The first 200 lines.
سلام خدا ها دیوی وشوکومار هستم
دختر هندوی مورد علاقتون توی محله ی سن فرناندو
چه خبرا؟
روزِ اولِ مدرسس و فکر کردم باید باهاتون در میون بزارم
فکر کنم هممون موافق باشیم که سالِ پیش
به یه سری دلایل مزخرف بود
خب من به یه سری راههایی فکر کردم که شماها بتونید از دلم در بیارید
یک:میخوام به یه مهمونی دعوت بشم که توش الکل و مواد خفن هست
نمیخوام بکشم :فقط دوس دارم این موقعیت رو داشته باشم که بگم
" من کوکائین نمیخوام,مرسی,من خوبم "
دو:میخوام مو های دستم رو بزنم
میدونم این یه چیز هندیه
ولی ساعد هام مثل کفِ سالنِ یه ارایشگاه شدن
و اخرین,و مهمترین
جدی جدی یه دوس پسر میخوام
ولی نه یه بچه خرخون از کلاس پیشرفت تحصیلی
مثلا یکی از تیم ورزش
میتونه احمق باشه,برام مهم نیست
فقط میخوام یه پسر جذاب و خونسرد باشه که میتونه کل شب با من حال کنه
مرسی که گوش کردین دوستتون دارم
همون طور که گفت این دیوی وشوکوماره
یه دختر 15 ساله ی هندی امریکایی اهل شرمن اوکس,کالیفرنیا
و این روزِ اول سال دومشه
و من تنیس باز افسانه ای جان مکینرو هستم
امتیاز برای اقای مکینرو
واو,اونجا عالی بنظر میرسم
:حالا شاید از خودتون بپرسین
چرا اسطوره ی ورزش جان مکینرو داره این داستان رو تعریف میکنه؟
لعنتی بعدا میفهمید,قول میدم
داستانش از اونجایی شروع میشه که والدینش نالینی و موهان
در سپتامبر 2001 به امریکا مهاجرت کردن
زمان خوبی برای یه ادمِ قهوهای پوست تو امریکا نبوده
!ایول
دیوی پدرش رو میپرستید
و وقتی که اون و مادرش به ریشه های هندیشون ...وفادار موندن
نه نه نه ممنون ما گیاهخواریم
دیوی کاملا امریکایی بود
ولی کمی بعد از این مهمونی
اتفاقای عجیبی برای این خانوادهی کوچولو افتاد
توی کنسرتِ ارکستِ بهاریِ دیوی
به موهان حمله ی قلبی دست داد
!موهان
یکی به 1-1-9 زنگ بزنه
یکی یه امبولانس خبر کنه یه امبولانس لطفا
!موهان
اون مرد
دیوی ویران شد
ولی اتفاقای بدتری قرار بود بیفته
...یک هفته بعد
پاهای دیوی بی حرکت شدن
...هیچ دلیل پزشکیای وجود نداشت ولی پاهاش کاملا بی حرکت بودن
و خب,اون ویلچرنشین شد
فقط بخاطر اینکه دیوی روی ویلچر نشسته
دلیل نمیشه که کمتر ادم حساب بشه
همونطور که میدونیم مُسری نیست
ولی قرار نبود تنهایی باهاش دست و پنجه نرم کنه
دوتا بهترین دوستش کاملا درست با قضیه برخورد کردن
خب شاید درست برخورد نکردن ولی کاملا وضعیت رو عادی سازی کردن
یه روز,دوباره راه میری
اگه نشد,خودم برات پا میسازم
این فابیولا تورس هست کاپیتان تیم رباتیک مدرسه
و این النور وانگ هست رهبر تئاترِ مدرسه
این حتی بدتر از اینه که این اتفاق برای خودم میفتاد
به نشانه ی اعتراض منم نباید از پاهام استفاده کنم
بجز دوستاش
فقط یه نفر وجود داشت که میتونست روحیهش رو بالا ببره
و همچنین ضربان قلبش رو
پکستون هال یوشیدا جذابترین پسرِ دبیرستان شرمن اوکس
...میدونم عجیبه که من اینو میگم
ولی بیخیال,به زاویه فَکِش نگاه کنید
و معلوم شد که
سه ماه بعد از معلولیت دیوی
صورت استخونیِ پکستون یه معجزه رو رقم زد
بیخیال رفیق نوبتِ منه
دقیقا همینطوری اون دوباره میتونست راه بره
خب امروز,دیوی به دبیرستان برمیگرده
ایا اون میتونه هویت قبلیش رو
به عنوان یه دخترِ معلولِ هندی
که پدرش توی یکی از مراسم های مدرسه میفته و میمیره رو از بین ببره؟
بنظر نمیرسه
این چیزا خیلی فراموش نشدنی هستن
ولی با پاهایِ سالم احتمال خیلی چیزا وجود داره
پس برو موفق شو دیوی
تا حالا انجام ندادم فصل یک قسمت اول
دیوی هنوز داری دعا میکنی؟ خداهامون کار های دیگه ای هم برای انجام دادن دارن
داشتم ازشون میخواستم نمره های خوب بگیرم
دفتراتو جمع کن باید بریم
دیوی
اون کتاب مقدسه اگه بخوره زمین
باید دوباره ببرمش پیش کشیش
وقتشو ندارم که امروز برم به رانچو کاکامانگا
مشکلی نیست گرفتمش
اوه,دیوی
برات ناهار درست کردم
این دختر عموی دیویِ کامالا
بعد از مرگ موهان اومده اینجا تا مدرک دکترایِ خودش رو تکمیل کنه
دیوی ازش خوشش نمیاد
سه شنبه ها ناهار نمیبرم روزِ تیکه پیتزاس
دیوی با دختر عموی خوشگلت درست رفتار کن
اونقدراهم خوشگل نیستم
ببخشید,شما مدل هستی؟
اوه,خیلی ممنونم
نه من زیست شناسم
هیچوقت نمیتونم مدل بشم خیلی انحنا و قوس دارم
میدونم دیوونگی بنظر میاد ولی میشه باهم شام بخوریم؟
هی رفیق,تن لشتو جمع کن
دوچرخه کوفتیتو جمع کن و از اینجا برو
این اتفاق نباید همینجور تکرار بشه
سطل های زبالمون نمیتونن بیشتر از این تحمل کنن
کامالا تا کی میخواد با ما زندگی کنه؟
تا وقتی که درساش تموم شه چرا؟
اون خیلی... هندیه
مثلا اون روز
گفت میخواد تلوزیون رو باز کنه بجای اینکه بگه روشنش کنه
دیوی اون جز خانوادمونه داره زندگیش رو میسازه
حقیقتش باید یکم ازش یاد بگیری
شرط میبندم که نمیزاره دفتراش زمین بیفتن
خدای من نخورد زمین
اولین باری که دیوی پاش رو توی مدرسه گذاشت
غیر قابل انکار بود که همه بهش زل زده بودن
ولی مهم نبود چون اون تیم خودش رو داشت
مدل موی جدید پرستار رو دیدی؟ عاشقش شدم
نه,باید یه سری بهش بزنم
بچه ها سال دوم قراره سال ما باشه حسش میکنم
sophomore توی زبان یونانیه به معنی احمقِ خردمند هست
پس واقعا میتونه یجور دیگه پیش بره
اوه خدایا همین الان فهمیدم که
این اخرین بار تو عمرمون هست که میتونیم روز اول سال دوم داشته باشیم
میخوام گریه کنم درسته
این منو یاد یه مشکل میندازه که میخوام راجبش باهاتون حرف بزنم
ما باحال نیستیم
با گذاشتن گوشواره های عجیب غریب ادم باحالی نمیشم؟
خودت انتخابش کردی یا گوشوارت رو توی اتوبوس گم کردی؟
با اتوبوس نیومدم با اسکیت اومدم
کی میگه ما باحال نیستیم؟
ما تنها دانش اموزایی هستیم که توی سالن غذاخوری معلما غذا میخورن
اره,خب دیگه نمیتونیم انجامش بدیم
باید با بچه های هم سن خودمون غذا بخوریم
بچه ها,نمیخواید تجربه ی بهتری از دبیرستان داشته باشید؟
منظورم اینه که,سال پیش که یه مشت ترمک احمق بودیم
داری اینو بخاطر مشکل تحرکت میگی؟
چی؟ نخیر اونو که هیچکس یادش نیست
چخبرا فلج؟
خب وقتی باحال بشی دیگه هیچکس یادش نمیاد
که این منو به نقشم وا داشته
امسال,عوض میشیم
ما یه مشت زنِ جذاب و محسور کننده ایم که لیاقت یه دبیرستان سکسی رو دارن
فابیولا تو بصورت طبیعی جذابی
ولی مثل کارگرا لباس میپوشی
راجب چی حرف میزنی؟
سرایدار گفت من اونو یاد خواهر زادش میندازم
خواهرزاده ی مورد علاقش
النور,میتونی روی خوندنِ نا خوداگاهت بیشتر کار کنی؟
خب,اگه عوض کردن شخصیتتون رو رد کنید
فکر کنم میرسیم به مرحله ی دو دوستپسر
دوستپسر؟
برای هرکدوممون ادم هایی رو انتخاب کردم که بدست اوردنشون راحته
در عین حال وضعیت روهم بهبود میبخشن
فابیولا,الکس گومز مالِ تو
بخورش گومز
نمیتونم با الکس گومز برم بیرون انگار یه پا ازم کوتاه تره
اره,ولی صورت جذابی داره
مثل زین و جیجی میشید
کیا؟- زین و جیجی-
عقلتون رو از دست دادید؟ بیخیالش
النور,تو با بوریس کزلاو قرار میزاری
دانش اموزِ تعویضیِ روسی؟
داره پیاز میخوره
اره,اون بین المللی و سکسیه
میتونی یه شعر راجبش بنویسی
همم,جذابه
تو کیو میخوای؟
جونا شارپ
خدای من تیفانی اون تاپ رو از کجا گرفتی؟ حرفی باقی نزاشتی
اه... جونا شارپ همجنسگراس
ولی روی کاغذ,اون هنوز از لیست خارج نشده و خیلی معروفه
پس من موی دماغش میشم تا وقتی که اون بشه
دوستپسرِ استریتِ من
میدونی که بنظر جامعه ستیز میای درسته؟
جامعه ستیز کار رو درست میکنه فابیولا
حالا برید پیش طعمه هاتون بشینید و طورشون کنید
سلام
سلام
سلام جوناه,امروز چه بوی خوبی میدی
ممنون عطر فوراورِ ماریا کری رو زدم
اوه
این عکس العمل عجیب به بن گروس تعلق داره رقیبِ دیوی
چون دیوی و دوستاش یه گروهِ متمرکزِ دانشجویی
هستن که از نژاد های مختلفی تشکیل شدن
نمیتونم کلمه ای بهتر از "خرخون" به کار ببرم
بقیه ی مدرسه به یه اسم نژاد پرستی به نام UN صداشون میکنن
بطور گسترده همه میدونن که این اسم رو بن ساخته
میدونی وقتی نمیتونی پاهات رو بدون هیچ دلیل پزشکی تکون بدی
بهش میگن روانی؟ [وقتی یک بیماری فیزیکی دلیل پزشکی نداشته باشه به عنوان بیماری روانی شناخته میشه]
که بابام فکر میکنه,الکیه
پدر بن گروس,هاوارد کسی که میپرستتش
یه وکیل سرگرمی عالی توی بورلی هیلز بود
این به بن گروس این باور رو میداد
که بلیک گریفین توی مراسم میتسوایِ اون حضور داشته
و اون و دیوی از کلاس اول برای شماره یک بودن
No comments yet. Be the first to leave one.