The first 200 lines.
آسمانهای این جهان
به زیباییِ آسمانهای جهانِ ماست
بهم امید میده
لایرا باید نزدیک باشه
فرشتهها
امکان نداره
هزاران سالِ که خودشون رو نشون ندادن
و آخرین باری که دیده شدن برای آغازِ جنگ بود
حالا که ازریل جهانها رو بهم ریخته
دارن میرن پیشش
اگه فرشتهها طرفِ ازریل باشن هر کاری ازش ساختهست
این همون نشونهای که احتیاج داشتم
میخوای بری دنبالش؟ - ازریل رو برمیگردونم -
و به دنیای خودمون برمیگردیم
و با همدیگه کلیسای اعظم رو نابود میکنیم
باید لایرا رو پیدا کنیم
سرنوشتِ کُلی جهان تو دستای توئه
یه وظیفه پیشِ روی خودت داری - ویل؟ -
ویل؟
دستش بدتر شده
مطمئن نیستم بتونیم کمکش کنیم لایرا
از این طرف
لایرا
!لایرا
میبینمت
!ویل بیدار شو !ویل، باید از اینجا بریم
آنجلیکا طبقهی پائینه و میخواد بکشتمون
!ویل! عجله کن
بیا، از این طرف
!ویل، کمکم کن
میتونی از اینجا ببریمون بیرون؟
!عجله کن
!چاقو دستِ ویلــه - ببینین، ما نمیخوایم بهتون آسیبی برسونیم -
ولی ما میخوایم به شما آسیب برسونیم
برادرمون رو کُشتین و چاقو رو دزدیدین
چاقو از ما و افرادِ بالغمون که توی تَپهها مخفی شدن محافظت میکرد
بابتِ برادرت خیلی متاسفم
برین. همین الان
:ترجمه و تنظیم مهرداد و مریم
بذار زخمت رو ببینم
با چاقوی خودت بُریده؟
نشونشون بده ویل
اگه به من اعتماد داری باید به اونم اعتماد داشته باشی
تا حالا ندیده بودیش
و اگر فکر میکنی میتونی چیزی رو ازش مخفی کنی، باید بگم نمیتونی
اینجان تا بهمون کمک کنن
تا حالا همچین تیغهای دیدین؟
نه
این لبه
این لبه چه چیزی رو میبُره؟
همه چیز رو - هیچی رو -
خب، مسموم نشدی
ولی این یه زخمِ معمولی نیست
برای درمانش به چیزی فراتر از گیاه نیاز داریم
به یه طلسم احتیاج داره
باید گُلسنگ جمع کنیم « موجودی تشکیل شده از جُلبَک و قارچ »
خب، عجیب و غریبتر از اینم مگه داریم
فکر میکنی میتونی ازش رَد شی؟
راحت باش آقای جاپری
میخوایم بزنیم تو دلش
!ووهو
خب، مثل غار و صفحه کلید نیستی
ولی بهتره ببینیم تو هم جواب میدی یا نه
روی آوردن به قُله برای تأمین تغذیه
خوش شانسی میآورد
جاسوسی کردن با چشمانی تیز، مانندِ
ببری با وَلَعِ سیری ناپذیر
ثابت قدم به مانندِ کوه یه جادهی فرعیــه
به معنای سنگهای کوچک است دَرها و روزنهها
نشانههایی در حالِ نمایان شدن است که شما را در مسیرتان آبدیده میکند
خوبه. بالاخره تونستم یه چیزی رو بفهمم
میدونی، همهش بهم زُل میزنی
همیشه دلم میخواست یه جادوگر رو از نزدیک ببینم
پدرم یه کتاب راجع به جادوگرها بهم داد
توی کتاب یه تعداد عکس بود
همهشون موهای مشکی داشتن
اون کتابها آزار دهندهان
ازریل میدونه یه جادوگر چه شکلیه
به اون گُل دست نزن
میخوام همه چیز رو بدونم
چیکار میتونی بکنی؟
چیکار میتونم بکنم؟
البته که میدونم میتونی پرواز کنی
و به آسونی میتونی آدم بکشی
و سَرما روت تأثیری نداره
و میتونی نَجواها رو توی باد بشنوی
در امانیم؟
ویل در امانه؟
زخمش عمیقه - ولی بهتر میشه -
درسته؟ حالا که پیش شمائیم، بهتر میشه؟
هر کاری از دستمون بربیاد همینجا انجام میدیم
ولی بعدش باید برگردیم به سرزمینهای خودمون
سرزمینهای خودمون؟
حیاتِ گیاهی در جهانِ ما خیلی قویتره
میبریمون خونه؟
قَسَم خوردم در امان نگهت دارم لایرا
اینکارو توی خونه انجام میدیم
جایی که میشناسمش
جایی که میتونم مخفیت کنم
چرا نترسیده؟
اهل اینجا نیست مگه نه؟
شاید حق با اوناست
شاید بهتر باشه بریم به جهانِ من
چرا جهانت رو ترک کردی لایرا؟
میخواستم غبار رو بررسی کنم
میخواستم بخاطرِ راجر تمام تلاشم رو بکنم
...مسئله اینه، این جادوگرها
به زمین وصل هستن میتونن جوابها رو یکی پس از دیگری پیدا کنن
و پدرم؟
دستگاه حقیقت یاب میگه چیکار کنیم؟
ویل، درسته که دستت رو قایم کردی بازم میتونم ببینم
میدونم خونریزی داره
کمه
گیاههای قویتری توی جهانِ من وجود داره
اونا میگن و نظرِ منم همینه - ببین، میفهمم -
میترسی چون فکر میکنی نمیتونم ادامه بدم
از پسش برمیام
ما از پسش برمیایم
از دستگاه حقیقت یاب بپرس پدرم کجاست
توی کدوم دنیاست کجا ممکنه پیداش کنیم
نزدیکه
!چــی؟
توی همین جهانــه
یه جهانِ جدیده؟
برای کسایی که توش بدنیا نیومدن جدیده در غیر این صورت قِدمَتِش با جهانِ تو یا جهانِ من یکیه
کاری که ازریل انجام داده همه چیز رو بهم ریخته آقای اسکورزبی
خالی بنظر میرسه
نه چندان پشتِ اون دماغه شهریه که زمانی قدرتمند و ثروتمند بود
ما داریم میریم اونجا
وارثِ چاقو ممکنه اونجا باشه
یه زمانی با شکوه بود این شهر اوضاع سختی رو تجربه کرده
اگه توی یه زندگیِ دیگه بودیم الان داشتم دنبالِ غنیمت میگَشتم
اگه توی یه زندگیِ دیگه بودیم هیچکدوممون اینجا نبودیم
آدم عجیبی هستی آقای جاپری
راجع به شَمَنها یه حرفایی میزنن افرادی دارای توانایی تشخیص، درمان و گاهی ایجاد بیماری » « با ارتباط با ارواح یا تحت سلطه قرار گرفتن توسط آنها
جِدی؟ چی میگن؟ - اینکه یه قدرتهایی دارن -
اینکه میتونن پرواز کنن
ولی تو نمیتونی
چرا میتونم
چطور؟ - باید پرواز میکردم -
احضارت کردم
و حالا دارم... پرواز میکنم
من آدمم ولی توی این مسیر چند تا چیز یاد گرفتم
با جادوگرها، افرادِ دانشگاهی و ارواح نشست و برخاست کردم
حماقت رو همه جا دیدم
و این سفر، حماقته یا معرفت؟
این سفر؟
نمیدونم
وارثِ چاقوی نافذ رو پیدا میکنیم بعدش چی میشه؟
بهش میگیم وظیفهش چیه
و اون وظیفه شاملِ محافظت از لایرا هم میشه؟
اون وظیفه از همهمون محافظت میکنه
بَسه، وایمیسیم - نه، از دستگاه حقیقت یاب بپرس -
بپرس پدرم چقدر نزدیکه
اگه قرار باشه نیمه جون باشی
فایدهای نداره پدرت رو پیدا کنیم
نه، داری از من به عنوانِ یه بهونه برای ایستادن استفاده میکنی
معذرت میخوام
میدونم که از من به عنوانِ یه بهونه برای ایستادن استفاده نمیکنی
معذرت خواهیت رو قبول میکنم
بهتره تو هم استراحت کنی
مطمئنی؟
تا حالا مطمئنتر از این نبودم
چاقو رو میخوای مگه نه؟
اونجاست
عیبی نداره، میدونی؟
میتونی بیای بیرون
سلام. من مِریام
میخواین یه چیزی بخورین؟
اصلاً براتون خوب نیست. پُر از قَنده
به والدینتون نمیگم
والدینی در کار نیست
اشباح بُردنشون
اشباح؟
چطور نیومدن سراغِ شما خانم؟
نمیتونین ببینینشون؟
...ما هم نمیبینیمشون ولی
اسمش پائولاست
سلام
پس شما تنهائین؟
بقیهی بزرگترها ازمون مراقبت میکردن
ولی بعدش ترسیدن و به سمت تَپهها فرار کردن
به سمتِ کوه
حالا بقیهی بچهها هم رفتن اونجا
شما اهلِ این جهان نیستین نه؟
مثل اون دختره لایرا
لایرا؟ لایرا رو دیدین؟
ازش خوشم نمیاد
به تولیو بَد کرد
میخواستیم بکُشیمش ولی اون فرار کرد
کارِ اشتباهی بود؟
آره
اینجا همه چیز اشتباهه خانم
به زودی یاد میگیرین
لایرا کجا رفته؟
با جادوگره
خانم، میشه بغلتون کنم؟
آره
میشه یکم اینجا بمونین؟
مراقبمون باشین؟
No comments yet. Be the first to leave one.