転生したら第七王子だったので、気ままに魔術を極めます
The first 157 lines.
یه هدیه قبل از مرگت، روستایی
میتونی یه بار با جادوت حمله کنی
چه جادوی ضعیفی!
یه روستایی بهتر از اینم نمیتونه باشه
"مهمترین چیزا برای یه جادوگر ...
دودمان، استعداد، و سخت کوشی هستن"
این برگرفته از جملات پدر جادوگری، ویلیام باردوکس بود
ولی منو اشتباه برداشت نکن
سخت کوشی که ازش حرف میزنه یه پیش نیازه
خلاصه هرچی تلاش کنی، بدون نَسَب و استعداد، سخت کوشی بیفایدس
جادو هیچوقت به بازنده ای مثل تو لبخند نمیزنه
این خیلی ...
خیلی ...
باشکوهه!
این ... این نوع جادو رو فقط یه نجیب زاده میتونه استفاده کنه!
خیلی گرمه ... دردناکه ...
و زیباس!
حیرت آوره!
کاش میتونستم همچین چیزی رو داشته باشم
کاش میتونستم بیشتر یاد بگیرم ...
کاش میتونستم بهش مسلط بشم ...
جادو!
اونا کی هستن؟
من کجام؟
اونا غولن!؟
بهتره با یه توپ آتشین از خودم دفاع کنم
دستم ... کوچولو شده؟
تبریک، تبریک!
هفتمین شاهزاده ی امپراتوری سالوم به دنیا اومد!
شاهزاده لوید به دنیا اومد!
امروز روز بزرگیه!
دوباره بعنوان هفمیت شاهزاده بدنیا اومدم
so I Can Take My Time Perfecting My Magical Ability
Episode 1: دوباره بعنوان هفتمین شاهزاده بدنیا اومدم
از خریدتون متشکرم بفرمایین
شاهزاده!
کجایی؟
فکر نکنم اینورا باشه
بیا اونورو بگردیم
رفتن ...
شاهزاده لوید!
ببخشید، ولی میشه به خدمتکارا نگین منو دیدین؟
معلومه. این یه رازه
مایلین همراه ما به شکار بیاین؟
این برای افراد سلطنتی سرگرمی خوبیه ...
شاهزاده لوید!؟
باز در رفت
بیخیال. اون هفتمین شاهزادس
خیلی از برادراش کوچیکتره که سر ولیعهدی رقابت کنه
بدست آوردن لطف و توجهش ارزشی نداره
احمق نباش!
تا بدنیا اومد حرف زد و بجای کتابای مصور، کتابای جادویی خوند
تازه مثل یه جنتلمن واقعی خوردن شیر مادر رو رد کرد
و از همه مهمتر، فکر میکنم شاهزاده لوید حلول مجدد ویلیام باردوکس کبیره
پدر جادوگری؟ مسخرس
حق با اونه. من دوباره تناسخ پیدا کردم!
تو زندگی قبلیم، فقط یه شهروند عادی سالوم بودم
شاهزاده لوید، کجایی؟
شاهزاده!
نمیدونم چرا خاطراتم دست نخوره ...
لطفاً، بیا بیرون!
اینجایی؟
یا اینکه بعنوان بعنوان هفتمین پسر خاندان سلطنتی متولد شدم
شاهزاده!
اما ...
راستش به جایگاهم اهمیتی نمیدم
همون فلسفه ی زندگی قبلیو ادامه میدم
که این راه هم کشف کردن جادوهای خارق العاده ای که تو این قصره!
فقط این برام مهمه!
چه کتابخونه ی بزرگ و جذابی! حتی از آکادمی جادوگری سالومم بزرگتره
پس اینجایین، شاهزاده لوید
سیلفا ...
شاهزاده ی هفتم که شانسی برای تاج و تخت نداره
واقعاً به آموزش شمشیرزنی نیاز داره؟
همه چیز که جانشینیِ تاج و تخت نیس
شما عضو خاندان سلطنتی هستین
و وظیفه دارین شمشیرزنی یاد بگیرین
من سه ساله که مسئولیت آموزش شما رو بعهده دارم
و تمام این مدت این هدف زندگیم شده
اگه برا سیلفا یه نمایش خوب اجرا نکنم، تا عصر آموزشمو بیخیال نمیشه ...
پس، حالا
فوق العادس. می بینم که هر روز قویتر میشین، شاهزاده لوید
بهش باور دارم
سیلفا همیشه عقب نشینی میکنه، بعلاوه ...
الان دارم با جادوی کنترل حرکات سلیفا رو میخونم و تقلید میکنم
انگار داره با انعکاس خودش میجنگه
بعبارت دیگه، دارم تقلب میکنم چون میخوام برم کتاب بخونم!
از نظر قدرت، استقامت و قد تفاوت داریم
میتونم تکنیکاشو تقلید کنم
ولی همین تفاوتای کوچیک کافیه بهم نقطه ضعف بده و ببازم!
پس امروز یه چیزیو امتحان میکنم! تفاوتا رو قبول میکنم ...
و تقلب میکنم تا جبران بشه!
افزایش شمشیر! تقویت عضله!
پرواز!
این تفاوتو پوشش میده الان باید آماده باشم
و اگه با یه انعکاس میجنگی ...
و حریفت یهویی یه حرکت متفاوت بزنه چیکار میکنی!؟
متأسفم، سیلفا ولی حرکتتو خوندم!
چی؟
داشتی تقلب میکردی، نه، شاهزاده لوید؟
واقعاً فکر کردین متوجه تفاوت نمیشم؟
شمشیر چوبیتو بلند تر کردی تا محدودشو بیشتر کنی
و برای اختلاف قد پرواز کردی
میخواستی هم سطح من باشی
خیلی اعجاب آوری! و خیلی با استعداد!
تونستی همزمان 2تا طلسم اجرا کنی!
حتی جادوگرای دربار هم میدونن اینکار مشکله!
ولی لازم نیس عجله کنی! آروم آروم بزرگ شو
به هر حال قصد ندارم فرار کنم
اون متوجه تقویت جثه و جادوی کنترل نشد
باید به سمت اهداف بزرگت متوالی گام برداری
درواقع داشتم همزمان 4 طلسم میزدم که بهتره نگم!
و در تمام مسیر کنارتم!
چه حس خوبی داره!
خیلی آرامش بخشه ...
تو رو خدا!
هی دارم میگم خودم میتونم حمام کنم!
نمیشه
اگه ازت چشم بردارم حمام نمیکنی و میری تو کتابخونه لای کتابا
پس نمیشه!
چرا باید اینطوری میشد!؟ من فقط میخواستم جادو مطالعه کنم!
اگه پسر حرف گوش کنی نباشی ...
شیطان کتابخونه ی ممنوعه میاد میخورتت
یه کتابخونه ی ممنوعه ی شیطان دار؟
خیلی وقت پیش، سالوم تقریباً نابود شد ...
و فقط بعداز فداکاریای جادوگرای بی شمار،
اون شیطان توی یه کتاب مُهر شد
اسمش گریمور بود!
اوه، تصور میشه که اون کتاب
تو کتابخونه ی ممنوعه ی زیرزمینی قصر مُهر شده؟
درسته!
آره، آره!
احتمالاً این یه افسانس
حتی اگه واقعی باشه، یه شیطان مُهر شده چیکار میتونه بکنه؟
مسخرس
امکان نداره شاهزاده لوید از همچین داستان بچگونه ای بترسه ..
یا ترسیده!؟
چه بانمک
چه بانمک!
پس امشب میتونی تو تخت من بخوابم، عزیزم
احمق نباش! بعنوان معلوم شاهزاده لوید این وظیفه بعهده ی منه!
نه، نه. من باید اینکارو بکنم!
--بیاین سازش کنیم! --نه، من ازش مراقبت میکنم!
نه من میخوام!
زیر قصر ...
یه کتابخونه ی ممنوعه هست!؟
I Was Reincarnated as the 7th Prince
so I Can Take My Time Perfecting My Magical Ability
اونجاس
طلسم کلاس هوا: نامریی شدن
این از جریان هوا برای انعکاس نور استفاده میکنه و منو نامریی میکنه
هی، هوشیار بمون!
کتابایی با جادوی ممنوعه
تو این کتابخونه هست که برای کل امپراتوری خطرناکه
تازه یه شیطان قدرتمند هم توش مُهر شده
بنظرم اینجا برام خونه!
با کمال احترام ...
No comments yet. Be the first to leave one.