Release info

The Heirs E20 END 2013-LIMO-HANrel-SODiHD
A Commentary by shohreh
ترجمه و زیرنویس : شهــــره ~shohreh~

Tags

HD
Published on: 2013-12-13
Downloads: 34
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمتِ آخرِ سريال کره اي وارثــآن

هــوا

. خيلي سرده

، سرده

. و تاريکه

ميخواي نمايندهِ قانوني ات رو تغيير بدي ؟

. بلــه

. پدرم، الان تويِ بيمارستانه

. پس همهِ حقوقش به همسرِ قانوني اش واگذار ميشه

سرِ حقوقِ مديريتي جنگ راه افتاده ؟

. اينکارا برايِ دفاع از حقوقِ مديريتيــِه

ميخواي کي نمايندهِ قانوني ات بشه ؟ . برادرم -

. همهِ اعضاء تيمِ حقوقيِ امپراطوري رو ميشناسم

. ميدونم اما بازم بهتون التماس مي کنم

درحال حاضر به هيچ وکيلِ قانوني اي . نمي تونيم اعتماد کنيم

، قبل از جلسهِ سهامدارايِ عمده بايد . مشاور قانوني مون رو عوض کنيم

... مشاورِ حقوقيِ ما

. خواهش مي کنم برامون اينکارُ بکنين

سهامِ رئيس 13.6% و سهامِ . خودش 4.7% درصده

برادرهايِ رئيس 5.2% سهم دارن . پس جمعاً ميشه 23.5درصد

. سهامِ رئيس و تان هم 23.1% هست

، همراه با منابعِ 5.37% درصديهِ امپراطوري

. کلاً ميشه 28.5 درصد

در پايان اون 4% سهامي که پدرم ، تحتِ نامهايِ کسايِ ديگه مخفيانه خريداري کرده بود

، و اون 19% سهامِ افرادِ خارجي

، و 25% سهامدارايِ داخلي

. تعيين ميکنه که نتيجه به نفعِ کي خواهد بود

آقا، چند درصد به نفعِ شما خواهند بود ؟

. اول، بزار آدمهايِ پدرم رو ملاقات کنيم

. خودت گفتي که همشون آدمهايِ پدرمون هستن

پس چرا هيچ کس نيومده ؟

. اين يه انتخاب بينِ ايمان و سوده

. حدس مي زنم اونا به سمتِ سود رفتن

. برايِ اومدنتون ممنونم

. بيست سال با رئيس سپري شده . البته که بايد مي اومدم

. به نظر ميرسه بقيه نظرِ متفاوتي دارن

. خوبه که همتون اومدين

به سختي تلاش مي کنم تا در آينده . هيچ کدومتون پشيمون نشين

، از اونجايي رئيسِ آر اس خانم لي هم به ما ملحق شده . قلبم خيلي احساسِ سبکيــِه بيشتري مي کنه

در واقع هنوز تصميمِ قطعي مو... نگرفتم . که بايد طرفِ کي باشم

. فقط ميخوام دقيقاً مخالفِ رئيس کيم تصميم بگيرم

. هنوز مطمئن نيستم

، طرفِ مقابلش

طرفِ مقابلِ رئيس کيمــه يا نه ؟

رئيس افتاده ؟

. بله. ديروز بعدازظهر

. هوشياري شو از ديروزه به دست نياورده

. به همين خاطر بوده که باهام تماس نگرفته

تويِ کدوم بيمارستان بستريه ؟

. تـان الان تويِ بيمارستان نيست

. با پدرم به يه سفرِ کاري رفته - سفرِ کاري ؟ -

برايِ ده روز . ميخوان شخصاً سهامدارايِ خارجي رو . ببينن و ازشون امضاء بگيرن

برايِ گروه اتفاقي افتاده ؟

. به نظر ميرسه

پدر به عنوانِ يه جنگ به اين سفر . رفته نه به عنوانِ سفرِ کاري

. حتماً الان ديگه به فرودگاه رسيدن

عصبي هستي ؟

. يکــم

دليلِ اينکه باهام اومدي رو

خودت مي دوني ، مگه نه ؟ - . بله مي دونم -

من پسرِ کوچيکِ بيچاره اي هستم که امکان داره

هر لحظه پدرش رو از دست بده

و رئيس

. پسرش رو تجهيز کرده

. درستـِه

در نهايت، تجارت يعني اينکه قلبِ ديگران رو . تحتِ تاثير قرار بدي و با خودت موافقت کني و ازشون امضاء بگيري

چطوري پدرم اينکارُ کرد

چطوري تونست برايِ بيست سال مبارزه کنه ؟

. مي دونم

. يکم بخواب - . برنامه مون اصلاً شوخي نيست -

. متاسفم نتونستم قبل از رفتنم، باهات تماس بگيرم

اين همون جغديه که ميخواستي، مگه نه ؟

. برات خريدمش ، پس منُ ببخش

. شايد زياد فرصت پيدا نکنم بهت زنگ بزنم . چون برايِ يه سفرِ کاري و تجاري رفتم

حتي فکرشم نکن که وقتي نيستم بهم . خيانت کني . مطمئن باش مي کشمت

. برميگردم

. چا ايون سانگ، دلم برات تنگ شده

... پدر، تو - . بازجوييها در نهايت باعثِ بازداشتم ميشن -

به همين خاطر فردا خودمو داوطلبانه . تسليم مي کنم

بعدش چه اتفاقي مي افته ؟

زنداني ميشي ؟

. به چيزايي که ميگم، خوب گوش بده

. به هيچ کس اعتماد نکن

. فقط به نائب رئيس به خاطرِ هتل اعتماد کن

، اگه هر نوع پيامي ازم دريافت کردي

، يا هر کس نظرِ شخصي ات رو پرسيد

. هميشه با وکيل چويي در اينمورد صحبت کن

فهميــدي ؟

، اگه زود نتونستم از اونجا بيرون بيام

. برو خونهِ عمه ات

. تويِ اين خونه تنها نمون

فهميدي ؟

و همچنين، وظايفت تويِ آشپزخونه رو همون به . خاطرِ اينکه نيستم ، ناديده نگير

. خيلي زود ميام بيرون

. بخــور

خبر بعدي،با توجه به مسائلِ هتل زئوس، به ... نمايندگي چويي دونگ ووک، دادستان

. حکمِ بازداشتِ 14 اُم اين ماه رو صادر کرده

کاراگاه اوه از دفترِ مرکزيِ دادستاني سئول

نماينده چويي رو برايِ رخنه در اعتمادِ ، تجارت با مجازاتِ خاص محکوم کرده

... و حکمِ بازداشتش رو گرفته

پدرم چي شد ؟

بنشينين. وکيل پارک و وکيل لي نتونستن بيان . چون بايد به دادگاه يه سري مي زدن

پرسيدم که چه اتفاقي افتاده ؟

ميدوني که چرا پدرت از 7 تا وکيل استفاده ميکنه ؟

يعني اينکه ما هرطوري شده از پدرت محافظت . ميکنيم، پس يونگ دو نيازي نيست نگران باشي

. فقط زندگيِ معمولي ات رو ادامه بده

. برو مــدرسه

هتل از حالا به بعد توسطِ . نائب رئيس اداره ميشه

. نيازي نيست نگرانِ هتل هم باشي

. باشه

. پدرتون خواستن که يه پيامي رو بهتون برسونيم

"بايد قوانين وجود داشته باشه . با . هيچ تقلبي موافقت نميشه "

! ديوونه کننده است

اصلاً معني ميده ؟

چه اتفاقي افتاده ؟

اين ديگه کيه ؟

... چويي

. يونگ دو

چويي يونگ دو ؟

کسي که همش اذيتت مي کرد ؟

اه ... خودشه ؟

پسرِ اون هتلدار ؟

چرا به اينجا اومدي ؟

هنوز چيزايي هست که ميخواي با اونا منُ اذيت کني ؟

... اينطوري که

. فکر مي کني نيست

. اومدم بهت بگم، متاسفم

. فقط ميخواستم همينُ بهت بگم

. صميمانه از ته قلبم، ازت معذرت مي خوام

. معذرت ميخوام

. واقعاً . متاسفم

خيلي شگفت زده شدم که يه نفر مثلِ ، تو ميدونه چطوري بايد معذرت بخواد

، اما اگه واقعاً برام متاسف باشي

. پس بايد همهِ زندگيت با احساسِ گناه زندگي کني

. باشه . اينکارُ مي کنم

. هرگز معذرت خواهي ات رو قبول نميکنم

. هرگــز

. دوباره نيا، و سعي نکن پيدام کني

. بياين بريم

سئول بدونِ تو از هميشه . سردتره

خبر بعدي،با توجه به مسائلِ هتل زئوس، به ... نمايندگي چويي دونگ ووک، دادستان

. حکمِ بازداشتِ 14 اُم اين ماه رو صادر کرده

کاراگاه اوه از دفترِ مرکزيِ دادستاني سئول

... نماينده چويي

همين الان خبرها رو . در موردِ پدرِ يونگ دو شنيدم

. استيو، ديدنِ دوباره ات واقعاً عاليه

. منم همينطور

ايشون همون پسرِ دومِ رئيسِ کيم نيستن که در موردش صحبت کرده بودي ؟

. بلــه

. از آشناييتون خوشبختم - . منم همينطور -

در تعجبم بدونم چه حسِ سنگيني داره

وقتي صورتِ خانواده ات رو تويِ اخبارِ ملي مي بيني ؟

فقط اينجا رو امضاء کنيم ؟

. بله، رئيس کيم خيلي ازتون ممنون ميشه

. باشه، ممنونم

اميدوارم شانس باهاتون يار باشه . ممنونم -

، تويِ دنيايي که همه توش به نظر ميرسن ، همه جايگاهِ خودشونو دارن

، تو، يونگ دو و بقيهِ بچه ها

چقدر صدمه ديدي ؟

وقتي که هميشه اولين نفري بودم ، که به مدرسه مي رسيدم

شاهد بودم که يه نفر . خطوطِ بدنِ يه نفرِ مرده رو ترسيم کرده بود

. خيلي تعجب زده شده بودم

. امکان داشت هرکسي مجرم باشه

، يه روز امکان داشت ارشد هيو شين باشه

، يه روز يو سول

يه روزم ممکن بود ميونگ سو باشه ، کسي که به خاطرِ شادي اش هيچکس بهش مشکوک نميشه

. و روزهايِ ديگه هم امکان داشت راچل باشه

، و امروز

. يونگ دو بود

بعد از اينکه ميفهميديم مجرم کيه ، چي مي شد ؟

مثلِ قبل نميتونستم بهشون حسادت کنم

. يا از بقيهِ دانش آموزا متنفر باشم

....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::....

، تـــان

تويِ يه صبح مثل امروز، هرگز

خودت خطِ رسمِ بدنِ يه مــُرده رو ترسيم کردي ؟

. ممنونــَم

، عليرغمِ اينکه خيلي سنگينه، خيلي سخته

، و با اين حال که تو خيلي ناراحتي

اميدوارم غير از صدمه ديدن و ضربه . خوردن بتوني يه کارِ بهتر انجام بدي

ميدونين

يکم ديگه بهش فکر کنين

، فعلا

. آقايِ چان، انتخاب با خودتونــِه

. خواهش مي کنم، به ما ملحق بشين

اميدوارم کــه

همهِ وزنه هايِ سنگين ، هيچکسي . رو خــُرد نکنن

. کيم تان، دلم برات تنگ شده

. پدر، برگشتم

خيلي خيلي از قبل بهتر شده. ورمش . خيلي خوابيده

کار چطوري پيش رفت ؟

کسايي بودن که هنوز تصميمِ قطعي نگرفته بودن . و بعضي ها هم نمي دونستن طرفِ کي رو بايد بگيرن

. اما بازم بعضي ها امضاء کردن

. نقشِ تان در اينکار خيلي برجسته بود

. کارت رو تويِ اين فاصلهِ دور خيلي خوب انجام دادي

شرايط تويِ کــُره چطوريه ؟

همونطوري که فکرشو مي کردم، اخراجِ . پدر تويِ جلسهِ هيئت مديره مطرح شده

اگه باهاش موافقت بشه، گروهِ امپراطوري ، بايد يه رئيسِ ديگه انتخاب کنه

. و بايد يه عالمه پروندهِ حقوقي رو دنبال کنه

، هرچي هم که باشه

More Farsi Persian subtitles for The Heirs (The Inheritors / Sangsokjadeul / 상속자들)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left