگویی های گمراهی روح و سقوط بابِل روحانی بابِل را نسبت به پرستش ایشتار . سخت آشفته کرده است

. پدر بل شَصَر روز سختی پیش رو دارد " وی یکی از سنگ های ستون معبد " نارام سین . که 3200 سال پیش ساخته شده را ، بیرون می آورد

Intolerance: Love's Struggle Throughout the Ages subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Intolerance: Love's Struggle Throughout the Ages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left