Coup d'Etat (Kaigenrei / 戒厳令)

Coup d'Etat (Kaigenrei / 戒厳令) (戒厳令)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Coup d'etat (1973) BluRay Persian Subtitle
A Commentary by hamlethamletian
ترجمۀ فیلم «کودتا» شاهکاری از « یوشیشیگه یوشیدا» تقدیم به تمامی علاقمندان.................... لینک دانلود فیلم ........................ https://public.upera.co/bd7Qiykr

Tags

BluRay
Published on: 2019-09-14
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

«« کــودتـــــــا »»

: فيلمي از «يوشيشيگه يوشيدا»

... يک ... دو

... سه

... چهار

... پنج

... شش

... هفت

... هشت

... نُه

... ده

«تهيه‌کُنندگان : «کينشيرو کوزوئي» و «يوشيشيگه يوشيدا «فيلمنامه‌نويس : «مينورو بتسوياکو

: مديرِ فيلمبرداري «موتوکيچي هاسه‌گاوا»

: با شرکت

،«رنتارو ميکوني»

،«ياسوئو مياکه» ،«آکيکو کورانو»

،«تاداهيکو سوگانو»، «ماساکو ياگي» ،«ياسويو ماتسومورا»

،«کئي لينوما»، «ماسائو ايمافوکو» .«کازوناگا تسوجي»، «تاکه‌توشي نائيتو»

مطمئنيد برادرِ شماست؟

او اول با گذاشتنِ دستش زيرِ بينيِ قرباني .از مرگش اطمينان حاصل کرد

.و بعد دست به خودکُشي زد

،عليرغمِ داشتنِ کارد .با تيغِ صورت‌تراشي گلويِ خودش رو بُريد

،مقتول «زِنجيرو ياسودا»ست مديرعاملِ ابرشرکتِ ماليِ «ياسودا»؛

.که 84 ساله بود

با يک کاردِ 24 سانتي، يک بار به سمتِ راستِ سينه‌اش .و دو بار هم به صورتش زخم زده شد

و بعد از اينکه تلاش به فرار مي‌کُنه .گلوش بُريده مي‌شه

،و همين ضربه .موجبِ مرگِ نهاييش شده

برادرتون با شما صحبتي نکرده بود؟

... راستش

،قبل از اينکه دست به چنين کاري بزنه .انگار داشت تا عددِ 10 مي‌شمرد

.يا يه چيزي تويِ همين مايه‌ها

منظورش چي بوده؟

،مي‌گفت : "قبل از اقدام ".تا 10 بشمار

مي‌گفت تا 10 بشمار؟

"... يک، دو، سه، چهار"

.اين کار، اعصابِ آدم رو آروم مي‌کُنه

اينو پدرمون قبل از اينکه فوت کُنه .هميشه بهش مي‌گفت

نمي‌تونيد برام بگيد که اون دقيقاً چي مي‌گفت؟

،قبل از اقدام" ".تا 10 بشمار

.اينها عينِ کلماتش بودن

مي‌شه حالا ديگه برم؟

.بسيار خُب .ولي يه دقيقه صبر کُنيد

«درود بر «بودا»يِ پُرشفقت و «لوتوس سوترا .دفترِ آموزه‌هايِ عارفانه‌يِ او باد لوتوس سوترا يا سوره‌يِ نيلوفرِ آبي : يکي از مهم‌ترين متونِ بودايي] [.و متني که تعليماتِ اصلي و نهاييِ بودا را در خود گنجانده است

.دو نفر اومدن تو رو ببينن

از دربارِ امپراتور؟

شما 7 نسخه از «لوتوس سوترا» رو .برايِ اعليحضرت امپراتور ارسال کرده‌اين

،شما «ايکي کيتا» هستيد درست مي‌گم؟

مايل هستيم اين تقديرنامه رو .از طرفِ اعليحضرت بپذيريد

.يه نفر اومده تو رو ببينه

.ظاهراً خواهرشه

هيه‌گو آساهي»؟»

.از اين طرف، لطفاً

هيه‌گو آساهي» همون کسيه که» .زِنجيرو ياسودا» رو با کارد از پا درآورده»

.بله، آقا

چرا برايِ ديدنِ من اومديد؟

چون در وصيت‌نامه‌اش .اينطور نوشته شده بود

چه چيزي نوشته شده بود؟

نوشته شده بود که اين بسته .به آقايِ «ايکي کيتا» تحويل بشه

همه‌اش همين؟

.بله، آقا

من در موردِ اين موضوع .با پليس مخفي صحبت کردم

و اونها بهم توصيه کردن .که تحويلش بدم

اين چيزيه که پليس مخفي بهتون گفته؟ که اونو تحويل بديد؟

.بله، آقا

والدينِ‌تون کجا هستن؟

.من پدر و مادري ندارم .فقط من و برادرِ کوچکترم بوديم

و برادرتون در موردِ اين موضوعِ فعلي صحبتي هم کرد؟

.به هيچ وجه .در موردش با من هيچ حرفي نزد

من و برادرم بصورتِ جداگانه .زندگي مي‌کرديم

... اما

خُب؟

،آخرين باري که ديدمش : داشت اينطور مي‌گفت

،قبل از اقدام" ".تا 10 بشمار

،قبل از اقدام" تا 10 بشمار"؟

اين مربوط به پيش از کشتنِ اون شخص با کارده؟

": در آخر، به دوستانِ وفادارم چنين مي‌گويم"

همواره از اصولِ من" "،پاسداري نماييد

،بي‌هيچ کلامي، بي‌هيچ هياهويي" ".بي‌هيچ شکايتي

،در سکوت خنجر بزنيد، زخم بزنيد" ".ببُريد و شليک کُنيد

،در ميانِ دوستان" ".هيچ نيازي به عهد و پيمان نيست

.تنها کُشتنِ يک نفر از دشمنان کفايت مي‌کُند" ".پس نهايتِ تلاشِ‌تان را برايِ آن بکار گيريد

".اينک زمانِ انقلاب فرا رسيده است"

اگر بتوانيم شورِ انقلابي را" "... در نقاطِ بسياري برانگيزيم

آنگاه کسبِ حمايت و پشتيباني" ".دشوار نخواهد بود

،با وجودِ اينکه محتوايِ وصيت‌نامه‌اش تا حدي متفاوته ،ولي کاملاً آشکاره که کتابِ شما رو مطالعه کرده بوده

.کتابِ «رئوسِ برنامه‌يِ بازساماندهيِ ژاپن» رو

.«اون کتاب متعلق به من نيست، «نيشيدا

.اون رو برايِ تو نوشتم

.متوجهم و ازتون سپاسگزارم

.آدم مي‌تونه احساسش رو بفهمه

،و اينکه چرا قبل از اقدام .تا 10 شمرده

تا 10 شمرده؟

.دقيقاً

،برايِ آرامش پيدا کردن .روش‌هايِ زيادي وجود داره

روش‌هايِ زيادي؟

اينطور نيست. چون مهم اينه که .اون شيوه رو خودش ابداع کرده بوده

.دقيقاً خودش

بله، اون شيوه .ابداعِ خودش بوده

و نتيجه‌يِ اقدامش .يک کودتايِ نظامي خواهد بود

کودتايِ نظامي؟

او قصد داشته به تنش‌ها دامن بزنه .تا اقداماتِ‌شون اعتبارِ عموميِ بيشتري کسب کُنه

و همه چيز به کودتايِ نظامي .منتهي بشه

دوباره رفتي سروقتش؟

آخه چرا اون لباس رو ول نمي‌کُني؟

چطور مگه؟ - .چون بويِ گند مي‌ده -

.برو بلندش کُن

به خونه بيارش .و ازش مراقبت کُن

کمکي از من ساخته‌ست؟ - .مايلم با رئيسِ‌تون ملاقات کُنم -

رئيسِ من؟

همون شخصي که مديرعاملِ .ابرشرکتِ ماليِ «ميتسويي»يه

و بهشون بگم کي اومده؟

.بگيد «کيتا» مي‌خواد ببيندشون - .«متوجه شدم، آقايِ «کيتا -

.لطفاً چند لحظه صبر کُنيد

.بفرماييد

.اين دستگاه بسيار سودمنديه

ولي گاهي اوقات هم .بي‌فايده‌ست

چون اين دستگاه ،مي‌تونه نجوا کُنه

.ولي نمي‌تونه فرياد بزنه

،«چند روز پيش، مديرعاملِ ابرشرکتِ ماليِ «ياسودا .آقايِ «زِنجيرو ياسودا» به قتل رسيد

،و اين چيزيه که قاتل .هيه‌گو آساهي» برايِ من فرستاده»

.اين درِ منزلم فرستاده شده بود

،و به نظرم اومد که پدرتون، جنابِ مديرعامل هم .شايد مايل باشن اون رو ببينن

!که اينطور

،اينطور که فهميدم آقايِ مديرعامل اينجا تشريف ندارن؟

.مشکلي نيست .خودتون يه نگاه دقيق‌تر بهش بندازيد

،«هيه‌گو آساهي» بعد از قتلِ «ياسودا» .با بُريدنِ گلوش دست به خودکُشي زد

... بنابراين، چيزي که مي‌بينيد

«مخلوطي از خونِ «ياسودا .و «هيه‌گو آساهي»يه

.مي‌تونيد بوش هم بکُنيد

.خواهش مي‌کُنم بوش کُنيد

.بسيار خُب

.اين بويِ وجودِ «هيه‌گو آساهي»يه

او از ابرشرکت‌هايِ مالي .متنفر بود

.نه صرفاً از پدرِ شما

و به نظر مي‌رسه تعدادِ کساني که .از ابرشرکت‌ها متنفرند، رو به افزايشه

فکر مي‌کُنم عاقلانه‌ست که شما .اين موضوع رو در نظر داشته باشيد

آقايِ «ايواسا» از دايره‌يِ پليس مخفي اينجا نيومدن؟

.خير

برام جايِ سواله که چرا هيه‌گو آساهي» سروقتِ من اومد؟»

.چون من اين شخص رو نمي‌شناختم .حتي يک بار هم نديده بودمش

ولي ظاهراً کتابِ من رو مطالعه کرده .و بسيار شيفته‌اش شده بوده

،که البته اين موضوع .بحثش بکُلي جداست

با اينحال، اون لباس رو .برايِ من فرستاده

اما علتش چي بوده؟

خُب راستش من .هيه‌گو آساهي» رو درک مي‌کُنم»

قطعاً من هم در مسئوليتِ .اتفاقي که رُخ داده سهيم هستم

... در اين دنيا

بسيار اشخاصِ پيچيده و در عينِ حال صاف و ساده‌اي .مثلِ «هيه‌گو آساهي» وجود دارند

و بايد اذعان کُنم که انسان‌ها، حتي کساني که .باوري پسنديده دارند، به اشتباه ميفتند

.خيلي بيش از حد حرف زدم

،اگه براتون اشکال نداشته باشه .لطفاً اون رو پس بديد

خواهش مي‌کُنم .يک لحظه صبر کُنيد

من متوجه هستم که شما خودتون رو .گرفتارِ چه موقعيتِ دشواري مي‌بينيد

،اين قابلِ شما رو نداره .ولي لطفاً قبولش کُنيد

.دستِ‌تون رو رد نمي‌کُنم .ازتون متشکرم

.اين پيشِ خودتون بمونه

.استاد

.شما بايد مراقب باشيد

.اونها آماده‌باش شدن

کي‌ها؟

پليس مخفي افرادش رو .همه جا مستقر کرده

.بله، خبرش رو دارم

همه‌يِ اونها کتابِ شما رو مطالعه کردن؛ ،رئوسِ برنامه‌يِ بازساماندهيِ ژاپن» رو»

.و دارن طرحِ يک توطئه رو مي‌چينن

پس خواهش مي‌کُنم .خيلي مراقب باشيد

شما در موقعيتِ خطرناکي .قرار داريد، استاد

خطرناک؟

.البته که خطرناکه

،بيشتر از اون چيزي که بشه تصورش رو کرد .در موقعيتِ خطرناکي قرار دارم

و مي‌دونم دشمنانم .چه کساني هستند

وقتي در سالِ 1920 ... از «شانگهاي» مراجعت کردم

«چند جلد کتابِ «لوتوس سوترا .به امپراتور اهدا کردم

و بعد تقديرنامه‌اي از ايشون ... دريافت کردم

که با گشودنش متوجه شدم .هيچ چيزي بر روش نوشته نشده

متوجه هستيد؟

معنايِ اون تقديرنامه اين بود که به چالش طلبيدنِ حکومت .از طرفِ من، به‌شکلي ضمني به رسميت شناخته شده

!«دائيکي»

.چقدر اينجا تاريکه - .آره، تمامِ کرکره‌ها رو بستم -

چرا؟

چون سايه‌روشن .اعصابم رو آروم مي‌کُنه

«چرا «دائيکي حشرات رو مي‌کُشه؟

اون پسر .سرشار از نفرته

نفرت؟ - .آره -

آخه چرا؟

!تمومش کُن

يهو چت شده؟

اين کار رو .بذار برايِ بعداً

،درسته که «دائيکي» از خودش تنفر ابراز مي‌کُنه .ولي اين کار رو از رويِ ترس انجام مي‌ده

و احتمالاً به اين دليله که .دائيکي» از چيزي مي‌ترسه»

.مقصرش تو هستي - من؟ -

ديشب دوباره داشتي .کابوس مي‌ديدي

جداً؟

آخه ديشب .خوابِ امپراتور رو مي‌ديدم

امپراتور؟

خواب ديدم .من امپراتور هستم

داري چکار مي‌کُني؟

.خودم رو مجازات مي‌کُنم

وقتي بچه بودم، هر بار که .از چيزي مي‌ترسيدم، تنبيه‌م مي‌کردند

... در جزيره‌اي که به دنيا اومدم

با همين شيوه .بچه‌ها رو قوي بار مي‌آوردند

Coup d'Etat (Kaigenrei / 戒厳令) subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left