The first 200 lines.
ترجمه اختصاصی سروفیلم - سرو ساب ** **
🐝مترجم زنبورک🐝
ترجمه اختصاصی سروفیلم - سرو ساب ** **
لی شیائولو
تو منو بیرون کردی
بیا بیرون بیا بیرون
تو بیا بیرون
لی شیائولو بیا بیرون
بیا بیرون
درسته
چرا صدای سونا میاد؟
کسی قبل از ما شروع کرده؟
غیر ممکنه؟
شاگرد من
همش بی لیاقتی استاده
خیلی ها برای بازی میان
من تو رو تنها بیرون انداختم
برات متاسفم
استاد
متاسفم
من نمی تونم کاری کنم
من ناراحتم
تو عزیز منی
من دنبالت خواهم کرد
من باهات میام
هیچ کس جلوی منو نمی گیره
برادر بزرگتر
یه کاسهی دیگه تو بار گواندونگمن بنوش
برادر بزرگتر
سوم
برادر بزرگت اون ترکیب کوچیک رو نوشت
بخون
میخونم
برادر بزرگم
برادر بزرگم
لی شیائولو
اون پسر خوبیه
من اونو خیلی دوست دارم
اگرچه اون به اندازه من خوش تیپ نیست
ولی مغزم به خوبی اون نیست
شخصیت من به خوبی شخصیت اون نیست
من نمی تونم غذا بخورم
اما حالا برادر بزرگ مرده
من باید بیشتر
مراقب خواهر کوچیک باشم
این خنده های بی شرمانه از کجا اومد؟
من دریغ نکردم
من برات حساب خواهم کرد
این اتفاق حتما می افته
دخلت میاد
استاد بیا صحبت کنیم
این قسمت از ترکیب کوچیک رو نخونه
اول، ریتم رو خراب میکنه
دوم اینکه لازم نیست
تو چی فکر میکنی
هیچی
داداش خوب نوشتم
می خوای
بسیار خوب، بیا ببین
تو هیچی نمیشی
دیگه
الان چی خوندی؟
این کلمه
این لهجه هنوز کمی مشکل داره
نمیتونم یه ذره قلبمو تکون بدم
به لهجه منطقی توجه کن
چی گفتی
برادر بزرگتر، یه کاسه دیگه تو بار گواندونگمن بنوش
شراب استرستو میشوره میبره
تو اینطور بگو
تو بگو برادر بزرگ
یه کاسه دیگه تو بار گواندونگمن بنوش
تو سعی کن
بیا یه کاسه دیگه از بار گواندونگمن بنوشیم
اینو ببین قلبم می ایسته
به علاوه، یانگ جی، راستش رو بگو، همین الان داشتی گریه میکردی
خوب گریه کن
اوه خدای من
تقریباً باعث شد من گریه کنم
به محض اینکه دیدم تو دراز کشیدی
من نتونستم کمکی کنم
وقتی پدرت رفت
تو خیلی احساساتی نشدی
آره
فقط فکر مرگی
فقط اون افراد بیرون از در
می تونن باور کنن
نه تنها مردم بلکه دفن میشم
آخرش مرگه
قطعا باور می کنن
من در موردش فکر کردم
تا نیمه های شب صبر کن، ماه تاریکه و باد تند
برادر بزرگتر از بیل گردبادی که من اختراع کردم استفاده می کنه
برای رفتن از نور ماه استفاده کن
درسته
اگه می خوای برای ده هشت سال بری، دیگه برنگرد
اگه او جاده احساس تنهایی می کنی
فقط اجازه بده دوم و سوم باهات همراه شن
فقط اجازه بده دوم و سوم باهات همراه شن
فقط اجازه بده دوم و سوم باهات همراه شن
پس من نباید بمونم
مراقب ارنیانگ و شیائویانگه باشم
تو برو کنار
درست مثل آدمی زاد
بقیتون حیوانات سیاهگوشین
من طاقت موج سربازا رو ندارم
نگران نباش
همه معروفن
سلاخی در کار نیست
برادرا
این بار خداحافظی میکنم
نمیدونم کی دوباره میبینمتون
برادر بزرگتر
من نمی خوام تو بری
تو به من کمک کردی
تو حیا کن
شما دو تا فقط چند روزه که همدیگه رو می شناسین
استاد
رک باش
در واقع سرزمین اصلی بیشترین نگرانی رو
برای پیرمرد داره
با اينكه
بد به نظر میای
زشتی
بی حیایی
اما بالاخره یک روز معلمه و یک عمر پدر
سرزمین اصلی
من نمیتونم باهات باشم
اینطور می گی
من واقعا در قلبم
واقعا ناراحتم
باشه استاد
نمی تونی برای پیر مرد بمیری
این بزرگترین حسرت زندگی منه، لی شیائولو
بهتر از این
امروز ما از این مزیت استفاده می کنیم
بیا با هم تشییع جنازه استاد رو انجام بدیم
این مناسبه؟
مناسبه
چه اشکالی داره
من بچهاتم
بچهمی
پس چجوری همکاری کنم؟
اشکالی نداره فقط دراز بکش
بیا بیا بیا
بیا، بیا، بیا، سریع بیا
بیا بیا بیا
بیا
این صحنه رو نمی شه هدر داد
هیچ پولی خرج نکن
دراز بکش، دراز بکش، دراز بکش
بله
دراز بکش، دراز بکش
فقط اینجا دراز بکش
آتیش
باشه
این مرحله درسته
چیکار می کنی
گفتم شروع کن
چیکار میکنی
این تو نبودی که اجازه دادی آتیش بزنم
عجله کردم
استاد اینجوری هستی؟
چطور همکاری میکنی
دارم احساساتم رو میگم
اون سونای کوچولو
کلشون خوبه
بیا
ما اومدیم
انفجار
خوش اومدی دوستم
صدای سوناست
اقوام رو بفرست
تو این آسمون گریه کن
در روزهای غم انگیز کوه ها و رودخانه ها
گواندونگمن
پیرمرد محترم دیگهای رو فرستادن
نه
تو
کلمات کوچیک
خوبه که ساکت شی
گواندونگمن
از زمان تأسیس کوه
قهرمانان بی شمار
و قهرمانای متولد کرد
سران نسل ها
تشکیل یه فراکسیون دادن
جد نسل اول
بی رقیبه
جد نسل دوم
فروتنه
جد سوم
راست قامته
جد چهارم
قلب دندانه دار داره
اجداد نسل پنجم
و این دوست
جد ششم
به من رسیدگی کن، باشه؟
جد ششم، جد ششم
No comments yet. Be the first to leave one.