The first 182 lines.
اوه
عمو ال: بیکن ضخیم و تخممرغ سرخکرده، روی یه...
هی، پنیر آمریکایی و بیسکویت!
Waffle House هیچ پخی نداره.
در مورد این.
باید عادت کنم که با یه کلاس اولی زندگی کنم.
خب، ما اینجا زندگی میکنیم حالا؟ یعنی واقعاً واقعاً؟
این بستگی داره که منظورت از "واقعاً واقعاً" چیه.
پس نه برای همیشه؟
خب، نه، مگر اینکه بخوای...
یکم قسط خونه بدی.
میدونی قسط خونه چیه؟
جاستین، چرا صبحانهتو نمیخوری؟
باشه رفیق؟
هر بار که وسایلمو باز میکنم، باید بریم.
وای، وای، وای
تو لازم نیست از اینجا بری. مگر اینکه خودت بخوای بری.
تو همیشه پیش عمو ال یه اتاق داری.
باید صدات کنم عمو ال؟
فقط بهم نگو بابا.
تو تمام شب داشتی این بازی رو میکردی، رفیق.
نمیخوای یه کم استراحت کنی لعنتی؟
نه، رفیق. نمیخوام برم خونه.
یه کابوسه.
عمه لو باز زده بالا، آره؟
فقط همین کارو بلده.
ببین، رفیق، خب چرا نمیای همینجا زندگی کنی؟
نه، نه، رفیق. این...
نه، این خیلی زیاده. خیلی خیلی زیاده.
چطور؟ تو تقریباً همینجا زندگی میکنی.
تقریباً که مثل واقعاً نیست.
ببین، رفیق، من...
فقط نمیخوام زیادهروی کنم. پس...
مرد، تو داری مسخرم میکنی؟
یو، یادت رفته که من و تو ممکنه برادر باشیم؟
اگه نباشیم چی؟
اگه متی خالی بسته باشه چی؟
اگه بود چی؟
ببین، حتی اگه خون هم نباشیم، ما خانوادهایم.
من پشتتم.
سِیج: یک!
خب! بگیرش، کَندِس!
زو، تقریباً سر کَندِس رو از تنش جدا کردی!
چطور هنوز داری ضرب اول رو از دست میدی؟
انرژی کو؟ انرژی کجاست؟
آزاد برقصید، بریم!
باشه، بذار ببینم. دستاتون روی زانوتونه
نفسنفس میزنید. همه خستهاید؟
این آهنگ دوم توی لیست اجراست. دوم!
میخواید توی کنسرت، آهنگ دوم نفسنفس بزنید؟
من پولمو پس میگرفتم. جمع و جور کنید خودتونو.
یه چیز بزرگ برای پایان میخوایم، یه چیز پر زرق و برق. مثل یه...
اودالی، دخترم!
آره، آره، آره. باکهِد، درسته؟
آره
احتمالاً از چهار سالگی تو کفش باله بودی.
آره، تو همونی هستی که من لازم دارم.
باشه. خب، این چیزیه که من فکر میکنم:
اوه، رقص کثیف. شیرجه بزرگ.
ماتریکس. یه حرکت خفن.
میخوام پرواز کنی و فرود بیای. میتونی اینو انجام بدی؟
آره. ام، کی منو میگیره؟
پاتریک سوِیزی من کیه؟ پاتریک من کیه...
تو میتونی اینو انجام بدی؟
آره، حتماً.
باشه. به جز اون موی مدل مالِت، تقریباً رسیدی.
خب، از اول امتحانش میکنیم. آمادهاید؟
همه: آره
سِیج: سر جاهاتون، سر جاهاتون، سر جاهاتون!
بریم!
پنج، شش، هفت و پوم!
تماشاگرا سر پان! یه دلیل بهشون بدین که سر پا باشن!
شش، هفت و تمام!
خیلی خب، خیلی خب!
بچهها، داریم کمکم از گند بودن درمیایم!
قوی! حرکت!
پوم! آفرین کندیس، آفرین!
بداهه!
هی! هی! هی! هی!
هی! هی! هی! بده به من!
خیلی خب، خیلی خب. پایان باشکوه، پایان باشکوه! و...
کندیس، نوبت توئه!
وایسا، چی؟
بشین!
از اول!
خیلی خب، فقط از اون قسمت آخر میگیریم.
بداهه به شیرجهی من، باشه؟ همه سر جای خودشون. بریم!
هی!
چه خبر؟
امشب ترکوندیم یا چی؟
راستش امشب خونه شب فیلم خانوادگی داریم، واسه همین...
بیخیال شو. من و تو یه قرار داریم.
چه جور قراری؟
امم، یه جای خیلی شیک و باکلاس.
یه جایی که هر تازهواردی خوششانسه اگه پاش بهش برسه.
باشه. ولی تا دیر وقت طول میکشه؟
آخه عمو اَل سر ساعت برگشتن خونه تو روزای هفته رو خیلی جدی میگیره. واسه همین...
فقط حواست باشه حسابی خوشتیپ باشی.
میخوام پزت رو بدم.
اون دیگه چی بود؟
فکر کنم یکی داره مخ اون تازهوارده رو میزنه.
تال: همه چی خوبه؟
آره. آره، البته.
امم، یه لطفی بکن. اگه پاپی رو اون بیرون دیدی،
بهش بگو بعداً بهش میرسم.
باشه.
چرا خودت نمیتونی بهش بگی؟
فقط میشه یه کمکی بهم بکنی، رفیق؟
باشه، بعداً میبینمت، اودالی
سیج!
من میتونم اون لیفت رو انجام بدم.
آره، میدونم. مشکل اینه که انجامش ندادی.
فقط فردا یه فرصت دیگه بهم بده، عالی انجامش میدم.
آره، ببین، من زیاد اهل فرصت دوباره نیستم.
من روت روی اون صحنه شرط میبندم و تو کارتو درست انجام نمیدی... اون وقت تکلیف من چیه؟
کله پا میشم.
باشه، میدونی چیه؟ بذار... بذار باهات رو راست باشم.
نمیدونم متوجه شدی یا نه، ولی تو دقیقاً
محبوب همه اینجا نیستی.
که اصلاً برام مهم نیست.
چون چیزی که هستی اینه که احتمالاً بهترین رقصنده این تیمی.
پس میخوام تو اینجا بترکونی، باشه؟
وقتی مردم از نمایش میرن بیرون، میخوام حرصشون گرفته باشه
بابت اون بیعدالتی کیهانیِ لعنتی که اودالیه؛
خوشگل، پولدار، سفیدپوست و فوقالعاده با استعدادِ لعنتی.
ولی برای اینکه این اتفاق بیفته، باید کاری رو که از دستت برمیاد انجام بدی.
پس یا تعهد میدی یا یکی دیگه رو پیدا میکنم که انجام بده.
فهمیدم.
فردا. آخرین شانس.
مرسی.
سِیج: آها.
ناامیدت نمیکنم.
آها.
میدونم چی سفارش دادم، رفیق.
گفتم از اون بالهای مکزیکی کوچولو میخوام.
باشه؟ خیلی تند.
باشه، رفیق. همین الان برات میارم.
هی، رفیق. به این میگی فست فود؟ ها؟
باید یه چند تا مخلفات مجانی هم کنارش بدی یا یه چیزی.
چی؟ ورودش مجانیه، خروجش هم مجانیتره!
ببین، من بابت این کوفت پول نمیدم، رفیق.
من رفتم از اینجا. هر بار همین بساطه.
عمو آل: خب، دیگه برنگرد! میای اینجا اون حرفا رو میزنی...
اون حرومزاده سیاه!
اودالی: هی.
خب، چطور بود؟
بدک نیست، گمونم.
منظورم اینه که، کار، کاره دیگه، نه؟
اَل باحاله. یعنی بالاخره یه سقف بالا سرمون گذاشت و اینا.
پدر و مادرت حتماً با برگشتن تو خونه کلافه شدن.
اوم. آره، یه کابوسه.
انقدر توی مخمَن که به زور نفس میکشم.
اوه، سلام. فکر کردم جاستین شاید اینو بخواد.
آخ، لعنتی! جرجی!
فکر کرد گمش کرده.
مرسی، عزیزم.
ببین، میخوام بدونی که هیچوقت قصد نداشتم کاری کنم حس کنی...
...که داشتم از زندگیم حذفت میکردم.
دستپاچه شده بودم و حدس میزنم هر چی دم دستم اومد چنگ زدم بهش.
و واقعاً آرزو میکنم کاش جور دیگهای باهاش برخورد کرده بودم.
اما راستش، فکر میکنم الان بودن پیش اَل واقعاً برای جاستین خوبه.
میدونی، صبحونه سر یه میز هر روز صبح. این...
زندگی خانوادگی واقعاً ثباتداره.
آره، فکر کنم همه چیز به نفعمون شد.
عمو اَل: هی، پسر!
این سرخکن خودش که تمیز نمیشه.
باید برگردم سر کار، خب؟
به زودی میبینمت؟
آره
این شبیه یه مراسم مذهبی مسخرهس
خب، این یه مراسم فن کلابه
فن کلاب؟
اینا طرفدارای من نیستن. و اینم کنسرت من نیست
دیجی من کجاست؟ رقاصام کجان؟
ساده و صمیمانهس
صمیمانه؟
آره
این ادا و اطوارای فیل کالینز سیاهه
داری سعی میکنی منو تبدیل به فیل کالینز سیاه کنی؟
باشه، میدونی چیه، سِیج؟ تو یه جور طرفدارای بالغ داری
که هنرمندها براش خودشونو میکشن، از اونایی که پول تو دست و بالشونه
یعنی بلیتهای گرونقیمت، جایگاههای ویژه
No comments yet. Be the first to leave one.