Reprise

Reprise

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Reprise 2006 1080p BluRay x264 AAC5 1-[YTS MX]
A Commentary by mohsen asgari
تنظیم برای تایم: 01:46:45

Tags

bluray
resynced
Published on: 2026-08-24
Downloads: 0
Hearing Impaired: No
FPS: 24

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

قراره چیزی منتشر کنیم یا نه؟

یا میخوای احساسی عمل کنی؟

- تردیدمون یه دلیلی داره - منظورت چیه؟

تو وایسادی

آره، ولی باز ادامه میدم

واقعا میخوام اینو به دنیا نشون بدم؟

بیا انجامش بدیم

همه چی از اینجا شروع میشه

دست نوشته هاشون بلافاصله قبول میشه

و پاییز بعدی چاپ میشه

سرانجام نویسنده میشن

کتابهاشون کم فروش درمیاد اریک و فیلیپ نمیتونن اهمیت ندن

از اون مهمتر، طبیعت مرموز کتابهاشون اونا رو سریع تبدیل به کارای کلاسیک میکنه

فیلیپ غرق موفقیتش میشه

در اوج غرور، پایان پروژه ادبیشو اعلام میکنه

نه، عشقه که باعث میشه فیلیپ اعتقادشو به ادبیات از دست بده

بدون اینکه حتی به یه نفر بگه اسلو رو ترک میکنه

بعد از سه ماه نمیتونه به دره ورز برسه

منظره ی غارنگاری های لاسکو باعث ایجاد حالت هذیانی میشه

فکر میکنه ژاپنی بلده

یه روز کامل دنبال توریستهایی از هیروسیما راه میافته

بعد از حال میره تشخیص: سندروم استاندال حاد

عشق به نوشتن دوباره میزنه بالا

ژانویه اسلو

گم شدن فیلیپ باعث از بین رفتن الهام شده

حقیقت: هنگ کردن نویسنده

استن اگیل دان به اریک پیشنهاد میکنه که برای نوشتن سفر کنه

،او دختر یه ناشر فرانسوی بود پدرش روش فشار میاورد

جسمی و روحی که باعث ایجاد عقده حقارت شده بود

بیست و چهار اکتبر خودشو از بالکن میندازه پایین

توی نامه ای نوشته بود که با شادی نمیتونه کنار بیاد

مرگش موجب خلاقیت اریک میشه و این باعث شرمندگیش میشه

خیلی شانسی تو یه کافه همدیگرو دیده بودن

نه، تو خیابون

مترو توی فرودگاه

نه، توی باغ لوکزامبورگ

میفهمن که هر دو دارن یه کتاب رو مینویسن

کتاب تو شرق افریقا انقلاب راه میندازه

واتیکان ممنوعش میکنه دالای لاما رو سرخورده میکنه

و تمایلات جنسی فرد رو شکل میده

فرد، پسر دوازده ساله ی یه شیرینی پزه

که کتابو میخونه

اینجاست که همه چی شروع میشه

باید از این کشور بزنیم بیرون

اریک وقتی به صحت بدگمانی هاش پی برد، یه نفس راحت کشید

این که کاملا بی استعداده

دست نویس فیلیپ قبول شد کتابش پاییز وارد بازار شد

سلام

شش ماه بعد

این سی دی ها حرف ندارن کریس دی برگ، سیسل

- پن پایپ مودز؟ - اونا سی دی های قدیمی باباست

- اونا با ماشین اومدن - با ماشین؟

تهویه هوا و پن پایپ مودز جزو تجهیزات استاندارد ولوو عه؟

- همه شه؟ - فکر کنم

ممنون

خیلی باحاله که برگردی خونه ت آپارتمانت، کامپیوترت

شاید باز شروع کنی به نوشتن

- آهنگ داری؟ - عه...نه

دستور دارویی گرفتی فیلیپ؟

با یه دکتر حرف زدم

تو بیمارستان میگن که

بیشتر آدما معتاد میشن به

ببخشید ولی الان بیشتر مثل گیر میمونی

لعنتی

رفیقای آس

گیر

میشه بریم بیگدوی؟

الان سرد نیست؟

گروه پانک کامیون، کنسرت خداحافظیشونو بیست و هفت دسامبر نود و نه اجرا کرد

آهنگ بعدی "Fingerfucked by the Prime Minister".

مورتن، یکی از هواداران سرسختشون به قطار نرسید و باید پنجاه کیلومتر رکاب میزد

بعد از دوازده دقیقه یه زانو رفت تو چشمش

اولین برخوردش با فیلیپ و بقیه

پانک هم به سرعت تجاری شد

هنینگ یه آژانس تبلیغاتی زد

کاتینکا

مورتن هم کالج رو ول کرد و شد مشاور خلاق هنینگ

در مورد تبلیغات در فضاهای عمومی بحث میکنه

میخوام یه جور بکشونمش زیر پتو

سلام لیلیان

اریک فاصله ی دوست دخترش رو با رفیقاش حفظ میکرد

امشب؟ نمیدونم

مورتن از گیر پرسید که بنظرش چطوره

گیر گفت: باهوش

مورتن برداشت کرد که یعنی زشته گیر هم تایید کرد

گیر وقتی مست بود به اریک گفته بود میترسه به این دلیل باهاش دوست باشن

که برادرش توی گروهه

اریک باید دو روز صبر میکرد تا ازش بلیت مفت بگیره

یعنی چی؟

"Que le tout"?

فیلیپ لطفا یه خرده کمش کن

ویالن باحاله ولی

تنها چیزی که باقی مونده همه چیزه

کل

- سلام فیلیپ - سلام مامان

سلام

- اوضاع چطوره؟ - خوبه؟ فکر کنم

- راحت اومدی؟ - آره

- زیاد که ترافیک نبود؟ - نه، بیگدوی وایسادیم

وسایلمو ریختی بیرون؟

خوب، یه ذره تمیزکاری میخواست

- عکسهای کاری کجان؟ - در موردش حرف زدیم

- ریختی رفت؟ - بخاطر خودته

- چرا بهم نگفتی؟ - یادم رفت، دکتر

کلیدامو بده مامان

کلید یدک باید باشه

هی

باید کلیدارو بگیری

روش فکر کن. احتمالا الان یه چیز باورنکردنی بنویسی

- اوضاع نوشتنت چطوره؟ - افتضاح

دوباره روی آخری که فرستاده بودم کار میکنم

یه نگاه بهش میندازی؟

فقط باید بفرستیش مطمئنم عالیه

بریم خونه؟

خسته بنظر میام؟

فروش یعنی خواست تعهد، علم

خوبه فیزال ولی یه نکته کلیدی رو فراموش کردی

تا وقتی نتونی رو در رو بفروشی پشت تلفن نمیتونی بفروشی

وقتی میای اینجا، باید حجب و حیا رو بزاری پشت در و وارد شی

اوه تخم حیا رو ملخ خورد

توپو بچرخون فیزال

اوکی. تو کی هستی؟

- کاری - کی؟

کاری

کاری بزرگ شده ی قسمت شرقی شهر بود

فیلیپ قسمت غربی

با اینکه فیلیپ اصرار داشت که اونو روز استقلال سال هشتاد و نه دیده

و اینکه گم شده و رژه رو با یه مدرسه ی دیگه تموم کرده

کاری باور نکرد ولی از داستان خوشش اومد

کاری رون رو ملاقات کرد گیتاریست سابق کامیون

خواننده فعلی گروه "Mondo Topless"

و اتفاقا بدترین انتخاب برای اسم گروه اونم از عنوان فیلم راس مایر

هیپی های لعنتی

بعد از سه روز قرار گذاشتن با رون کاری متوجه فیلیپ شد

به نظرش جذاب اومد ولی از گی بودنش اطمینان داشت

از رون دربارشون پرسید

یه سری بچه پولدار لاشی از قسمت غربی

شنیدم یکیشون این کتاب عجیب رو نوشته

فیلیپ بعدا به کاری گفت که میدونسته سرنوشتشون بهم گره خورده

بعد ده ثانیه نگاهش میکنه

ده، نه، هشت, هفت شش، پنج

چهار

سه

دو

یک

روز بعد دعوتش کرد پاریس

شوخی های زهردار فیلیپ روده هاشو از خنده بالا آورد

فیلیپ این حالت رو منزجر کننده میدونست

و این خنده شو شدیدتر کرد نگاه خیره ش جذابش میکرد

فیلیپ عاشق در آوردن ادای دخترای سکسی توی موزیک ویدیوها توسط اون بود

تنها دختری که میشناخت صاحبه Ramones "Road to Ruin" on vinyl

حال میکرد که جفتشون از کلش متنفر بودن

حالت خوبه؟

خوبم

- سلام - شگفت انگیزه

باورنکردنیه

توی مترو علامتو ندیدم

نشستم، و گفت نباید بشینی، رنگیه

ولی هیچ رنگی نبود

کاپشنت رنگیه کل پشتت رنگیه

نه، نیست

- یه چیزی بود، گه - فیلیپ، چی شده؟

فقط من، من

تصادفی نبود

آشناییمون تصادفی نبود

دکترها گفتن عقده ی عشقش باعث بروز جنون شده

وقتی فیلیپ بستری شد به کاری گفتن بهتره ملاقاتش نکنه

سلام

به زور اومدم داخل کجا بودی؟

- هی زنگ میزدم - رفتم خرید

- خوبم. نگران نباش - ببخشید

میخواستم همینو بهت نشون بدم

قبول کردن. کتابو چاپ میکنن Prosopopeia

عالیه

- به لیلیان نگفتی هنوز؟ - نه

جلد کتاب خیلی مهمه

نمیگی اگه کتابت قبول شه

منظورت چیه؟

- باید با لیلیان بهم بزنم - مجبور نیستی

چرا، مجبورم

سه ساله با هم میریم بیرون

دیگه نمیتونم وقتمو تلف کنم

نمیتونیم دوست دختر داشته باشیم الان

باید بخونیم و بنویسیم

و با رفیقامون قطع رابطه کنیم

اگه هم زد بالا

منحرف عمل میکنیم، یعنی سکس فتیشی با فاحشه ها

تو که نمیتونی این کارو با لیلیان بکنی

اون

نه

باید باهاش بهم بزنم

فقط واسه خوب موندن نباید باهاش بمونم

نه این که باهاش بد بگذره خیلی هم باحاله

دخترا باحال نیستن یا خوشگلن یا جذاب

حتی سکسی البته اگه خوب رژیم بگیرن

میتونن نجیب و مهربون باشن، احمق ولی کی نجابت میخواد؟

دور و برت نیاز داری به یه سری آدم جالب

تا حالا یه دختر بهت موزیک جدید معرفی کرده؟

یا بهت کتابی معرفی کرده که دوران دبیرستان نخونده باشی؟

چیزی که یه ذره دور از عرف باشه؟

More Farsi/persian subtitles for Reprise

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left