The first 126 lines.
.صبحتون بخیر، ارباب جوان
استخدام کردم که تازگی ها خدمتکاری مشکوکه
قسمت دوم: ارباب جوان، گربه، و نیلوفرپیچ
.ارباب جوان، لباسهاتون
.بیرون همراه صبحانه منتظرتون میمونم
.دوباره لباسهای جدید
.به زندگی با لیلیث خیلی عادت کردم
...اما
.هنوزم یه چیزی راجبش مشکوکه
...ولی پسر
.چقدر گرمه
امروز مونیره، ها؟
!خوشمزست
.من جواب میدم
این وقت صبح کی میتونه باشه؟
!این مدل جدیده که همیشه موجودیش تموم شده بود
چرا این اینجاست؟
موردپسندتون بود؟
...لباسهای جدید
...شلوار امروز صبح
...و این کنسول بازی
!چرا یهویی هر کوفتیو داره بهم میده؟
!مشکوکه
هدفت با دادن این خرت و پرتا به من چیه؟
.همشونم چیزایی هستن که میخوام
...من، بعنوان یه خدمتکار
.فهمیدم
.سعی داری با دادن وسایل به من کنترلم کنی
.بله، درسته
.میخوام شمارو تحت کنترل خودم در بیارم و مال خودم کنم
چیکار میکنید اگه اینو بگم؟
.هیچوقت نمیتونی رو من کنترل داشته باشی
!من طبق خواستههای تو پیش نمیرم
نیاز ندارم با اینجور چیزا تو تله بیفتم .تا متوجه جذابیتت بشم
!فقط چون یه بچهام منو دست کم نگیر
!من کسی میشم که تو رو مال خودم میکنم
...ها، آم
!تو مال من میشی
.بیشتر، لطفاً
.ب-به روی چشم
استخدام کردم که تازگی ها خدمتکاری مشکوکه
.خدمتکاری که تازگی ها استخدام کردم مشکوکه
.ارباب جوان، چای درست کردم
.هوم
.ارباب جوان، یکم شیرینی درست کردم
مایلید امتحانشون کنید؟
.هوم
ارباب جوان، تو مسئلهای گیر کردید؟
ارباب جوان، میخواید مدادتون رو بتراشم؟
ارباب جوان، بازم چای میل دارید؟
...ارباب جوان
!خفه شو دیگه
!چت شده تو؟
با دخالت کردن تو درس خوندنم میخوای به چی برسی؟
.واقعاً معذرت میخوام
فقط میخواستم تا جایی که .میتونم براتون مفید واقع بشم
.به هر حال داری حواسمو پرت میکنی
.شاید تو هم باید موقع درس خوندن کنارم وایستی
اینجوری دیگه تنها نیستی، درسته؟
.به هیچ وجه اینجوری نبود که تنها باشم
استخدام کردم که تازگی ها خدمتکاری مشکوکه
.خدمتکاری که تازگی ها استخدام کردم مشکوکه
،حالا که میبینم .لیلیث مدتیه رفته
.منو ببخشید، ارباب جوان
.یه لحظه اینجارو ترک میکنم
.اوهم، گرفتم
.خب
!زیادی مشکوکه
چرا اینقدر مضطربه؟
حیاط پشتی؟
چه کاری تو حیاط پشتی داره؟
.باید یه جور راز باشه
.امروز روزیه که متوجه میشم
داره با یه گربهی ولگرد بازی میکنه؟
.میو
.هیچوقت نمیدوستم میتونه همچین قیافهای در بیاره
.آه، ارباب جوان
شما هم میخواید نازش کنید؟
.این گربه خیلی دوستانه و آرومه
.نه، ممنون
واقعاً؟
.ولی خیلی نازه
ممکنه به این خاطر باشه که شما هم دوست دارید من نازتون کنم؟
!معلومه که نه
!فقط از گربهها میترسم
...تازه
!تو خودت که نازتری
کاری جز تحسین کردن این منظرهی قشنگی که .موقع ناز کردن گربه داشتی از دستم بر نمیاد
ولی چون از گربهها میترسم !نمیتونستم جلوتر بیام
راجب چی اینقدر خوشحاله؟
.ارباب جوان، اون فقط شامل سگها میشه
.این گربه داره عصبانیتش رو نشون میده
.بنظر میاد با صداتون ترسیده
مشکلی پیش اومده، ارباب جوان؟
.میخوام به ترسم از گربهها غلبه کنم
.که اینطور
.پس مایلم کمکتون کنم
.لیلیث، من ارباب این عمارتم
.خودم تنهایی از پسش بر میام
.متوجه شدم
.پس من با اجازه میرم داخل عمارت
.لطفاً اگه به چیزی نیاز داشتید خبرم کنید
!خودشه
.یه بار دیگه
.ارباب جوان
لیلیث. چی شده؟
.یکم از ماهی صبحانه رو واسه گربه نگه داشتم
.الان دیگه کم کم باید برم خرید
میشه لطفاً جای من بهش غذا بدید؟
.باشه
.بسپارش به خودم
.خیلی ممنون، ارباب جوان
.خیلی خب
خ-خوشت اومد؟
یعنی الان میتونم بهش دست بزنم؟
داره سعی میکنه ازم مراقب کنه؟
.ترس-ترسناک بود
.امیدوارم حال ارباب جوان خوب باشه
...آه... ارباب جوان
!ببین، لیلیث
.الان میتونم به گربهها دست بزنم
.این یه پیشرفت فوقالعاده تو مدت کوتاهه، ارباب جوان
.البته
.ناسلامتی من ارباب این عمارتم
.نازی نازی
.نازی نازی
No comments yet. Be the first to leave one.