The first 167 lines.
= لطفا صبر کن داداش = = قسمت ۲ =
سنگینه، آروم بیا، آروم بیا
تو دیگه کی هستی؟
چرا تو خونه ی منی؟
داریم وسایل رو جابجا می کنیم
چی رو داری جابجا میکنی؟
کی تو رو راه داده داخل؟
من راه دادم
جعبه رو کجا باید بذاریم؟
اینجا بذارش
با لطافت برخورد کنین لطفا
عتیقه س
باشه
ما کارمون رو تموم کردیم
می بینیمتون
متشکرم
خوش بحالت
تو واقعا همه ی وسایلت رو آوردی اینجا
میخوای اینجا موندنت رو لفتش بدی
درسته؟
ما یه خونواده ایم اون میتونه تا هر وقت که دوست داره بمونه
همین حالا از برادر کوچیک ترت عذرخواهی کن
برای چی؟
گوش کن
این خونه به (خاندان) وانگ ها تعلق داره
!نه به (خاندان) چو ها
خیکی
!یالا
میتونیم قرارگاهشون رو یه ضرب نابود کنیم
!دهنشون رو سرویس کن
اینقدر دستورهای غلط غولوط نده
قرارگاهشون رو تخریب کنیم؟
ما تقریبا
قرارگاه خودمون رو هم باختیم
مطمئنیم که این بازی رو می بازیم
بیچن
کامپیوترت رو جابجا کن
این اتاق قراره
اتاق چو ایی باشه
این خیلی ناعادلانه س، این اتاق بازیِ منه
این فقط یه کامپیوتره
میتونی هر جایی بذاریش
و طبق معمول بازی کامپیوتری کنی
مسئله کامپیوتر نیست
اگه اون امروز اتاق بازی من رو بگیره
فردا، اتاق خوابم رو هم صاحب میشه
و فردایِ فرداش، منو میندازه بیرون
یه کارت گرافیکِ جدید نمیخوای؟
یه دونه برات میخرم
سعی نکن با لطف کردنای پیش پا افتاده چیزی برام بخری
من دو فوی مدرنم
کسی که هیچوقت برای ده کاسه برنج هم سر خم نمیکنه
داداش بزرگه
اون تاعو یوانمی یوعِن مینگه
!خفه شو
دارم بهت میگم
بهرحال، من نمیرم
!سر حرفت بمون
لینک های خرید (کارت گرافیک) رو یه جا واست میفرستم
...عــَـ
!عــــنـکبـوتِ
!زنده
نترس داداش بزرگه من راس و ریسش میکنم
...من
من نتر... نترسیدم
باشه
فهمیدم
خل شدی؟
چرا با دست خالی می گیریش؟
داداش بزرگه، این "بِلَک" عه
حیوون خونگیمه
عقلت رو از دست دادی؟
تو عجب منحرفی هستی که یه عنکبوت رو به عنوان !حیوون خونگی نگه میداری
داداش بزرگه
گرچه بِلَک
یه عنکبوته
احساسات انسانی رو درک میکنه
فکر کنم فقط اومده اینجا تا ازت تشکر کنه
چون رفیق جدیدش رو خیلی خیلی دوست داره
!بس کن !بس کن
!گمشو !گمشو !گمشو
همین حالا عنکبوتت رو بردار
و از اتاق من گورتو گم کن
!به هیچی دست نزن !فقط برو بیرون
!برو بیرون
داداش بزرگه، بِلَک در واقع خیلی رام و سر به راهه
!گمشو
دیکشنری چینی باستانی
!عجب کتاب خوبی
میتونم برای خوندن قرضش بگیرم؟
!ببرش !ببرش !ببرش
!برش دار !برش دار
ممنونم
شو
بیچن
مشتاق نیس که اون بچه رو بپذیره
این راه ادامه دادن نیست
فکر میکنم
باید بیام خونه ی شما و یه چند روزی بمونم
این طوری
اونا میتونن
وقتی که با هم تنهان
رابطه شون رو تقویت کنن
باشه
چایی رو حاضر کن
دارم میام
تو چرا اینجایی؟
...من
کجا داری میری؟
من یه کار کوچیکی رو قبول کردم
که یه سری مهمونی های عصرونه ی زنجیره ای برگزار کنم
خوبه
حسابی مراقب برادر کوچیکترت باش
مشکلی نیس
داداش بزرگه، تو هنوزم میدیتیشن تمرین میکنی؟
معلومه که نه
من اینجام تا تو رو بپام
برای چی؟
تا مانع این شم که چیزی بدزدی
من هیچوقت چیزی نمی دزدم
هیچوقت؟
اون شمشیر گنجینه ایم که توی سالن پذیراییه چی؟
و عنکبوتِ تو یخچال؟
اونا رو نبردی؟
...یه گفته ی قدیمی نیست که میگه
...اونی که میری چیزها رو بی اجازه بر میداره
به عنوان دزدی به حساب میاد؟
تا وقتی من اینجام
فکر دزدیدن حتی یه ذره خاک از خونه م هم به سرت نزنه
داداش بزرگه، پاهات بی حال شدن؟
!غیر ممکنه
!من به کمک تو نیازی ندارم
چو ایی، تو از عمد اینکارو کردی، درسته؟
به هیچ وجه فکر مجانی زندکی کردن تو خونه ی من رو به سرت راه ندیا
همه ی چیزها یه رقمی روشون خورده
اول "کیو آر کُد"شون رو اسکن کن، بعد پولش رو پرداخت نکن و چونه هم نزن
چونه زدن؟
منظورم اینه اصلا چونه نزنی
میخوای آب بخوری؟
کدش رو اسکن، ده یوانه
نمیدونم چجوری باید اینکارو کنم
!چقدر احمقی تو آخه
از اپلیکیشن وی چت استفاده کن، و کد رو اسکن کن
پولات کجان پس؟ چرا کارت بانکیت مسدود نمیکنی؟
من کارت بانکی ندارم
کیف پولم دزدیده شده
خیلی خب. بگیرش
پول رو دریافت کردی، نه؟
گد رو اسکن کن
بفرما. الان مال توعه
تو اجازه نداری در رو ببندی
داداش بزرگه، میتونی بهم بگی چرا؟
بهت گفته که. من باید تمام وقت چشمم بهت باشه
چرا نمیای داخل؟
من نمیخوام با تو هم اتاقی باشم
داداش بزرگه
میتونم چراغ ها رو خاموش کنم؟
هر جور دوست داری
!اوه، خدای من چجور جرئت میکنی پا بذاری روم؟
اگه قدم دیگه بلندتر نشه چی؟
داداش بزرگه
چو ایی
آروم باش و با من حرف بزن
ما تو جامعه ی که تحت کنترل قانونه زندگی می کنیم
کشتن، نقض قوانینه
خب
اگه هر چیزی تو خونمه که دوست داری
No comments yet. Be the first to leave one.