The first 200 lines.
لطفا بشينيد
...آقايان، شما افسران متعهد از
تمام خدمات دفاعي،پليس و اداره مطلع هستيد
موضوعي که در اين جلسه ميخوايم بهش بپردازيم، بسيار جديه
خيلي خطرناکه و هر چقدر ازش بگم، کم گفتم
...با تو جه به گزارش اداره مرکزي
... قدرت گسترش خشونت و خرابکاري ...
در حال افزايشــه.گراههاي تجاري ...که به بازاريابي سياه مشغول هستند
و قاچاقچيهايي که علاوه بر مواد، قاچاق سلاح هم ميکنند
اين يک واقعه الکي نيست اين يک سازمان عظيم است
و قدرت اين سازمان خارج از کشوره
!!!!زنده باد مــوگامبــو
!!!!زنده باد مــوگامبــو
!!!!زنده باد مــوگامبــو
،آقاي موگامبو پس از آتيش زدن انبار غلات دولت
هر جا کمبود غلات بود با قيمت بازار سياه تو همون منطقه پخش کرديم
آقاي موگامبو
...تو کشور بيش از صد هزار بار و قمارخونه باز کرديم
آقاي موگامبو، سود کلاني هم بدست آورديم
موگامبو، خوشحال شد
!داگا! تيجا
از اين پول براي نابودي و تباهي استفاده کنيد
، تو هندوستان اين آشوبها، قتلها ضرب و شتمها، غارتها، اين همه سردرگمي
...اگه همين جوري پيش بره
اون رور خيلي دور نيست که روياي موگامبو محقق شود
کاپيتان زورو
...يک نقطه تو سواحل بمبئي رو ميخوايم که
که هر چقدر بخوايم اسلحه وارد هندوستان کنيم
انجام خواهد شد؟ قطعا-
موگامبو، خوشحال شد
...هنديهاي نادون
...تا امروز تاريخ واسشون درس عبرت نشده
...هر وقت بين خودشون جنگيدن
يک فرد خارجي اونارو بردهي خودش کرده
با اين حال هنوز ميان و با همديگه ميجنگن
بخاطر مذهب و دين و... ميجنگن
موگامبو به اونا سلاحي ميده تا همديگه رو بکشن
و وقتي که خودشون پايه و اساس ...خودشون رو نابود کردن
اونوقت قدم بعدي رو بر ميدارم اونوقت کل کشور زير پاي من خواهد بود
و هر هندوستاني بردهي من ميشه
!اونوقت ميگن...زنده باد موگامبو، پادشاه هند
!زنده باد موگامبو، پادشاه هند
!زنده باد موگامبو
!زنده باد موگامبو
موگامبو خوشحال شد
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: اميد و سميرا
!تو
!تو
!تو
!زنده باد موگامبو
!بپر !زنده باد موگامبو-
!بپر !زنده باد موگامبو-
!بپر !زنده باد موگامبو-
موگامبو خوشحال شد
...زماني که اون فرمول رو بدست بيارم
..کدوم فرمول؟ ...هموني که با استفاده از اون-
انسان نامرئي ميشه
فکرش رو بکنيد اين سربازان که ...با دستور من هر کاري ميکنند
وقتي ديده نشن چه کسي ميتونه باهاشون مقابله کنه؟
فرمولي که انسان رو نامرئي کنه؟
!دکتر
بيست سال پيش يک دانشمند هندي اين فرمول رو کشف کرد
مرد ولي فرمول رو به کسي نداد
فرمولي که انسان رو نامرئي کنه؟ چطور ممکنه؟
چطور ممکن نيست؟ علم در جهش خيلي پيشرفت کرده
اشتباهست که فرض کنيد آنچه که امروز ممکن نيست هرگز نخواهد بود
من فقط به 100 الي 150 سال پيش اشاره ميکنم
اگه کسي ميگفت که کشتيهاي آهني ...ساخنه ميشه که تو هوا پرواز ميکنن
و طي چند دقيقه به مسافت ميرسه بهش ميگفتن ديوانه
اما اين اتفاق افتاد و هيچکس از ديدن اونا امروز غافلگير نشده
اگر کسي در مورد تلفن يا راديو و موتور سيکلت به شاهنشاه اکبر ميگفت
باور نميکرد
ما حاضر نيستيم آنچه رو که نميتونيم ببينيم باور کنيم
....و اگه ميگفتن
عکسهاي ميشه گرفت ...که اعضاي درون بدن رو نشان ميده
بعد مردم مثل شما ميخنديدند اما امروز پرتوهاي ايکس واسه همه عاديه
استاد؟ بله، رامان-
همونطور که با پرتو ايکس اعضاي دران بدن ديده ميشه
علم ميتونه چيزي رو اختراع کنه که انسان رو نامرئي کنه؟
اين چه سوال احمقانيه؟ همچين چيزي ممکن نيست
...اما شما گفتيد که علم بشين-
وقت شوخي کردن نيست،بشين
...دکتر جگديش، ما ميخوايم که
فرمول رو به ما بده !!هرگز-
...احمق نباش، اگه لجبازي کني
اونوقت دستيار شما استاد سينها به هر قيمتي فرمول رو به ما ميده
براي همين ميگم که احمق نباش
فرمول رو بده و هر چقدر پول بخواي بهت ميديم
نميتوني من رو بخري الان به پليس زنگ ميزنم
!!نه،نه !!آقاي سينها-
بگيريدش، نذاريد فرار کنه
استاد؟
رامان
چي شده؟
...امروز سر کلاس شما رو ناراحت کردم،واسه
نه، در اصل من اشتباه کردم
سوالت درست بود اما ايشون بايد جواب ميداد
ايشون کي هستند؟
دانشمند بزرگي بودند
رامان يادته که با پسرش آرون آشنات کردم
اين پدر آرونه، يادته؟
...هموني که بچههاي زيادي آره-
بدون پدر و مادر، بزرگ شد ...شايد همين درد
باعث شده که هر کجا بچه يتيمي رو که ميبينه با خودش مياره خونهـش
خونهـش شبيه يه خوابگاه کوچيکه
!کالندر
تخم مرغم سوخت، کالندر
!کالندر
چي شده داداش آرون؟
چرا سر صبحي مثه ديوونهها داد ميزني؟
تا حالا نفهميدم چرا پدر و مادرت اسمت رو کالندر گذاشتند
ميخواستن برام اسم انگليسي انتخاب کنن
اگه به جاي کالندر اسمت ملکه اليزابت بود هم بازم آشپز ميشدي
کجا تمرگيده بودي؟- توي اتاقـم-
...هر جا ميخواي بتمرگ ولي بهم بگو
چرا با وجود تو بايد هر صبح براي بچهها غذا درست کنم؟
جواب بده- از خوش شانسي شماست، تقصير کسي نيست-
اشتباه اينه که تو فرق خوابيدن و مردن رو نميدوني
همه ميخوابن ولي تو اصلا بيدار نميشي
اگه فردا هم دير کني از حقوقت کم ميکنم
کم کن حداقل به اين بهونه يه حقوقي گيرم مياد
پنج سال شده و حقوق نگرفتم
چه رنگيه؟- بنفشه-
واقعا؟ اخبار صبح رو گوش کنيد جيره غذايي تموم شده
از مغازه روپچند خريد ميکنيم
خبر دوم، مانيک لال اومده بود براي کرايه خونه
بهش ميديم، خونهـش رو که نميدزديم
بچهها حموم کردن؟- آره ديراز-
الان توي رختخوابشون دارن روياهاي شيرين ميبينن
صبح بخير بچهها
صبح بخير بچهها
صبح بخير بچهها
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
صبح بخير بچهها
بچهها، زود بلند شيد- !صبح بخير-
يکي يکي بريد حموم و مسواک بزنيد
عجله کنيد عجله کن، جوگل
اگه هر صبح،آب رو سرمون نريزه، چقدر خوب بود
چقدر خوب ميشد شما هم بدون اينکه آب بريزم،بيدار شي
چرا مدرسهها صبح زود باز ميشن؟
چون همه چي از صبح شراع ميشه و شب همه ميخوابن
صبح بيدار ميشن اگه همراه زندگي باشي بايد صبح بيدار بشي
چرا بعد از يکشنبه، دوشنبه مياد؟
همونطور که بعد از خوشي، غمـه و بعد از غم هم خوشيـه
بعد راز، شب ميشه همينطور بعد يکشنبه، دوشنبه ميشه
...همونطور که بعد از شنبه - يکشنبه ست-
"اصول زندگي همينه"
"بعد از شکست يه پيروزيـه"
"اصول زندگي همينه"
"بعد از شکست يه پيروزيه"
چند قطره اشک،چند تا لبخند" "اگر امروز حالمون خوب نيست
"فردا خوشاينده"
"اصول زندگي همينه"
"بعد از شکست يه پيروزيه"
چند قطره اشک،چند تا لبخند" "اگر امروز ناخوشاينديم
"فردا خوشاينده"
"اصول زندگي همينه"
"بعد از شکست يه پيروزيه"
" سپيده دم، بخشي از زندگيـه"
" سپيده دم، بخشي از زندگيـه"
"زندگي يه سفر طولانيـه"
"زندگي يه سفر طولانيـه"
"...يه طرف درده"
"و يه طرف شاديه..."
"زندگي مثل يه آهنگـه"
"اصول زندگيـه"
"اگه ابرهاي غم بيان"
"بازم لبخند ميزنيم"
"اگه ابرهاي غم بيان"
"بازم لبخند ميزنيم"
"...اميد چشمان مون"
"هميشه روشنــه..."
"اگه امروز رو از دست بديم، فردا رو داريم"
"اگه امروز ناراحتيم فردا خوشحاليم"
"زمان مثل يه دوستـه"
"اصول زندگيـه"
"اصول زندگي همينه"
"بعد از هر شکست يه پيروزيـه"
چند قطره اشک، چند تا لبخند" "اگر امروز ناخوشاينديم
"فردا خوشاينديم"
"اصول زندگي همينه"
"بعد از هر شکست يه پيروزيـه"
دو ساعت گذشته هنوز کار رو تمام نکردين؟
مثل لاک پشت کار ميکنيد
روز بخير
بدبخت شدم
دوباره اومديد؟
شما با قرض کردن من رو ورشکست ميکنيد
دشمنتون ورشکست بشه من هميشه دعا ميکنم موفق بشين
بدبختم ميکنن- سلام، روپ-
فکر کردم که همه قرضهام رو يک جا بدم
نظرت چيه؟
پرداخت ميکني؟
تــو؟
خنديد، بهت گفتم ميخنده
چرا ايستادي؟ برو برنج و آرد و هر چي لازمه بردار
روپچند از خودمونه حسابدار، بزن به حساب
هر ماه ميگم هيچي بهتون ندم
ولي قلبـم- قلب بزرگي دارين-
کي توي اين دوره زمونه با اين قيمت برنج ميده
No comments yet. Be the first to leave one.