The first 200 lines.
سلام
امروز زود اومدي بيرون بکا
... حداقل تا فردا
نه خبري از شوهر هست و نه بچه
ايستگاهِ بعدي ... يه حمامِ پر از حبابِ صابون
مرسي
يه دو دو تا چهار تاي ساده اس، رفيق
اون تو جا نميشه که
بايد جا بشه
قانونِ ما چي بودش؟
فقط ادامه بده و جلو برو اثاثيه رو بازرسي نکن
هومم
بابا، خب نميخوام اين توپِ فوتبال رو همينجا بزارم
آخه "زيدان" امضاش کرده
پس قوري چايي رو بزار بمونه
قوري واسه مامانه
خيلي خب
تو قوري رو بزار تو کيف منم توپ رو ميارم
سلام عزيزم
... بزار حدس بزنم دويدنت تموم شده؟
خُب، ميدوني کارهاي روزمره ام رو دوست دارم
بعلاوه دويدن بهم وقتِ فکر کردن هم ميده - فکر درباره چي؟ -
اينکه چقدر دلت واسه ما تنگ شده؟ - خُب، اونکه هميشه هست -
... اما به اينم فکر ميکنم که، اِه
شايد بايد يه نفر به جمع خونوادمون اضافه بشه
اينو داري فقط به خاطرِ من ميگي؟
نُچ
من آماده ام
من آماده ام تا براي بارداري تلاش کنيم
خيلي خب، عاليه
پس زود باشيد يه سري کار بايد انجام بديم
به محضِ اينکه بتونم ميام اونجا
بابا، نوبتِ منه
احساس ميکنم که پسرت ... ميخواد باهات حرف بزنه
هر چند که خيلي هم در اين مورد زيرک و دقيقه
فقط برو سر اصل همون مرحله احساساتي شدن
عاشقتم بکا
منم دوستت دارم عزيز دلم
پرواز بيخطري داشته باشي
سلام مامان
سلام عزيزم
وين" چطور بود؟" - خوب بودش -
بابا منو بُردش رو ... يه پلِ احمقانه
و يه سري چيزاي عجيب غريب گفت
احساساتي شد، ها؟
کاملاً
اونجا جايي بودش که من و بابات همديگه رو ديديم، جيگر
هي مايکي توپت رو فراموش کردم
ميري از داخل بياريش؟
مامان، ما شهرآوردِ "ميلان" تو ... ورزشگاه بوديم
حدس بزن پشتِ سرمون دو رديف اونورتر کي نشسته بود
چميدونم والا
اون بزرگترين فوتباليستِ کلِ جهانه
خب، متاسفانه من که از اين چيزا سر در نميارم
مايکل؟ - !بابايي -
!مايکل
!بابايي
!مايکل، باهام حرف بزن
!عزيزم
!هي
!اُه! اُه! اُه اُه، خداي من
عمراً اگه اين اتفاق افتاده باشه
!مايکل وينستون
!اي بچه لوس
!من بُردم
اين اولين باره که شکستت ميدم
تبريک ميگم - مرسي، مرسي -
واسه 20 ثانيه احساسِ پيروزي کردي؟ - نه -
پنج ثانيه؟ - بي نزاکت -
خيلي خب
اُه اُه، بو ميدي
!هووو
بايد بهت يه چيزي بگم
اين کلماتي هستند که همه مادرها آرزوي شنيدنش رو دارن
براي برنامه معماري تابستاني درخواست داده بودم
من قبول شدم
خوش بحالت
اين معرکه است عزيزم
در شهرِ "رُم" برگزار ميشه
واسه همين از اول بهت نگفتم
فکر کردي که ميگم نه
بهت خيلي افتخار ميکنم
الان... ميخواي جوابِ "نه" بدي
اطلاعاتِ بيشتري ميخوام
نميخوام ديگه مراقبم باشي مامان
من هميشه مراقبت هستم مايکل کارم (وظيفه ام) اينه
جونه من قول بده که بهش فکر ميکني؟
در موردش فکر ميکنم حالا
فکر ميکني که در نظرش بگيري؟
اين شروعه کاره
خيلي خب
اُه
مرسي که آورديش خونه مارتين
هر وقت هر چيزي لازم داشتي در خدمتم ميدوني خودت ديگه
مامان؟
مامان، مامان - چيه؟ -
"دارم ميذارم بري "رم
فکر کنم حق دارم يه کمي هم احساساتي بشم واست يه چيزي درست کردم
باشه
اين دانشگاهته
اينم خوابگاهته
... مستقيم ترين راه رو از هر کدوم
به سفارتِ آمريکا واست مشخص کردم شماره اونجا رو هم پشتش نوشتم
مري يه جزوه آموزشي درباره بيماري هاي مقاربتي بهم دادش
!اگه بهم نميگفتي هم آسمون به زمين نميشدها
... واست يه چيزي درست کردم
منظورم اينه ... براي خودمون
يه جور فحشه اين؟
يه رمزه ... بيست و سه که شاره پيراهن ورزشيمِ
پنج هم واسه اينکه قلب ... پنجمين اندامِ بزرگِ بدنه
ادامه اش هم نمادي از بزرگيه "w@"
تو بزرگِ خانواده محسوب ميشي تو بزرگِ خانواده "وينستون" هستي
روي هم رفته "معناي اينو داره که "دوستت دارم
و خب نميتونستي فقط پيامک بدي دوستت دارم"؟"
دور و بَرِ دوستام نه نميتونم
از "وينستونِ" بزرگ ... هم خوشم مياد
?منو بغل کن ?
?رهايم نکن، رهايم نکن ?
?... تو هميشه ?
? همه زندگيِ من بودي ?
? منو ?
? بغل کن ?
? رهايم نکن، رهايم نکن ?
? ... تو هميشه ?
? همهي زندگي من بودي ?
من واسه تو شبيهِ صندلي ميام؟
بستگي داره مبل يا صندلي تاشو؟
ظاهرا فيل فکر ميکنه ... که من مبلي چيزي هستم
ميدوني، از اين مدلهايي ... که ميزاري گوشه خونه
... و فراموشش ميکني
تا اينکه "هات داگت" رو مياي ميبزاري روش؟
فيل روي تو "هات داگ" ميزاره؟
چندين هفته نه، عزيزم
سلام پسرِ عاشق پيشه
آره، مامانت نميخواد باهات حرف بزنه
ميگه که خيلي بهش زنگ ميزني
نه
گوشي دستت عزيزم
!ميخوايم صورتِ خوشکلت رو ببينيم - !سلام -
ببين - !سلام مايکل -
کجايي؟ - من تو آپارتمانِ يکي از دوستان هستم -
ببين چي ميتوني ببيني
فواره "تِروي" درسته؟
آره و اينو ببين
ايني که الان گفتي يعني چه؟ - دارم خيلي سخت درس ميخونم -
بايد برم مامان فردا بهت زنگ ميزنم
خيلي خب عزيزم دوستت دارم - خدافظ مايکل -
منم دوستت دارم
هومم واقعا بهش يه جزوه درباره بيماريهاي مقاربتي دادي؟
عزيزم اون الان تو اروپا هستا
? با چشماني کاملا باز ?
? سر زده و سرما ?
? ... به درونِ رنگها ?
? هجوم ميبرد ?
? برگرد پيشِ من ?
? منو رها نکن، رها نکن ?
? ... بهم بگو که ?
سلام مايکل هستم پيغام بگذاريد
سلام عزيزم، مامانتم ... چند روزه که
خبري ازت نشده ... و منم کم کم دارم نگران ميشم
... پس فقط بهم يه زنگي بزن
يا يه پيامکي بفرست تا لااقل بدونم که حالت خوبه، باشه؟
خيلي خب دوستت دارم خدافظ
... اينجور نبود که اون پياز داغش رو زياد کرده باشه ها
... ميدوني، فقط ... دستش رو خواستم بگيرم
و اونم دستش رو کشيد
بکا
تقريبا يه هفته ميشه که ازش خبري ندارم
هيچي حتي يه پيامک هم نداده
... عزيزم
... اون 18 سالشه ديگه
در "رُم" اونم براي دفعه اولش که تنهاست
... احتمالا الان تا خرخره سرگرمِ
پيتزاي ايتالياييه
خيلي خب بهتر شد
"خدا رو شکر فکر کردم ديگه مجبورم قرصِ "زاناکس قرص ضد اضطراب) خودم رو بهت بدم)
!سلام عزيزم
يه دختره
چي؟ کِي؟
نه، البته که متوجهم
ممنون که منو هم مطلع کرديد
چيه؟ چيه؟
... مايکل دو هفته اس که از خوابگاهش رفته
و هيچکسي هم نميدونه کجا رفته
... سه تا از کلاساش رو غيبت کرده
و مُدرس ها هم اونو از برنامه درسيش حذف کردند
اصلا به مايکل همچين کارايي نمياد
نه نمياد
يه اتفاقي براي پسرم افتاده
هدفتون از سفر به "رم" چي هست؟
اومدم اينجا تا پسرم رو ببينم
ببين، چي ميتوني ببيني
فواره "تِروي" ها؟
مايکل؟
مايکل؟
مايکل؟
شما با کلوبِ شبانه "ايل ريپاچ" تماس گرفتيد
ما از ساعت 9 شب تا 4 صبح باز هستيم بدرود
کجايي؟
مايکل؟
No comments yet. Be the first to leave one.