Release info

Its My Life EP118(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Published on: 2019-07-04
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫ قسمت صد و هجدهم

‫ سالن کنفرانس

‫حالا میفهمم که چرا رئیس آن مرحوم ‫شما رو از مدیریت شرکت برکنار کردن

‫برادرم خیلی ایرادگیر بود

‫حتما براتون خیلی سخت بوده که این همه مدت...

‫جاه طلبی ـتونُ پنهان کنین

‫من فقط یه پیرمردی ام که ‫برای محافظت از هیون گانگ...

‫زحمت میکشم و تمام تلاشمو میکنم

‫این حرفی که زدی خیلی بی احترامی بود

‫بله آقای جانگ؟

‫تو دردسر افتادیم، مدیر چویی

‫خانم چویی ناپدید شده

‫چی؟

‫تا جایی که میتونی جلسه رو به تاخیر بنداز

‫حتما پیداش میکنم. باشه

‫کجا رفته؟

‫چیه؟ چرا انقدر بهم ریخته ای؟

‫سعی کردم با تمام قدرتم جلوی خبرنگارا رو بگیرم

‫واسه همین آخرش اینطوری شدم

‫خانم چویی کجاس؟

‫ناپدید شده ‫چی؟

‫ناپدید شده؟ ‫عجب آدمی هستیا

‫من این همه زجر کشیدم که ازش محافظت کنم

‫باید هر طور شده بود جلوشو میگرفتی

‫چطور تونستی بذاری ناپدید بشه؟

‫زود رفتم دنبالش،

‫اما یهویی ناپدید شد ‫چیکار میتونستم بکنم؟

‫با این قد و هیکلت،

‫چطور نتونستی یه زنُ بگیری؟

‫الان نباید بحث کنیم

‫الان جلسه هیئت مدیره شروع شده

‫باید هر چه زودتر خانم چویی رو پیدا کنیم ‫باشه

‫من از این طرف میرم

‫و تو از اون طرف برو

‫هر کی زودتر پیداش کرد ‫به اون یکی زنگ میزنه

‫اوکی؟ ‫اوکی. بیا عجله کنیم

‫حالا جلسه اضطراری هیئت مدیره ‫هیون گانگ رو شروع میکنیم

‫اول، اظهارات مدیر اجرایی جو جه یونگ،

‫که درخواست تشکیل جلسه رو دادند، میشنویم

‫در حال حاضر هیون گانگ با بحران بزرگی روبرو شده

‫همکاری با شرکت ایتالیایی ‫که بزرگترین پروژه شرکت هیون گانگه،

‫بخاطر بیماری روحی خانم چویی...

‫در معرض خطر لغو شدنه

‫همچنین، برای اینکه پسرشون رو وارث شرکت کنند،

‫مرتکب جرم شدند و این مسئله فاش شده

‫و الان هیون گانگ ‫به عنوان یه شرکت فاسد شناخته میشه

‫در حالی که هیون گانگ در حال نابود شدنه،

‫رئیس هو چونگ سان هیچ تصمیمی اتخاذ نکردند

‫این به وضوح یک سهل انگاریه

‫به نظرم باید یه راه حل پیدا کنیم...

‫که هیون گانگ از بحران نجات پیدا کنه،

‫و رئیس هو مسئولیت سهل انگاریشون رو...

‫به عهده بگیرند

‫موافقم ‫موافقم

‫باید مسئولیتش رو به عهده بگیره ‫البته که باید پاسخگو باشه

‫موافقم ‫باید مسئولیتش رو به عهده بگیره

‫موافقم

‫ما شنیدیم که شما بچه یه نفر دیگه رو ‫دزدیده بودین،

‫تا پسرتون رو وارث هیون گانگ کنین ‫این حقیقت داره؟

‫اینجا بودی

‫فرشته ی من

‫باید بری

‫دوتا پسرت مشتاقانه منتظرتن

‫نمیتونم برم

‫نمیتونی بری؟

‫همش تقصیر منه

‫تو جلسه چیکار میتونم کنم؟

‫شایعه شده که آقای جو داره سعی میکنه...

‫یه مدیر عامل حرفه ای استخدام کنه

‫مدیر عامل حرفه ای؟

‫قراره نام جین و شی وو شرکت رو اداره کنن

‫چرا این کارو میکنه؟

‫کی اینو گفته؟

‫از مدیر یو شنیدم

‫هنوزم نمیخوای تو جلسه شرکت کنی؟

‫بیا

‫خیلی خب. بلند شو

‫اعتبار هیون گانگ بخاطر اعمال غیراخلاقی ‫که خانواده هیون گانگ انجام دادن...

‫خدشه دار شده

‫رئیس هو، چطوری میخواین ‫اعتبار خدشه دار شده هیون گانگ رو برگردونید؟

‫همچنین هر روز میزان فروش ‫بطور قابل توجهی کاهش پیدا میکنه

‫در این مورد میخواین چیکار کنید؟

‫برنامه ای برای حل این مسئله دارید؟

‫تا زمانی که همکاری با شرکت ایتالیایی...

‫به مسیر اصلی برگرده...

‫پروژه همکاری؟

‫رسانه ها اعلام کردن که ممکنه ‫بنا به دلایلی پروژه لغو بشه

‫بطور گسترده شایعه شده که...

‫خانم چویی که به پروژه نظارت دارن،

‫در حالت طبیعی نیستند

‫همچنین شنیدم که...

‫مدیر آن استعفا نامه ـشو تحویل داده

‫پس چطور فکر میکنین این پروژه ‫به مسیر اصلیش برمیگرده؟

‫علاوه بر این، تو این لحظه...

‫که شرکت در خطر نابود شدن قرار گرفته،

‫این غیرقابل قبوله که...

‫آینده ای که اصلا مشخص نیست

‫و پروژه ای که هیچکس مسئولش نیست...

‫تنها راه حلِ پیشنهادی شماست

‫علاوه بر این، ایشون فقط دارن سعی میکنند...

‫بدون حل کردن مشکل ‫از این وضعیت فرار کنند

‫این به ماهایی که خودمونُ ‫وقف هیون گانگ کردیم...

‫یه توهین بزرگه

‫بنابراین، منم فکر میکنم...

‫رئیس هو چونگ سان باید، مسئولیت...

‫اتفاقی که افتاده رو به عهده بگیرند...

‫و استعفا بدند

‫خانم چویی، چه اتفاقی افتاده؟

‫مامان، الان کجایی؟

‫خانم چویی رو پیدا کردیم

‫داریم میایم شرکت

‫پس یه کم وقت بخر

‫یه لحظه صبر کنید

‫من مدیر تیمِ طراحی 2، آن نام جین هستم

‫به عنوان یکی از کسایی که ‫مسئول پروژه همکاری با شرکت ایتالیاییه،

‫تقاضای صحبت کردن دارم

‫ جلسه اضطراری هیون گانگ گروپ

‫پروژه همکاری...

‫هیچوقت لغو نمیشه

‫استعفام رو،

‫تا زمانی که پروژه به حالت عادی برگرده،

‫به تعویق میندازم

‫تا زمانی که به نتایج ملموس دست پیدا کنم،

‫تمام تلاشمو میکنم

‫فکر میکنی خودت تنهایی میتونی ‫از پسش بر بیای؟

‫نماینده های شرکت ایتالیایی گفتن تا زمانی که ‫خانم چویی نباشه...

‫پروژه رو لغو میکنن

‫ما شنیدیم که خانم چویی ‫از لحاظ روحی مشکل داره

‫با شرایطی که داره میتونه کار کنه؟

‫حقیقت داره که خانم چویی ‫بخاطر استرس بیش از حد...

‫دچار اختلال هراس شدن

‫اما وضعیتشون داره با درمان بهتر میشه

‫بسه دیگه. الان خانم چویی کجاس؟

‫ایشون الان تو راهن

‫اگه بتونین منتظر بمونین... ‫نمیخوام هیچ بهانه ای بشنوم

‫همین الان خانم چویی سوهی رو بیارین اینجا

‫اگه خانم چویی بهمون اطمینان ندن که ‫مشکل حل میشه،

‫ما...

‫رئیس هو رو مسئول میدونیم ‫و برای برکناریشون...

‫رای گیری میکنیم

‫نیازی به رای گیری نیست

‫اگه همونطور که همتون میخواین...

‫استعفا بدم...

‫ببخشید دیر کردم

‫نمیدونم جلسه هیئت مدیره ‫تموم شده یا نه

‫این درسته که میگن هیچوقت نمیشه ‫یه نفر رو شناخت

‫عموی بزرگشون چطور میتونه این کارو کنه؟

‫اون خیلی نفرت انگیزه...

‫تو این وضعیت چطور میتونی آهنگ بخونی؟

‫نمیدونم با مغزت میتونی فکر کنی یا نه

‫وقتی شرکت تو وضعیت بحرانیه ‫چطور میتونی با خوشحالی آهنگ بخونی؟

‫مامان نام جین، بیخودی خودتُ نگران میکنی

‫همه چی درست میشه

‫دامادم خیلی با لیاقته

‫مطمئنم همه مشکلا رو حل میکنه

‫وای ‫آیگو

‫داری چیکار میکنی؟

‫آیگو، اشتباهی دستم خورد بهش. ببخشید

‫جادوگرِ مو خاکستری

مترجم : مهدی @Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫اون نامه پذیرشه؟

‫محصولات رو چک کردم و پس فرستادمشون

‫چرا اومدین اینجا؟

‫گفتین میذارین سه بار با هم بریم سر قرار

‫هیچوقت اینو قبول نکردم

‫باید حداقل بهم یه فرصتی بدین

‫سه بار قرار باعث میشه بفهمین ‫چجور آدمی ام

‫من بزودی میرم آمریکا

‫قصد ندارم تا یه مدتی برگردم

‫میخوام همه چی رو فراموش کنم ‫و فقط درس بخونم

‫پس چه یه بار باهاتون قرار بذارم یا 100 بار

‫چه اهمیتی میتونه داشته باشه؟

‫حرف خوبی زدین

‫صد بار قرار گذاشتن چه فایده ای داره؟

‫به هر حال بعد از بهم زدن ‫بی معنی میشن

‫سر پروژه همکاری با شرکت ایتالیایی...

‫چه بلایی اومده؟

‫لطفا یه چیزی بگید، خانم چویی

‫همکاری با شرکت ایتالیایی...

‫طبق برنامه پیش میره

‫اونا تصمیم گرفته بودند ‫بازار پوشاک آماده زنانه ی...

‫ایتالیایی رو گسترش بدن

‫و ما برای این کار کاملا مناسبیم

‫مودا پیو بلو...

‫گروه معتبر مد در ایتالیاست،

‫اما به طور نسبی،

‫عملکردشون در زمینه پوشاک زنان ضعیف بوده

‫از طرف دیگه، هیون گانگ در زمینه مد زنان ‫توانایی بالایی داره

‫در بازار آسیا،

‫آگاهی گسترده ای در مورد بِرندمون ایجاد کردیم ‫و ارزشش ثابت شده

‫برای اینکه به همه نشون بدیم ‫هیون گانگ هنوز شکوفایی و رونق داره،

‫این همکاری...

‫بهترین راهکار خواهد بود

‫یعنی چی؟

‫میگفتن از نظر روحی مشکل داره،

‫اما انگار حالش خوبه

‫انقدر دقیقِ که انگار ‫تو بهترین روزای زندگیش به سر می برده

‫همه اینا عالی ان،

‫اما فکر میکنین اگه مسئولان شرکت ایتالیایی ‫بفهمن که...

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left