The first 200 lines.
Saba ترجمه از
پس این شهر زونهشرون کجاست؟
یکم جلوتر میرسیم نابلوس .
آ!اونجا!اونجاست.
همان طور که گفتم در مجاورت اعرابه.
تا زمانیکه پولمون رو بگیریم ساشا
یاللا ، کونتو تکون بده
من همه ی روز وقت ندارم باید تا ساعت ۲ بعد از ظهر تمومش کنیم
کاره راحتیه
نگران نباشید خانوم ناوون
اون یه سختگیر...
ساکت شو, اون زن وزیر دفاع ماست
مراقب مبل باش!
گیلاد عرب ها کنار حصار حفاظت هستند،گرفتی؟
دریافت شد،دارم میام
حواست باشه،باشه؟
کجا؟اونجا
حله برمیگردم
من میخوام که از پی ام هیئت وزرا و همه ی شما
بخاطر رای های صمیمانتون سپاسگزاری کنم.
پدر مرحوم من میگفتن که
اگر حدودی تعیین کنیم به اهدافمان رسیده ایم.
من به همه ی اسرائیلی ها قول میدم که فقط این کارو بکنم,
که به سیاست های موفق پیشینم ادامه بدم:
به دام انداختن و حذف کردن
ترور هر کجا که باشد
وزیر دفاع جدید اسرائیل
....امروز که پستشو شروع میکنه
...وقتی به سوابق ایشون طی سال ها نگاه میکنیم
امروز دیگه کارم تمومه
خوش اومدین...
لایلا و بچه ها کی اومدن؟
باید چند دقیقه ای باشه
خیلی دلم واسشون تنگ شده.
منم همینطور.
ببخشید.
سلام؟
سلام مامان
سلام،کجایی؟
نتونستیم درستش کنیم. علی حالش خوب نیست
تب داره؟
ببخشید مامان
مشکلی نیست
یه زمان دیگه میایم باشه؟
خدا بخواد
خداحافظ مامان
باشه،خداحافظ
ناراحت نشو،شاید هفته ی بعد اومدیم
با بچه ها اینطوریه دیگه...
خوب،در هر حال بیا یه چیزی بخوریم.
ممنون،فقط میرم خونه
حداقل با خودت غذا ببر.
همینجوری خوبه،یه وقت دیگه
بذار ببنیم چه اتفاق هایی داره میوفته
صبح بخیر،چه خبر؟
بعد از حمله ی موشکی دیشب حذب الله
شمال اسرائیل به شدت در آماده باش است
هیچ جراحت عمیقی نیست فقط صدمات کوچک گزارش شده,
ولی فرماندار ناحیه شمال اظهارداشته چناچه حذب الله
از نو حمله کند ما باید آمادگی لازم را داشته باشیم
صبح بخیر
وزیر دفاع (ناوون)میگه....
دوست تو،تامار گارا,
زن رئیس جمهور اسد را ملاقات کرده.
مقاله ی خیلی خوبیه،ارزش خوندن رو داره
اون کجا ملاقاتش کرده؟در سوریه؟
نه..... در لندن
اون اهل انگلیسه, به خودش میگه اسما,
اما در حقیقت اسمش اماست.
خوبه ها؟
آره
یادت نره که لونو به مهمونی خونه جدیدمون دعوت کنی.
گرا..... منظورم اینه که...
فهمیدم.
کی برمیگردی؟
دو روز بعد،البته اگه در شمال هیچ سورپرایزی نباشه
اینجا تنها خوابیدن یه ذره ترسناکه
ترسناکه؟چرا؟
هم ارتش و هم نیروی سری اینجان
امروزه آن ها از بهترین تکنولوژی بهره مند شدن تا از تو محافظت کنن.
ما
ما
همه ی شب هایی را که تنها میگذرونم فقط فکر میکنم...
چیزای بدتری از زن وزیر دفاع بودن هم هست..
صبح بخیر خانوم ناوون
صبح بخیر
جناب،ما دیگه واقعا باید بریم
دارم میام...
شما پسرا کارتون عالیه دارم میام
آره،جکی ،باهام حرف بزن،چه خبرا؟
تکون بخورین!حرکت کنین پسرا
مراقب حصار ها باشید ،آهان
سلام شما با تلفن سیگی تماس گرفتین ولی سرم شلوغه
'چون پدر مادرم مجبورم کردن که
تو دانشگاه جورج تاون در واشنگتن دی سی درس بخونم.
پس بعد از شنیدن صدای بوق پیغام....
عزیزم،مادرته
یادت میاد ؟
بهم زنگ بزن ،اذیتت نمیکنه
بوس ،مراقب باش خداحافظ
دانش آموز عزیز,
به تست خود آزمایی هوش سنجی خوش اومدی
بخش اول: تفکرات شفاهی اطلاعات اینه
فوتبالیست ها کنفسیوس را قبول ندارند(یک عالم)
بعضی از فوتبالیست ها کچلن...
اون روزی که پدرت این درختارو کاشت رو یادم میاد.
دستاش مقدس بودند.
یه بار که زرد آلو میخوردیم
او دانه زرد آلو رو کاشت,
و در طول یک هفته اون تبدیل به یک درخت تنومند شد
یاللا ،ابو حسام
حیف اون خیلی جوون مرد خداوند روحشو قرین آرامش کنه
خداوند روحشو قرین آرامش کنه.
چی میتونم بگم جوکاب
من این درخت هارو دوست ندارم
بهت که گفتم این درخت ها بالای ۵۰ سال سن دارن
و هیچ وقت چیزی اتفاق نیوفتاده
من صاحبشون رو میشناسم یه زن تنهای فقیر
که زندگیشو به سختی با لیمو ها میگذرونه
شوهرش چی؟
راستش خیلی خوب میشناختمش ولی سال ها پیش مرده.
ولی چه چیزی از وارد شدن تروریست به درختستان جلوگیری میکنه
جمع آوری اطلاعات, پرتاب نارنجک, هرچی.
قبل از اینکه ما عکس العملی نشون بدیم,
او در نابلوس خوابیده
گیلاد،حصار های مراقبت،برج های نگهبان
حسگرها, سرباز ها, نیروی سری
کافی نیست؟دیگه چکار میتونیم بکنیم؟
صفحه رو برنگردون تا وقتی که بهت دستور داده باشن
راحت بگیر گیلاد
گوش کن من تصمیمام رو اینجا نمیگیرم,
ولی میبینی که چقدر راحته
همه چی خوبه؟
نمیتونم شکایتی کنم ،خانوم ناوون
چرا اون ها همیشه بدترین کار رو میدن به من؟
غر غر نکن
نوشته رو بده به اون و بزن که بریم. دارم از گرسنگی میمیرم
حرکت کن!
درو باز کن
بیا اینجا!سریع!
این نامه رو به خانوم سالما زیدان بده
فوری و مهمه فهمیدی؟
سلام، ابو کمال.
سلام ام نصیر.
حال زن و بچه هات چطوره؟
خوبن دستبوستون هستن
اومدم اینجا چون این نامه رو دریافت کردم
میدونی که من نمیتونم اسرائیلی بخونم
و احساسم میگه که این نامه مهمه.
از طرف فرمانده ناحیه مرکزی هست, مردک مادر ج*نده,
بهت اطلاع میده که
درختستان لیمو ی تو رو خواهند برید,
چون درخت ها یجورایی تهدید برای
امنیت وزیر دفاع که کنار خونهی تو زندگی میکنه هست
"یک ضرورت فوری و کاملا نظامی"
چی شده ام نصیر؟ چرا گریه میکنی؟
میدونی چه اندازه زمین
مصادره کردن که برای ما زندان درست کنن؟
و چه قدر خونه تخریب کردن؟
اینجا میگه که تو شایسته گرفتن خسارتی در برابر درخت ها هستی
اسرائیلی ها بسیار بخشندن....
ممنون
ولی ما پول اون هاررو نمیگیریم
میفهمی که ،مگه نه؟
شما دارید به رادیو واشنگتن دی سی روی ۹۹.۹ اف ام گوش میکنید در پایتخت کشور.
تنها ایستگاع رادیویی که برای تسکین و آرامش گوش هاتون
موسیقی پخش مکنه.
ساعت ۱۱و ۱۴ دقیقه اس
و یک روز آفتابی دیگه در پایتخته
ناصر تلفن برای توئه فکر کنم مادرته.
ممنون اوستا
ناصر ،فقط زود باش
سلام مامان حالت چطوره؟
چی؟
منظورت چیه؟ چرا؟
خدا لعنتشون کنه, ولی آخه کی اون درختستان رو لازم داره؟
از وقتی بابا مرده دیگه اونجا ارزش تلاش کردن رو نداره
کاش میتونستم بیشتر از ۱۵۰ دلار برات بفرستم,
ولی زندگی دز آمریکا گرونه میفهمی که؟مگه نه؟
مامان الان نمیتونم صحبت کنم.
درخت هارو فراموش کن و بیا آمریکا
تو یه ملکه میشی
زندگی اینجا خیلی بهتره
چه زمانی میتونین خونه من رو دیزاین کنین؟
یچیزایی آوردم که اول اینجا رو تموم کنیم
مهمونی خونه جدید ماهه بعده
و بعدش سرم خلوته که برم نیویورک
میتونیم به بالا هم نگاهی بندازیم؟
حتما.
ممنون میرا
چه جای خوبیه.
چطوری کنار میای؟
با چی؟
که این زن ها رو اعصابت راه نرن؟
اینجوریم نیست.
ما چیزای مشترک زیادی داریم.
میخوای بعضی از نقاط مشترکمون رو بگم؟
واقعا؟مثل چی؟
همه فکر میکنند زنانی که شوهراشون ارتشی اند,خانه دار های بیچارن
ولی ما جزو فعالی از سیاست
No comments yet. Be the first to leave one.