The first 200 lines.
.من به آمريکا باور دارم
.من باور دارم که ما بهترينيم
.من باور دارم که ما شماره يک هستيم
.و از حرفم پشيمون نميشم
...من و شوهرم بازمانده جنگي هستيم که
با تمام وجود مبارزه کرديم .تا به جايي که الان هستيم برسيم
:چطوري؟ با همون روش قديمي
.تلاش سخت و باور به اينکه ميتونيم
..."و اينجا، در ايالت بزرگ "آيوا
.جايي که تمام مبارزاتمون شروع شد
...اسم من "لورا دين پيکلر" ـه
...و اين داستان نفسگير
طمع، اخاذي، سکس و .کَره هست
باب"؟ "باب پيکلر"؟"
باب پيکلر، کجا هستي؟
.آهان، اينجايي .لطفا بايست
.اين ماييم .زوج پيکلر. باب و لورا
.ما خانواده سلطنتيه "کَره کاري" هستيم
اوه، بله، بخندين، ولي ميدونستين ...بيشتر آدمايي که
مجسمه هاي کَره اي رو پارسال ...تو نمايشگاه آيوا ديدن
پشت سرش رفتن "سوپربال" رو ديدن؟ .نه، البته که نميدونستين
چطور ميخواستين بدونين؟ .با اين رسانه هايي که جانب داري ميکنن
ممکنه چراغا رو کم کنين، لطفا؟
.بشين و اينو ببين
اوه، من هرسال به نمايشگاه آيوا ميام .و اين کاملا به خاطر کارهاي باب ـه
،در فقر و تنگدستي .در شهر "بتل کريک"، ايالت آيوا در سال 1968 بدنيا اومد
باب پيکلر آرامشش رو ...در کنار بهترين دوستش بدست آورد
."يک گوساله به نام "سوکي
،ولي وقتي باب فقط 8 سالش بود ...تراژدي اتفاق افتاد
.سوکي با برخورد صاعقه کشته شد
،باب با ناراحتي زياد ...يه مدل از سوکي دوست داشتنيش ساخت
،با تنها چيزي که خانواده پيکلر تو يخچال داشتن .يک قالب کَره
با اينکه مادر او ....اولين قالب کَره باب جوان رو نابود کرد
.باب استعداد خودش رو در کَره پيدا کرده بود
...او در مسابقات کَره کاري ثبت نام کرد
...پانزده سال پيش، همسر دوست داشتنيه او، لورا
.در تمام راه اون رو تشويق و همراهي کرد
و خودشو با قطعه زيبايي ...معرفي کرد
به اسم ."نوت گينگريچ سوار اسب"
.سلام عزيزم چي فکر ميکني؟
.نوت" رو نگاه کن"
.اوه، عالي شده از مدل موهام خوشت مياد؟
.بايد هم خوشم بياد .ناسلامتي 15 دلار از جيبم رفته
.من ارزششو داشتم
!بيا اينجا ببينم. آو
...و اينگونه پيروزي هاي پشت سر هم و بيسابقه ي او
،"که شامل مجسمه مشهور "تي رکس دختر به دهان .شروع شد
...خب تو سال 94 بود - .سال 95 بود -
...سال 94 بود - .سال 95 بود -
.باشه، ميگيم 95 بود ...راستش تو سال 94 بود که
.باب اومد و کارشو رونمايي کرد ."ليست شيندلر"
"!ليست لعنتي شيندلر"
.بازم شروع شد - .ببخشيد -
.منو به گريه ميندازه
.ما حتي يهودي هم نيستيم
ولي کي فکرشو ميکرد که ...هنرمند نابغه ما
،"پسري از "بتل کريک .امسال اين اثر رو رونمايي کنه
،"اثر "شام آخر .با اندازه اصلي
:که روزنامه "دِ موين" گفت ."از خود نقاشي اصلي هم بهتره"
من واقعا فکر ميکنم که من و باب ...ميتونيم از شهرتمون تو کَره کاري
.براي ورود به سياست استفاده کنيم
،يعني ميگم، اگه ما رو تو فرمانداري ديدين ...تعجب نکنين
."يا شايد هم "کاخ سفيد
.اين تازه شروعشه
،"باب پيکلر" !آقايون و خانم ها
!پونزده سالِ معرکه
...کَره تمام دنياي من بود
.تا اينکه شروع به آب شدن کرد
،راستش اگه باورتون بشه ...همون دفعه اولي که خانم پيکلر رو ديدم
آرزو کردم که ايکاش اون و آقاي پيکلر .منو به فرزندي بگيرن
...ميدونين، البته که جايزه ها فوق العاده هستن
...ولي چيزي که براي من و باب خوشايندتره
.توجهيه که ما به سازمان خيريه ـمون آورديم .کمپ کَره
.بله - .جايي که ما به بچه هاي استثنايي کمک ميکنيم -
...آدماي پرورشگاه منو به چند تا خانواده داغون دادن
.و بقيه بچه ها رو به خانواده هاي بهتر ميدادن
.اوليشون، خانواده "مورز" بود
،اونا مدرسه خونگي داشتن .که هميشه کلمات رو اشتباه تلفظ ميکردن
...و بعد خدا فرشته ها رو
...به زمين فرستاد
.به خاطر همينه که دايناسورها از بين رفتن
.بعدي خانم "کارمايکل" بود .اون به قرص معتاد بود
برو به دکتر بگو که اخيرا عصبي بودي .و "کلاناپن" ميخواي
.باشه. کلاناپن
.تو دختر خيلي خوبي برام ميشي
.من ازش خوشم ميومد - !در محافظ لعنتي -
.اون هميشه آروم بود
.بيا، تو باز کن
فکر کنم اينقدر آروم بود که نتوست .از دست پليس فرار کنه
!اونا مال من نيستن
."بعد از اون رفتم پيش "گاندرسون ها
.اونا پير بودن
.دکمه قرمزه براي آمبولانس ـه
!دکمه قرمزه رو بهش بگو
پس حالا فهميدين که چرا ميخواستم .پيش خانم پيکلر باشم
.تازه، اونموقع فقظ 10 سالم بود
.حالا که 11 سالمه، حقيقت رو ميدونم
!سفيدپوست ها، عجيب و غريبن
هنوز مامانمو پيدا نکردن؟
،بيا عزيزم .ديروقته
.اتاق خودت هنوز خاليه
.ممنون
.ببخشيد
!واو
!لورا دين پيکلر
."سلام "کارول آن استيونسون - .سلام کارول آن -
،به خودت نگاه کن .خيلي زيبا شدي
خيلي دل داري .که با اين بدنت شلوار استرژ ميپوشي
...ممنون. شلوارم همش بالا کشيده ميشه
.و بايد با کف پام اونا رو پايين بيارم
...خيلي کمياب هستن
.ولي من پيداشون ميکنم
.سلام
ميشه يه نگا بندازم؟
.واو
.کارت خوبه
.واقعا خوبه
.طبيعت واقعي
خيلي ساکتي، مگه نه؟
.عيبي نداره ...جان وين" هم ساکت بود، پس"
ميشه اينو قرض بگيرم؟
...باب اينقدر راحت کَره کاري ميکنه که
با خودم فکر ميکنم که .منم ميتونم اينکار رو بکنم
"!بعد يهو ميگم، "بيدار شو "کارول آن"، مگه تو خواب ببيني
،تابستون اون سال .منو به خانم "جيل" و آقاي "اتان" دادن
.اونا سفيد ترين آدمايي بودن که تا حالا ديده بودم
.توقع نداشتم که خيلي پيششون بمونم
.اين آدما زود از کارشون پشيمون ميشدن
.اين اتاق خوابتـه
.صورتيه
.آره، بهش گفته بودم رنگ سبز بزنيم
.نه، همين قشنگه
اين تلويزيونه؟ - .اوه، آره -
.نيست، شرمنده HD کيفيتش
.بعد از ساعت هشت بايد خاموش کني
رو ساعت هشت توافق کرده بوديم؟
.بعد از ساعت 9 خاموش بشه - .نُه، درسته -
هشت! مگه اينجا زندانه؟
!"چراغا خاموش"
...آم
چيزي نياز نداري؟ - .نه، ممنون -
دوست داري براي تفريح چيکار کني؟ تفريح خاصي داري؟
،ميتونيم برات وسيله بخريم .مثل کتاب يا يه کره زمين
.من هيچ کاري بلد نيستم
.اوه...چي؟ مسخرست .همه يه استعدادي دارن
.من نه .آخرين مامانم اينو بهم گفت
،خب، ديگه لازم نيست نگران اينجور مسائل باشي باشه؟
.باشه - .اگه با ما کاري داشتي، خودت ميدوني ديگه -
.همين بيرون هستيم - ."آره. "دنبال مامان و بابا -
.بسيار خب - .باشه -
!يک، دو، سه، کمپ کَره
،من هميشه ميگفتم که آدمايي مثل شما ...چراغ قوه هاي کوچيکي
،هستن، که به يه دنياي تاريک کمک ميکنن .تا کليد ماشينشو پيدا کنه
!چي؟ - !به افتخار کمپ کَره -
چه کاري ازم برمياد، "اروال"؟
ببين، هيئت مدير ...جديدا يه حرفايي زدن
...،و .تو سابقه خوبي داري
.خب، 15 سال
.تو يه افسانه اي
.عکست تو مجله "پِرِيد" بوده
.تو "الويس"ـه کَره هستي
...ولي يه جورايي فکر کرديم که وقتشه
...جات رو به کسه ديگه اي بدي
.آهان
ما آماده هستيم که يه مقامي تو مسابقات .به تو بديم
.آه... ميتوني يه داور بشي
."کنار من و "مري آليس" و "کارل هاجنز
.کارل هاجنز آدم خوبيه - .فوق العادست -
.وقتشه که دست از کَره برداري
.ميدوني، مثل کاري که "اُپرا" کرد
.آره، ولي اون "شبکه انجل" رو براي خودش داره
.فقط يه سوال حساس ازت دارم
لورا؟ - .لورا -
،ميدوني ...واقعا فکر ميکنم که باب
.ميتونه يه شهردار عالي بشه
.يا حتي يه فرماندار
...چون ميدونم اون
.اون خيلي... تو کارهاي تو دخالت داره
.آه، اون مشکلي نداره .اون کنار مياد
...لورا
.اين مادر قحبه ها نميدونن با کي در افتادن
!ما پيکلرهاي مادر جنده هستيم
.واضحه که "اروال" ميخواد تو رو از راه بدر کنه
.هميشه ميدونستم که چجور آدميه
.فکر نميکردم تا اينجا پيش بره
.ميدوني که اروال آدم خوبيه
اون از همون روز اول .برامون نقشه کشيده بود، باب
.زنگ ميزنم به فرماندار
.همين کار رو ميکنم .زنگ ميزنم به فرماندار
!يا زنگ بزن به مسيح مگه شمارشو نداري؟
به حقوق قضايي من تجاوز شده و .منم زنگ ميزنم به فرماندار
.فرماندار اهميتي نميده، لورا
چي گفتي؟
.فرماندار اهميتي نميده
تو طرف کي هستي، باب؟
.وقتشه که بازنشسه بشم، لورا
.وقتشه که از اين کار کنار برم
.مثل اپُرا
چطور جرات ميکني اُپرا رو دخالت بدي؟
.کيتلين"، عزيزم"
No comments yet. Be the first to leave one.