The Beauty

The Beauty

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Beauty S01E09 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-26
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 119 lines.

SANDS Movie

‫اگه یه نفر دیگه اون نقاب ‫لعنتی رو روی سرم بکشه...

‫- به خدا قسم... ‫- ساکت باش، آنتونیو.

‫الان همه‌مون در امانیم. ‫همتون میتونید آروم باشید.

‫لطفاً دستبندهاشون رو باز کنید.

‫میدونی، آدم‌ ربایی یه جرم فدراله. ‫ما مامورهای فدرالیم.

‫فکر کردی اگه نمیدونستم کی هستید، ‫این همه دردسر میکشیدم؟

‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

‫من دایانام. ‫از دیدنت خوشبختم، جرمی.

‫در ضمن، قابلی هم نداشت.

‫چرا ما اینجاییم؟

‫اوه، خبری از «تشکر» برای نجات جونتون نیست؟ ‫خب، این خیلی ناامید کننده‌ست.

‫اوه، ولی من عاشق اینم.

‫آره. خودشه، ‫گشاد شدن شدید مردمک چشم.

‫داری واکنش ناشی از استرس نشون میدی.

‫بدنت داره ناخودآگاه واکنش نشون میده، ‫جنگ یا گریز.

‫یکم عرق، ‫ضربان قلبت داره تندتر میزنه.

‫ما میتونیم شبیه‌ سازیش کنیم، ‫ولی نه به این طبیعی.

‫خیلی پیچیده‌ست.

‫حالا داریم به فضای سردرگمی وارد میشیم.

‫سوال داری. ‫خیلی زیاد.

‫ترس هم اون تو دیده میشه.

‫عذر میخوام.

‫گاهی اوقات سطح درک و بصیرت من ‫میتونه یکم آزار دهنده باشه.

‫من به نوعی توی رفتارهای انسانی متخصصم.

‫باید هم باشی، اگه قراره ماشینی بسازی ‫که بتونه با بقیه انسان‌ ها ترکیب بشه.

‫من اون رویِ دیگه این داستان دو شهرم.

‫اسم من دکتر دایانا استارلینگه. ‫بیشتر من رو به عنوان «مادر» میشناسن.

‫مادرِ چی؟ ‫بچه هام، سنتتیک‌ ها.

‫هر چند... این واژه‌ حساسیت‌ زاییه. ‫سرد و بی‌ روحه.

‫ما مایل شدیم که اونا رو ‫«دیکون» صدا بزنیم.

‫این چه ربطی به ما داره؟

‫تو، مأمور مدسن، ‫در تقاطع بشریت وایسادی.

‫ما وجه اشتراک زیادی داریم، ‫مهم‌ تر از همه، نفع مشترک‌مون...

‫توی متوقف کردن مردی که ‫کارهاش امروز ما رو به اینجا کشوند.

‫بایرون فورست.

‫مدت‌ ها پیش، بایرون روی ریسک بزرگی که در دنیای ‫زیست‌ فناوری کرده بود، احتیاط کرد و یه بخش رباتیک راه انداخت.

‫این اسباب‌ بازی جدیدش، ‫این داروی دگرگون‌ کننده...

‫خیلی زود به وسواس جدیدش تبدیل شد. ‫اون علاقه‌ش رو به بخش من از دست داد.

‫دکتر لی از موجودات زنده ‫برای ایجاد تغییراتش استفاده کرد.

‫ولی من، متغیرها و نقص‌ های خیلی زیادی ‫در مواد ارگانیک می‌بینم که بشه با اونا به نتیجه‌ ای رسید.

‫قرار بود زندگی همواره فراتر از ‫این کیسه‌ های خون و استخوان بره...

‫و این همون چیزیه که دارم میسازم.

‫دقیقاً چه چیزی میسازی؟

‫نسل بعدی زندگی و بدن‌ هایی ‫که اون رو حمل میکنن.

‫ماشین‌ های انسان‌ نما.

‫این چه کوفتیه؟ ‫نه، ببخشید، خانمِ سفید پوست...

‫قصد بی‌ احترامی ندارم. ‫فقط اسمت رو فراموش کردم.

‫من آخر و عاقبت این فیلم رو دیدم، ‫و اصلاً خوب نبود.

‫اینجا چیزی برای ترسیدن وجود نداره.

‫به‌ زودی، یه «دیکون» توی ‫هر خونه‌ ای قرار میگیره...

‫که از تجربه‌ انسانی یاد میگیره، ‫و اون رو تقویت میکنه.

‫وایسا، وایسا، ‫وایسا، وایسا.

‫تو تمام عمرت رو وقفِ بی‌ نقص کردنِ ‫یه سری جارو برقیِ هوشمندِ لعنتی کردی؟

‫این راهیه که ما با مرحله‌ ‫بعدیِ زندگی ادغام میشیم.

‫موجودات زنده و رباتیک.

‫به میزان امید به زندگی فکر کنید وقتی که ‫ناخودآگاهتون رو توی یه کالبد مصنوعی آپلود کنیم...

‫و از شر این بدن‌ های کثیف، ‫و دردسرساز خلاص بشیم.

‫ولی البته، این فقط در صورتیه ‫که بتونیم جلوی فاجعه رو بگیریم.

‫بقای ما فقط در صورتی ممکنه ‫که جلوی «بایرون» رو بگیریم.

‫من از کمک همسرش برخوردار بودم، ‫که با هدف من خیلی همدل بود...

‫و امروز توی فرارِ کوچیکم ‫از زندان بهم کمک کرد.

‫جلوش رو بگیریم که چیکار کنه؟

‫اینکه «زیبایی» رو به عنوان دارویی عرضه کنه ‫که هر آدم ساده‌ لوحی توی دنیا دنبالش باشه.

‫و اون‌ وقته که اون رسماً به بخشِ من خاتمه میده، ‫بخشِ بهتر، و من نمیتونم اجازه بدم این اتفاق بیفته.

‫وایسا، ولی من هیچ دارویی مصرف نکردم.

‫منم همینطور.

‫نه، شما چیزی رو دارید که به نظر میرسه ‫نسخه‌ ای نشت‌ کرده از آزمایشگاه باشه.

‫فرصتِ جلوگیری از انتشارِ نسخه‌ منتقل‌ شونده ‫از راه جنسی خیلی وقت پیش از دست رفت...

‫ولی شواهد اولیه نشون میده ‫که به دلیل ناپایداریش...

‫قبل از اینکه خودش رو از بین ببره، ‫مدت زیادی در محیط بیرون دووم نمیاره.

‫ولی نسخه‌ خالص و دارویی‌ ای ‫که اون قصد داره بفروشه...

‫خب، اون موضوعش کلاً فرق میکنه.

‫وایسا، مگه دوز تقویت‌ کننده هم هست؟

‫ولی اون... ‫اون بهم زمان بیشتری میده، مگه نه؟

‫اون به یکی نیاز داره.

‫من میگم زیاد خوش‌ بین نباشید.

‫داده‌ ها نشون میدن که احتمالاً ‫به مرور زمان اثرش رو از دست میده.

‫باید اضافه کنم که تمام تلاشم رو میکنم...

‫تا درمان‌ هایی رو براتون فراهم کنم ‫که برای همتون جواب بده.

‫عمرتون رو طولانی‌ تر کنم...

‫و نذارم که...

‫به معنای واقعی کلمه منفجر بشید.

‫خب، این فقط در صورتیه ‫که بخواید بهم کمک کنید.

‫بگو کی و کجا.

‫تیم ضربت رو به اونجا میارم، ‫کار اون عوضی رو میسازیم.

‫با این حکم‌ های تفتیش، ‫و رعایت سلسله‌ مراتبت خیلی بانمک میشی.

‫متأسفانه اون نقشه با توجه به محدودیت‌ های ‫زمانی ما یکم بیش از حد پیچیده‌ست.

‫خب، گزینه‌ ها چی هستن؟

‫حدس میزنم یه ترور ساده.

‫آره، برای همین هم تو رو انتخاب کردم.

‫هم مهارتش رو داری، ‫هم حساسیت موقعیت رو درک میکنی.

‫یه فرصت کوتاه داریم، ‫نباید بذاریم از دست بره.

‫مراسم «روز زیبایی» ۴۸ ساعت دیگه‌ست. ‫اگه اون بمیره، نقشه‌ش هم با خودش میمیره.

‫خب، خدا رو شکر. ‫خوب شد من اینجام، مگه نه؟

‫فقط من رو به اندازه کافی بهش نزدیک کن، ‫تا یه گلوله توی سرش خالی کنم.

‫اون بهت پشت کرد، ‫دورت انداخت.

‫فکر میکنی میذاره حتی ‫به نزدیکی‌ هاش برسی؟

‫اصلاً نیازی نیست ‫اونقدرها هم نزدیک بشم، باشه؟

‫تیراندازیِ من از تک‌ تک ‫این حرومزاده‌ ها بهتره.

‫از هزار یاردی، ‫مثل آب خوردن.

‫خیلی خب، ‫خیلی خب.

‫خب، اگه بخوایم دقیق و منطقی باشیم، ‫مسئله‌ خیلی بزرگ‌ تر اینه.

‫اون میدونه همتون کی هستید.

‫و با سطح نرم‌ افزار امنیتی تشخیص ‫چهره‌ ای که اون استفاده میکنه...

‫خب، فقط اوضاع رو ‫از اینی که هست بدتر میکنه.

‫نظرت در مورد یکی از ‫این «دیکون‌ ها» چیه؟

‫میدونی، بایرون همیشه ‫از این موضوع میترسید...

‫برای همین مکانیزمی رو توی ‫کد نویسی‌شون تعبیه کرد...

‫که غیرممکنش میکنه، یا حداقل، ‫به شدت سختش میکنه...

‫که بشه یکی از دیکون‌ هاش رو ‫علیه خودش قرار داد.

‫خب، من رو به صد یاردیش برسون، ‫و من انجامش میدم.

‫جردن، نه. ‫اون قیافه‌ت رو میشناسه.

‫اون حکم مرگ من رو صادر کرده.

‫دیگه واقعاً چیزی برای از دست دادن ندارم، ‫و اگه راستش رو بخوای...

‫خیلی دوست دارم قبل از اینکه منفجر بشم، ‫انتقامم رو ازش بگیرم.

‫هی، من رو یادتون نره. ‫منم میخوام ضربه‌ خودم رو بزنم...

‫وایسا، وایسا، وایسا. ‫ما فقط سه دقیقه کوفتیه که تو رو میشناسیم.

‫از کجا بدونیم میتونیم بهت اعتماد کنیم؟

More Farsi Persian subtitles for The Beauty

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left