The Sessions

The Sessions

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Sessions 2012 Bluray720p,1080p (9movie ir Imdb-dl)
The Sessions 2012 720p BluRay x264-SPARKS
The Sessions 2012 1080p WEB-DL DD5 1 H 264-CrazyHDSource
The Sessions (2012) BluRay Bdrip Brrip x264 1080p 720p 480p
A Commentary by corleone645
کاری از روزبه و فرزانه

Tags

BluRay
720p
720
1080
x264
Published on: 2013-02-05
Downloads: 53
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.روزبه و فرزانه با افتخار تقدیم میکنند Corleone _ Blue August

"جلسات"

مارک او برايان" از سال 1978" .به دانشگاه "يو سي برکلي" ميره

.اون "او برايان" ـه که هفته پيش داره ميره کلاس

.اون وقتي شيش سالش بود بيماري "پوليو" گرفت

،بيماري بدنش رو فلج کرد .ولي ذهنش رو هشيار و آگاه گذاشت

...و از وقتي که ميخواست نويسنده بشه

مارک او برايان" وارد دانشگاه "کال" شد" .تا رشته انگليسي بخونه و تخصصش رو ياد بگيره

اون اين شعر رو برامون درمورده مدرسه .و فارغ التحصيلي نوشت

".فارغ التحصيلي"

.امروز من تشويق جمعيت رو شنيدم

.دوست هام بهم تبريک گفتن

امروز پرسيدم که آيا ميتونم جايگاهي .مثل بقيه در جامعه پيدا کنم

...که مثل من مطالعه کردن، درس خوندن، نوشتن

.و امتحان نهايي رو با جامه و کلاه قبول شدن

.امروز اميدوارم شما يه مرد بر روي صحنه ببينيد

مارک او برايان" بهمون ياد ميده که شجاعت" .و پشتکار بر هر مانعي غلبه ميکنه

..."با "مارک او برايان" در دانشگاه "يو سي برکلي

بيل هيلمن" هستم از کانال پنج" ."اخبار شاهد عيني"

"نفس کشيدن"

.به خودت نگاه کن

...اين خيمه ي عالي، هوا

.بر روي من فشار مياره

.با فشار 15 پوند بر اینچ به من وارد میشه

.متراکم ميکنه، سنگينه، اقيانوس آبي تابان

.منو با نزديک بودن و بيکرانيش مسخره ميکنه

و تنها چيزي که گير من مياد .يه ساطع نازک از اونه

.زندگي من به يه بند انگشته

.ريدم توش

.خيلي خُب، فقط تمرکز کن

.با ذهنت بخارون

.خيلي خُب، ذهنت

.با ذهنت بخارون

.صبح بخير

.صبح بخير

.دير کردي

."جووان"

.قسم ميخورم اين يه هرزه ي ديوونه بود

.که اينقدر منو تاب ميداد تا بترسم

حالا اين همه هياهوي براي چي بود؟"

".شما فلج ها همتون ترسوئيد، هميشه هم بودين

.من هيچي نميگفتم

.من رمان لاغر خودم رو تو ذهنم تايپ ميکردم

.و به انتقام فکر ميکردم

يه لطف در حقم ميکني؟

تو اسباب کشي کمک ميخواي؟

.ميخوام حقوقم رو زودتر بدي

.مثلا، دو هفته زودتر

درخواست زيادي نيست، مگه نه؟

اگه تا دو هفته ديگه دووم نياوردي چي؟

خيلي برام سخت بود که ديگه نميتونستم .از اون يکي تختم استفاده کنم

.هموني که ميشد خودت کنترل کني

.باعث شد چند تا تصادف تماشايي بکنم

،در اصل، غرض از تمام آينه ها .نميتونستم ببينم کجا دارم ميرم

ترس "مريم" و درکش به آهستگي بهش .فخر و هدف داد

...اليزابت"، خودش رو با "سينت جان" حامله کرد"

.و قدرت شگفت انگيز اين زن رو حس کرد

...اليزابت" و ايمان مطلقش بود"

.که به "مريم" شجاعتي داد که نداشت

...و اون تشکر کرد". سخن هاي خداوند بزرگم بود

.و روحم دوباره به خدا، و ناجي ـم شاد شد

امیدواريم روح خداوند با شما باشه .و هميشه با شما باشد

.آمين

من قطعا يه با ايمان واقعي هستم، ولي من .به خدايي با حس شوخ طبعي ايمان دارم

.يه حس شوخ طبعي بدجنس

.هموني که منو با تصور خودش به وجود آورد

.سلام، فکر نکنم آشنا شده باشيم

.من پدر روحاني "برندن" هستم

.من "مارک او برايان" هستم

"من پدر روحاني "شيموس .رو خيلي خوب ميشناختم

.متاسفم که ديگه اون اينجا نيست

.همينطور خيلي از ما .تلاشم رو ميکنم که جايگاهش رو پُر کنم

ميخواين به اعترافتون گوش بدم؟

.بله

،به پرستارم گفتم نيم ساعت ديگه برگرده عيبي نداره؟

.من عجله اي ندارم - ...من ممکنه يه کم وقت تلف کنم -

.ولي ارزش زحمتش رو دارم

."سر و پا به گوشم، "مارک

.خيلي خُب

.اين دقيقا اعتراف نيست .هنوز اون کار رو نکردم

من يه جورايي اميدوار بودم جلو جلو ايرادش .رو بهم بگيد

چي تو ذهنته؟

.ضروري ترين نکته تو ذهنم يکي از پرستارهامه

."جووان"

.فکر کنم ميخوام اخراجش کنم

.فکر شيطاني اي هستش، ولي نميتونم تحملش کنم - متقلبه؟ -

يا نا شايسته؟ - .نه، هيچکدومشون -

.اون يه جوري نگام ميکنه

انگار ميگه: "بيشتر از اينکه من به تو ".نياز داشته باشم تو به من نياز داري

دوست دارم بخاطر حس رضايت بخش شيطاني .که بهم ميده بهش نشون بدم که اشتباه ميکنه

گناهه، پدر روحاني؟

.خُب، معلومه که داره اذيتت ميکنه

آره، خيلي اذيتم ميکنه، بخاطر اينکه اگه فقط يه حوس قدرت باشه چي؟

ميدوني؟ يعني من در مقابل اون؟

من در مقابل دنيا؟ - .من زياد نگرانش نميشم -

.سوال اينه که آيا دوست داري پيشت باشه يا نه

.نميتونم تحملش کنم - .پس از شرش خلاص شو -

،اگه من ميتونستم انتخاب کنم .يکي رو پيدا ميکردم که مهربونه

.حتي اگه بخاطره حس قدرت و انتخاب باشه

پس دعاي خيرتون براي اخراجش رو بهم ميديد؟

.غير رسمي، آره

.براي من همين کافيه

.سلام

."آماندا"

...آماندا" دختر خوشگلي"

.براي لمس کردن، بغل کردن، بوسيدن بود

تجربه اي داريد؟

.نه، اصلا

.عالي به نظر مياد

خُب، چه مدت ميتونيد خارج از دستگاه باشيد؟

.سه يا چهار ساعت - .آره -

.بستگي داره چقدر بهم خوش بگذره

...وقتی از بین مردم رد میشدیم

.اون نمیتونست منو همونجا تنها بزاره

...مثل آدامس های خشک شده

.زیر زندگی چسبیده بود

.منو يه دفع برد پيکنيک

.با دوست پسر و يه زوج ديگه

.شهوت تو هوا ميچرخيد

و دوست پسره چي فکر ميکرد؟

اينکه من سره راهشم؟

.من فکر کردم من هميشه سره راهه يه نفرم

.نور خورشيد تو چشم هام

و؟

و چي؟

و بهش دست هم ميزني؟ - .چي...؟ آره -

.همه کار ميکنم

سوال ديگه اي هم داري؟

.چندشه - چي؟ -

چي گفتي؟

.خيلي خُب، ببين، لازم نيست ازش دفاع کنی .اين يارو براي من تهديد نيست

آره؟ چرا نه؟

.خدايا، از تو مرد تره

خُب، نظر دوست پسرت درمورده من چيه؟

اون عوضيه، مهم نيست اون درموردت .چي فکر ميکنه

.من به نظر يه عوضي علاقه مندم

...اون فکر ميکني که تو يه جور جادوگري

.که منو ميخواي به سمت خودت هيپنوتيزم کني

.راست ميگه

.ميگه داره از همين الان تغيير ها رو ببينه

...پوست عالي و سفيدش

...صورت دوست داشتني سلطنتيش

.پاهاي قوي و گوشتيش منو از خوشي نا اميد ميکنه

ميخواي اينکارو بکنم؟

من فقط آرزوي دست هايي داشتم ...که تکون بخورن

.فقط براي اينکه لمسش کنم

.همين کافي ميبود

.تا با قلب مهربون و نترسش منو قبول کنه

...تا در زندگيش باشم

.و رابطه ي بيشتري داشته باشيم

.خيلي خُب

.پيرهن، پيرهن، پيرهن

.اينو بايد بخري

چي؟ چي گفتي؟

.عاشقتم

...آم

اونم مثل تو عاشقت بود؟

.اينطور به نظر نميرسيد

بعضي وقت ها مردم تو نشون دادن .احساستشون خجالتي هستن

...خُب، براي اينکه اگه دفعه ي اول نشنيد

من دوباره بهش گفتم که عاشقشم .و ميخوام باهاش ازدواج کنم

.فکر ميکردم ممکنه تغييري ايجاد کنه - حالا کرد؟ -

.آره

.رفت

...آماندا" ميتونست دختر خوشگلي"

براي لمس کردن، بغل کردن .و بردن به تخت خواب باشه

.کاش ميدونستم چي بهت بگم

.به نسل انسان ها خوش اومدي

.هر روز، يکي قلب يکي ديگه رو ميشکنه

.و همينطور که گفتم، من پيشت هستم

.فقط کاش ميتونستم بهت کمکي کنم

تمام چيز هايي که ميدونم ايده هايي ...مبهم از زندگي و مرگه

.که به ما کشيش ها ياد دادن

تا حالا فکر کردي احساساتت رو با روانپزشک درميون بزاري؟

.درواقع نه

پدر روحاني؟ - بله؟ -

.فکر کنم به بغل نياز دارم

بغل؟

.آره

.بيا

سلام، "ويرا"؟ - .آره -

.سلام، من "راد"ـم - .سلام -

...من معمولا از ساعت 4 تا نصف شب کار ميکنم

.ولي اگه لازم شد ميتونيم شيفتمون رو عوض کنيم

تجربه اي داريد؟

.يکم

ميشه تلفن رو جواب بديد، لطفا؟

.الو

.سندي" از مطبوعات "اقيانوس آرام" ـه"

ميشه اون دکمه رو بزني و بزاريش رو بلندگو، لطفا؟

."سلام، "سندي - سلام، "مارک"، چطوري؟ -

.خوبم

.پرستار جديد دارم .جواب تلفن رو داد

.اسمش "ويرا"ـست - ."خوش اومدي، "ويرا -

.مرسي - ...مارک"، ميخوايم مجموعه اي مقاله درست کنيم" -

.که فکر ميکنم ممکنه علاقه مند باشي

.موضوع ـش سکس و ناتوانه

.بايد با آدم هاي تو منطقه ي "برکلي" مصاحبه کنيم

ولي چرا الان؟

.چون بودجه ـش الان رسيد

More Farsi Persian subtitles for The Sessions

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left