The first 200 lines.
قسمتِ آخرِ سريال کره اي وارثــآن
هــوا
. خيلي سرده
، سرده
. و تاريکه
ميخواي نمايندهِ قانوني ات رو تغيير بدي ؟
. بلــه
. پدرم، الان تويِ بيمارستانه
. پس همهِ حقوقش به همسرِ قانوني اش واگذار ميشه
سرِ حقوقِ مديريتي جنگ راه افتاده ؟
. اينکارا برايِ دفاع از حقوقِ مديريتيــِه
ميخواي کي نمايندهِ قانوني ات بشه ؟ . برادرم -
. همهِ اعضاء تيمِ حقوقيِ امپراطوري رو ميشناسم
. ميدونم اما بازم بهتون التماس مي کنم
درحال حاضر به هيچ وکيلِ قانوني اي . نمي تونيم اعتماد کنيم
، قبل از جلسهِ سهامدارايِ عمده بايد . مشاور قانوني مون رو عوض کنيم
... مشاورِ حقوقيِ ما
. خواهش مي کنم برامون اينکارُ بکنين
سهامِ رئيس 13.6% و سهامِ . خودش 4.7% درصده
برادرهايِ رئيس 5.2% سهم دارن . پس جمعاً ميشه 23.5درصد
. سهامِ رئيس و تان هم 23.1% هست
، همراه با منابعِ 5.37% درصديهِ امپراطوري
. کلاً ميشه 28.5 درصد
در پايان اون 4% سهامي که پدرم ، تحتِ نامهايِ کسايِ ديگه مخفيانه خريداري کرده بود
، و اون 19% سهامِ افرادِ خارجي
، و 25% سهامدارايِ داخلي
. تعيين ميکنه که نتيجه به نفعِ کي خواهد بود
آقا، چند درصد به نفعِ شما خواهند بود ؟
. اول، بزار آدمهايِ پدرم رو ملاقات کنيم
. خودت گفتي که همشون آدمهايِ پدرمون هستن
پس چرا هيچ کس نيومده ؟
. اين يه انتخاب بينِ ايمان و سوده
. حدس مي زنم اونا به سمتِ سود رفتن
. برايِ اومدنتون ممنونم
. بيست سال با رئيس سپري شده . البته که بايد مي اومدم
. به نظر ميرسه بقيه نظرِ متفاوتي دارن
. خوبه که همتون اومدين
به سختي تلاش مي کنم تا در آينده . هيچ کدومتون پشيمون نشين
، از اونجايي رئيسِ آر اس خانم لي هم به ما ملحق شده . قلبم خيلي احساسِ سبکيــِه بيشتري مي کنه
در واقع هنوز تصميمِ قطعي مو... نگرفتم . که بايد طرفِ کي باشم
. فقط ميخوام دقيقاً مخالفِ رئيس کيم تصميم بگيرم
. هنوز مطمئن نيستم
، طرفِ مقابلش
طرفِ مقابلِ رئيس کيمــه يا نه ؟
رئيس افتاده ؟
. بله. ديروز بعدازظهر
. هوشياري شو از ديروزه به دست نياورده
. به همين خاطر بوده که باهام تماس نگرفته
تويِ کدوم بيمارستان بستريه ؟
. تـان الان تويِ بيمارستان نيست
. با پدرم به يه سفرِ کاري رفته - سفرِ کاري ؟ -
برايِ ده روز . ميخوان شخصاً سهامدارايِ خارجي رو . ببينن و ازشون امضاء بگيرن
برايِ گروه اتفاقي افتاده ؟
. به نظر ميرسه
پدر به عنوانِ يه جنگ به اين سفر . رفته نه به عنوانِ سفرِ کاري
. حتماً الان ديگه به فرودگاه رسيدن
عصبي هستي ؟
. يکــم
دليلِ اينکه باهام اومدي رو
خودت مي دوني ، مگه نه ؟ - . بله مي دونم -
من پسرِ کوچيکِ بيچاره اي هستم که امکان داره
هر لحظه پدرش رو از دست بده
و رئيس
. پسرش رو تجهيز کرده
. درستـِه
در نهايت، تجارت يعني اينکه قلبِ ديگران رو . تحتِ تاثير قرار بدي و با خودت موافقت کني و ازشون امضاء بگيري
چطوري پدرم اينکارُ کرد
چطوري تونست برايِ بيست سال مبارزه کنه ؟
. مي دونم
. يکم بخواب - . برنامه مون اصلاً شوخي نيست -
. متاسفم نتونستم قبل از رفتنم، باهات تماس بگيرم
اين همون جغديه که ميخواستي، مگه نه ؟
. برات خريدمش ، پس منُ ببخش
. شايد زياد فرصت پيدا نکنم بهت زنگ بزنم . چون برايِ يه سفرِ کاري و تجاري رفتم
حتي فکرشم نکن که وقتي نيستم بهم . خيانت کني . مطمئن باش مي کشمت
. برميگردم
. چا ايون سانگ، دلم برات تنگ شده
... پدر، تو - . بازجوييها در نهايت باعثِ بازداشتم ميشن -
به همين خاطر فردا خودمو داوطلبانه . تسليم مي کنم
بعدش چه اتفاقي مي افته ؟
زنداني ميشي ؟
. به چيزايي که ميگم، خوب گوش بده
. به هيچ کس اعتماد نکن
. فقط به نائب رئيس به خاطرِ هتل اعتماد کن
، اگه هر نوع پيامي ازم دريافت کردي
، يا هر کس نظرِ شخصي ات رو پرسيد
. هميشه با وکيل چويي در اينمورد صحبت کن
فهميــدي ؟
، اگه زود نتونستم از اونجا بيرون بيام
. برو خونهِ عمه ات
. تويِ اين خونه تنها نمون
فهميدي ؟
و همچنين، وظايفت تويِ آشپزخونه رو همون به . خاطرِ اينکه نيستم ، ناديده نگير
. خيلي زود ميام بيرون
. بخــور
خبر بعدي،با توجه به مسائلِ هتل زئوس، به ... نمايندگي چويي دونگ ووک، دادستان
. حکمِ بازداشتِ 14 اُم اين ماه رو صادر کرده
کاراگاه اوه از دفترِ مرکزيِ دادستاني سئول
نماينده چويي رو برايِ رخنه در اعتمادِ ، تجارت با مجازاتِ خاص محکوم کرده
... و حکمِ بازداشتش رو گرفته
پدرم چي شد ؟
بنشينين. وکيل پارک و وکيل لي نتونستن بيان . چون بايد به دادگاه يه سري مي زدن
پرسيدم که چه اتفاقي افتاده ؟
ميدوني که چرا پدرت از 7 تا وکيل استفاده ميکنه ؟
يعني اينکه ما هرطوري شده از پدرت محافظت . ميکنيم، پس يونگ دو نيازي نيست نگران باشي
. فقط زندگيِ معمولي ات رو ادامه بده
. برو مــدرسه
هتل از حالا به بعد توسطِ . نائب رئيس اداره ميشه
. نيازي نيست نگرانِ هتل هم باشي
. باشه
. پدرتون خواستن که يه پيامي رو بهتون برسونيم
"بايد قوانين وجود داشته باشه . با . هيچ تقلبي موافقت نميشه "
! ديوونه کننده است
اصلاً معني ميده ؟
چه اتفاقي افتاده ؟
اين ديگه کيه ؟
... چويي
. يونگ دو
چويي يونگ دو ؟
کسي که همش اذيتت مي کرد ؟
اه ... خودشه ؟
پسرِ اون هتلدار ؟
چرا به اينجا اومدي ؟
هنوز چيزايي هست که ميخواي با اونا منُ اذيت کني ؟
... اينطوري که
. فکر مي کني نيست
. اومدم بهت بگم، متاسفم
. فقط ميخواستم همينُ بهت بگم
. صميمانه از ته قلبم، ازت معذرت مي خوام
. معذرت ميخوام
. واقعاً . متاسفم
خيلي شگفت زده شدم که يه نفر مثلِ ، تو ميدونه چطوري بايد معذرت بخواد
، اما اگه واقعاً برام متاسف باشي
. پس بايد همهِ زندگيت با احساسِ گناه زندگي کني
. باشه . اينکارُ مي کنم
. هرگز معذرت خواهي ات رو قبول نميکنم
. هرگــز
. دوباره نيا، و سعي نکن پيدام کني
. بياين بريم
سئول بدونِ تو از هميشه . سردتره
خبر بعدي،با توجه به مسائلِ هتل زئوس، به ... نمايندگي چويي دونگ ووک، دادستان
. حکمِ بازداشتِ 14 اُم اين ماه رو صادر کرده
کاراگاه اوه از دفترِ مرکزيِ دادستاني سئول
... نماينده چويي
همين الان خبرها رو . در موردِ پدرِ يونگ دو شنيدم
. استيو، ديدنِ دوباره ات واقعاً عاليه
. منم همينطور
ايشون همون پسرِ دومِ رئيسِ کيم نيستن که در موردش صحبت کرده بودي ؟
. بلــه
. از آشناييتون خوشبختم - . منم همينطور -
در تعجبم بدونم چه حسِ سنگيني داره
وقتي صورتِ خانواده ات رو تويِ اخبارِ ملي مي بيني ؟
فقط اينجا رو امضاء کنيم ؟
. بله، رئيس کيم خيلي ازتون ممنون ميشه
. باشه، ممنونم
اميدوارم شانس باهاتون يار باشه . ممنونم -
، تويِ دنيايي که همه توش به نظر ميرسن ، همه جايگاهِ خودشونو دارن
، تو، يونگ دو و بقيهِ بچه ها
چقدر صدمه ديدي ؟
وقتي که هميشه اولين نفري بودم ، که به مدرسه مي رسيدم
شاهد بودم که يه نفر . خطوطِ بدنِ يه نفرِ مرده رو ترسيم کرده بود
. خيلي تعجب زده شده بودم
. امکان داشت هرکسي مجرم باشه
، يه روز امکان داشت ارشد هيو شين باشه
، يه روز يو سول
يه روزم ممکن بود ميونگ سو باشه ، کسي که به خاطرِ شادي اش هيچکس بهش مشکوک نميشه
. و روزهايِ ديگه هم امکان داشت راچل باشه
، و امروز
. يونگ دو بود
بعد از اينکه ميفهميديم مجرم کيه ، چي مي شد ؟
مثلِ قبل نميتونستم بهشون حسادت کنم
. يا از بقيهِ دانش آموزا متنفر باشم
....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::....
، تـــان
تويِ يه صبح مثل امروز، هرگز
خودت خطِ رسمِ بدنِ يه مــُرده رو ترسيم کردي ؟
. ممنونــَم
، عليرغمِ اينکه خيلي سنگينه، خيلي سخته
، و با اين حال که تو خيلي ناراحتي
اميدوارم غير از صدمه ديدن و ضربه . خوردن بتوني يه کارِ بهتر انجام بدي
ميدونين
يکم ديگه بهش فکر کنين
، فعلا
. آقايِ چان، انتخاب با خودتونــِه
. خواهش مي کنم، به ما ملحق بشين
اميدوارم کــه
همهِ وزنه هايِ سنگين ، هيچکسي . رو خــُرد نکنن
. کيم تان، دلم برات تنگ شده
. پدر، برگشتم
خيلي خيلي از قبل بهتر شده. ورمش . خيلي خوابيده
کار چطوري پيش رفت ؟
کسايي بودن که هنوز تصميمِ قطعي نگرفته بودن . و بعضي ها هم نمي دونستن طرفِ کي رو بايد بگيرن
. اما بازم بعضي ها امضاء کردن
. نقشِ تان در اينکار خيلي برجسته بود
. کارت رو تويِ اين فاصلهِ دور خيلي خوب انجام دادي
شرايط تويِ کــُره چطوريه ؟
همونطوري که فکرشو مي کردم، اخراجِ . پدر تويِ جلسهِ هيئت مديره مطرح شده
اگه باهاش موافقت بشه، گروهِ امپراطوري ، بايد يه رئيسِ ديگه انتخاب کنه
. و بايد يه عالمه پروندهِ حقوقي رو دنبال کنه
، هرچي هم که باشه
No comments yet. Be the first to leave one.