Zorro

Zorro

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Zorro 1957 S01E35 The Tightening Noose 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 35 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 174 lines.

نه، من این کار رو نمی‌کنم. من از شما انتقاد نمی‌کنم، دن آلخاندرو.

من کسانی رو که قسم خورده‌اند، سرزنش نمی‌کنم.

اما چرا باید خودم و خانواده‌ام رو به خطر بندازم؟

وقتی که من هر طور شده دارم از اینجا می‌رم؟

نظر پدرم اینه که شما نباید برید.

حداقل نه الان.

خوشحالم پدرت دیگه بین ما نیست، آلفردو.

او نمی‌تونست تماشای فرار پسرش از مبارزه رو تحمل کنه.

من از مبارزه فرار نمی‌کنم، دن آلخاندرو.

و من اینجا نیومدم که بحث کنم.

من به سنی رسیده‌ام...

که آدم آرامش، امنیت و رضایت می‌خواد.

این دیگه در کالیفرنیا ممکن نیست.

آیا هرگز زمانی وجود داشته که مردم بتونن امنیت پیدا کنن...

اگه حاضر نبودن برای حقوقشون بجنگن؟

خواهش می‌کنم. تصمیمم رو گرفتم.

شما متوجه نیستید دارید چیکار می‌کنید؟

اگه الان برید، مثل اینه که اولین شکاف رو توی سد ایجاد کنید.

بقیه هم ممکنه تصمیم بگیرن برن.

ما کار کرده‌ایم و برنامه‌ریزی کرده‌ایم و ساخته‌ایم و رویا دیده‌ایم.

همه این‌ها برای فرزندانمون و فرزندانِ فرزندانمونه.

چطور می‌تونیم بدون مبارزه تسلیمش کنیم؟

اینا همون بحث‌هایی هست که شش ماه پیش به من کردید.

و هر روز، اوضاع بدتر شده به جای بهتر شدن.

بذارید یه چیز بهتون بگم.

اگه مردم از مشکلاتشون فرار کنن، اوضاع هیچ‌جا بهتر نخواهد شد.

شاید اگه مالکان متحد بمونن، اوضاع اینجا بهتر بشه.

پس نظر شما اینه که خودمون قانون رو به دست بگیریم؟

مطلقاً نه. من فردا از اینجا برای مونتری می‌رم.

از فرماندار می‌خوام که به ما رسمیت بده.

ما مثل یک ارتش می‌ایستیم اما بدون یونیفرم.

ما آماده دفاع از خانه، کشور و پادشاهمون در برابر هر دشمنی خواهیم بود.

چه از بیرون و چه از درون.

ما از اسپانیا خیلی دوریم.

و برای علیاحضرت خیلی سخته که نیروهای کمکی بفرسته.

که به نظر می‌رسه این تنها راه حل واقعی باشه.

فقط امیدوارم حکم مرگ خودم رو امضا نکرده باشم.

پشیمون نمیشید، دن آلفردو.

همه ما کنار هم خواهیم ایستاد.

می‌دونید، مردان دیگه‌ای هم هستن که قسم‌هایی مثل این رو امضا می‌کنن.

در سن دیگو، سانتا باربارا، بوئناونتورا و جاهای دیگه.

اینو ببرم کتابخونه، پدر؟

بله، لطفاً.

با اجازه.

من طومار امضا شده رو با خودم به مونتری می‌برم.

اما دیگو لیست همه کسانی رو که امضا کردن، خواهد داشت.

و در صورت هر گونه فوریت بزرگ در غیاب من...

او می‌تونه همه‌تون رو دور هم جمع کنه.

از درِ سالن اومدی تو؟

باید بیشتر مراقب باشی، برناردو.

حتی اگه پدرم خونه نیست، خدمتکارا هستن.

گروهبان گارسیا؟

اوه، شما اینجایید، دن دیگو.

خب، گروهبان، این دیدار یک لذت غیرمنتظره‌ست.

بله.

داخل نمی‌آیید؟ -ممنون.

بفرمایید بنشینید، گروهبان.

خب، این افتخارِ دیدار رو مدیون چه چیزی هستیم؟

من آورنده خبرهای خوبی هستم، دن دیگو.

شما قرار است مهمان داشته باشید.

خب، این خبر خوبیه. کی داره میاد؟

علیاجناب سینیور خوزه سباستین دِ وارگا هستند.

ادمینستراتور جدید برای منطقه جنوبی کالیفرنیا.

ایشون الان در راه هستند.

ایشون دارن میان اینجا تا منو ملاقات کنن؟ -بله.

خب، ممنون از اینکه این اطلاعات رو آوردید، گروهبان.

تلاش می‌کنم به نحو احسن از ایشون پذیرایی کنم.

فکر می‌کنید می‌تونم ایشون رو متقاعد کنم برای شام بمونن؟

بله. فکر می‌کنم.

خب، اگه اجازه بدید، می‌رم و به خدمتکاران اطلاع می‌دم.

اوه، امم، کسان دیگه‌ای هم هستن؟

دن دیگو، یه چیز کوچیکی هست که فکر می‌کنم باید بهتون توضیح بدم.

ادمینستراتور یک مزرعه بزرگ (هاسیندا) می‌خواد.

در حالی که خونه و شهرش داره تعمیر میشه.

و فقط فکرش رو بکنید، دن دیگو.

از بین این همه هاسیندای خوب در منطقه، ایشون مال شما رو انتخاب کردن!

بذار ببینم درست متوجه شدم، گروهبان.

منظورتون اینه که ادمینستراتور...

قصد داره این هاسیندا رو تصاحب کنه، چه من بخوام چه نخوام؟

اوه، نه، منظورم این نبود. اما درسته، آره؟

بله. خب، گروهبان، من نمی‌تونم اجازه این کار رو بدم.

متاسفم، دن دیگو. ازتون می‌خوام بیرون منتظر بمونید.

می‌تونید به ادمینستراتور بگید اگه این هاسیندا رو می‌خواد...

باید بیاد و به زور تصاحبش کنه!

خواهش می‌کنم دن دیگو، این طرز برخورد رو نداشته باشید.

پدرم و پدربزرگم از این مکان دفاع کرده‌اند، منم همین کار رو خواهم کرد.

دن دیگو، چطور می‌تونید ازش دفاع کنید؟

ادمینستراتور همه سربازان رو در اختیار داره. ما چاره دیگه‌ای نداریم!

الان می‌رید، یا من بلافاصله نبرد دفاعیم رو شروع کنم؟

اگه بخواهید، بیرون منتظر می‌مونم، دن دیگو.

لطفاً این شمشیر رو غلاف کن، قبل از اینکه دست خودت رو ببری.

شنیدی؟

خب، برناردو، دیگه تمومه.

دیگه خبری از تظاهر و وانمود کردن نیست. من به عنوان دیه‌گو دلا وگا می‌جنگم.

از این عمارت دفاع می‌کنم یا در این راه می‌میرم.

می‌دونم شنیدی.

یعنی می‌تونستیم حرف‌های اداری رو یواشکی بشنویم؟

مثل همیشه حق با توئه، برناردو.

حداقل می‌تونیم گوش کنیم و معنی این کار رو بفهمیم.

الان چیزهای زیادی هست که نمی‌دونیم.

متاسفم، دون دیه‌گو، اما اداری اینجا هستند.

فکر کردم باید بهتون اطلاع بدم.

البته. امیدوارم عمارت ما رو مناسب ببینه.

دون دیه‌گو، ایشون عالیجناب خوزه سباستین دِ وارگا هستند.

عالیجناب، ایشون دون دیه‌گو دلا وگا هستند.

عالیجناب، اداری جدید منطقه جنوبی کالیفرنیا هستند.

باعث افتخاره. خدمتگزار شما، سینیور.

اجازه هست منشی و همکارم، خوآن گرکو رو معرفی کنم؟

امیدوارم این عمارت رو برای نیازهای خودتون مناسب ببینید.

افتخار بزرگیه که مهمان مردی به بزرگی شما هستیم.

خیلی تأثیرگذار بود، دون دیه‌گو. - ممنون، سینیور.

باید به عالیجناب توضیح بدم که پدرم در حال حاضر خونه نیستن.

می‌دونم.

در سانتا باربارا افتخار ملاقات با آلخاندرو دلا وگا رو داشتم.

ایشون داشتند به شمال می‌رفتند و من به جنوب می‌آمدم.

فکر کنم داشتند به مونتری می‌رفتند. - بله.

برای دیدن فرماندار؟ عالیجناب، منظورم این بود...

اینکه در غیاب پدرم، شما در اتاق ایشون راحت‌تر خواهید بود.

اگه لطف کنید دنبال مرد من بیاید، ایشون اتاق پدرم رو به شما نشون میده.

باید توضیح بدم که ایشون نمی‌شنون و نمی‌تونن حرف بزنن.

خب آقایان، هر دو نفرتون باید بعد از سفر از پوئبلو خسته باشید.

می‌خواید برای چند لحظه بریم کتابخونه و استراحت کنیم؟

ممنون.

لطفاً بنشینید.

شاید یه لیوان شراب میل دارید؟

ممنون.

این محصول باغ خودمونه. خیلی بهش افتخار می‌کنیم.

ممنون.

عالیه، دون دیه‌گو.

ممنون، سینیور.

عالیجناب برای مدت طولانی پیش ما خواهند بود؟

ممکنه برای مدتی طولانی باشه.

پدرم ممکنه ظرف یک هفته یا همین حدود برگردن.

اشکالی نداره. ایشون اینجا مورد استقبال قرار خواهند گرفت.

مورد استقبال در خونه خودش؟

خب، فکر نمی‌کنم اداری منظورشون دقیقاً این بوده باشه.

منظورم دقیقاً همین بود.

لطفاً متوجه باشید، دون دیه‌گو،

این در حیطه اختیارات منه که این عمارت رو تصاحب کنم

و از شما و پدرتون بخوام که اینجا رو ترک کنید.

اما من آدم معقولی هستم. شما بیش از حد مجاز هستید که اینجا بمونید.

حداقل در حال حاضر.

خب، عالیجناب، مشکل اینجاست که...

پدرم ممکنه اینقدر معقول نباشن.

ایشون ممکنه بیشتر تمایل داشته باشن حق شما رو برای تصاحب خونه‌ش به چالش بکشن.

منظورت اینه که ممکنه تمایل داشته باشه دوستان و همسایه‌هاش رو خبر کنه؟

اونایی که خودشون رو سرباز می‌دونن؟

اونا ممکنه به اداری و سربازان شاه حمله کنن؟

من اینو نگفتم.

و چه خوب که نگفتی.

چون اون کار ممکنه خیانت محسوب بشه.

نیازی نیست درباره حرف‌هایی که یه نفر نزده بحث کنیم.

شما اینجا یه کتابخونه باشکوه دارید، دون دیه‌گو.

تصور نمی‌کردم این همه کتاب رو بشه تو لس‌آنجلس پیدا کرد.

ما خیلی بهش افتخار می‌کنیم، سینیور.

خیلی از این کتاب‌ها خودشون تاریخچه‌هایی دارن.

دوباره تکرار می‌کنم.

پدر شما وقتی برگرده، در این عمارت مورد استقبال قرار خواهد گرفت،

به شرطی که بدونه من اینجا مسئولم،

و خودش رو مطابق با اون رفتار کنه.

اگه آقایان اجازه بدن...

کارهایی هست که باید انجام بدم.

ممکنه عاقلانه نباشه، عالیجناب،

اگه دیه‌گوی جوان رو بی‌مورد تحریک نکنیم؟

ممکنه بتونه مقاومت کنه.

گرکو، من از تو مشورت خواستم؟

من فقط... من اجازه نمی‌دم تو به من بگی چی کار کنم.

یاد می‌گیری کاری که بهت محول شده رو انجام بدی،

و اینطوری خیلی حالت بهتر خواهد بود.

بله.

با قضاوت‌های عجولانه گمراه نشو.

برداشت‌هایی که در لحظه به دست میاد.

من همه چیز رو درباره دیه‌گوی جوان می‌دونم.

اون یه جوون پرمدعاست. مایه ناامیدی بزرگی برای پدرش.

Zorro subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left