High Class (Haikeullasseu / 하이클래스)

High Class (Haikeullasseu / 하이클래스)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

High Class E04 HDTV KMSTEAM
A Commentary by KMS_Team
کانال تلگرامی ما ⇛ @KMS_Team

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2021-09-15
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 195 lines.

آن جی یونگ

رابطه‌ت با شوهرم چی بود؟

مطمئن نیستم، خودت چی فکر می‌کنی؟

چی؟ کنجکاوی؟

خدای من. قضیه این بود؟

چرا همش در مورد شوهرت ازم می‌پرسی؟

تو آخرین کسی بودی که توی قایق دیدیش

همون‌طور که مردم میگن،

شوهر خودت رو کُشتی؟

سونگ یو وول قاتل

زن ترسناکی هستی

بذار یه بار دیگه ازت بپرسم

شوهرم رو می‌شناختی؟

وای اون عکس

برای وقتیه که از مرکز وو جونگ حمایت کردم

این اون جشن خصوصیه اس؟

شوهرت به عنوان کارگردان مستقل اومده بود توی جشن

بعدش اینور اونور توی جشن‌ها دیدمش، همش همین. راضی شدی؟

شی وو، حالم خوبه، زودی میام خونه

باشه، خیلی دوستت دارم شی وو

یه کم تحمل کن، زود میام

خدایا

ببخشید، باید یه چیزی رو بررسی کنم

حواست هست داری چیکار می‌کنی؟

باورم نمیشه. کی بهت اجازه داد بری سر وقت گوشی من؟

اولش گفتی شوهرم رو نمیشناسی

و امروز میگی چندباری دیدیش

بعد معلوم میشه شماره اون تلفن مخفیش رو هم داری

عاقل باش خواهشا

می‌خوای گند بزنی به شغلت و خانواده‌ات؟

سر همچین چیزی؟

اگه همینطوری بهم دروغ بگی نمی‌تونم کمکت کنم

صبر کن

جی سان می‌دونه

عه وا، سلام آقای آن

اولش فکر می‌کردم از من خوشش میاد

بعدش کاشف به عمل اومد که می‌خواسته با جی سان حرف بزنه نه من

تنها کاری که من کردم این بود که به هم‌دیگه معرفیشون کردم

سلام

جی سان می‌خواست یه مصاحبه انجام بده

شوهر تو هم به عنوان یکی از بهترین سرمایه‌گذارها شناخته شده بود

بعدش اون دوتا خیلی باهم صمیمی شدن

راست میگی؟- ای بابا-

اگه منو قبول نداری برو از خودش بپرس

...یعنی واقعا تو اون گل‌ها و پیامک‌ها رو

نفرستاده بودی؟

چرا همش بحث گل و پیامک رو میاری وسط؟

چرا باید برای تو گل بفرستم؟ من خودم معمولاً بقیه برام می‌فرستن

بیا. الان دیگه با هم خوبیم؟

واقعا از کارای شوهرت خبر نداشتی؟

قبل از این‌که همه چیز معلوم شه هیچ حدسی نزده بودی؟

چندین سال با اون مرد زندگی کردی

چطور هیچ چیز نمیدونستی؟

واقعا خبر نداشتی؟

اون زن سلیطه‌ای که فکر می‌کردم نیستی

پخمه ترین زنی هستی که توی عمرم دیدم

بسه بیا بریم

وایسا، بذار با شوهرم حرف بزنم بعدش فوری میام منتظرم بمون تا بیام

لعنتی، پیراهنم پشت و رو عه

وای خیلی تحقیرآمیزه

هی

دو یونگ- امکانش هست تنهامون بذارید؟-

ببخشید

بسه، چیکار می‌کنی؟

دیوونه شدی؟

نه، این تویی که زده به سرت

اینجا ماکائو عه؟ سنگاپوره؟

واقعا نمی‌دونم چطوری توی این دردسر افتادم

اشتباهی شد، معذرت می‌خوام

اشتباه؟ آخه کی همچین اشتباه احمقانه‌ای می‌کنه؟

وای خدا، شی وو باید این‌جا مدرسه بره

منم به زودی باید برم تلویزیون

کل خانواده رو خجالت زده کردی، حالا چیکار کنم؟

چرا الان باید این اتفاق می‌افتاد؟

بیا جدا بشیم

...بیا این بازی مسخره رو

تمومش کنیم- طلاق؟-

خوبه

...بعدش میتونی شروع کنی خودت

شهریه شی وو و خرج زندگی رو دربیاری

چی؟- هی-

به اون پولایی که هشت سال تمام بهت دادم فکر کن

ماهی ۳۰,۰۰۰ دلار بهت می‌دادم، که میشه ۳۶۰,۰۰۰ دلار در طول سال

پس به عبارتی توی این ۸سال سه میلیارد دلار بهت دادم

که معنیش اینه که قبل از پرداخت مالیات، ۶ میلیون دلار بهت دادم

ولی بچه بازی در نمیارم و همه این بحث‌ها رو بی‌خیال می‌شم

برای مخارجت بهت نفقه میدم

...خب برای ساختمونمون توی نانهیون دونگ و ماشینمون

!زهی خیال باطل

!اینجوریام نیست که من برای خانواده‌مون کاری نکرده باشم

درسته، تو خیلی برای خانواده‌مون زحمت کشیدی

...توی خرج کردن پولای من خیلی نابغه بودی

تو نشست و برخاست با مردم، تو اینکه فکر کنی واقعا بازیگر خفنی هستی

چی گفتی؟

اعتراف کردم که من مقصرم

!معذرت می‌خوام، جدی میگم

ولی من و تو با هم موندیم چون به هم‌دیگه نیاز داشتیم

،اگه میتونستم وقتی دلم خواست این بازی رو تموم کنم

خیلی وقت پیش از هم جدا شده بودیم

بله، البته

ما به جز پول هیچ حرف مشترک دیگه‌ای نداریم

خدای من، باورم نمیشه اینطوری بازیچه شدم

ها؟

بسه بابا

اصلا می‌دونی چیه؟ همینطور ادامه بده

تا وقتی که این‌جایی،

چرا فقط همین‌جا برای خودت استراحت نمی‌کنی؟

به شی وو میگم اوضاعت رو به راهه

هی

ولم کن

!لعنت بهش

خب، توی رستوران چی دیدی؟

...خبرچینی در مورد سلبریتیا برام جذابیتی نداره

...پس بهتره تا وقتی که می‌خوای اینطوری توی این کارا

غرق بشی، حواست رو جمع کنی

...به‌خاطر اون روز

متاسفم، منم گیج شده بودم

بهرحال، من در رو روی پسرت قفل نکردم

به علاوه، منم یه مادرم

این طوری سطح خودم رو پایین نمیارم

الان داری اعتراف می‌کنی؟

خدای من

میشه یه لحظه ماشین رو نگه داری؟

دارم خفه میشم

سیگار داری؟

چرا بیخودی می‌پرسم؟

من نمیگم حق با خودمه

ولی این‌جا

درست شبیه یه زندان بزرگه

طوفان مدام بهت هجوم میاره

دم به دقیقه هوا عوض میشه

حتی برای یه قهوه گرفتن هم ماشین نیاز داری

!نمی‌تونی هر روز دو ساعت پشت فرمون باشی که فقط یه صبحانه درست حسابی گیرت بیاد

...آدمایی که می‌بینی

فقط مامانای بقیه بچه‌ها هستن

وسط ناکجاآباد گیر افتادم

ترس از فراموش شدن

دیوونم می‌کنه

واسه همین اون کارو کردم

همون طور که خودت گفتی، زندگیم تقریبا آشوبه

هیچکسی رو ندارم که باهاش حرف بزنم

به یکی نیاز داشتم که کنارش گریه کنم

می‌خواستم بهم قوت قلب داده بشه

شهر سوگ‌ویپو، ججو، A3291

چا دو یونگ نبود

مدیرعامل نام جی سان از لوکاندا ججو

دربیارید رابطه‌ش با شوهرم چیه

شوهرم یه گوشی دیگه هم داشت

010-0137-7235.

اگه تونستید شماره رو ردیابی کنید

یه کپی از پیام‌هایی که به اون گوشی فرستاده شده بهم بدید

چکشون می‌کنم و بهتون برمی‌گردونم

حرف دیگه‌ای برای گفتن نیست

از رئیس مدرسه توقع می‌ره که مربی رو اخراج کنه

من برای بچه‌ها یه باشگاه جدید تشکیل میدم

روز از نو

سلام

خسته نباشی- ممنونم-

مربی

نذاشتید جون هی زیاد بازی کنه

باید خودش تنهایی زیاد بازی کنه

اول حرکت‌ها رو تمرین کنه

بعد با بچه‌های سطح بالاتر از خودش بازی کنه

اینطوریه؟- بله-

جلسه بعد می‌بینمتون

می‌بینمت جون هی- خدافظ-

مامان

بهش بگو که این جلسه آخر بود

همون‌طور که قول دادیم، پول سه ماه رو بهش بده

بله خانوم

مامان، مشکل چیه؟

جون هی

...ما باید هر هفته از ججو بیایم اینجا

تا تو بتونی با چندتا بچه حرکت‌ها رو تمرین کنی؟

یادت نره، بازی می‌کنی که برنده بشی

باید نفر اول بشی

اصلا به بقیه بچه‌ها کاری نداشته باش

...ولی مربی گفت که- کاری که مامانت میگه رو انجام بده-

تو مهم‌ترین چیزی

مردم فقط برنده یادشون می‌مونه

فهمیدی؟

الو؟

منظورتون چیه؟

...چرا اخراج کردن یه مربی ناچیز

این‌قدر براتون سخته آقای مدیر؟

آقای هان

یادتون رفته کی باعث شد بتونید

تیم هاکی روی یخ داشته باشید؟

واقعا ناامید شدم

نه، حرفامون تموم شد

...باشه خیلی خب... اتفاق اخیر

به‌خاطر زیاده‌روی من بود

ما تصمیم گرفتیم بی‌خیال همه چیز بشیم. همین‌طور

بچه‌هامون توی باشگاه هاکی روی یخ می‌مونن

اونا فقط یه سری اتفاقای ناخوشایند بودن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left