The first 200 lines.
13روز قبل
بفرما اوه، شما...؟
آره، بقیش مال خودت چه خوب
من در زدم خوبه
میدونم منتظرم نبودی
اما یه سری حرفا هست که میخوام به پیشنهادم اضافه کنم
البته، بیا تو
ممنون
خیلی دیر کردی
یه کار بیشتر که نداری
تو خیابون دهم تصادف شده بود
تصادف تو اون خیابون که همیشگیه
شرایط غیرقابل پیش بینی بود مرد
چرا هنوز اینجایی؟ گورتو گم کن
متاسفم تام
اما اون بچه یه احمق تمام عیاره
متاسفم دیر کردم تو خیابون دهم تصادف شده بود
بیا بریم یه کم سریعتر
میتونیم شروع کنیم لطفا؟ یالا
من خودم اینکارو انجام میدم اما نمیخوام دستام آلوده شن
سلینا این مال توئه
دوتاشو پس بده
خیلی ممنون
هی چرا شماها
وقتی تو تیجوانا هستید یه سالاد سزار سفارش نمیدید؟
اصل سزار مال همونجاس
خیلی هم خوب، عاشقش شدم اتاق چطوره؟
خدمه آماده به کار هستن
اووه، امروز روز توئه خیلی ممنون
خواهش میکنم تام تو حرف نداری
اوه بیخیال
خب آقایون چه اتفاق مهمی افتاده؟
چه خبره؟
یه سری افراد تو سازمان ما هستن
که ما باید یه فکری براشون کنیم، چون... شرشونو کم کنیم
آره من یه مورد تو مخی دارم
یه پسر بچه پولدار که در صدر لیستمه
دوست بلوند من تو هتل؟
بله آقای پانکچوال
اون عضو باند گنگستری نیست بنابراین کد رو نمیدونه
ممکنه حتی قبل از این که پلیسا چیزی ازش بپرسن
دهن لقی کنه
بسیار خوب، گوش کن، ببین من کاری با جزئیات ندارم، باشه؟
اگر این کار گابریل رو خوشحال میکنه انجامش بدید
ببین من...من آدم گذاشتم مراقب...
من واقعا... نمیخوام چیزی دربارش بشنوم
سلام مرد سلام، چه خبر؟
دخترت چطوره؟
آه همون جنده ایه که بود
اوه مرد
اوه افتاد
ااینو نگاه کن ببین ببین ببین
یا خدا
اوه لعنتی
اوه لعنتی، خوبی؟
شهرفيلم تقديم ميکند بزرگترين آرشيو فيلم و سريال و مستند فروش جديدترين عناوين با بهترين کيفيت
مترجم شیما مشاور ترجمه @rebin339
واقعا متاسفم
مرد خوبی بود
قاتل عوضیش هنوز داره یه جایی اون بیرون
راست راست برای خودش میچرخه
میدونی کار کی بوده؟
خب پلیسا حدس میزنن یکی از آدمای مارکوس بوده
آره
درسته، دارن انتقام میگیرن چون فکر میکنن مرگ مارکوس کار من بوده
پدرم بخاطر من مرد نه
نه تقصیر منه که اون مرده نه اینطور نیست
تقصیر تو نیست
تقصیر هرکیه که مارکوس رو کشته، فهمیدی؟
شنیدی؟
بله
خب حالا چی میشه؟
خب...
اگر هنوزم بخوای من میخوام پروندتو بگیرم
باشه
پس موافقی؟
بله خوبه
خب مورد دیگه اینه که، آه...
ما یه جلسه دادرسی مقدماتی داریم(استماع دادرسی)
و این مشخص میکنه که اونا
شواهد و مدارک کافی برای کشیدن تو پای میز محاکمه دارن یا نه
اگر نداشته باشن همه چی تمومه
و من آزاد میشم؟ قطعا
بعدش کجا برم؟
نمیدونم پسر
باشه
ما داشتیم کت شلوارو میزون تنش میکردیم
و بعدش میدونی...
خدایا وحشتناکه اوه ترسناکه
شما دیدید؟
من صداشو شنیدم صدای گلوله هارو. اما...
سلام سلام
خولیو چطوره؟
خب خودت میدونی
خوب نیست
درمورد اسکار خیلی متاسفم
آره، اون یکی از آدمهای خوبی بود که میشناختم
میدونی، یه بار ماشینم روشن نمیشد
و اون بخاطر من منتظر شد تا امداد خودرو برسه
آره همچین آدمی بود
آره خیلی کمکم کرد
بهرحال خوشحالم که برگشتی
واقعا میتونیم از کمکت استفاده کنیم
منم خوشحالم که برگشتم
الان وقت دویدن نیست به خودت صدمه میزنی
ندو این همونه که میخوای؟
آره آره باشه
پس اول فندق بریزم آره؟ همم
بعد آه
فکر کنم دارچین دارچین
و بعدش؟ شکر
شکر. خوبه، آره آره
و بعدش اینجوری آره؟ فقط لوله اش کن عزیزم
لوله اش میکنیم عالیه اوه خوبه
اما از بغلاش یه کم میزنه بیرون
سلام تلفن پتیه من نمیدونم. این...
آره یه کمی میزنه بیرون. بسیار خوب تو بعدی ازش استفاده میکنم
هی بچه ها بیلی مکبراید پشت خطه
مکبراید، بیلی تلفنو بده من
بیلی
بیلی چرا نیومدی ها؟ نه نیومدی
تولد دیویتو جشن گرفتیم
بیلی تولد منه گوشیو بده من
بهش بگو بیاد اینجا
سلام اینجا یه کمی...
هیسس چی؟
و داروی بیهوشی و بی حسی ها باید کاری کنن
که تو دردو حس نکنی
باور کنید، من اینو حس کردم
بعدش خواست پینه پامو دربیاره و بهم گفت
دوست داری اینو یادگاری برداری؟
این یه جوکه
برای من جوک نیست
فقط من و خدا از دردی که میکشیدم خبر داشتیم
آره نشونش بده، نشونش بده نشونش نده
نه مامان مجبور نیستی اون کارو کنی
من باور میکنم نشونش نده
اوه مشکلی نیست مجبور نیستی
پنج روز من، من حرفتو باور میکنم
پنج روز پیش بود
داره میکشدم از صورتم نمیفهمی؟
چرا مامان، قطعا. من قبلا دیدمش دیدیش؟
پرونده ای داری بیلی؟ اینجا پرونده ای داری؟
خب قبلا پرونده ای درباره پینه پا نداشتم
بنابراین مطمئن نیستم خب پنج روز پیش بود
-شایدم بیشتر من نمیتونم کمکش کنم
اون میتونه کمکش کنه بشین بشین
گوش کن
من یه تجارت ملکی فوق العاده دارم که میتونیم با هم راش بندازیم
نه
اون اینکاره اس یه تاجر واقعی ملک
نه من یکی که نیستم
اوه بفرمایید
یا خدا
بسیار خوب بالاخره تنها شدیم
ممنون بهتره که...
ممنون. بهتره که برگردم داخل بنابراین...
بگو چه خبر شده؟
خب، مستقیم میرم سر اصل مطلب
فقط میخوام بدونی که بریتنی رو دوباره استخدام کردم
برای کاغذ بازی و یه سری کارای دیگه
به نظرم آدم خیلی احمقیه اما...
من اهمیتی نمیدم
ضرری برای من نداره
آره خب...
برای من تنها چیزی که فکر میکنم
قابل بخشش نیست قتله
هر مورد دیگه ای باشه من میگم میشه ازش گذشت
برام مهم نیست منظورم اینه که کار خودته...
من دلایل خودمو دارم
اسکارو یادته نه؟ اون صاحب رستورانه تو چزجی
آره مرد خوبیه، همونه که رو موهاشو میپوشوند
آره آره
خب پسراش عضو گروه جنایتکاران
و در حقیقت یه مدتی اینکاره بودن
و وسط یه گه کاری افتادن
و خودشونو به کشتن دادن
بچه کوچیکش که حدودا هجده سالشه
همیشه میومد بار(مشروب فروشی). میشناسیش؟
یادمه آره پسر کوچیکه آره
اون بخاطر موردی در ارتباط با کسایی که
برادراشو کشته بودن دستگیر شده
به ظاهر موضوع انتقامه
پس همچین پسر خوبی ام نبوده ها؟
خب نه فکر میکنم اون واقعا بچه خوبیه
حداقل فکر میکنم میارزه یه نگاه به پروندش بندازم
بهرحال
اسکار تنها شاهد اون بچه اس
اون موقع قتل خونه بود و...
اسکار داشت میرفت دادگاه میدونی، میخواست برای اون بچه شهادت بده
و آه...
بهر حال اون رفت و تو راه چزجی بود
که من صدای تیراندازی شنیدم و دویدم بیرون
و... اسکار تو پارکینگ افتاده بود
بنابراین حالا اون بچه هیچکسو نداره
پدرش مرده برادراشم همینطور
و اون به اتهام قتل تو زندانه
به نظر میاد راهی نداره
بنابراین من پرونده رو گرفتم
و به کمکت احتیاج دارم
No comments yet. Be the first to leave one.