The first 200 lines.
...آنچه در محکوم به زندگی گذشت
ـ شما دستگیر هستین ـ من پلیس رو خبر کردم
وای خدا,تو آیدین رو دستگیر کردی
در ازای اعتراف گناه به مالکیت اتهام
تو یه هفته توی زندان کشوری می مونی
همچنین صد و پنجاه ساعت باید خدمات اجتماعی داشته باشین
تو خیلی بیش از حد تلاش میکنی
درست مثل موقعی که استلا مریض شد
....باید بهت بگم من خیلی احساس میکنم
سیدی قبول کرده که کارآزمایی بالینیِ دکتر فریمن رو بره
این عالیه
اگر دوباره مثل اون دفعه به زنم نگاه کنی
دفعه بعدی مثل این دفعه با ادب نمیشم
....خیلی خب چرا داخل نریم
میشه دستات رو از روم برداری ؟
من با دکتر گرنت درگیر شدم
دیدم که اون چطور به تو نگاه میکرد و تو چطور به اون نگاه میکردی
اگر می خوای که با من باشی پس باید این رو درستش کنی
....میگن که زمان زخم ها رو ترمیم می کنه
باید بیای من رو ببینی خیلی وقته گذشته
وای خدا باید امروز حرفای دکتر گرنت رو میشنیدی
خیلی خنده دار بود
ولی چیزی رو درست نمی کنه
هی برنامه ات اینه الانیا بخوابی؟
من در طول روز میخوابم
خوبه
و در ضمن ولت هم نمی کنه
زودباشین , بریم
امروز نمی تونم برم مدرسه
رفیق, چرا نمی خوای بری مدرسه ؟
این پسره جک اذیتش میکرده
هی بیداری ؟
یه جورایی
میشه الان باهات صحبت کنم یا باشه یه وقت دیگه ؟
.....ـ شاید لازم باشه که ـ ما به یه ماشین زمانی نیاز داریم
شرمنده
ـ چی؟ ـ اینطوری اوضاع رو درست میکنیم
ما بر میگردیم به قبل از دیدن دکتر گرنت و قبل از گرفتن این کار
همه چیز قبل از اون ساده تر بود
علاوه بر این , همه به آهنگ های بهتری گوش میدادن
من فکر میکنم تو یکم داری اهمیتش میدی
ولی آره متوجه هستم
راه آسونی برای درست کردن این نیست
ولی نمی دونم چه کاری می تونم انجام بدم , جدای از استعفا دادنم
و این کار کاملا دیوونه بازیه
چون که هیچ کاری نمی کنم
وقتی که با دکتر گرنت تنها بودم
و اصلا این کارو نمی کنم اگر تو با ما می بودی
من هیچ وقت گولت نمی زدم وس
می دونم
هر چند خوب شد شنیدم
من نشدم
بهم اعتماد داری؟
آره
آره بهت اعتماد دارم
ولی به اون اعتماد ندارم
که یعنی باید یه چارچوب هایی برای کارم قرار بدم
ولی اول از همه باید برگشت ایدین به خونه رو خوش آمد بگم
ـ سلام بچه ها ـ اوه
حالت خوبه ؟افتضاح بود ؟ تتوی جدیدی هم داری ؟
اگر که داری, من قضاوتت نمی کنم
ولی بهم کمک میکنه که زود ببینمشون
تتویی درکار نیست , مشکلی نیست اونقدرام بد نبود
خب , من واقعا برای برای اینجا بودنت دلتنگ شده بودم
لازم نیست که بگی
می دونم لازم نیست , ولی گفتم
بچه ها من خوبم
بدون شوخی,فقط یه هفته توی زندان بودم
هفت سال که توی تبت نبودم
من خسته ام , میرم یه چرتی توی تخت خودم بزنم
ممنونم که برای خوش آمد گویی اومدین,ولی خواهشا زندگیتون رو بکنین
هی استلا
تو قرار نبود که امروز اینجا باشی
دکتر روسو امروز اینجاست
دکتر روسو اومده,تو نیومدی؟
ـ من اینجام ـ خب ,من هم اینجام
و بعضی اوقات چیزایی مثل این توی بیمارستان اتفاق میفته
ـ هی برادرت چطوره ؟ ـ اینکارو نکن
درباره خانواده ام سوال نکن نمی تونیم با هم دوست بشیم
ـ چرا نه ؟ ـ شوخی می کنی؟
شوهرم به دیوار ضربه زده , یادت نیست ؟
بهت گفت؟
آره معلومه که بهم گفت ما ازدواج کردیم
خیلی خب , فهمیدم
رابطه مون به شدت حرفه ای شده
تا جایی که نگران بودم همیشه حرفه ای بوده
درسته تو قانون رو زیر پا گذاشتی استلا
و کاملا خارج شدی
متاسفانه باید از اینطرف دیگه بری
شنیدی چی گفتم
دختر خوب
ترجمه از مهدی @ironfist9999 آی دی تلگرام
ببخشید
ولی میشه راجب موضوعات حرفه ای باهات مشورت کنم ؟
ـ چی می خوای ؟ ـ راجب سیدی ـه
اجازه اش رو میدم
خب قراره که کار آزمایی بالینیش رو از هفته دیگه شروع کنه
ولی می خوان آزمایش ها رو توی سیاتل انجام بدن
و خاله اش هم نمی تونه بره و حالا هم قبول نمیکنه که بره
منظورت چیه ؟باید بره این کارآزمایی ممکنه نجاتش بده
و تلاش کردم این رو بهش بگم ولی به حرفم گوش نمیده
امیدوارم بودم شاید تو بتونی , می دونی
از جادوت استفاده کنی, باهاش صحبت کنی
ـ مشکلی نیست ,الان صحبت میکنم ـ باشه
می دونم اتاقش کجاست
خیلی خب
می دونستی که جک توی مدرسه فرانک رو اذیت میکرده ؟
ـ نه نمی دونستم ـ خب بد شد
منظورم اینه با اذیت کردن شروع شد
ولی الان جک روی فرانک فشار میاره
خب شرمنده ولی از کجا اینو میدونی؟
دخترم بهم گفت
....و تو حرفش رو باور میکنی چون که
چونکه ...اون دروغ نمی گه
بچه ها همیشه اوضاع رو ....خراب می کنن لیزی,منظورم اینه
بچه ها من نه , برای همین باید یه راه حل پیدا کنیم
من فکر میکنم باید بزاریم خود بچه ها حلش کنن
من مثل تو مادر هلیکوپتری نیستم (یعنی حساسیت نسبت به بچه ها خیلی نشون میدن و اوضاع رو خودشون همیشه حل می کنن و بچه ها ناز نازین)
....و جلسه یوگا ـم هم دیر شده ,پس
خب تا جایی که خدمات اجباری اجتماعی جلو میره
این به نظر خیلی بد نمیاد
مامان , می خوان که من با بدن خودم
کارهای ساختمونی بکنم
اوه بیخیال, خوش میگذره
به این مجرم ها نگاه کن
فکر میکنی همه شون ادم کشتن ؟
اوه , اون یارو به نظر فریب کاره
اونا همه شون مجرم نیستن
خیلی از این مردم داوطلب شدن
خب , اینطوری بهتره
اونا لذت روزای سختشون رو باهات در میون میذارن
من از اونجور آدمای روزای سخت کار نیستم
من دستام نرمه مامان
این یکی از چیزی هایی هست که خانوما راجب من دوست دارن
اوه واستا
اینا رو فراموش نکن
با یه سینی کلوچه باید چیکار کنم ؟
بین مجرم ها پخشش کن
کلوچه یعنی سلام
و لطفا من رو فراموش نکنی
ـ دوست دارم ـ خیلی خب
ـ من خیلی دوست دارم ـ واستا ,خداحافظ
برای یه بارم شدم انتخاب خوبی بکن
ببخشید ..نمی تونستم کمکی بکنم ولی اینو دیدم
مامانت بهت کلوچه داد ؟
نه اینا رو همینطوری برای اینکه گرم بشن نگه داشتم
من اَلی هستم ,داوطلب
ایدین
منم داوطلبم
تو نظرم رو عوض نمی کنی
اگر که این آزمایش ها رو ندی, سیدی
ـ نمی تونی به کارآزمایی بری ـ می دونم
من کسی رو اونجا نمی شناسم
و دکتر ها نمی فهمن چطور چیزا رو توضیح بدن
ـ این کاریه که خاله ام بلده ـ می فهمم
ولی یه لیست طولانی برای این کارآزمایی هست
و اگر الان امتحانش نکنی
یه نفر دیگه جای تو رو میگیره
و هیچ وقت نمی فهمی که معجزه ای از دست دادی یا نه
و بهم اعتماد کن معجزه اتفاق میفته
....فقط در صورتی میرم
که با من بیای
پس باهات میام
خوش میگذره
یا اینکه کاملا یه فاجعه میشه
نمی تونستی به دختری که باهاش میرفتی یه هشداری بدی ؟
عصبانی نشو
من ازش خواستم که بگی بره نه که باهاش بریم
گفت فقط در صورتی میاد که من بیام
ـ پس بیا ـ نمی تونم بیام
ـ پس نیا ـ من باید بیام,وگرنه سیدی نمیاد
ـ نمی دونم چی بهت بگم ـ فقط سوار ماشین شو
باید به وس زنگ بزنم
ببین میدونم این وضعیت درستی نیست
شما همه تون میدونین چقدر برای سیدی
سخته که این پرش رو بدون دونستن داشته باشه
وقتی که من کارآزمایی رو انجام دادم تو اونجا بودی
و به همین علت فکر میکنم که جواب داده
سیدی....به اینجور چیزا نیاز نداره
اون به من نیاز داره
وس؟
ـ حالت خوبه ؟ ـ مشکلی نیست ,می فهمم
استلا,ما باید بریم
دوست دارم وس,و خیلی شرمنده ام
توی جاده بهت زنگ میزنم
ـ تو یه هلیکوپتر نیست ـ دقیقا درسته نیستم
من یه تانکم
و من لهش میکنم
چه جور کیسه زباله ای نیاز داریم تا بدن یه انسان رو جمع کنیم ؟
خیلی خب می دونم چه حسی داری
ولی فکر نمی کنم که باید جواب خشم رو با خشم بدیم
هر چند لیزی مامی خرسه خیلی سکسیه
و بیا موقعی که کانال مخصوص میزنیم این رو حل کنیم
...ـ من ـ من به مدیر مدرسه زنگ میزنم
و ما میشینیم و یه کاریش میکنیم ,باشه ؟
حق با توعه
به روش تو این کارو انجام میدیم
ممنونم
حالا میشه یه بار دیگه بگی حق با توعه
چون خیلی شنیدنش خیلی خوب بود
No comments yet. Be the first to leave one.