The Crowded Room

The Crowded Room

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Crowded Room Season1 720p WEBRip x265-MiNX ELiTE FENiX
The Crowded Room Season1 XviD-AFG
The Crowded Room Season1 WEBRip x264-ION10
The Crowded Room Season1 WEBRip x264-XEN0N
The Crowded Room Season1 DV HDR 2160p WEB H265-ETHEL
The Crowded Room Season1 720p/1080p/2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
The Crowded Room Season1 720p WEB HEVC x265-RMTeam
The Crowded Room Season1 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Crowded Room Season1 1080p WEB H264-NHTFS
The Crowded Room Season1 1080p HEVC x265-MeGusta mSD
A Commentary by KiarashNg
█⫸ تمام قسمت‌ها ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
x265
XviD
x264
HD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
HEVC
2CH
Published on: 2023-08-23
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫این‌قدر نگاهش نکن. امان از دستت.

‫- ببخشید. ‫- اشکالی نداره.

‫دنی، مجبور نیستی چنین کاری بکنی. ‫خودت می‌دونی دیگه، مگه نه؟

‫عملیش می‌کنیم.

‫قطار خط دی به ایستگاه راکفلر سنتر رسید،

‫ایستگاه بعدی خیابان هفتم است. ‫مواظب بسته شدن درها باشید.

‫دیگه قرار نیست بلایی سر کسی بیاره، خب؟

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫دنی. بیا دیگه.

‫ ‫

‫ ‫

‫- ای وای. ‫- چی شد؟

‫پیداش کردم.

‫کجاست؟

‫همین الان اومد بیرون.

‫برنگرد.

‫من مسیرش رو بلدم. بیا.

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashg@

‫خیلی‌خب، جدا می‌شیم، ‫من دور می‌زنم.

‫می‌پرم جلوش، تو هم می‌دونی چیکار کنی.

‫ممنون دنی. از پسش برمیایم.

‫آهای! وایستا!

‫دنی. دنی، شلیک کن. دنی، شلیک کن دیگه!

‫دنی! دنی، بهش شلیک کن!

‫آهای! بی‌حرکت!

‫وایستا!

‫پشم‌هام.

‫اسحاق، وایستا.

‫آریانا کجاست؟

‫- اتفاقی افتاد. ‫- چیکار کردی؟

‫خودم نمی‌خواستم.

‫- چیکار کردی؟ ‫- خودم نمی‌خواستم.

‫مجبورم کرد. مجبورم کرد. ببخشید.

‫ببخشید. ببـ...

‫ببین، پاسپورت‌ها رو بردار. ‫این رو بگیر. برو پدرت رو پیدا کنی.

‫باشه.

‫پلیس!

‫دست کل حضار خونه بالا و بیان بیرون!

‫- دارن از در اصلی خارج می‌شن. ‫- بیاین اینجا ببینم!

‫بیاین جلو!

‫زود باش بیا اینجا! ‫بیا اینجا! تکون بخور!

‫دست‌ها بالا! دست‌ها بالا ببینم!

‫بجنب! آروم بیا! بیا جلو!

‫بیا جلو. آروم بیا.

‫دست‌ها بالا ببینم!

‫دست‌ها بالا! آروم بیا!

‫- بیا جلو! ‫- بیا اینجا بمونم!

‫- تکون بخور! ‫- بخواب رو زمین!

‫- بخواب رو زمین! ‫- زود باش بخواب رو زمین!

‫- بخواب رو زمین پدرسگ! ‫- رو شکم بخواب و دستت رو باز کن!

‫کلی تیراندازی شد، ‫همه‌جا پر از خرده‌شیشه بود، یکی تیر خورد.

‫یه تیر به پای این خانم برخورد کرد.

‫این بچه خیلی شانس آورد ‫که به قتل متهم نشد.

‫دختره، آریانا، چی شد؟ ‫چه اسم قشنگی.

‫اثری از اون هم نیست.

‫گمون کنم دختره و صاحب‌خونه رو کشته.

‫وقتی همکار آدم یه کتاب راجع به ‫قاتلان زنجیره‌ای بخونه همین‌طوری می‌شه.

‫خب، بگو دیگه، نظر خودت چیه؟

‫- طرف قاتل زنجیره‌ایه؟ ‫- به این سادگی‌ها نیست.

‫چندین المان مرتبط هست ‫که به نظرم همخونی ندارن.

‫ضمنا، ناهمخوانی ذاتی جنایتش با...

‫شاید هم «جنایات» باشه، مگه نه؟ ‫دختره چی؟ صاحب‌خونه چی؟

‫نه سلاحی ضبط کردیم، نه جسدی.

‫نه، خودمون می‌دونیم تفنگ داره. ‫کف خونه خونی شده.

‫آثار تقلا رؤیت شده، ‫شیشه هم به ضرب گلوله سوراخ شده.

‫- مدارک کافی نیست. ‫- آره، ولی اگه واقعا باشه چی؟

‫اگه قاتل زنجیره‌ای گرفته باشیم چی؟

‫بهت گفت واسه چی تو راکفلر سنتر ‫با تفنگ شلیک کرده بود؟

‫آره. به قول خودش، می‌خواستن با دختره ‫یکی رو بترسونن.

‫- کی رو بترسونن؟ ‫- نگفت.

‫می‌گه به درد نمی‌خوره.

‫خب، نظرت چیه؟ ‫کارت همینه دیگه استاد.

‫- بذار بررسی کنم. ‫- واقعا؟

‫واقعا.

‫آماده‌ای؟

‫آره.

‫خیلی‌خب.

‫«اتاق شلوغ» ‫«فصل یکم، قسمت یکم»

‫یه ساعت کافیه.

‫چشم.

‫می‌خوای بشینی؟

‫دنی.

‫رفتارشون باهات چطوره؟

‫گمون کنم عین بقیه است.

‫خب، من اومدم که فقط صحبت کنیم.

‫می‌خوای راجع به جریان آریانا صحبت کنیم. ‫خودم می‌دونم.

‫می‌دونی الان کجاست دنی؟

‫نه.

‫همون‌طور که به پلیس‌ها گفتم،

‫بعد از وقایع تو خیابون ندیدمش.

‫خب، پلیس‌ها هم پیداش نمی‌کنن.

‫سر اسحاق، صاحب‌خونه‌ات، چی اومد؟

‫نمی‌دونم.

‫خب، اگه نمی‌تونی بهم بگی الان کجان،

‫می‌تونی بهم بگی چی شد ‫که اونجا باهاشون همخونه شدی؟

‫پانسیون بود. ‫من یه اتاقش رو اجاره کرده بودم.

‫دنی، من می‌خوام کمکت کنم.

‫خیلی‌خب.

‫کی با آریانا و اسحاق آشنا شدی؟

‫سال یازدهم بودم.

‫می‌شه دقیق‌تر تعریف کنی؟

‫بهار ۱۹۷۷ بود. هوا آفتابی بود.

‫تو مدرسه محبوب نبودم.

‫غمگین و عصبی بودنم ‫تو خونه هم به نفعم نبود.

‫دن!

‫می‌شه لطفا کاری بکنی؟

‫از من بشنو، این بچه لوس بار اومده.

‫دن!

‫می‌شه لطفا کاری بکنی؟ ‫ترجیح می‌دم دوش بگیرم.

‫خواهش کردم. ‫می‌شه این بچه رو یه کاریش بکنی؟

‫- صدام رو می‌شنوی دیگه، مگه نه؟ ‫- آره، شنیدم چی گفتی.

‫می‌شه بذاری تو حال خودش باشه؟

‫پس زنده است. مگه اینجا هتله؟

‫«نمی‌شه بذاری تو حال خودش باشه؟»

‫بیا بجنبیم. دیرمون می‌شه‌ها.

‫می‌خوای تا مدرسه برسونمت؟

‫چرا که نه؟

‫برات ساندویچ بیکن درست می‌کنم ‫که با خودت ببری.

‫ای خدا. هم هتل زدم، هم رستوران. ‫برنمی‌تابم.

‫دنی، برو آماده شو.

‫پنج دقیقه دیگه حرکت می‌کنیم.

‫راستش، داشتم با خودم می‌گفتم: ‫«کاش می‌تونستم تا هشت بخوابم.»

‫خیلی لوس بار اومده، می‌دونستی؟

‫- باید برم. ‫- باید برم.

‫ببین، واسه چی من و تو دیگه ‫با هم وقت نمی‌گذرونیم؟

‫آهای.

‫وقتی باهات حرف می‌زنم ‫به من نگاه کن. خب؟

‫چیه؟ ازم خوشت نمیاد؟

‫دنی، بیا بریم. نباید دیر کنم.

‫- خواهش می‌کنم بیا بریم. ‫- باید برم.

‫حق نداری تو این خونه ‫بهم بی‌احترامی کنی جناب.

‫- فهمیدی چی گفتم؟ ای... ‫- مارلین، جریان چیه؟

‫دستت رو بکش ببینم.

‫واقعا؟ می‌خوای مجبورم کنی؟ چـ...

‫دنی، برو.

‫ای خدا.

‫آره دنی. برو.

‫دلم برات می‌سوزه.

‫آها، خب، تو که جز من کسی رو نداری کندی.

‫در اون صورت، خودت چه‌جور آدمی هستی؟

‫روز خوبی داشته باشی.

‫ناهارت رو بگیر.

‫خیلی‌خب، بریم. بیاین.

‫پسر، باید واسه خودت چندتا برچسب بخری.

‫خالی بودن کمدت خیلی غم‌انگیزه.

‫چطوری جانی؟

‫باز هم قیافه‌ات این شکلی شده. ‫امروز صبح اتفاق بدی افتاده؟

‫ناپدری بی‌شعورت کاری کرده؟

‫ای خدا، ازش متنفرم.

‫خب، می‌خوای برات حقه اجرا کنم؟

‫- چرا که نه؟ ‫- خیلی‌خب، هر کارتی رو می‌خوای بردار.

‫- اون یکی. آره. ‫- این یکی؟ خیلی‌خب.

‫مایک کجاست؟

‫رفته ببینه تیم دانشگاهی فیلادلفیا ‫چی می‌شه، یادت رفته؟

‫- مگه امروز تموم نمی‌شد؟ ‫- نه.

‫ولی امشب میاد. ‫واسه مهمونی جویی لاتم میاد.

‫ما هم می‌ریم، مگه نه؟

‫- آره، چرا که نه؟ گمون کنم بریم. اِم... ‫- سلام عجیب‌الخقه خان.

‫ای بی‌شعور.

‫- مطمئنی ما هم به مهمونی دعوتیم؟ ‫- خودش برگه چسبوند دیگه.

‫کل کلاسمون رو دعوت کرده. ‫ساعت هفت میام دنبالت.

‫نه. خونه‌مون نیا. ‫خودم تو حیاط می‌بینمت.

‫خیلی‌خب. سر کارم نذاری‌ها.

‫- سر کارت نمی‌ذارم. ‫- جیبت رو هم ببین.

‫کارتت همین بود؟

‫نه. فعلا پسر.

‫فعلا.

‫- قشنگه. ‫- مرسی.

‫آدامه؟

‫واقعا دلت خیلی براش تنگ شده، مگه نه؟

‫آره، گاهی تنگ می‌شه. همیشه نمی‌شه.

‫آخه آدم اصلا نمی‌دونه ‫دلش کی تنگ می‌شه، مگه نه؟

‫آره.

‫یهو انگار دارم غرق می‌شم، متوجهی؟

‫گمون کنم حس من هم ‫نسبت به بابام همین‌طور باشه.

‫البته تا حالا از این دید ‫بهش نگاه نکرده بودم.

‫بیا. بریم.

‫هنوز وقتی بهش فکر می‌کنم، ناراحت می‌شم. ‫دلم خیلی براش تنگ می‌شه.

‫تو از رابطه من و آدام خبر نداری.

‫صرفا ظاهرمون همسان نبود. ‫نمی‌تونستن جدامون کنن.

‫می‌شه ازش برام بگی؟

‫می‌خوای بگی چی به سر آدام اومد؟

‫نه.

‫خب، هرچی هم که شده، ‫خیلی تسلیت می‌گم.

‫فقدان خیلی بده.

‫نظر تخصصیت همینه؟

‫تو همین مایه‌هاست.

‫- نه. ‫- ببین، صدای آهنگشون میاد.

‫به نظرم بهتره بریم خونه جانی. ‫گمون نـ...

‫- گمون نکنم... گمون نکـ... ‫- بیا از پشت خونه بریم.

‫به درک.

‫خونه بزرگیه.

‫- مطمئنی ما هم دعوتیم؟ ‫- آره بابا. مشکلی پیش نمیاد.

More Farsi Persian subtitles for The Crowded Room

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left