The first 200 lines.
هیرو
ما دیدیمت
آخرین روز ما مثل دانش آموزان دبیرستانی مگه نه؟
خیلی وقته
...که
خیلی دوستت دارم هیرو
بیا بهم بزنیم
خوشحال بودی؟
من
فکر میکردم خوشحالم
حتی عشق اولمم خوشحال نبود
هیرو فکر میکرد بخاطر عشق خوشحالم
ولی
خداحافظ هیرو
دیگه بیشتر از این به یادت نیستم
بابا ، مامان
از اینکه امروز اومدین خیلی خوشحالم
من تا حالا خیلی شمارو نگران کردم نه؟
خیلی متاسفم
ولی
من به زندگی فکر کردم که توش هیچکدوم از شمارو
بیشتر از الان نگران نکنم
برای اینکه آدم بالغ مناسبی بشم همه ی تلاشمو میکنم
ولی شما همیشه از دور مراقبم هستین مگه نه؟
تقدیم به پدر و مادر محبوبم
از طرف میکا
هیرو؟
خداحافظ
من
بیشتر از این به یادت نیستم
تبریک میگم
ممنون
میکا به نظر خوشحال میاد
به هر حال چرا هیرو به جشن فارغ التحصیلی نیومد؟
اون گفت احساس سرگیجه میکنه
اون واقعا نمیخواد میکارو ببینه آیا میتونه بگه که میگا واقعا اون رو به رسمیت نمیشناسه؟
آره
برای فارغ التحصیلیت تبریک میگم
میکا
سرما نخوردی؟
نه
میدونی
من به تدریج تبدیل به دریا میشم
میکا
ولی من فکر نمیکردم
تو تو دانشگاه من
قبول بشی
این چیه؟ من تمام تلاشمو کردم
باشه باشه تسلیمم
ببین اینجا یه جشن برای قبولیت تو دانشگاه هست
این چیه؟
تو این کوه پنهان شده و در حال حاضر برای توئه
چی؟
اگه نتونی تو 10 ثانیه پیداش کنی من مصادره ش میکنم
تو 10 ثانیه؟
تعهد؟
برای تعهد؟
دست چپت رو بهم بده
یو
با این تو فقط مال منی
آره
ما تا ابد با هم خواهیم بود
این یه تعهده
هیرو
تبریک برای فارغ التحصیلیت
ممنون
بگو
همونطوری که تو گفتی رفتم
من گفتم: برای اطمینان تا زمان فارغ التحصیلی به مدرسه میرم
حق با توئه
هدف بعدی من 20 ساله شدنه
من به این بیماری نمیبازم
من همیشه کنارت خواهم بود
در عوض میکا چان
اون شگفت انگیزه
از نوزومو شنیدم که
اون دانشگاه کنمی قبول شده
من باید تلاشمو بکنم
نباید بهش ببازم
من اینکارو عوض میکا چان هم میکنم
آبجی این خفه م میکنه
اینو نگو
- ازم دوب شو - نمیخوام
بیاین بخوریم
به نظر خوشمزه میاد
- خودت پختیش؟ - آره امروز صبح
- یه چیزی بگو - هم؟
آخرِ آلمانه
تو اینو نفهمیدی درسته
گرفتم
ایچ لیبه
هیرو
بیشتر از این به یادت نیستم
من فقط یکبار در سال به یادت هستم
فقط یع روز
جشن کریسمس
ممنون
خب من دیگه میرم
صبر کن
نمیتونیم با هم بریم
نمیتونیم با هم دعا کنیم؟
یو
ممنون
ولی من با تو فقط میخوام آینده رو ببینم
برای اینه که میخوام تنها برم باشه؟
بهت قول میدم
یو
اشکالی نداره
باشه
قدم هات رو نگاه میکنم پس لیز نخور
باشه
نوزومو؟
میکا
نوزومو چی شده؟
Nozomu?نوزومو؟
هیرو ازم خواست
اینجا بیام و اینو برات بیارم
هیرو
نمیاد
احساساتش خیلی کمه
اون گفت اینو باید سال دیگه بیارم و سال های بعدش هم همینطور
اون فقط ازم همچین چیزی خواست
حتی اگه برای مدت زیادی نتونم انجامش بدم
منظورت چیه
هی
هی
اون
ممکنه به زودی بمیره
چی داری میگی؟
حرفای خنده داره نگو
چرا باید در مورد همچین چیزی شوخی کنم؟
چرا؟
اون سرطان داره
باید در موردش چیزی نمیگفتم
اون بهم گفت در موردش هیچی بهت نگم
ولی اون منتظرته
اون داره بهت فکر میکنه
و تنهایی میجنگه
تا الان؟
ازسال دوم
اگه یه دفعه ای ناپدید بشم تو چیکار میکنی؟
بیا بهم بزنیم
بیشتر از این اشک هاتو پاک نمیکنم
من میخوام آزاد بشم
فراموش کردنت بزودی برام ممکن میشه
میکا
چیکار میکنی؟
من یه ساعته منتظرم
میکا
چی شده؟
کسی اومده؟
اون اومد؟
متاسفم
چیزی نیست
نمیتونه باشه
وقتی به بچه فکر میکنم
به هر حال میخوام برم خونه
میرسونمت
چیزی نیست
ممنون
میکا
حرکاتت نگرانم میکنه
چیزی نیست
واقعا متاسفم
کریسمس مبارک
میکا این چیه؟ تو اشتها نداری؟
تو اشتها نداری
با یو کون دعوات شده یا همچین چیزی؟
نه
برای غذا ممنون
خیلی وقت بود اونو اینطوری ندیده بودم
اگه در مورد هیرو کون باشه چی؟
وقتی باهاش مشکل داشت این شکلی میشد
دارم میام تو
در مورد چی میخوای حرف بزنی؟
آیا تو از نوزومو شنیدی؟
چیو؟
در مورد بیماری هیرو
منظورت چیه؟ در موردش نمیدونم
بیماری؟ چه بیماری؟
میکا
اون گفت سرطانه
من هیچی نمیدونستم
من
فقط میخواستم خودمو خوشحال کنم
فکر میکردم هیرو برمیگرده ، من فقط
آیا
هیرو منتظر منه
ولی اگه برم
من به یو خیانت کردم
من یه مرد نجیب رو زخمی میکنم
آیا
من
چیکار باید بکنم؟
مهمترین چیز اینه که با خودت صادق باشی
حتی اگه کسی رو زخمی کنی
میکا
حالا در موردش چی فکر میکنی؟
در مورد کی فکر میکنی؟
دلت برای کی تنگ شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.