The first 200 lines.
محصولي از استوديو فيلمِ گرجستان
«« گــــام »»
: کارگردان
«آلکساندر رِخوياشويلي»
.«بيا داخل، «آلکسي
.از اين طرف، لطفاً
.همين اتاقه .ولي فقط يه نيمپنجره داره
.ازش خوشم مياد
ميتوني تختخواب رو هر جا که .دوست داشته باشي بذاري. حالا دنبالم بيا
.اينجا يه قفسهست
.اين هم حمامه
،اين در .رو به خيابونه
آب هر از گاهي .قطع و وصل ميشه
.اين گنجه خاليه
.اين يخچال هم کار ميکُنه
اينجا ميتوني لباسهات رو .آويزون کُني
،اگه به چيزي نياز داشتي .حتماً بهم بگو
يه لحظه بيا اينجا .يه نگاهي بکُن
مگه چي شده؟
.پوستِ گرگه خوشت مياد؟
.دستت رو ببر بالا
.حالا اون يکي رو ببر بالا
.خوبه
ميگن «آلکسي» دوباره .به يه منزلِ ديگه نقلِمکان کرده
تو هم اينو شنيدي؟
.نه، نشنيدم خُب که چي؟
منظورت چيه از خُب که چي"؟"
تا کِي پسرت بايد بره تويِ زيرِشيروونيها و زيرزمينها زندگي کُنه؟
مگه کجاش اشکال داره؟
بذار هر جور دوست داره .زندگي کُنه
،آخرش هر چي باشه .اون پسرِ منه، نه تو
اصلاً به تو چه ربطي داره؟
اون کسي که مردم محکومش ميکُنن .تو نيستي
هرچند پسرِ توئه که .باهامون زندگي نميکُنه
،تو هر کاري هم که بکُني .به هر حال، آخرش مردم محکومت ميکُنن
.ولي منو محکوم نميکُنن
اجازه هست بيام تو؟
.بفرما. بيا داخل
.سلام .به امضاءتون احتياج دارم
.البته
سعي نکُن اين روزها .شهر رو ترک کُني
!اوه، باشه، باشه
.بيا داخل. بيا ديگه
لازمه که گزارشِتون برايِ .سالگردِ موسسه رو تأييدِ نهايي کُنيد
ما حالا هر روز منتظرِ .دستورِ بالاييها هستيم
الان مدتهاست که برايِ گياهشناسيِ کلاسيک .هيچ فرصتي بهمون داده نشده
.لازم نيست نگرانِ چيزي باشي
.رقبات فقط چند تا دختر هستن
ولي اين .يه کارِ مردانهست
.پس امتياز و برتري با توئه
،گفتن نداره که طرحت برايِ مسابقه .تويِ تمامِ شهر زبانزدِ همهست
،ما بايد سنتها رو حفظ کُنيم
،هر چند که اين اواخر .از بعضي مواضعِ فکريمون کوتاه اومديم
.بفرما - .ممنونم -
.خداحافظ
.بد نيست
اونوقت محلِ خوابت کجاست؟ رويِ ميز؟
يه اتاقِ ديگه هم .اونطرف هست
.منزلِ معرکهايه بيشتر از اين ديگه چي ميخواي؟
.خونهيِ قشنگيه
.خودم هم دوستش دارم
.«ميتو»
!«ميتو»
!«ميتو»
.زيرزمينش هم خيلي خوبه
.ديگه بايد برم
بعداً دوباره .بهت سر ميزنم
اين همه مدت کجا بودي؟
.نميدونم
.خيله خُب، بيا داخل
.سلام
.سلام
نظرت چيه؟ کدوم يکي از اين دو تا بزرگتره؟
.بزرگتره اونيه که کوچيکتره
.اين آدرسِ جديدمه
.خداحافظ
.موفق باشيد
اجازه هست بيام تو؟ - .بفرما. بيا داخل -
.روزتون بخير .دوباره به امضاءتون احتياج دارم
.بفرما
سعي نکُن اين روزها .شهر رو ترک کُني
ما حالا هر روز منتظرِ .دستورِ بالاييها هستيم
الان مدتهاست که برايِ گياهشناسيِ کلاسيک .هيچ فرصتي بهمون داده نشده
.لازم نيست نگرانِ چيزي باشي
.رقبات فقط چند تا دختر هستن
ولي اين .يه کارِ مردانهست
.پس امتياز و برتري با توئه
.بفرما - .ممنونم -
.خداحافظ
.نگاه کُن
گربهست؟
چرا آورديش؟
تا ديگه هيچ موشي .اين دور و برها نپلکه
اوضاعِ ادارهيِ گياهشناسي در چه وضعيه؟
ديروز رفتي اونجا؟
.آره، رفتم
،همون صحبتها، مسابقهها .پرسشنامهها، امضاءها، دستورها
: ميشه اينها رو هم اضافه کُني ... همون داوطلبها، مديرها
بويِ گلولههايِ نفتالينِ ضدِ بيدخوردگي .و غيره
.ديروز سرد بود، و امروز گرمه .نميشه فهميد چه چيزي قراره پيش بياد
.سلام
.سلام .من «ميتو» هستم
.سلام
.اين دوستمه
.متأسفم .لابد مزاحمتون شدم
ولي ميتوني بهم کمک کُني؟
کمکم کُن .يه سري اوراق رو پيدا کُنم
بريدههايِ روزنامهها؟ - .نه -
عکسها؟
.نه
مدارک؟ - .نه -
نامهها؟ - .نه -
اوراقِ قرضه؟ - .نه -
وکالتنامهها؟ - .آره، همينه -
.ببخش که زحمتت شد
.خيلي ازت ممنونم
اين زنه کيه؟
.خانمِ صاحبخونهست
سلام. صورتحسابِ .کرايه منزل رو ميخواستم
تويِ کدوم خونه ساکن هستي؟
.شمارهيِ 15
خُب، اسمت چيه؟
.من موقتاً اونجا زندگي ميکُنم
.بايد اسمت رو ثبتِ موقت کُني قصد داري برايِ چه مدت اونجا زندگي کُني؟
.هنوز نميدونم .اما به زودي مشخص ميشه
فهرستِ مستأجرين .مدام در حالِ تغييره
،بعضيها اسبابکِشي ميکُنن، بعضيها اسمِشون رو تغيير ميدن .بعضيها آپارتمانِشون رو عوض ميکُنن
و اين قضيه هميشه .همينطوري ادامه داره
،به گمونم آدمها، از يه جا موندن .حوصلهشون سر ميره
.اين صورتحسابِ يک ماههست
.ممنونم
.خداحافظ - .خداحافظ -
.سلام
.سلام
شما کي هستي؟
.معذرت ميخوام
.سلام .من «ميتو» هستم
.ببخشيد
اون دختره کيه؟ - .نميدونم -
فعلاً يه مقدار کار دارم .که بايد تمومش کُنم
آقايِ «ميخائيل»؟
،منزل هستين آقايِ «ميخائيل»؟
تو اين همه مدت کجا بودي؟ .انگار منو پاک فراموش کردي
.سرم يه مقدار شلوغ بود .بفرمايين، کتابِتون رو پس آوردم
،حالِتون چطوره آقايِ «ميخائيل»؟
!الان برات ضيافتي برپا ميکُنم
،تويِ سن و سالِ جووني ،بايد بيشتر از هميشه برنج خورد
تا سُديمِ اضافي، تويِ سالخوردگي .موجبِ دردسر نشه
،متشکرم .ولي گرسنهام نيست
.فقط اومدم ببينمتون
.پس فقط بيا کنارم بشين
اوضاع و احوالت چطوره؟
.نميدونم
اتفاقي افتاده؟ نکُنه اتفاقي افتاده؟
.يه اتفاقي داره برام ميفته
ولي نميدونم اون چيه .و آخرش منو به کجا ميکِشونه
.حرفت رو تکرار کُن
چي گفتي؟
.چيزِ بخصوصي نگفتم
.فقط گفتم يه اتفاقي داره برام ميفته
ولي نميدونم اون چيه .و آخرش منو به کجا ميکِشونه
!چي از اين بهتر؟
ضربالمثلي هست که ميگه : "کسي که نميداند ".به کجا ميرود، به دورترين نقطه ميرسد
.بيا اينجا .بيا تا يه چيزي رو نشونت بدم
من کارم رو به عنوانِ معلم .تويِ يه مدرسهيِ روستايي شروع کردم
اون زمان، به سن و سالِ .الانِ تو بودم
.اينها اولين شاگردهام هستن
.اين کلاسِ درسِ گياهشناسيه
.ببين با چه دقتي گوش ميدن
و اونجا بود که فهميدم ... آدم بايد موردِ نيازِ ديگران باشه
تا بتونه خودش رو با موقعيتش .آشتي بده
کجا هستي، «آلکسي»؟ آلکسي»؟»
.لازم نيست نگرانِ چيزي باشي
.رقبات فقط چند تا دختر هستن
ولي اين .يه کارِ مردانهست
.پس امتياز و برتري با توئه
،گفتن نداره که طرحت برايِ مسابقه .تويِ تمامِ شهر زبانزدِ همهست
،ما بايد سنتها رو حفظ کُنيم
،هر چند که اين اواخر .از بعضي مواضعِ فکريمون کوتاه اومديم
.ببينيد چه چيزِ جالبي پيدا کردم
.بياييد اينجا نگاه کُنيد
.زياد معني نداره
،اگه بجايِ يه زن، يه مرد بود .بهتر ميشد
،و با دو نفر مرد !ديگه کاملاً بينقص ميشد
پس «آلکسي» کِي مياد؟ - چقدرِ ديگه بايد منتظر بمونيم؟ -
،اگه ميدونست ما اينجا هستيم .خودش رو قبل از ما ميرسوند
معذرت ميخوام، «آلکسي» اينجا زندگي ميکُنه؟ آدرس رو که اشتباه نيومدم، آره؟
.نه، اشتباه نيومدين .اون همينجا زندگي ميکُنه
.ولي الان بيرونه .ما هم منتظرش هستيم
.بفرماييد داخل
.ببينيد چه نقاشيِ عجيبغريبيه
ازش خوشتون مياد؟
.نظرِ من در اين خصوص صائب نيست آلکسي» کِي مياد؟»
.ما خودمون هم منتظرش هستيم
،معذرت ميخوام .بهتره مزاحمِتون نشم
.بعداً دوباره سر ميزنم
.با اجازه
.به نظرم منتظرش موندن بيفايدهست - .نظرِ من هم همينه -
.پس بياييد بريم
.سلام
No comments yet. Be the first to leave one.