Release info

Noumin Kanren no Skill bakka Agetetara Nazeka Tsuyoku Natta - 09 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 BlackNava آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

TS
Published on: 2022-11-29
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آیوفیلم تقدیم میکند

. . . بفرمایید

. . . امروزم تونستم کلی محصول جمع کنم

هنوزم میخوای که به کشاورزی ادامه بدی ؟

اگه به خاطر اون قضیه‌ است

اگه اینو تکلیف خودت میدونی ...یا فکر میکنی که شغلت باید این باشه، پس

. . . ایلویا

آیوفیلم تقدیم میکند

بزرگ شو بزرگ شو

اگه نور بتابه

مطمئنم میتونم با من واقعی رو به رو بشم

همونی که چیزی ازش نمیدونم

ـیین به دنیا اومدداستانمون از زمـ

ـین به دنیا اومدداستانمون از زمـ

ـین به دنیا اومدداستانمون از زمـ

فراموش شده بود درخشش به کلی

فراموش شده بود درخشش به کلی

فراموش شده بود درخشش به کلی

پس این آینده ایه که منتظر بود

ورایِ تمام امیدها و آرزوها مملوع از نور هست

بیا بزنیم به دل تاریکی ها

اگه تو هم موافقی ، با من بیا

به جای گشتن به دنبال راه فرار

در جدیدی رو پیش روت باز کن

تبدیل شو به بارانی فرح بخش

زندگی در جریانه و درحال شکوفه زدن

خورشید پرتلألو از پس ابرها

بی درنگ طلوع میکنه

اوه بزرگ شو بزرگ شو

اگه نور بتابه

مطمئنم میتونم با من واقعی رو به رو بشم

همونی که چیزی ازش نمیدونم

بلاخره یه جعبه شد ، هاه ؟

! حله دیگه

. . . آل ! بیا یکم استراحت کنیم ، دِ

!چــــــــــــــــــــــــــــی . . . ؟

!کی این همه شد . . . ؟

!آل ، همه اینها رو خودت برداشتی . . . ؟

! آره ! خیلی هم حال داد

. . . که - که اینطور . . . کارت خیلی درسته

. . . عـــــجـــــقـــــم

!چرا آل رو مجبور کردی این همه کار کنه ، ها ؟

. . . مامان . . . اینجوری که فکر میکنی

! ــُــُــُــُــُــُــُــُــُــُــُ

این بخشی از سیب‌زمینی هایی است . که امروز برداشت کردیم و میخواستیم که به شما هم بدیم

. خیلی کمک بزرگیه

. زمین‌های خانواده وِین باید خیلی خوب باشن . برداشت خیلی خوبی داشتید

. کاش یکم از شانستون رو به ما میدادید

! همونجا واسا

! قرار نیست بزاریم قسر در بری

! همونجا که هستی واسا

! اوه ! هی‌ ! فرار نکن

هی ، خونه‌ات کجاست ؟

اون بچه کیه دیگه ؟ هی ، خونه‌ات کجاست ؟

. مثل اینکه دزده سبزیجاته

. مثل اینکه دزده سبزیجاته !خانواده‌ات کجان ؟

! هی

آخه چرا باید دزدی کنه ؟

. . . باید گشنه‌ای چیزی باشه

، یا حتی خانواده‌اش ولش کردن . . . یا از دنیا رفتن

یعنی تنهای تنهائه ؟

. . . آره

احتمالاً باید نزدیک کوهستان یا یه همچین . جایی زندگی کنه

توی کوهستان ؟ حالا چه اتفاقی میافته ؟

، خیلی براش ناراحتم

احتمالاً چاره‌ای نداشته باشن جز اینکه . به یه تاجر برده بسپارنش

!چی ؟

اگه اینو نادیده بگیرن ، احتمالاً . کارای بدتری انجام بده ، پس چاره دیگه‌ای ندارند

! حالا دیگه ، بیا بریم

! آخـــــــــــــــ

!چی ؟

! لعنتی ! در رفت

! نزار فرار کنه ! بگیرش

! یه لحظه صبر کن

. نیمدم که برت گردونم

اونا خام هستن ، پس خیلی تلخن ، قبول داری ؟

وقتی پوستشون کنده شده و داخل سوپ ریخته میشن خوش‌مزه ترن

. . . مامانم پختش ، ولی

. سعی کن بخوریش ، شاید خوشت اومد

. فعلاً

! هویــــــــــــــــــــــــــ

! امروز املت درست کردیم

! هویــــــــــ

. . . امروز فیش برگره

همبرگر ماهی

چطوریه ؟ خوش‌مزه‌ است ؟

. مخصوصاً . . . گوجه‌هاش خیلی خوش‌مزه‌ان

!جدی ؟ من کاشتمشون ؟

تو کاشتی ؟

! اوهوم

بابام همیشه میگه کشاورز‌هایی که سبزیجات میکارن ، خوشبختی رو پیدا میکنند

دونستن اینکه مردم چیزی که تو کاشتی رو . . . با لذت میخورن

. همه هدفم همینه

خب ، اسمت چیه ؟

. ایلویا

! منم آلم . آل وِین

. خوش وقتم

. . . آل

اونی - چان گشنته ؟

. . . نه ، این . . . آم

. . . نه

، اگه گشنه‌ات باشه . . . دیگه نمیتونی خوشحال باشی ، پس

. بخور

. . . ممنونم ، ایلویا

! گرفتیمت ، موش کثیف

! دیگه نمیزاریم از دستمون در بری

! امروز روزیه که به دلال برده تحویلت میدیم

! نـــــــــــــــــــــه

! صبــــ صبر کنید

! این دختر دیگه چیزی نمیدزده ! پس لطفاً کاریش نداشته باشید

! از این خبرا نیست

فکر میکنی تا حالا چقدر !ضرر دادیم ؟

. میدونی که نمیتونیم به حال خودش رهاش کنیم

! التماستون میکنم

! هرچی این دختر دزدیده باشه رو پَستون میدم

. . . الان کاری نمیتونم بکنم ، ولی . . . توی کلی زمین کشاورزی میکنم و

! کلی سبزیجات میکارم و طلبتون رو پس میدم

! پس ، خواهش میکنم

! حتی اگه همچین کاری هم بکنی ، هیچ فایده‌ای نداره

! حالا هم ، از جلو چشام گمشو

! هوی

این همه سروصدا برا چیه ؟ نکنه آل کار اشتباهی کرده ؟

. . . وِین - سان

. . . اوه ، خب ، قضیه اینه که

. . . که اینطور

، اگه به فکر جبران خسارت هستید

پولی که از فروش این دختر به یه دلال برده . در میاریم هم ضررهامون رو جبران نمیکنه

. که اینطور . متوجه شدم

! پس ، بفرمایید

برای عذرخواهی بابت غذایی که این دختر دزدیده . بفرمایید و برش دارید

!وایسا بینم . . . وِین - سان ؟

نکنه کافی نیست ؟

! اوه ، نه ، نه

حالا که انقدر زحمت کشیدید . . . مگه نه ؟

، و - وِین - سان ، اگه این خواست شماست

پس بهتره که ما هم برای شما . . . استثنا قائل بشیم

. . . درسته

. . . سنگینه . . . بابا

بابت این همه برنج مطمئنی ؟

. . . هوم ؟ آره

. . . مامانت

. . . احتمالاً منُ به قتل برسونه

. . . با اینحال ، فکر کنم دو ماه آینده رو باید کارتن خوابی کنم

! با - بابا

! خب ، یه جوری از پسش بر میام

. . . واو . . . چه مثبت گرا

. . . هاه ؟ این که

. . . همون سبده است

داری برشون میگردونی ؟

. . . اوهوم

هنوزم ، اگه بخواهیم این همه . . . سیب‌زمینی رو بپزیم

. . . یکم کمک لازمیم

ها ؟

! آره ! حق با شماست

! ایلویا

اینا رو

از امروز میخوام ، دونه به دونه‌شون رو ! برای درست کردن سوپ استفاده کنم

میشه برای آماده کردنشون کمکم کنی ؟

" آماده کردنشون ؟ " " هر روز ؟ "

. درسته

از امروز به بعد همه باهم

. تویه خونه ما غذا میخوریم

. . . " هر روز " . . . " با هم "

! باشه

. بزنید بریم . خیلی گشنمه

! چشم

. . . حله ! اینم انجام شد

! اونی - چان

! کار منم تموم شد

! بیا یکم استراحت کنیم

میشه باهم غذا بخوریم

نه ، هرچی نباشه ، تازه داره خوش میگذره !‌میخوام همه‌اش رو انجام بدم

!چـــــــــــــــــــــــی ؟

. . . ولـــ ولی باهم ، من

. . . ایلویا

. تسلیم شو

آل خیلی عشق کشاورزیه ، میدونی که ؟

! اونی - چان ، خیلی خری

بهتره بعضی وقتا بری با بچه‌های . روستا بازی کنی

میدونی که لازم نیست همیشه . بچسبی به من

. . . خودم میخوام که پیش تو باشم

!هوی هوی ، بسه دیگه . . . جدی میگم ؟

! یکی کمک کنه

!تستا ؟

! ای‌داد ! اونا زنبورها کشنده‌ان

میزونی ، تستا - کون ؟

! واو

خیلی ممنونم ! لوشیکا - سان ، مثِ همیشه خوشگلید

! ای‌وای

. . . هوی ، نکنه که

میخوای زنِ منُ بقاپی ، آره ؟

، حتی اگه بهترین دوست آل باشی هم ! هیچ رحمی بهت نمیکنم

! سؤتفاهم شده

! فقط داشتم احساساتم رو بیان میکردم ، همین

! ممنونم ، تستا - کون

! ولی من فقط به آل تعلق دارم

. . . چی ؟! فکر کردم یکمم هم به من

. . . خب دیگه ، آل

، میخوایم یه تُکه پا بریم پایتخت سلطنتی و بیایم . تا نیستیم از خونه مراقبت کن

میرید شکار خونه دوباره ؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left