The first 41 lines.
بگذار آزادي حکومت کند ، خورشيد هرگز بدينسان نبايد بر دستاوردهاي پرافتخار انساني غروب کند
نلسون ماندلا
..
..:
..::
..:: Farzin
..:: Farzin FeriA
..:: Farzin FeriA :
..:: Farzin FeriA ::
..:: Farzin FeriA ::..
تاريکي اي که تو ازش مي ترسي در قلبت ميسوزه It burns into your heart, the darkness that you fear.
هرگز آزاد نبودي و هرگز تشخيص ندادي You were never free, and you never realized.
و عشق کلمه ايه که هرگز نشنيدي And love is a word you've never heard.
قلبت احساس سرما نمي کنه چون داره ميسوزه Your heart ain't cold 'cause it burns,
تمايلي براي ترک آلودگي A desire to leave the mire.
نفس بکش تا زماني که هيچ چيزي باقي نمونه Take your breath 'til nothing's left.
زخم هاي زندگي بر روي سينه ات Scars of life upon your chest.
و به هر جايي که بره رو بلدم And I know wherever it goes
و ما با قلبي تنها ادامه ميديم And we run, with a lonely heart
و ما بخاطر اين عشق کُشنده ادامه ميديم And we run, for this killing love
و ما تا زماني که آسمان بالاي سر ماست ادامه ميديم And we run, 'till the heavens above
آره ما ادامه ميديم با دويدن در تاريکي Yeah we run, running in the dark
و ما ادامه ميديم تا زماني که از پا بيفتيم And we run, 'till we fall apart
و ما تا زماني که آسمان بالاي سر ماست ادامه ميديم And we run, 'till the heavens above
چشماتو باز و بسته نکن ( پلک نزن ) وگرنه از دستش ميدي Don't blink, you'll miss it.
سرتو بالا بگير Lift up your head.
ما بايد بريم We gotta get gone.
آره ما از اينجا خارج ميشيم Yeah, we outta here.
پِلک نزن ، از دستش ميدي Don't blink, you'll miss it.
سرتو بالا بگير Lift up your head.
خيلي ديره ، ما رفتيم Too late, we gone.
آره ما داريم خارج مي شيم Yeah, we outta here.
و ما با قلبي تنها ادامه ميديم And we run, with a lonely heart
و ما بخاطر اين عشق کُشنده ادامه ميديم And we run, for this killing love
و ما از ته دل درخواست يه قلب آسماني رو داريم And we long for a heavenly heart
ميخوام اين زنجيرها رو پاره کنم و در ميان بارون بدوم I'ma break these chains, ran through the rain.
هرگز به عقب برنگرد هرگز کارتو به خاطر رنج رها نکن Never look back, never quit work through the pain.
خون داخل رگهام منجمد مي شود This blood in my veins runs cold
وقتي که فکر مي کنم هرگز مثل قديم نخواهد بود When I think it'll never be the same
اما هرگز اميدمو از دست نميدم But I never lose hope.
اين زمانِ منه حالا ، فرصتي براي اشک ريختن نيست This is my time now, no time for tears.
No comments yet. Be the first to leave one.