Limitless - First Season

Limitless - First Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Limitless with Chris Hemsworth 2022 S01E04 per
A Commentary by peaceful_man
فقط آپلود کردم

Tags

other
Published on: 2022-12-09
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫پس درباره‌اش باهام صحبت کن ‫تا بتونم اون رو متوجه بشم.

‫- باشه تو یه ورزشکار بودی. ‫- آره.

‫اما بعد تبدیل به کریس بازیگر شدی.

‫تو دبیرستان، میدونی، موج سواری میکردم

‫دو میدانی انجام میدادم، فوتبال بازی میکردم. ‫از هر نظر تناسب اندام داشتم.

‫و وقتی به عنوان بازیگر ثور انتخاب داشتم ‫یه کار خیلی خاص داشتم

‫این بود که شبیه یه شخصیت کارتونی باشم ‫شبیه یه قهرمان کمیک بوکی.

‫درسته

‫برای ماموریت افزایش طول عمرم، ‫برگشتم تو جاده

‫همراه با دانشمند ورزشی، راس اجلی.

‫قبل از این که فیلمبرداری قسمت ‫بعدی ثور شروع بشه

‫اون میخواد کمتر به این فکر کنم ‫که عضله‌هام چه شکلی باشن

‫و بیشتر به این فکر کنم که چطوری ‫خرابی‌های زمان از دست رفته رو جبران کنم.

‫راس، داریم چی کار میکنیم؟ ‫داریم کجا میریم؟

‫کاری که الان داریم سعی میکنیم ‫برای نسخه دوم کریس انجام بدیم

‫اینه که مطمئن شیم ‫ تو میتونی پا به پای پیری پیش بری

‫و، میدونی، چند دور رو ببری.

‫ممکنه مبارزه رو نبری ‫اما چند دور رو میبری.

‫به نظر کار سختی میاد. ‫برای من چه برنامه‌ای داری؟

‫- قراره چند مرحله بالا ببریمش. ‫- البته.

‫یه نگاه به این بنداز.

‫ریچارد

‫این یه طناب 100 فوتیه ‫که تو ارتفاع 1000 فوتی آویزونه

‫مستقیم سمت دره.

‫پیشنهادم اینه که پایینش رو بگیری ‫و خودت رو بالا بکشی.

‫ترسیدم

‫پس، قبلا کارهای زیادی مثل این انجام دادی؟

‫- تو همچین اندازه‌ای یا... ‫- آویزون بودن از یه ماشین کابلی روی یه طناب

‫- آره ‫- ...تو ارتفاع 1000 فوتی؟ نه.

‫- نه ‫- عجیبه

‫تو برنامه هفتگیم نیست.

‫قبل از این که این کار رو ‫بکنیم چقدر وقت داریم؟

‫- تا فیلمبرداری ثور چقدر وقت داریم؟ ‫- پنج ماه، فکر کنم، آره.

‫- دوست دارم این کار رو تو سه ماه و... ‫- سه ماه تمرین.

‫- اما میخوام سنگین انجامش بدم. ‫- چقدر بزرگ؟ چقدر... چقدر سنگین؟

‫نمیدونم. ‫سنگین‌تر از چیزی که الان هستم.

‫این به نفعمونه یا به ضررمون؟

‫یا شاید جفتش، درسته؟

‫کاملا به ضررمونه. ‫کاملا صادقانه میگم.

‫- نقطه ضعف... ‫- کاملا به ضررمونه.

‫آدم‌هایی که اندازه تو هستن ‫از یه طناب آویزون تو کوهستان بالا نمیرن.

‫اشتباه برداشت نکن. ‫این خیلی سخته.

‫پس چی شد که به یه طناب صد فوتی که

‫از یه پرتگاه آویزونه زل زدم؟

‫بازی کردن نقش‌های اکشن مثل ثور یعنی من

‫یه دهه صرف حفظ ماهیچه‌های ابرقهرمانی کردم.

‫اما چند ماه پیش ‫تصمیم گرفتم بفهمم

‫که بدنم برای آینده ‫تو یه مسیر سالم هست یا نه.

‫- سلام کریس، از دیدنت خوشحالم پسر. ‫- از دیدنت خوشحالم.

‫پس با متخصص طول عمر، ‫دکتر پیتر آتیا ملاقات کردم.

‫پس کریس، مشخصه که تو وقت زیادی

‫روی تمرینات قدرتی گذاشتی. ‫روی چه برنامه‌ای هستی؟

‫منظورم اینه من... طی سال‌ها، ‫برای نقش‌های... متفاوت تمرین کردم.

‫میدونی، مخصوصا برای ثور، ‫باید عضله‌های بزرگی داشته باشم.

‫یه روز شونه‌ها رو انجام میدم، ‫روز بعد دست. پشت، سینه، پا.

‫فهمیدم. باشه.

‫خوبی؟

‫مشخصه که اون رو فرم شگفت انگیزیه.

‫بیشتر ما به کریس نگاه میکنیم و ‫حاضریم هر کاری کنیم تا شبیه اون باشیم.

‫اما همیشه جایی برای پیشرفت هست.

‫بیش از 600 عضله تو بدن انسان وجود داره.

‫و برای طول عمر، باید تا جایی که میتونی

‫از بیشترشون خوب استفاده کنی.

‫پس، وقتی قدرت و کارایی ‫ عضلانی کریس، انعطاف پذیری

‫و چابکیش رو ارزیابی کردم، متوجه شدم ‫ میتونه از طیف وسیع‌تری از اون‌ها استفاده کنه.

‫خودشه. ‫خب، دو... یک، خودشه. تمومه.

‫و اون میتونه استقامتش رو بهبود ببخشه.

‫خب کریس، خبر خوب اینه که ‫در کل نتایج تو عالی به نظر میان.

‫اما معلوم شد که ‫تو چندتا چیز خیلی مهم

‫نتایج آزمایشت با کسی که میخواد

‫بهترین و قوی‌ترین آدم 90 ساله باشه ‫مطابقت نداره.

‫حس میکنم دارم ‫ کارنامه دبیرستانم رو میگیرم پس...

‫پس باید چی کار کنم تا ‫به اون اعداد برسم؟

‫خب، خیلی از این‌ها رو میتونیم تغییر بدیم.

‫و با هدف گرفتن گروه‌های عضلانی بیشترت

‫و بهبود استقامتت

‫میتونیم کاری کنیم که بیشتر زندگی کنی ‫و زندگی بهتری داشته باشی.

‫باشه. خب...

‫بیا شروع کنیم.

‫نبوغ چالش راس در واقع دو گانه ست.

‫تمرین برای طناب

‫قدرت ابر قهرمانی کریس رو ‫حتی بیشتر هم میکنه.

‫و اون رو تو مسیر زندگی طولانی و ‫سالم‌تر قرار میده.

‫اما برای شروع، توقع دارم ‫که کریس واقعا درگیری داشته باشه.

‫برای تبدیل من به دستگاه صعود از طناب ‫راس من رو با بهترین‌های

‫این کار آشنا کرده.

‫آکروبات‌های تحسین شده ‫الکس فریث و مویرا کمپبل

‫ترفندهای هوایی رو برای صحنه‌های ‫نمایشی و سینمایی آموزش میدن.

‫پس میخوام که پات رو بذاری رو دست من ‫اون یکی پات رو بذاری اونجا.

‫با پاهات فشار بده، و خودشه.

‫خودشه، و برو بالا ‫با پاهات فشار بده، فشار بده.

‫باید پام رو...

‫- بالا رفتن از این طناب... ‫- نه

‫...شاید سخت‌ترین کارشون تا الان باشه.

‫بازوهات رو بکش بالا ‫حالا دستت رو بلغزون.

‫خودشه. و فشار بده.

‫خوبه. زودباش. ‫آره، بکش. آره، بازش کن.

‫دست‌های من انگار...

‫عضله‌هام میگن ‫"واو، واو، واو"

‫میدونی منظورم چیه؟ ‫تو فقط یه جورایی...

‫- آره آره ‫- این فقط... یه جورایی عجیبه.

‫یه عضله عجیبه ‫میدونی منظورم چیه؟

‫انگار، نه انگار... ‫"باشه، من میکشمش."

‫- نه ‫- ...با اون عضله‌ها

‫فقط چیزهایی هستن که... ‫قبلا ازشون استفاده نکردم.

‫پس، این واقعا سخته.

‫میتونم کل روز شنا برم، اما طناب

‫نگه‌داشتنش داره بازو ‫ و دستم رو از بین میبره.

‫و فشار بده.

‫راستش الان یه جورایی دارم نگران میشم.

‫یه چالشی شروع شده ‫و من مشکل دارم و

‫نمیتونم چند متر برم بالا. ‫و اگه این کار رو بکنم، خیلی دردناکه.

‫حالا یه دفعه‌ای، کریس دوباره ‫یه تازه کار شده

‫و قبول کردنش سخته ‫اما لازمه که بهم اعتماد کنه

‫وقتی که میگم همه این دردها ‫ارزشش رو دارن.

‫چون بالا رفتن از طناب ‫مزایای زیادی رو همراه خودش داره

‫که تا پیری اون رو سالم نگه میداره.

‫معلوم شد که عضله‌مون کار بیشتری ‫نسبت به، به حرکت دراوردن ما انجام میدن.

‫تو اعماق، هر رشته ‫ یه عالمه نیروگاه کوچیک داره

‫که اجازه میده جلو زوال فیزیکی رو بگیریم.

‫و با هر خم شدن ‫ماده شیمیایی‌ای رو آزاد میکنن

‫که با هر نوع مریضی‌ای مبارزه میکنه.

‫اگه کلی نگاه کنیم ‫عضله‌ها از اعضای حیاتی بدن

‫برای مبارزه ما مقابل پیری هستن. ‫و صعود از طناب اینجا به درد میخوره.

‫برای این کار نه تنها ‫به عضله بزرگ نیاز دارم

‫بلکه به همه عضله‌هام نیاز دارم.

‫برای بالا بردن شانسم تو بالا رفتن از طناب

‫و آینده من تو دوران پیری ‫راس میخواد دامنه تمریناتم رو افزایش بده.

‫افسارم رو بگیر.

‫خوشحالم که یه روز خوب و خنک رو ‫برای این کار انتخاب کردیم.

‫الان حدودا 45 درجه ست.

‫پس اون چندتا روال جدید جالب رو آورده.

‫عالیه

‫خودشه. خودشه. ‫آره. خوبه گنده بک.

‫خوبه. خودشه. ‫کارایی رو پیدا کن.

‫و وقتی سخت شد قدم‌های کوچیک. ‫قدم‌های کوچیک.

‫قدم‌های کوچیک، ‫همین سرعت رو حفظ کن.

‫برون، برون،برون،برون،برون، ‫برون،برون،برون.

‫خوبه

‫ممکنه روش‌های اون غیر معمول ‫ به نظر بیان، ولی به اون اجازه میدن

‫که تا مرز توانایی انسان پیش بره.

‫اون تونست یه ماراتن کامل یه ماشین رو بکشه

‫رکورد پنج ماه شنا تو دریا. ‫و ورزش سه گانه همراه یه کنده درخت.

‫تو یه چالش 24 ساعته ‫اون 29000 فوت از طناب بالا رفت.

‫اون ارتفاع اورسته.

‫و من این یارو رو دعوت کردم تا، تا جایی که ‫ به خودش فشار میاره، به من هم بیاره.

‫بیا اینجا.

‫- خودشه. ‫- بیا اینجا.

‫بریم. نفس بکش. بریم.

‫خوبه، اون، اون.

‫برای اینکه کریس روی طناب موفق بشه ‫همه چیز باید کنار همدیگه قرار بگیره.

‫بریم سراغش.

‫قدرت گرفتن، عضله دوسر، پاها، شانه ها و پشت.

‫اون به تحرک، انعطاف پذیری ‫ و استقامت نیاز داره.

‫خوبه. بریم.

‫پس نقشه اینه که تمرکز رو ‫از روتین‌های باشگاهی دور کنیم

‫که فقط یه سری محدوده خاص رو هدف میگیره.

‫برای ورزش‌های دنیای واقعی، یه دامنه ‫ بزرگ‌تری از عضلات رو به چالش میکشه.

‫منم میتونم صعود کنم بابایی؟ ‫منم میتونم صعود کنم؟

‫اوه خدای من. ‫اوه خدای من.

‫اما این نوع قدرت همه جانبه ‫دقیقا همون چیزیه که ما براش ساخته شدیم.

‫- اون شگفت انگیزه. ‫- برو تریستان.

‫- برو تریستان. ‫- یه رکورد جهانی جدید.

‫بدن انسان کامل با یه زندگی ‫پر از تحرک مطابقت داره.

‫اون بزرگ بود.

‫و یه سری جاها ‫اون تنها راه زنده موندنه.

‫آدم‌هایی که برای ورزش تو باشگاه پول میدن

‫فکر کنم دیوونه هستن.

‫مراقب باش. ‫فقط پرتش نکن.

‫ما هر روز کار میکنیم.

‫کار سختیه.

‫این طوری قوی میشیم.

‫کاتالینا موتوچی با بچه‌هاش

‫جیمنا و سوفی و مادرش و آنجلینا زندگی میکنه.

‫اون‌ها متعلق به یه قوم مردم بومی آمریکا ‫به اسم رارموری هستن.

‫این که هر روز از عضله‌های ‫مختلف استفاده کنی، کار سختیه.

‫مامان، تبر شکست.

‫اینجا بهشت راسه.

‫همین الان بگیرش.

‫دام‌ها رو با پای پیاده میبرن

‫و تا نزدیک‌ترین شهر ‫یه روز با پای پیاده راهه.

‫اما چرا یه روز رو ‫هدر بدی، وقتی میتونی بدوئی؟

‫اسم ما رارموریه.

‫یعنی آدم‌هایی که میدون.

‫وقتی تو کوهستان میدوئم

‫حس میکنم میتونم هر کاری بکنم.

‫به لطف سبک زندگیشون

‫رارموری‌ها استقامت باور نکردنی‌ای دارن.

‫دویدن تو فرهنگ اون‌ها جای ویژه‌ای داره

‫و همه نسل‌ها برای ‫ مسابقات آیینی کنار همدیگه جمع میشن

‫که گاهی وقت‌ها چند روز طول میکشه.

‫چی شد؟

‫تقریبا ردشون کردیم.

‫و تحقیقات نشون میدن

‫پدر بزرگ و مادر بزرگ‌های ‫ رارموری همون فشار خون

‫نه تنها بچه‌هاشون، بلکه نوه‌هاشون رو دارن.

‫اگه تو دوران پیریم به همچین چیزی برسم ‫یه آدم خوشحال میشم.

‫باشه، پس اون طرف رو بکش...

‫- آره، پس از این طرف میریم. ‫- آره

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left