The first 200 lines.
..يک زيبارو بود
روزنامه امروز، خانم ساريکا
حله؟ فعلا
مادر؟ بله. تازه برگشتم
!کي؟ اوه نه، مادر عمرا، دوباره شروع نکن، لطفا
الان نميتونم بيام پونا
اصلا نميتونم بيام تازه رسيدم خونه. لطفا مادر
امشب بهت زنگ ميزنم، باشه فعلا
سلام، خانم ساريکا
رفتم رختشور خونه و لباسهاي شما رو هم گرفتم
چرا زحمت کشيدين؟ زحمتي نبود -
هشتتان، درسته؟ بشمارشون دستام.. وايسين، الان ميام
لباساتون
ممنون
مينا رفته خونه مادرش خب؟-
داشتين غذا درست ميکردين من خونه نهار دارم
راحت ميتونيم باهم غذا بخوريم
نه، آقاي کمدار يعني ممنون، سپاس
نيازي به تشريفات نيست
آقاي کمدار، خواهش ميکنم. لطفا بريد
وگرنه مجبورم در اين مورد به خانم مينا بگم
براتون سوءتفاهم شده يه درصد هم نه-
..لطفا بريد و اينقدر
براي اومدن به خونه من، هر روز بهونه نتراش، خواهش ميکنم
سلام
اوه الو، سلام قربان
يه دقيقه لطفا شما بگو يه ساعت -
زيباست
!اوه
منظورم اين نبود
بله
چکار ميتونم براتون بکنم؟
به جزئيات پروازهاي فرانکفورت به لندن نياز دارم
حتما، قربان
ديگه چي، قربان؟
بله، شام رو با من ميخورين؟
ببخشيد قربان، با غريبهها شام نميرم بيرون
من کارن راتود هستم و اسم شما ساريکا وارتک هست
ما ديگه غريبه نيستيم
با دونستن اسم که دوست حساب نميشين
اما براي شروع دوستي دونستن اسم مهمه
نه؟
روز خوبي داشته باشين هميشه دارم-
احمق، پيچونديش؟ اوه خداي من، اون خيلي بانمکه
اگر جاي تو بودم باهاش ميرفتم
نهار، شام و صبحونهاي چيزي ميخوردم
هي! داري دنبالم مياي؟ !چه حرفا-
نه، گفتم از اونجايي که خيلي از من خوشت مياد
اينجا هم تعقيبم کردي
شوخي ميکنم، از ديدن دوبارهت خوشحال شدم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: بينگسا
باقي پولتون، خانم
هي، ما يه نوع قهوه استفاده ميکنيم
بله، با نيمه دوز هندي
ممنون خواهش ميکنم-
نيمه هندي؟
اوه خداي من! ممنون پيچيد به بازي-
خب، حالتون خوبه؟
دنبالش کردم چون نصف من بود
چنين آدمايي ممکنه چاقو با خودشون داشته باشن
پس فکر ميکنيد من قهرمانم؟
...چي؟ راستش واسه گرفتن کيفتون جونم رو به خطر انداختم-
کسي واسه غريبه اين کار رو نميکنه !آره-
،نهار رو که قبول نکردين يه قهوه باهام ميخورين؟
کارتون چيه؟ تقريبا همه چي-
و تقريبا هم هيچي
منظورت چيه؟
يه ساعت ديگه بهم زنگ بزن
يعني.. سهم.. سهام.. سنسکس "سنسکس: بازار سهام"
کار من کمي خسته کنندهست شما از کار خودت بگو
از تنها زندگي کردن خوشتون مياد؟
از کجا ميدونين تنها زندگي ميکنم؟ پونزده بسته نودل-
يا تنها زندگي ميکنيد !يا کلي بچه دورتونه
!کلي بچه
و خونه شما کجاست؟
تو يه چمدون بزرگ
،زياد ميام بمبئي هتل زندگي ميکنم
و خانوادهت؟
مادرم اروپا و پدرم آمريکاست از هم طلاق گرفتن
اوه، متاسفم براي چي؟-
اونا خوشحالن، منم هستم
ببخشيد
بله، بگو.. چي؟
کِي؟
اوضاع خوبه؟ همه چي خوبه، گاهي خوب نيست -
ببين، واقعا متاسفم اوضاع بيريخته، بايد برم
باشه، خداحافظ، ميبينمت
!اوه، تاکسي
بعد؟ بعدش چي؟-
قهوهش رو خورد و رفت
منم خوردم و با اتوبوس رفتم خونه
..رفيق
فعلا
هي، ساريکا
شما؟ سلام-
سلام، اينجا چيکار ميکنيد؟
دنبالت ميکردم چي؟-
دو ساعت منتظرت بودم که بياي بيرون تا برسونمت خونه
!نگو که باور کردي رفته بودم بانک، کار داشتم
پشتم رو نگاه کردم و ديدمت
ميرم جوهو، برسونمت؟
...اوه نه، خيلي ممنون ولي
اوه! سوار شو رفيق !گاز نميگيرم که
بريم، يالا باشه-
پس باور کردي که دنبالت نبودم؟
..آخه باز گول خوردي؟-
خيلي متاسفم، شوخي کردم
پس تو آژانس مسافرتي کار ميکني؟
بايد جاهاي خفني رفته باشي نه-
سفرم از خونه تا اداره و برگشتش بوده
و البته آخر تعطيلات در پونا
پيش پدر و مادر؟ بله-
بابات چيکار ميکنه؟ مهندس معدن بود -
الان بازنشست شده
!اوه نه
چيکار ميکني؟ بزن
ممنون
اگر اصرار کني يه فنجون چاي يا قهوه ميخورم
!بله؟ بله
ويدادار دامله کيه؟
تو آفريقا درام تدريس ميکنه صاحبخونه منه
خواهش ميکنم
..واقعا کلي بچه داري ميتونيد پيدام کنيد؟-
باشه
اين.. نه! اين نه
نه همينطور بپرسين-
بگذريم، چاي، قهوه يا نوشيدني سرد کدومش رو ميل دارين؟
راستش ميخوام ببوسمت
لطفا بريد بيرون
هي، پرسيدي چي ميخوام؟ !منم گفتم ديگه
بسه! شما.. لطفا بريد بيرون
فقط بريد بيرون
واقعا واقعا متاسفم
نه بخاطر اين که چنين چيزي گفتم
بلکه براي اين که عصبانيت کردم
و متاسفم
چي شده؟ چي؟ هيچي-
ميخواي نهار بخوري؟ نه-
خانم ساريکا، اين واسه شماست
يکي گذاشته بود دم در اوه! مرسي-
!بايد نوشته رو ميخوندين
الو! نميخوام باهات صحبت کنم
"ببخشيد.. ببخشيد"
عصر بخير
همه چي رو قفل کن، بيم
!بيم
!تاکسي
کجا ميخواي بري؟ فکر کردم خاليه-
خاليه، اندازهگير هم که فعاله کلا دو بطري زديم -
بفرماييد بشينيد خانم ميرسونيمتون
..هي خانم، اگر نشيني
ما هم نميشينيم خواهش ميکنم
باهاتون قدم ميزنيم باهم-
بشينيد تو تاکسي براي شما گرفتيمش
چيه خانم؟ چرا سوار تاکسي نميشين؟
بيارش جلو، يالا
کي داره مياد؟ بذار ببينم-
تو کي هستي؟ چيه؟
دستم.. دستم.. دستم رو شکست
موراري، نگه دار اين حرومي دستم رو شکست
هي موراري، ماشين رو نگه ندار
دستم رو شکست، وايسا
يالا
ممنون
براي چي؟
براي چي؟
..اگر سر وقت نيومده بودي، اونا
لات اجارهاي بودن
نزديک بار کار ميکردن چي؟-
اوه يالا، ساريکا
مشکلت چيه؟ !مشکل از خودته، نه من-
!نميدوني چي درسته و چي غلط
!اوه، تو روحش
دستش رو شکستم بايد هزار روپيه بيشتر بدم
کارن، خواهش ميکنم
اين شوخي نيست تويي که داري شوخي ميکني-
وسط شب، تنها تو جاده
اگر اتفاقي ميافتاد، چي؟
کمربندت رو ببند
باشه
براي توء
..اين بازش کن حداقل-
..کارن، اين واقعا گرونه، ميدونم-
کارن، نميتونم قبولش کن هي، نگفتم که پولش رو بدي-
کارن، شوخي نميکنم نميتونم قبولش کنم
خواهش ميکنم باشه-
چته؟ برات کادو گرفتم-
شايد بايد برات گل يا خودکار ميگرفتم
اونوقت شايد با خودت ميبرديش خونه
تو قفسه يا دفترخاطراتت ميذاشتيش
ميدوني.. مثل يه يادگاري خيلي بانمک و جذاب
ولي نميتوني گردنبند قبول کني
براي من خريدن اين مثل خريدن خودکاره
برات گرفتمش، به قيمتش نگاه نکردم
..خوشم اومد ازش و خريدمش چون
ببين، متاسفم..باشه ولش کن اصلا
کارن چيه؟-
گردنبند مطمئني؟ -
بله
بندازمش؟
No comments yet. Be the first to leave one.