The first 52 lines.
يه شب که حسابي دلم واست تنگ شده بود
...ميخواستم بهت زنگ بزنم ولي زير اسمت
فحشايي که مثل کاربوراتور داده بودم رو ديدم
اين جلوي دستام رو گرفت
بارون بهاري غلغلکم ميده
اشک هام الانه که بريزن
دارم درد ميکشم يا عصبانيم؟
دوباره دلم واست تنگ شده
تو عشقمـــي
رويـــامي
ترکم نکن
نميتوني ببينـــــي؟
ما با هم ميمونيم
خواهش ميکنم يه بار هم که شده روتو برگردون
برگـــرد پيشـــــم
خيلي درد داره
اما نميتونم تمومش کنم
گريه ميکنم
گريه ميکنم گريه ميکنم
آره
گمشو
بندازش دور
...قلبمو
خودم درست ميکنم
...همه ي رد پاهاتو
پاک ميکنم
دارن درونمو ميپوسونن
اين بارون بهاري داره بهم انگيزه ميده
بهم ميگه خيلي دور نشدي
دارم اين همه بهونه ميتراشم
تا دوباره ازت متنفر شم
تو عشقمـــي
رويـــامي
ترکم نکن
نميتوني ببينـــــي؟
ما با هم ميمونيم
خواهش ميکنم يه بار هم که شده روتو برگردون
برگـــرد پيشـــــم
خيلي درد داره
اما نميتونم تمومش کنم
گريه ميکنم
گريه ميکنم گريه ميکنم
احساسم چند بار ميخواد عوض شه؟
فکر ميکنم ديوونه ام
توي يه آينه شکسته دارم ميخندم
تو خيلي نا آشنايي، کي هستي؟
...حتي وقتي ازت متنفرم
چرا دلم واست تنگ ميشه؟
...حتي وقتي عاشقتم
چرا نميتونم تا ابد همونجوري باشم؟
چرا نميتونم تا ابد همونجوري باشـم؟
چرا نميتونم تا ابد همونجوري باشــم؟
No comments yet. Be the first to leave one.